عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و تحلیلگر روابط بینالملل با بیان اینکه برای وقوع یا عدم وقوع حمله نظامی به ایران میتوان دلایل مختلفی مطرح کرد، گفت: نمیتوان با قطعیت درباره وقوع حمله یا زمان دقیق آن اظهارنظر کرد؛ تکرار پیشبینیها درباره زمان جنگ، بیش از آنکه نشانه اطلاع دقیق از تصمیم نظامی طرف مقابل باشد، آثار روانی دارد و میتواند جامعه ایران را از نظر روانی فرسوده کند.
در روزهایی که سایه احتمال درگیری دوباره بر فضای سیاسی و امنیتی ایران سنگینی میکند، بازار پیشبینیها درباره زمان حمله احتمالی نیز داغ شده است؛ از گمانهزنی درباره تحرکات نظامی آمریکا در منطقه تا سناریوهای احتمالی برای آغاز و پایان یک جنگ دیگر. اما در شرایطی که نشانههای نظامی و محاسبات سیاسی لزوماً به یک نتیجه واحد نمیرسند، مرز میان ارزیابی واقعی و گمانهزنی همچنان مبهم است؛ ابهامی که علاوه بر پیامدهای امنیتی، میتواند جامعه را در وضعیت انتظار و اضطراب طولانیمدت نگه دارد.
احمد بخشایش اردستانی، با اشاره به گمانهزنیها درباره زمان حمله احتمالی به ایران معتقد است که نمیتوان وقوع حمله را بهطور قطعی رد کرد یا زمان مشخصی برای آن پیشبینی کرد.
او با اشاره به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، تأکید میکند که تجربه درگیریهای گذشته نشان داده است حمله نظامی لزوماً به فروپاشی ساختار ایران منجر نمیشود. از نگاه این نماینده مجلس، تکرار پیشبینیها درباره زمان جنگ، علاوه بر ملاحظات نظامی، آثار روانی بر جامعه ایران دارد و میتواند افکار عمومی را فرسوده کند.
هم میتوان گفت حمله میشود و هم میتوان گفت حمله نمیشود
احمد بخشایش اردستانی درباره میزان اعتبار پیشبینیها از زمان وقوع جنگ احتمالی گفت: «به نظر من، این اظهارنظرها آثار روانی دارند و به نوعی با روان جامعه ایران بازی میکنند. بسیاری از مردم ایران، علاوه بر صداوسیما، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور را نیز دنبال میکنند. از سوی دیگر، صداوسیما معمولاً در این زمینه سکوت میکند؛ بنابراین طبیعی است که مجموعه این شرایط، فضای روانی خاصی در جامعه ایجاد کند.»
وی افزود: «وقتی از من میپرسند حمله چه زمانی اتفاق میافتد، میتوانم هم بگویم حمله قطعی است و هم بگویم ممکن است حملهای در کار نباشد. برای هر دو احتمال، دلایلی وجود دارد. از یک طرف، حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نیروی جدید وارد منطقه خاورمیانه شدهاند، تسلیحات متعددی به منطقه انتقال یافته و ناوهای هواپیمابر نیز در خاورمیانه، دریای عرب و اقیانوس هند حضور دارند. وقتی این حجم از نیرو و تجهیزات در منطقه جمع میشود، این پرسش مطرح است که قرار است در چه شرایطی از آنها استفاده شود.»
او ادامه داد: «از طرف دیگر، دلایلی نیز وجود دارد که نشان میدهد نباید وقوع حمله را قطعی دانست. طرف مقابل تجربه درگیری با ایران را دارد و در جریان جنگهای اخیر متوجه شده است که حمله نظامی لزوماً به فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی منجر نمیشود.»
عضو کمیسیون امنیت ملی تاکید کرد: «حتی اگر حملات دیگری نیز علیه ایران انجام شود، لزوماً به این معنا نیست که ساختار جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. البته در چنین شرایطی، فشارها و سختیهای مردم بیشتر میشود، اما مسئله این است که آیا حمله مجدد میتواند مشکل طرف مقابل را حل کند یا خیر. به نظر میرسد آنها همچنان در حال بررسی همین موضوع هستند.»
وی با اشاره به احتمال تلاش آمریکا برای پایان دادن به درگیری از طریق یک عملیات محدود گفت: «ممکن است آمریکا به دنبال آن باشد که راهی برای خروج از جنگ پیدا کند؛ برای مثال، عملیاتی علیه تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای ایران انجام دهد و سپس اعلام کند که توانسته است این برنامه را از بین ببرد و بر همین اساس، از جنگ خارج شود. چنین احتمالی را میتوان در نظر گرفت، اما این به معنای آن نیست که طرف ایرانی در برابر چنین اقدامی واکنشی نشان نخواهد داد.»
این تحلیلگر روابط بینالملل گفت: «طرف ایرانی در برابر چنین عملیاتی ساکت نخواهد نشست و به احتمال زیاد واکنش محکمی نشان خواهد داد. به اعتقاد من، شرایط ایران نسبت به گذشته تغییر کرده است؛ ایرانیها جسورتر شدهاند و دیگر مانند گذشته از قدرت نظامی طرف مقابل واهمه ندارند. در جنگ ۱۲ روزه، برخی فرماندهان ایرانی با احتیاط بیشتری عمل میکردند و هنوز این تصور وجود داشت که آمریکا قدرتی دارد که میتواند با اتکا به آن، در مدت کوتاهی ضربات سنگینی وارد کند.»
وی افزود: «حتی پیشتر، وزیر امور خارجه ایران نیز درباره توان آمریکا برای هدف قرار دادن سایتهای موشکی و تسلیحاتی کشور با یک دکمه صحبت کرده بود. چنین تصوری در جامعه وجود داشت و نگرانیهایی ایجاد میکرد، اما تجربه درگیریهای بعدی نشان داد که مسئله به آن سادگی نیست.»
بخشایش اردستانی گفت: «اکنون چند دور درگیری پشت سر گذاشته شده و این تجربه باعث شده است ترس گذشته تا اندازهای از بین برود. ایرانیها احساس میکنند که توانایی بیشتری برای مقابله دارند و دیگر مانند گذشته، قدرت نظامی آمریکا را شکستناپذیر نمیدانند.»
اگر به کوه کلنگ حمله شود، ایران به دیمونا حمله میکند
این نماینده مجلس در ادامه، با اشاره به اظهارات اخیر محسن رضایی درباره خارج نشدن اورانیوم غنیشده از ایران، آن را نشانهای از تغییر فضای تصمیمگیری و افزایش اعتمادبهنفس طرف ایرانی دانست و گفت: «وقتی چنین موضعی اعلام میشود که اورانیوم غنیشده ایران از کشور خارج نخواهد شد، میتوان آن را نشانهای از محکمتر شدن مواضع ایران دانست.»
او افزود: «برداشت من این است که طرف آمریکایی همچنان موضوع هستهای و سرنوشت حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را دنبال میکند و ممکن است پیشنهاد انتقال آن به روسیه یا مکان دیگری را مطرح کرده باشد؛ اما موضع اعلامشده از سوی ایران، مخالفت با چنین اقدامی است.»
وی با اشاره به احتمال حمله به کوه کلنگ گزلا گفت: «اسرائیل این واقعیتها را در نظر میگیرد. مطمئن باشید اگر به کوه کلنگ حمله شود، ایران هم به دیمونا حمله میکند. به همین دلیل، آنها از چنین اقدامی واهمه دارند. اگر ساختار انرژی ایران هدف قرار بگیرد، این احتمال وجود دارد که ساختار انرژی منطقه نیز دچار اختلال شود. آثار چنین وضعیتی فقط به ایران محدود نخواهد ماند و کشورهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
این تحلیلگر گفت: «اکنون در کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا، آلبانی و حتی آمریکا نیز اعتراضهایی با محوریت گرانی دیده میشود. باید توجه داشت که تحولات منطقه و وضعیت تنگه هرمز میتواند بر قیمتها و شرایط اقتصادی اثر بگذارد. اینها واقعیتهایی هستند که باید در محاسبات نظامی و سیاسی طرف مقابل مورد توجه قرار گیرند.»
پیشبینی زمان حمله، جامعه ایران را از نظر روانی فرسوده میکند
بخشایش اردستانی تاکید کرد: «نمیتوان با قطعیت گفت که حمله انجام میشود یا نمیشود و مهمتر از آن، نمیتوان زمان دقیقی برای آن تعیین کرد. میتوان برای هر دو احتمال استدلالهایی مطرح کرد، اما پیشبینی قطعی زمان جنگ قابل اتکا نیست. تکرار این اظهارنظرها درباره زمان حمله، بیش از آنکه لزوماً به معنای اطلاع دقیق از تصمیم نظامی طرف مقابل باشد، آثار روانی دارد و میتواند جامعه ایران را از نظر روانی فرسوده کند.»