یک کارشناس مسائل آمریکای لاتین گفت: همچنان با یک اصل ثابت در سیاست خارجی برزیل مواجه هستیم که تلاش برای برهمزدن وضع موجود در جامعه جهانی، بهویژه در شورای امنیت است.
هادی اعلمی فریمان، با اشاره به پیروزی مجدد جریان چپ در انتخابات ریاست جمهوری برزیل در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: ترامپ خیلی امیدوار بود که نتیجه انتخابات برزیل، به نفع راستگراها رقم بخورد؛ چون اساساً فکر میکنم سرمایهگذاری زیادی هم کرده بود. البته نمیخواست خیلی علنی وارد جریان انتخابات شود، به این دلیل که احساسات ضدآمریکایی در برزیل نسبتاً زیاد است و نمیخواست بیش از حد آشکارا از جریان خاصی حمایت کند. با اینحال، در مجموع، حمایت زیادی از آنها انجام داد.
وی ادامه داد: ترامپ و نیم او انتظار داشتند که پسر بولسونارو رأی بیاورد؛ چون رابطه خانواده بولسونارو با ترامپ، در مجموع، رابطه بسیار مطلوبی است. بنابراین، انتظار داشتند که او رأی بیاورد و از او حمایت میکردند؛ البته نه بهصورت علنی، بلکه از طریق حمایتهای غیرعلنی. نتانیاهو هم بسیار انتظار داشت که این اتفاق بیفتد و اساساً آنها دوست داشتند آمریکای لاتین به شکلی یکپارچه به سمت راستگرایی حرکت کند. با اینحال، نتیجه انتخابات به این شکل رقم خورد و فکر میکنم مردم همچنان امیدوارند شعارهای لولا داسیلوا که بیشتر مبتنی بر عدالت است و او در دورههای قبلی ریاستجمهوریاش نیز آشکارا آنها را پیگیری کرده بود، سرانجام به ثمر برسد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: به هر حال، مردم برزیل سابقه خوبی از دوران حکومت نظامیان ندارند. به نظر میرسد آنچه بولسونارو پیگیری میکرد، حمایت علنی از نظامیان بود. او در مقطعی که دولت را در دست داشت، نظامیان را وارد کابینه کرد و بسیاری از پستهای کلیدی را به آنها سپرد. این رویکرد چندان خوشایند جامعه مدنی، نخبگان، بخشهای مختلف جامعه و روشنفکران برزیل نبود؛ جامعهای که معمولاً یک جامعهای ائتلافی است. مردم احساس میکردند که کشور بیش از اندازه به سمت نظامیشدن و نظامیگری پیش میرود؛ زیرا حضور نظامیان، بهنوعی، دوران حکومت نظامی را برای مردم تداعی میکند.
وی افزود: این انتخابات تبعاتی هم داشت. اگر بولسونارو انتخاب میشد، علاوه بر گرایش به راستگرایی در منطقه آمریکای لاتین، سیاستهای اسرائیل نیز در آن منطقه تقویت میشد. به هر حال، در حوزه سیاست خارجی، قطعاً سیاستهایی که او دنبال میکرد، به تضعیف بریکس و تضعیف جامعه جنوب منجر میشد و میتوانست همکاریهای جنوب را به تعویق بیندازد؛ همانطور که این همکاریها پیشتر، در دوره بولسونارو، تا حدی تضعیف شده بود و بولسونارو اساساً تمایلی به پیگیری این همکاریها نداشت.
اعلمی فریمان گفت: این تضعیف همکاریهای جنوب برای کشوری مانند برزیل، که از پیشگامان شکلدهی به نظم منطقهای و از طرفداران تغییر وضع موجود در جامعه جهانی بوده و به دنبال برهمزدن ساختار کنونی سازمان ملل متحد است، چندان مناسب نبود. بنابراین، به نظرم، در مجموع، مأموریت اساسی برزیل تضعیف میشد. از این منظر، میتوانیم بهصراحت بگوییم که پیروزی لولا در واقع پیروزی جامعه جهانی جنوب و پیروزی گفتمان عدالت در منطقه جنوب بود؛ پیروزیای که میتواند زمینه را برای تداوم برنامههای فقرزدایی فراهم کند.
وی اضافه کرد: علاوه بر این، در حوزه سیاست خارجی، همچنان با یک اصل ثابت در سیاست خارجی برزیل مواجه هستیم که آن تلاش برای برهمزدن وضع موجود در جامعه جهانی، بهویژه در شورای امنیت است. برزیلیها سالهاست که، هم در جامعه مدنی و هم در میان بخشهایی از جامعه نظامی، به دنبال بهدستآوردن یک کرسی در شورای امنیت هستند. این پیروزی میتواند زمینه را برای پیگیری دوباره این برنامهها فراهم کند. علاوه بر این، برزیل میتواند در راستای تقویت بریکس نیز گام بردارد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: اینکه آیا لولا و ترامپ به سمت رویارویی خواهند رفت یا خیر، موضوعی است که نمیتوان گفت لزوماً به سمت تقابل جدی خواهند رفت. به نظرم، احتمالاً نوعی همکاری ادامه خواهد داشت، اما این همکاری سرد خواهد بود؛ یعنی میتوان نوعی همکاری مبتنی بر بیاعتمادی را پیشبینی کرد. بدون شک این نتیجه ترامپ را بهشدت عصبانی کرده است؛ زیرا انتظار داشت مطابق برنامه و تمایلات خود، در این حوزه پیش برود. بااینحال، به نظر میرسد از این نتیجه انتخابات بسیار ناراحت شده باشد.
وی افزود: بعید میدانم همکاری چندان گرمی میان آنها شکل بگیرد؛ چون ترامپ علاقه چندانی به همکاری با احزاب چپ، حزب کارگر و احزاب مشابه ندارد. بنابراین، فکر میکنم همکاری میان آنها، از روی ناچاری و در حوزههایی مانند مسائل مربوط به تروریسم و موضوعات مشابه، بسیار سرد خواهد بود و این وضعیت احتمالاً ادامه پیدا میکند.