کد خبر : ۱۱۵۸۳۳
۰۸:۰۵

۱۴۰۵/۰۵/۱۹
ابوالفتح:

مادامی که ترامپ به اهدافش نرسیده، احتمال تکرار جنگ وجود دارد

.

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل می گوید: فشار نهادهای قدرت، هیئت حاکمه و نظم سیاسی آمریکا در راستای اهدافی که از پیش تعیین شده، همچنان ادامه دارد، این مواضع آن‌قدر از زبان سناتورها، لابی‌ها، برخی رسانه‌ها و نهادهای مشابه تکرار می‌شود که ترامپ را مجبور می‌کند تا دست به اقدامات جدیدی بزند. بنابراین، تا زمانی که ترامپ به اهداف بنیادین خود نرسیده باشد، احتمال تکرار جنگ‌های پرشدت همچنان وجود دارد.

امیرعلی ابوالفتح درباره اظهارات ترامپ و هگست مبنی بر ادعای پیروزی در رویارویی با ایران توضیح داد: «روایتی که ترامپ به افکار عمومی پمپاژ می‌کند، مستقیماً بر این پیش‌فرض استوار است که ایالات متحده در وهله نخست، و شخص دونالد ترامپ در وهله دوم، همواره فاتح میدان هستند. از دیدگاه او، دست‌کم تا زمانی که وی در کاخ سفید حضور دارد، آمریکا در تمامی پرونده‌ها دست برتر را دارد و پیروز مطلق است.»

وی در ادامه افزود: «تفاوتی نمی‌کند موضوع یک جنگ تجاری باشد یا اعمال فشار بر روسیه، اوکراین و چین؛ و یا حتی درگیری نظامی با ایران. در تمامی این عرصه‌ها، ترامپ به صورت بی‌وقفه‌ای تلاش می‌کند تا داستان یک پیروزی بی‌نقص را به تصویر بکشد. این رفتار، هم ریشه در ویژگی‌های روان‌شناختی ترامپ دارد که به هیچ وجه تاب تحمل شکست را ندارد و حاضر به پذیرش ناکامی در تحقق برنامه‌هایش نیست، و هم ناشی از تلاش او برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی رای‌دهندگان است تا بتواند تصویر یک منجی تمام‌عیار را برای آمریکا از خود به نمایش بگذارد.»

این تحلیلگر مسائل آمریکا تصریح کرد: «روایت پیروزمندانه ترامپ لزوماً برای تمامی اقشار جامعه و ناظران بین‌المللی قابل باور نیست. زمانی که وی ادعای پیروزی می‌کند، نخستین پرسشی که به ذهن خطور می‌کند این است که اساساً قرار بود در این جنگ چه دستاوردی حاصل شود و اکنون چه خروجی‌ای به دست آمده که واشنگتن خود را فاتح میدان می‌داند؟»

ابوالفتح ادامه داد: «باید پرسید آیا آمریکا موفق شده است برنامه هسته‌ای ایران را نابود سازد؟ آیا توانسته است مسیر توسعه و بازتولید توانمندی‌های موشکی و پهپادی ما را مسدود کند؟ آیا واشنگتن موفق به قطع پشتیبانی ایران از نیرو‌های نیابتی محور مقاومت شده یا توانسته است در نظام حکمرانی ایران تغییری ایجاد کند؟ طبیعتاً چنین اتفاقاتی رخ نداده است.»

وی خاطرنشان کرد: «گرچه رهبری و برخی فرماندهان شهید شده‌اند و به توان نظامی ایران آسیب وارد شده، اما واقعیت امر این است که آن اهداف کلان و راهبردی که قرار بود در جریان این نبرد عملیاتی شوند، محقق نشده‌اند. بخش بزرگی از جامعه آمریکا باور ندارد که ترامپ پیروز این کارزار بوده است، و اتفاقاً اصرار و پافشاری مداوم او برای القای این پیروزی نیز دقیقاً از همین نقطه نشأت می‌گیرد. اگر افکار عمومی پیروزی ترامپ را با طیب خاطر پذیرفته بود، او این‌قدر اصرار نداشت که خود را پیروز میدان معرفی کند.»

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به عدم قطعیت‌های موجود پیرامون احتمال شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌ها اظهار داشت: «بنده معتقد نیستم که صرفِ ادعای پیروزی از سوی ترامپ، به معنای پایان قطعی درگیری‌ها و عدم وقوع جنگ جدید باشد. چنین ادعایی با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد.»

وی توضیح داد: «فشار نهاد‌های قدرت، هیئت حاکمه و نظم سیاسی آمریکا در راستای اهدافی که از پیش تعیین شده، همچنان ادامه دارد. به عبارتی دیگر، حتی اگر شخص ترامپ بپذیرد که ایران دیگر برنامه هسته‌ای ندارد یا ادعا کند تمام توان هسته‌ای ایران را نابود کرده است، اما هیئت حاکمه آمریکا این ادعا را نمی‌پذیرد و به‌طور مستمر تکرار می‌کند که ایران خطر هسته‌ای دارد.»

ابوالفتح افزود: «این مواضع آن‌قدر از زبان سناتورها، لابی‌ها، برخی رسانه‌ها و نهاد‌های مشابه تکرار می‌شود که ترامپ را مجبور می‌کند تا دست به اقدامات جدیدی بزند. بنابراین، تا زمانی که ترامپ به اهداف بنیادین خود نرسیده باشد، احتمال تکرار جنگ‌های پرشدت همچنان وجود دارد.»

وی در تشریح وضعیت کنونی ادامه داد: «علت اینکه در مقطع فعلی بحث جنگ تا حدودی فروکش کرده، به کمبود مهمات و تجهیزات نظامی آمریکا در برخی حوزه‌ها بازمی‌گردد. اگر این موارد بازسازی شده و نیاز‌های ارزی آن برطرف شود، امکان تکرار حملات آمریکا به ایران وجود دارد و نباید روی حرف‌های ترامپ مبنی بر اینکه جنگ تمام شده است، حسابی باز کرد. وقتی صحبت از احتمال وقوع جنگی دیگر می‌کنیم، به این معناست که مسئولان کشور باید در بالاترین سطح از آمادگی قرار داشته باشند.»

این کارشناس حوزه بین‌الملل در ارزیابی میزان اهمیت «پیمان مکه» در مناسبات منطقه‌ای بیان کرد: «درباره پیمان مکه، فارغ از بخش‌های عمومی آن، بند‌هایی نیز وجود دارد که مستقیماً به ایران و آمریکا مرتبط می‌شود. اگر این پیمان با این هدف تنظیم شده باشد که از عربستان دفاع کند و حمله به عربستان، معادل حمله به ترکیه و پاکستان تلقی شود، باز هم تضمین امنیتیِ مستحکمی برای عربستان به وجود نمی‌آورد.»

ابوالفتح تصریح کرد: «قطعاً توان نظامی ترکیه و پاکستان فراتر از قدرت آمریکا نیست؛ ضمن اینکه آنها انگیزه قوی‌تری هم برای دفاع از عربستان در مقایسه با واشنگتن ندارند.»

وی ادامه داد: «حفظ امنیت عربستان برای آمریکا بسیار مهم‌تر از ترکیه و پاکستان است. وقتی خود آمریکا نمی‌تواند مانع از حملات احتمالی ایران به پایگاه‌هایش در خاک عربستان شود، پس این دو کشور چطور قرار است چنین قدرتی داشته باشند؟ آیا ارتش پاکستان و ترکیه قوی‌تر از ارتش آمریکا هستند؟ این در حالی است که هر دو کشور یادشده خود وابسته به آمریکا هستند و به لحاظ عملیاتی پاکستان و ترکیه نمی‌توانند چیزی به این معادله اضافه کنند.»

وی در پایان خاطرنشان کرد: «در صورت وقوع جنگی جدید و حمله مجدد ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، پاکستان و ترکیه نهایتاً می‌توانند بیانیه صادر کرده و حملات را محکوم کنند. پیش از انعقاد پیمان مکه نیز، پیمان‌های متقابلی میان پاکستان و عربستان وجود داشت؛ اما در آن دوره هم اتفاق خاصی رخ نداد. بنابراین، این ایده که فکر کنیم اکنون برای عربستان یک سپر دفاعیِ نفوذناپذیر تشکیل شده و هیچ کشوری نمی‌تواند به آن حمله کند، با واقعیت همخوانی ندارد.»

منبع: فرارو

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha