کد خبر : ۱۱۴۶۸۱
۱۷:۲۵

۱۴۰۵/۰۴/۱۱
روزنامه هاآرتص:

توافق آمریکا و ایران، متحدان واشنگتن را دچار احساس رهاشدگی کرده است

ایران و آمریکا

روزنامه هاآرتص در تحلیلی با بررسی پیامدهای تفاهم آمریکا و ایران مدعی شد: این توافق نه‌تنها اطمینان متحدان منطقه‌ای واشنگتن را افزایش نداده، بلکه احساس رهاشدگی و بی‌اعتمادی را در میان رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی خلیج فارس تشدید کرده و آنان را به سمت گفت‌وگوی مستقیم با تهران سوق داده است.

هاآرتص در تحلیلی از آشفتگی دیپلماسی آمریکا پس از توافق با ایران می‌نویسد که پادشاهی‌های عربی خلیج فارس و رژیم صهیونیستی، با وجود تفاوت در محاسبات امنیتی، به یک حس مشترک رسیده‌اند: واشنگتن در مسیر معامله با تهران، نگرانی‌های آنان را قربانی کرده است. به روایت این گزارش، سفرهای منطقه‌ای مارکو روبیو، مذاکرات جی‌دی ونس با ایران و ادعاهای ترامپ درباره «تسلیم تهران»، بیش از آنکه اطمینان‌بخش باشد، نشانه‌ای از سردرگمی آمریکا و آغاز مرحله‌ای است که در آن متحدان سنتی واشنگتن ناچارند برای مدیریت هرمز، آزادسازی دارایی‌ها و مهار بحران لبنان، مستقیماً با ایران وارد تفاهم شوند.

تحلیل تسوی بارئل در هاآرتص، به کالبدشکافی ارکستر آشفته دیپلماسی ترامپ در مرحله پساجنگ می‌پردازد.

بارئل استدلال می‌کند که پادشاهی‌های عربی خلیج فارس، درست مانند رژیم صهیونیستی، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که از سوی دونالد ترامپ وجه‌المصالحه قرار گرفته و «فروخته شده‌اند». به روایت او، دیپلماسی آمریکا اکنون زیر نظر سه رهبر ناهماهنگ پیش می‌رود: جی‌دی ونس در ژنو مشغول پیشبرد مسیر توافق هسته‌ای با ایران است، ترامپ در واشینگتن تفاهم‌نامه را «تسلیم بی‌قیدوشرط تهران» می‌خواند، و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، راهی منامه و ابوظبی شده تا چتر آسیب‌دیده بازدارندگی واشینگتن را برای متحدان منطقه‌ای ترمیم کند.

از نگاه بارئل، این وضعیت به نمایشی کاریکاتوری شبیه شده است؛ نمایشی که در آن اسرائیل نه بازیگر اصلی، بلکه تماشاگری مأیوس است که تنها می‌کوشد با اعتراض و اخلال، مسیر دیپلماسی آمریکا با ایران را کند کند.

هاآرتص این آشفتگی دیپلماتیک و پیامد‌های آن برای خلیج فارس، اسرائیل، هرمز و لبنان را در چهار محور کالبدشکافی می‌کند:

یک: سفر روبیو و تلاش برای وصله‌پینه بازدارندگی آمریکا

سفر منطقه‌ای مارکو روبیو به امارات، کویت و بحرین، به‌ویژه به دلیل غیبت عربستان، قطر و عمان در پروتکل سفر، واجد معناست. بارئل این سفر را تلاشی برای ارائه تضمین‌های امنیتی به کشور‌هایی می‌داند که در جنگ اخیر، بیشترین آسیب را از موشک‌ها و پهپاد‌های ایران متحمل شدند. روبیو اصرار دارد که واشینگتن در برابر تهران سیاست مماشات در پیش نگرفته و ترامپ نیز مدعی است ایران متعهد شده هیچ عوارضی در تنگه هرمز دریافت نکند.

اما تفسیر تهران از توافق کاملاً متفاوت است. هیئت بلندپایه ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی، بلافاصله پس از نشست ژنو راهی مسقط شد تا در چارچوب یک بیانیه مشترک، ایده «کارگروه حاکمیتی هرمز» را برای تعیین هزینه‌های خدمات ناوبری و امنیتی پیگیری کند. تهران اعلام کرده است که لغو عوارض، تنها به مهلت ۶۰ روزه تفاهم‌نامه محدود است و پس از آن، قواعد عبور و مرور در هرمز باید در چارچوب ترتیبات تازه تعیین شود.

دو: شکل‌گیری کریدور مستقل عربی ـ ایرانی در هرمز

این گسست صامت میان واشنگتن و شرکای منطقه‌ای آن، فراتر از یک محور عمانی ـ ایرانی است. به روایت هاآرتص، محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، چهارشنبه گذشته به مسقط رفت تا درباره دکترین «کریدور مستقل عربی ـ ایرانی» برای مدیریت مشترک هرمز و فرمول احتمالی دریافت عوارض گفت‌و‌گو کند. این تحرکات بر دو فرض راهبردی در پایتخت‌های عربی استوار است: نخست اینکه واشنگتن توان مهار فیزیکی و پایدار ایران در تنگه هرمز را ندارد؛ دوم اینکه کشور‌های عربی باید پیش از آنکه ترامپ امتیازات بزرگ‌تری روی میز تهران بگذارد، خودشان با ایران به تفاهم برسند.

از نگاه بارئل، این رویکرد، دکترین جبهه متحد ضدایرانی آمریکا را متلاشی کرده و ایران را به شریکی ناگزیر و برابر در معادلات پساجنگ خلیج فارس تبدیل کرده است.

سه: دارایی‌های مسدودشده و خطر امتیازدهی پیش‌دستانه

نخستین آزمون سخت تفاهم‌نامه، پرونده آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران است؛ دارایی‌هایی که بخش مهمی از آن در بانک‌ها و سازوکار‌های مالی کشور‌های خلیج فارس نگهداری می‌شود. در این میان، از ۶ میلیارد دلار دارایی ایران در قطر، ده‌ها میلیارد دلار در امارات و حدود ۱۵ میلیارد دلار پول گاز عراق سخن گفته می‌شود.

بارئل مدعی است، پادشاهی‌های عربی در آستانه یک خطای کلاسیک قرار دارند: امتیازدهی پیش‌دستانه به تهران، پیش از آنکه تغییر رفتار ایران اثبات شده باشد. فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان، از «فرسایش شدید اعتماد» سخن گفته، اما قطر در مقایسه با ریاض موضع نرم‌تری اتخاذ کرده است. همین شکاف نشان می‌دهد که کشور‌های عربی، به جای تکیه بر یک موضع واحد، در حال تنظیم روابط جداگانه با تهران هستند.

چهار: از هراس ترامپ تا تبدیل اعراب به سپر اقتصادی تهران

پارادوکس نهایی در تحلیل هاآرتص این است که کشور‌هایی که زیر فشار حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتند، اکنون به دلیل نگرانی از غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ترامپ، در حال تبدیل شدن به نوعی «سپر سیاسی و اقتصادی» برای تهران هستند. این کشور‌ها می‌کوشند با ایران درباره موازنه فروش نفت، آزادسازی دارایی‌ها و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری هماهنگ شوند تا از شوک‌های تازه امنیتی و اقتصادی جلوگیری کنند. اما اگر این روند در آزمون‌هایی مانند هرمز و بوشهر شکست بخورد، نه‌تنها نظم امنیتی خلیج فارس دوباره به بحران بازمی‌گردد، بلکه جبهه لبنان و دکترین روبیو برای مهار حزب‌الله نیز ممکن است در موج تازه‌ای از بی‌ثباتی فرو برود.

جمع‌بندی هاآرتص این است که توافق آمریکا و ایران، به جای ایجاد اطمینان برای متحدان منطقه‌ای واشنگتن، حس مشترکی از بی‌اعتمادی و رهاشدگی ایجاد کرده است. پادشاهی‌های عربی و اسرائیل، هرچند از دو موقعیت متفاوت به بحران نگاه می‌کنند، اما در یک برداشت مشترک به هم نزدیک شده‌اند: آمریکا در مسیر معامله با تهران، نگرانی‌های امنیتی آنان را به حاشیه برده است. در نتیجه، خلیج فارس وارد مرحله‌ای شده که در آن متحدان سنتی آمریکا، همزمان از ایران می‌ترسند، به واشنگتن اعتماد کامل ندارند و ناچارند برای مدیریت بحران، مستقیماً با تهران وارد معامله شوند.

منبع: جماران

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha