کد خبر : ۱۱۸۱۱۴
۰۷:۱۱

۱۴۰۵/۰۸/۰۴
روزنامه اطلاعات:

تشدید محاصره و تحریم ایران، منطقه را به جنگ نزدیک‌تر می‌کند

.

یک روزنامه نوشت: این روز‌ها یک پرسش بیش از گذشته ذهن مردم ایران و بسیاری از ساکنان منطقه را به خود مشغول کرده است: آیا بار دیگر باید منتظر گسترش جنگ میان ایران و آمریکا باشیم؟ پرسشی که پاسخ آن فقط در مواضع تند سیاسی یا تحرکات نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه باید آن را در مجموعه‌ای از تحولات امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک جست‌و‌جو کرد.

روزنامه اطلاعات نوشت: واقعیت این است که وقتی صدای تهدید بلندتر می‌شود، مسیر‌های ارتباطی محدودتر می‌شوند و هر طرف می‌کوشد با افزایش فشار، امتیاز بیشتری بگیرد، نگرانی از وقوع درگیری تازه نیز افزایش می‌یابد. با این حال، میان جدی‌بودن خطر جنگ و قطعی‌بودن آن فاصله وجود دارد؛ فاصله‌ای که تصمیم‌های سیاسی و میزان آمادگی طرفین برای گفت‌و‌گو می‌تواند آن را بیشتر یا کمتر کند.

یکی از مهم‌ترین کانون‌های این نگرانی، تنگه هرمز است؛ آبراهی که امنیت آن فقط به ایران و کشور‌های حاشیه خلیج فارس مربوط نمی‌شود و آثار هرگونه اختلال در آن، خیلی زود در بازار‌های جهانی احساس خواهد شد. گزارش‌های اخیر درباره افزایش خطر برای کشتی‌های تجاری و نگرانی از اختلال در انتقال انرژی، بار دیگر اهمیت این منطقه را به صدر اخبار آورده است. در چنین شرایطی، یک برخورد نظامی محدود یا حادثه‌ای که به کشته‌شدن نیرو‌های دو طرف منجر شود، ممکن است زنجیره‌ای از واکنش‌ها را به دنبال داشته باشد.

تجربه بحران‌های گذشته نشان داده است که گاهی آنچه در ابتدا اقدامی محدود تلقی می‌شود، در اثر فشار افکار عمومی، محاسبات امنیتی و ضرورت پاسخ‌گویی سیاسی، به درگیری گسترده‌تری تبدیل می‌شود. به همین دلیل، خطر اصلی تنها تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ نیست؛ گاهی یک اشتباه محاسباتی می‌تواند مسیر حوادث را تغییر دهد.

در کنار تحولات میدانی، اختلاف بر سر شرایط مذاکره نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. تهران خواهان کاهش فشار‌های اقتصادی و دریایی و ایجاد تضمین‌هایی برای جلوگیری از تکرار درگیری‌هاست؛ در مقابل، واشنگتن بر محدودیت‌های هسته‌ای و ترتیبات امنیتی مورد نظر خود تأکید می‌کند. هر دو طرف می‌خواهند در مذاکرات دست خالی ظاهر نشوند و همین مسئله، رسیدن به توافق را دشوار می‌کند.

مشکل آنجاست که وقتی اعتماد متقابل کاهش می‌یابد، حتی توافق بر سر اصول اولیه نیز به زمان و تضمین‌های بیشتری نیاز دارد. در چنین فضایی، فشار اقتصادی ممکن است با هدف وادارکردن طرف مقابل به عقب‌نشینی افزایش یابد، اما همین فشار می‌تواند امکان سازش را نیز محدودتر کند. دیپلماسی زمانی نتیجه می‌دهد که طرفین، علاوه بر بیان خواسته‌های خود، برای شنیدن نگرانی‌های طرف مقابل و یافتن راه‌حل‌های عملی نیز آمادگی داشته باشند.

در این میان، نباید هزینه‌های انسانی و اقتصادی بحران را فراموش کرد. پشت هر خبر از حمله، تهدید یا افزایش قیمت نفت، زندگی مردمی قرار دارد که نگران امنیت خانواده، آینده فرزندان و وضعیت معیشت خود هستند. افزایش بهای انرژی، دشوارترشدن تجارت و گسترش نااطمینانی اقتصادی، پیامد‌هایی نیستند که تنها دولت‌ها با آن روبه‌رو شوند؛ این فشار‌ها دیر یا زود به زندگی روزمره مردم نیز راه پیدا می‌کنند. کشور‌های منطقه هم می‌دانند که گسترش جنگ می‌تواند امنیت مرزها، جریان تجارت و ثبات اقتصادی آنها را با مشکلات جدی مواجه کند. از این منظر، جلوگیری از تشدید درگیری نه امتیازی به یک طرف، بلکه ضرورتی برای کاهش هزینه‌هایی است که ممکن است دامنه آن از میدان نبرد بسیار فراتر برود.

آیا در چنین شرایطی می‌توان از وقوع جنگی گسترده‌تر سخن گفت؟ پاسخ واقع‌بینانه این است که احتمال تشدید بحران را نمی‌توان نادیده گرفت، اما هیچ تحلیل مسئولانه‌ای نیز نباید جنگ را از پیش قطعی بداند. ادامه تماس‌های دیپلماتیک، میانجی‌گری کشور‌های منطقه و امکان توافق بر سر مسائل فوری همچنان می‌تواند راهی برای مهار تنش باز نگه دارد. اگر گفت‌و‌گو صرفاً به ابزاری برای خرید زمان یا افزایش فشار تبدیل شود، خطر بحران باقی خواهد ماند؛ اما اگر طرفین آن را راهی برای حل اختلاف بدانند، هنوز امکان جلوگیری از گسترش درگیری وجود دارد.

جنگ، برخلاف شعار‌های سیاسی، با یک تصمیم آغاز می‌شود، اما پایان آن همیشه در اختیار آغازکنندگانش نیست. از همین رو، حفظ مسیر دیپلماسی نشانه نادیده‌گرفتن تهدید‌ها نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از تبدیل یک بحران خطرناک به فاجعه‌ای بزرگ‌تر است. هنوز نمی‌توان درباره سرانجام این تقابل حکم قطعی داد، اما می‌توان با اطمینان گفت که هر روزنه‌ای برای گفت‌و‌گو ارزشمند است؛ زیرا در نهایت، مهم‌ترین دستاورد جلوگیری از جنگی است که هزینه آن را نسل‌ها خواهند پرداخت.

منبع: اطلاعات

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha