کد خبر : ۱۱۵۹۴۶
۰۸:۴۴

۱۴۰۵/۰۵/۲۴
شمس‌الواعظین:

مذاکرات، تجلی‌گاه قدرت دفاعی و تهاجمی نیروهای نظامی است

.

یک روزنامه‌نگار پیشکسوت گفت: حتی در جنگ‌های کلاسیک قدیم -همان نبردهای شمشیری که قرن‌ها در تاریخ کهن، تاریخ اسلام، تاریخ اروپا و تاریخ جنگ‌های صلیبی جریان داشت- در واپسین مرحله جنگ، یعنی پس از جنگ‌ها، کشورگشایی‌ها و تصرف سرزمین دیگران، مذاکره صورت می‌گرفت. به بیان دیگر، مذاکرات حین جنگ یا پس از جنگ، تجلیگاه قدرت دفاعی و قدرت تهاجمی یک نیروی نظامی بود و آن را به رخ می‌کشید.

«ماشاءالله شمس‌الواعظین» درباره پیگیری همزمان میدان و دیپلماسی در شرایط فعلی کشور، گفت: اساسا پایان تمامی جنگ‌ها، مذاکره است و جنگی وجود ندارد که به مذاکره ختم نشده باشد. همان‌طور که «وینستون چرچیل» نیز به درستی تأکید دارد هدف غایی جنگ‌ها برقراری صلح است؛ بنابراین مدل شناخته‌شده دیگری در جهان برای پایان‌بندی منازعات وجود ندارد. جنگ برای جنگ، بی‌معناست؛ چرا که جز ویرانی و تلفات بی‌فرجام، نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

دستاورد‌های «تاکتیکی» نظامی را می‌توان با دیپلماسی به «استراتژیک» تبدیل کرد

وی افزود: معتقدم که مذاکره در سایه قدرت نظامی و یا بر پایه آن، می‌تواند به موازات هم پیش رفته و به نتیجه برسد. مباحثی که اکنون میان جناح‌های گوناگون سیاسی در کشور مطرح می‌شود، ناشی از ناآگاهی گویندگان نسبت به تاریخ جنگ‌هاست.

این فعال رسانه‌ایعنوان کرد: آنها از این واقعیت بی‌اطلاع‌اند که ما می‌توانیم دستاورد‌های نظامی را پشت میز مذاکره به دستاورد‌های سیاسی و استراتژیک تبدیل کنیم. دستاورد‌های میدان جنگ، ذاتا تاکتیکی و جزئی هستند و تنها در پرتو دیپلماسی است که به نتیجه‌ای پایدار تبدیل می‌شوند.

شمس‌الواعظین تصریح کرد: دستاورد‌های نظامی، ماهیتی مرحله‌به‌مرحله و جزئی دارند و به همین دلیل دستاورد‌های تاکتیکی نامیده می‌شوند. هنر ما این است که پای میز مذاکره، این انباشت دستاورد‌های تاکتیکی را به رهاورد‌های استراتژیک تبدیل کنیم و براساس آن معامله کنیم؛ این همان فرآیندی است که قدرت چانه‌زنی ما را در معادلات سیاسی ارتقا می‌دهد.

مذاکرات تجلی‌گاه قدرت دفاعی و تهاجمی نیرو‌های نظامی است

وی خاطرنشان کرد: مدلی جز این برای پایان منازعات وجود ندارد؛ اگر الگوی جایگزینی در تاریخ جنگ‌ها سراغ داشتیم، قطعا می‌شد درباره‌اش بحث کرد. حتی در جنگ‌های کلاسیک قدیم -همان نبرد‌های شمشیری که قرن‌ها در تاریخ کهن، تاریخ اسلام، تاریخ اروپا و تاریخ جنگ‌های صلیبی جریان داشت- در واپسین مرحله جنگ، یعنی پس از جنگ‌ها، کشورگشایی‌ها و تصرف سرزمین دیگران، مذاکره صورت می‌گرفت.

روزنامه‌نگار پیشکسوت افزود: به بیان دیگر، مذاکرات حین جنگ یا پس از جنگ، تجلیگاه قدرت دفاعی و قدرت تهاجمی یک نیروی نظامی بود و آن را به رخ می‌کشید.

شمس‌الواعظین تاکید کرد: حال اگر ما مذاکره نکنیم، چه چیزی می‌تواند تجلی گاه قدرت ما باشد؟ ما جز مذاکره چیز دیگری نداریم؛ پس چگونه می‌توانیم نشان دهیم که موفق بوده‌ایم؟ موفقیت در کسب پیروزی است؛ همانگونه که در مسابقات جهانی، پیروزی با ایستادن بر سکوی قهرمانی معنا می‌شود.

وی اظهار کرد: تلاش‌هایی که ما می‌کنیم باید به یک مدال تبدیل شود؛ اما آن مدال بر سکوی موفقیت به دست می‌آید، نه در دل خود جدال کشتی یا رقابت مسابقه. موفقیت آنجا شکل می‌گیرد که ما بر «سکوی پیروزی» می‌ایستیم و مدال را به گردن می‌آویزیم. معنای این کار آن است که توانی را که در میدان کشتی به دست آورده‌ایم، به نمایش می‌گذاریم و این موفقیت را بر سکوی پیروزی به رخ حریف می‌کشیم.

نقش پشتیبانی افکار عمومی و همبستگی ملی برای پیروزی قطعی است

رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران درباره چرایی اینکه برخی همچنان بر تداوم جنگ تأکید دارند، گفت: به اعتقاد من، این‌گونه مباحث کاملاً تخصصی هستند و انتقال آنها به فضای عمومی برای کشور خطرناک است. در هیچ‌جای دنیا، آغاز جنگ با تکیه بر آرای عمومی صورت نمی‌گیرد؛ هرچند جنگ‌ها برای موفقیت در عرصه نبرد میهنی، به پشتیبانی افکار عمومی و همبستگی ملی نیاز دارند و این مؤلفه‌ها برای پیروزی لازم و قطعی هستند.

شمس‌الواعظین افزود: با این حال، تصمیم‌گیری درباره جزئیات فنی و راهبردی، مانند انتخاب نوع موشک یا هواپیمای مورد استفاده، موضوعاتی تخصصی است که نخبگان نظامی باید بدون توجه و مداخله آرای عمومی درباره آن تصمیم بگیرند.

وی تاکید کرد: اگر چنین مباحثی به فضای عمومی کشیده شود، اطلاعات راهبردی ما فاش می‌شود. توانمندی‌ها و مهارت‌های نظامی ما باید با عنصر غافلگیری پیوند بخورد تا بتوانیم حریف را از پا درآوریم؛ در غیر این صورت، خودمان آسیب خواهیم دید.

مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی خاورمیانه بیان کرد: اینکه برخی افراد درباره کم شدن یا پایان یافتن جنگ بحث می‌کنند، گفت‌و‌گو‌هایی است که در فضا‌های فاقد اطلاعات دقیق فنی و حرفه‌ای مطرح می‌شود. این مسائل باید به کارشناسان یا طرف‌های درگیر در جنگ واگذار شود. نهاد‌های عالی وجود دارند که مولفه‌های نظامی، تجهیزات و تمام ابزار‌های جنگ را از بالا مدیریت می‌کنند و تشخیص می‌دهند چه زمانی باید پشت میز مذاکره نشست.

«شعام» زمان مناسب برای مذاکره را تشخیص می‌دهد

شمس‌الواعظین گفت: در ایران، این نهاد شورای عالی امنیت ملی است که تمام نیرو‌های عمل‌کننده، اعم از نیرو‌های نظامی، پشتیبان و سیاسی تا دستگاه دیپلماسی کشور را گرد هم آورده است. این شورا با ارزیابی توان جبهه‌ها، زمان مناسب برای مذاکره را تشخیص می‌دهد و درباره نحوه اداره آن تصمیم‌گیری می‌کند.

وی افزود: سایر کشور‌های دنیا نیز نهاد‌هایی مشابه شورای عالی امنیت ملی دارند که با دستیابی به وحدت نظر و اجماع، تصمیمات را اجرا می‌کنند؛ این تصمیمات در نهایت مورد حمایت و پشتیبانی ملی قرار می‌گیرد.

عضو حقیقی شورای اطلاع‌رسانی دولت درباره اینکه مخالفان دیپلماسی آیا راه حل جایگزینی دارند یا نه؟ گفت: این پرسش را باید از خودشان پرسید، چرا که شعار دادن در دوران جنگ کار ساده‌ای است.

شمس‌الواعظین تاکید کرد: به عقیده من، اگر ادامه یا توقف جنگ از محیط‌های تخصصی خارج شود و به خیابان‌ها و میادین شهر‌ها کشیده شود خطرناک‌ترین وضعیت ممکن برای کشور ایجاد می‌شود.

مسیر‌های تصمیم‌گیری برای جنگ باید محرمانه بماند

وی اظهار کرد: همانطور که تصمیم شروع یا پایان جنگ متکی بر افکار عمومی نیست -اگرچه نقش دارد- بحث من این است که تمام مسیر‌های تصمیم‌گیری باید محرمانه و سری بماند تا بتوان از عنصر غافلگیری در برخورد با دشمن بهره برد. در غیر این صورت، همه چیز لو می‌رود و برای حریف آشکار می‌شود.

روزنامه‌نگار پیشکسوت با بیان اینکه وقتی مدیریت جنگ از عرصه میادین و خیابان‌ها به ارگان‌های حرفه‌ای منتقل می‌شود، دسترسی به اطلاعات دقیق‌تر ممکن است و حتی می‌توان زمان آغاز و پایان مذاکرات را تعیین کرد، افزود: اتفاقی که طی روز‌های اخیر افتاد، از جمله بالا بردن سقف شرایط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، نشان می‌دهد که یک عقل جمعی پشت این تصمیم بوده است.

شرایط جدید ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، محصول یک نگاه کارشناسی جمعی است

شمس‌الواعظین گفت:ما شاهد بودیم که فرماندهان و نهاد‌های نظامی و سیاسی کشور تا چند روز اخیر سکوت کرده بودند، اما ناگهان همه نهاد‌ها از جمله سپاه، ارتش، شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه در یک راستا حرکت کردند تا با بازگشایی مجدد تنگه هرمز و شکستن دور باطل آتش‌بس و وضعیت «نه جنگ و نه صلح»، آمریکا را ناچار به پذیرش شرایط ایران کنند.

وی اظهار کرد: این شرایط جدید ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، محصول یک نگاه کارشناسی جمعی است. این نگاه، هم شامل برآورد هزینه ایستادگی و پایداری است و هم تحلیل دقیق وضعیت دشمن؛ اینکه دشمن چه می‌کند و وضعیتش چگونه است. باید بررسی شود که آیا گزارش‌ها درباره کاهش ذخایر موشک‌های تاماهوک و پاتریوت دقیق است یا خیر و اینکه آمریکا در صورت حمله نظامی، از چه امکاناتی برخوردار و از چه چیزی محروم است.

این فعال رسانه‌ای و تحلیل گر سیاسی تصریح کرد: چنین داده‌هایی در خیابان مطرح نمی‌شوند؛ این اطلاعات در گروه‌های کارشناسی و نهاد‌های مربوطه تحلیل و به یک گزاره تبدیل می‌شوند. سپس این گزاره به سطوح عالی می‌رود تا درباره آن تصمیم‌گیری و به مرحله اجرا گذاشته شود. حفاظت از این فرآیند، مهم‌ترین وظیفه ماست.

شمس‌الواعظین خاطرنشان کرد: خیابان و میادین شهر برای پشتیبانی از تصمیمات کلان کشور در دوران جنگ هستند، نه برای تعیین خط‌مشی پذیرش مذاکره یا تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح. همه این موارد به نهاد‌هایی مربوط است که ساختار هرمی دارند و آرای عمومی را از طریق همین مجاری محترم شمرده و به مرحله اجرا در می‌آورند. منظور این است که اراده عمومی باید در این مسیر حرکت کند و در نهاد‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده متبلور شود.

شناخت دقیقی از پروتکل‌های دوران جنگ در کشور وجود ندارد

رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران درباره اینکه آیا ارسال پالس ضعف و حاشیه‌سازی باعث تضعیف کشور و ایجاد دوقطبی می‌شود، گفت: من همواره در کلاس‌های درس و به همکاران و روزنامه‌نگاران یک نکته را یادآوری می‌کنم. ما برای هر شرایطی پروتکل و دستورالعمل مشخصی داریم؛ درست همانند بیمارستان‌ها، آتش‌نشانی یا هر نهاد امدادی که کارکرد و قوانین خاص خود را دارد.

شمس‌الواعظین افزود: متأسفانه در کشور ما شناخت دقیقی از پروتکل‌های دوران جنگ وجود ندارد و این خلأ متوجه رسانه‌های ملی است که باید این اصول را به بدنه جامعه منتقل کنند؛ اینکه در شرایط جنگی چه رفتاری مجاز است و چه امری باید محدود یا کنار گذاشته شود.

مهمترین موضوع در دوران جنگ، وحدت نظر، فرماندهی و کنترل است

وی گفت: مهمترین موضوع در دوران جنگ، به‌ویژه در بدنه سیاسی کشور، وحدت نظر، فرماندهی و کنترل است که باید در عالی‌ترین سطح تجلی یابد. اگرچه در کشور ما این هماهنگی تا حدی وجود دارد، اما باید به یک مساله جدی و اولویت‌دار تبدیل شود.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت اظهار کرد: دیدگاه نهاد‌های سیاسی درباره جنگ‌ها باید از طریق نهاد‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز هدایت شود و در همان مجاری تخصصی تجلی یابد، نه در میان افکار عمومی. شعار‌های رادیکال درباره جنگ، هزینه‌های سنگینی به کشور تحمیل می‌کند.

وی افزود: بسیاری از نهاد‌های سیاسی غیرمرتبط با مسائل جنگ، که بدون توجه به مقتضیات اوضاع جنگ، شرایط کشور و وضعیت اقتصادی، قصد دارند فرامین مربوط به جنگ را به گونه‌ای هزینه‌ساز دنبال کنند، باید برخورد شود. در غیر این صورت، همه چیز از هم خواهد پاشید.

سرنوشت ملت‌ها در دوران جنگ‌ها تعیین می‌شود

شمس‌الواعظین گفت: ما باید انسجام خود را همانگونه که ملت از خود نشان می‌دهد، حفظ کنیم، اما عاملی که می‌تواند از ایجاد گسل و شکاف در انسجام ملی جلوگیری کند، دستگاه قضا است که باید ورود کند و در دوران جنگ از این شکاف جلوگیری نماید. دوران جنگ، دوران بسیار بسیار مهمی است. بعضی وقت‌ها بعضی از نهاد‌ها و شخصیت‌ها دوران جنگ را شوخی می‌گیرند و تصور می‌کنند عده‌ای دارند با هم کشتی می‌گیرند، غافل از اینکه آینده کشور و سرنوشت ملت در دوران جنگ تعیین می‌شود. جنگ‌ها آینده‌ساز هستند و تعیین‌کننده رویکرد‌ها تا پنجاه یا صد سال آینده خواهند بود.

رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران افزود: بنابراین انسجام ملی نباید فقط در سطوح خیابان، میدان، مردم و افکار عمومی جست‌و‌جو شود، بلکه در سیاست کشور و نهاد‌های سیاسی نیز باید تجلی پیدا کند.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha