تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل و مدیر پیشین بخش ایران شورای آتلانتیک، با تأکید بر اینکه استفاده از «مادر همه بمبها» علیه کوه کلنگ نمیتواند برنامه هستهای ایران را از بین ببرد، نسبت به پیامدهای انسانی و زیستمحیطی چنین حملهای هشدار داد و با مقصر دانستن دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در تشدید تنشها، گفت که از اعزام نمایندگان کشورهای امضاکننده توافق مکه به ایران برای گفتوگوهای منطقهای امیدوار شده است؛ هرچند غیرقابلاعتماد بودن ترامپ، دستیابی به هرگونه توافقی را بعید میکند.
باربارا اسلاوین، با اشاره به نقش دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در تشدید تنشها، معتقد است حتی حملات سنگین نظامی نیز نمیتواند دانش و تخصص هستهای ایران را از بین ببرد. او همچنین درباره احتمال ازسرگیری جنگ، نقش میانجیگران منطقهای و چین، امکان دستیابی به توافق و ضرورت بازنگری در مناسبات ایران با کشورهای منطقه توضیح میدهد و تأکید میکند که دستیابی به تفاهم میان تهران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، برای جلوگیری از درگیریهای جدید اهمیت اساسی دارد.
مشروح گفتوگو با باربارا اسلاوین را میخوانید:
با توجه به اتمام انتخابات اسرائیل و برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا، به نظر شما احتمال حمله نظامی به ایران بین دو انتخابات وجود دارد؟
من اطلاعات مستقلی در این زمینه ندارم و ترامپ هم سابقه دروغگویی درباره چنین مسائلی را دارد؛ اما به نظر میرسد تا قبل از برگزاری انتخابات میاندورهای، حمله جدیدی انجام نخواهد شد.
اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا پیروز شوند، آیا این موضوع میتواند تصمیمات ترامپ درباره حمله نظامی به ایران را تغییر دهد یا به جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها کمک کند؟
پاسخ به این سوال سخت است. حتی ممکن است این مسئله ترامپ را ترغیب کند که پس از انتخابات میاندورهای، تهدیدهای خود برای حمله را عملی کند؛ زیرا تا زمان آغاز به کار کنگره جدید در ماه ژانویه، کنگره تحت رهبری جمهوریخواهان در دوره انتقالی و با اختیارات سیاسی رو به افول قرار خواهد گرفت.
چرا استفاده از مادر بمبها در کوه کلنگ بینتیجه است؟
هیچکس نمیتواند دانش هستهای دانشمندان ایرانی را از بین ببرد
با توجه به مطرح شدن احتمال استفاده از بمب «مادر همه بمبها» (MOAB) و تهدیدها درباره حمله به کوه کلنگ، به نظر شما احتمال اینکه آمریکا در دور بعدی درگیریها تأسیسات هستهای ایران را هدف قرار دهد، چقدر است؟ آیا چنین حملهای واقعا میتواند برنامه هستهای ایران را بهطور کامل از بین ببرد؟
هر آنچه خواندهام یا بررسی کردهام نشان میدهد که استفاده از این سلاح در کوه کلنگ بینتیجه خواهد بود؛ زیرا این بمب نمیتواند تا عمق چندین مایلی در لایههای گرانیتی نفوذ کند. همچنین، این بمب باید بهوسیله یک بمبافکن نسبتا کُندرو حمل شود که در برابر حملات ایران آسیبپذیر خواهد بود. علاوه بر این، احتمالا چنین حملهای تلفات غیرنظامی گستردهای به همراه خواهد داشت.
بنابراین، فکر میکنم ترامپ بهدلیل نام این بمب به آن علاقهمند شده است، اما در نهایت، با توجه به معایب و محدودیتهای آن، ممکن است از استفاده از آن صرفنظر کند.
حتی اگر این بمب بتواند تأسیسات کوه کلنگ را نابود کند، باز هم برنامه هستهای ایران پایان نخواهد یافت؛ زیرا هیچکس نمیتواند دانش و تخصصی را که دانشمندان ایرانی برای بازسازی تأسیسات و یا حتی ساخت بمب در اختیار دارند، از بین ببرد.
علاوه بر این خطراتش برای سلامت عمومی و محیط زیست قابلتوجه است. به گفته کلسی داونپورت، از انجمن کنترل تسلیحات، بمب MOAB در بالای سطح زمین منفجر میشود و بهدلیل اینکه انرژی خود را در همه جهات و نه صرفا به سمت پایین پخش میکند، دامنه تخریب گستردهای دارد.
اگر آمریکا از بمب MOAB علیه ایران استفاده کند، آیا این اقدام میتواند ناقض حقوق بینالملل بشردوستانه یا کنوانسیونهای ژنو باشد؟ آیا ایران میتواند در واکنش به این اقدام، خواستار انجام تحقیقات بینالمللی شود یا پیگیری حقوقی را در دستور کار قرار دهد؟
از نظر من، بله؛ اما همانطور که میدانیم، دولت ترامپ نسبت به حقوق بینالملل بیاعتنایی قابلتوجهی نشان میدهد.
گفتوگوهای منطقهای؛ راهحل احتمالی برای کاهش تنشها
از نشست اخیر امضاکنندگان توافق مکه امیدوار شدم
با توجه به بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، چه گزینههای واقعبینانهای برای جلوگیری از دور جدید حملات و دستیابی به توافق وجود دارد؟
گفتوگوهای منطقهای میتوانند راهحلی احتمالی ارائه دهند. از اینکه کشورهای امضاکننده توافق مکه نمایندگانی به ایران اعزام کردند، امیدوار شدهام. امیدوارم این گفتوگوها موفقیتآمیز باشند.
با توجه به وضعیت کنونی مذاکرات و تداوم تهدیدهای نظامی، محتملترین سناریوها برای مرحله بعدی درگیریها از نظر شما چیست؟ آیا دستیابی به توافق در هفتههای آینده واقعبینانه است یا احتمال تداوم طولانیمدت درگیریها بیشتر است؟ در صورت ازسرگیری جنگ، پیشبینی میکنید این درگیریها چه مدت ادامه داشته باشد؟
پرسشهای بسیار خوبی هستند؛ اما برای پاسخ به آنها باید بتوانیم ذهن ترامپ را بخوانیم! او بهشدت خواهان دریافت جایزه صلح نوبل است، اما تاکنون هیچ کاری برای شایستگی دریافت این جایزه انجام نداده است.
برای دستیابی به توافق با ایران، ترامپ باید درباره تحریمها و داراییهای مسدودشده امتیازهایی بدهد؛ موضوعاتی که در تفاهمنامه ماه ژوئن گنجانده شده بودند، اما او از آن زمان تاکنون از تعهدات مربوط به آنها عقبنشینی کرده است.
انتظار ترامپ برای تغییر نظام سیاسی ایران غیرواقعبینانه است
چین؛ پرهیز از هرگونه خدشه به اعتبار و منفعل از برقراری صلح
دونالد ترامپ بارها ادعا کرده که از مردم ایران حمایت میکند؛ اما در کنار حملات نظامی، همچنان به تحریمها و فشارهای اقتصادی ادامه میدهد دلیل این تناقضگوییها چیست؟
انتظار ترامپ برای تغییر نظام سیاسی ایران و اینکه مردم عادی ایران بتوانند در شرایط جنگی و بحران اقتصادی قیام کنند، غیرواقعبینانه به نظر میرسد. علاوه بر این، هیچکس در واشنگتن نمیتواند بگوید چه نوع حکومتی پس از آن روی کار خواهد آمد و آیا آن حکومت در مقایسه با جمهوری اسلامی وضعیت بهتری خواهد داشت یا خیر.
با وجود تلاشهای میانجیگرانه کشورهایی مانند پاکستان، قطر و عمان، چرا تنشها میان ایران و آمریکا به این مرحله رسیده است؟ آیا ایفای نقش فعالتر از سوی چین میتواند به دستیابی به توافقی پایدار کمک کند، یا پکن برای حفظ روابط خود با واشنگتن و دیگر کشورهای منطقه ترجیح میدهد از پذیرش نقش میانجیگرانه خودداری کند؟
من ترامپ را مقصر میدانم؛ زیرا تصور میکرد میتواند بهراحتی در برابر ایران به پیروزی برسد. همچنین، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را بهدلیل متقاعد کردن ترامپ برای چنین تصوری مقصر میدانم.
متأسفانه، چین نقش عمدهای در میانجیگری ایفا نکرده است؛ زیرا روابط اقتصادی خود با آمریکا را بیش از تمایل به برقراری صلح در خاورمیانه ارزشگذاری میکند.
چین از فروپاشی حمایت بینالمللی از آمریکا سود میبرد و در عین حال نگران است که ترامپ از هرگونه توافقی عقبنشینی کند و در نتیجه، میانجیگری چین به شکست بینجامد و اعتبار این کشور خدشهدار شود.
غیرقابلاعتماد بودن ترامپ، دستیابی به هرگونه توافقی را بعید میکند
با توجه به رقابت چین و آمریکا بر سر تایوان و مسائل تجاری و همچنین روابط پرتنش روسیه با غرب بر سر اوکراین، خطر اینکه ایران به برگ چانهزنی در مذاکرات قدرتهای بزرگ تبدیل شود، تا چه اندازه جدی است؟ ایران چگونه میتواند مانع از آن شود که منافعش در چارچوب توافقهای کلان میان قدرتهای بزرگ معامله شود؟
در حال حاضر، نشانهای از وقوع چنین اتفاقی نمیبینم. اما اگر ترامپ موفق شود نشست موردنظر خود با شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین را با عنوان «یالتای دوم» برگزار کند، تصور میکنم این ایده مطرح شود.
با این حال، بار دیگر تأکید میکنم که غیرقابلاعتماد بودن ترامپ، دستیابی به هرگونه توافقی را بعید میکند. همچنین، در اختیار داشتن اکثریت کنگره آمریکا از سوی دموکراتها هم میتواند مانعی در این مسیر باشد.
ایران باید با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به تفاهم برسد و منافع مردم خود را در اولویت قرار دهد
برخی کشورهای منطقه در مواضع علنی خود بر ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ تأکید میکنند، اما در عمل، از پایگاههای نظامی آنها برای انجام عملیات علیه ایران استفاده شده است. ایران هم در واکنش، اهدافی را در برخی از این کشورها مورد حمله قرار داده است. آیا به نظر شما این کشورها واقعا برای برقراری صلح تلاش میکنند یا برخی از آنها با فراهم کردن تسهیلات نظامی یا ارائه حمایتهای دیگر، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در تشدید تنشها نقش دارند؟ چگونه میتوان تلاشهای واقعی برای برقراری صلح را از نقشآفرینی احتمالی در تشدید درگیریها تشخیص داد؟
پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، پیشینهای طولانی دارند که به بحران گروگانگیری و جنگ ایران و عراق بازمیگردد. با توجه به خسارتهایی که این پایگاهها متحمل شدهاند، احتمالاً شاهد کاهش حضور نظامی و بازآرایی آنها خواهیم بود.
با این حال، تا زمانی که ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) به تفاهم و آشتی نرسد، احتمال بروز درگیریهای جدید همچنان وجود دارد.
ایران همچنین باید منافع مردم خود را هم در اولویت قرار دهد و آنها را بر موضوعاتی که به مسائل جهان عرب مربوط میشوند، مانند مناقشه فلسطین و جنگ داخلی یمن، مقدم بداند.