کد خبر : ۱۱۴۶۷۵
۱۲:۴۹

۱۴۰۵/۰۴/۱۱
روزنامه انگلیسی:

کشورهای منطقه در حال فاصله گرفتن از مدار امنیتی آمریکا هستند

ایران و آمریکا

روزنامه انگلیسی مورنینگ استار در تحلیلی با بررسی پیامدهای جنگ ایران، مدعی شد این درگیری موازنه‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه را دگرگون کرده و ضمن تضعیف جایگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی، زمینه تقویت نقش منطقه‌ای پاکستان و شکل‌گیری یک سازوکار امنیتی جدید و مستقل از واشنگتن را فراهم آورده است.

روزنامه انگلیسی «مورنینگ استار» در گزارشی نوشت: حمله غیرقانونی و غیرموجه آمریکا و (رژیم) اسرائیل علیه ایران در ماه فوریه، بی‌تردید به شکل‌گیری واقعیتی تازه در خاورمیانه و سراسر آسیا منجر شده است.

واشنگتن و تل‌آویو امیدوار بودند که این واقعیت جدید، منطقه‌ای تحت سلطه اسرائیل و در کنترل آمریکا باشد. افزون بر این، (رژیم) اسرائیل به وضوح امیدوار بود تا گامی دیگر به سوی هدف (واهی) دیرینه و اعلام‌شده خود، یعنی تشکیل «اسرائیل بزرگ»، بردارد.

به نوشته نگارنده، «با این حال، واقعیت این است که فارغ از هر قضاوتی درباره حکومت تهران و اینکه درگیری‌ها بار دیگر از سر گرفته شود یا نه، ایران شکست سهمگینی را چه از نظر نظامی و چه به لحاظ دیپلماتیک، هم به اسرائیل و هم به آمریکا تحمیل کرد.»

ابعاد و سطح خسارتی که ایرانیان وارد کرده‌اند، همچون رازی سربه‌مُهر، به‌شدت مخفی نگه داشته شده است. حملات واشنگتن و تل‌آویو خسارات قابل‌توجهی به ایران وارد کرده، اما تردیدی وجود ندارد که ایران به واقع آسیب‌های جدی به اسرائیلی‌ها و همچنین به دارایی‌ها و منافع آمریکا در منطقه وارد کرده است.

تهران نشان داد که تسلطش بر تنگه هرمز، سلاحی با قدرتی ویرانگر برای اقتصاد جهانی است. ایران از دیرباز تاکید کرده که هرگز قصد ساخت سلاح هسته‌ای را نداشته و ندارد. حالا روشن شده که توانایی بستن تنگه هرمز، خود سلاحی بسیار قدرتمند در دستان ایران است.

برآورد‌هایی که اکنون منابع آمریکایی منتشر می‌کنند، حاکی از آن است که اگر تا ماه آگوست جریان کامل نفت از طریق تنگه هرمز از سر گرفته نشود، موجودی نفت آمریکا به احتمال زیاد به‌سرعت و به معنای واقعی کلمه، به اتمام خواهد رسید.

بسیاری از ناظران اهمیت حیاتی تنگه هرمز را پیش‌بینی و بر آن تاکید کرده بودند. اما معدود افرادی پیش‌بینی می‌کردند که ایران از قدرت آتش لازم برای مقابله و ناکام گذاشتن حملات گسترده هوایی آمریکا و (رژیم) اسرائیل برخوردار باشد.

نگارنده این مطلب در ادامه به نقش محوری پاکستان در شکل‌گیری توافقی میان واشنگتن و تهران، اشاره کرد و نوشت: حتی تعداد افرادی که پیش‌بینی می‌کردند در نهایت، کشور دیگری در منطقه در موقعیتی قرار گیرد که فقط می‌توان آن را یک دستاورد «مطبوع» دیپلماتیک توصیف کرد. آن کشور پاکستان است؛ کشوری که نقش اصلی میانجی‌گری را در شکل‌گیری آنچه ایران از آن تحت عنوان «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» میان تهران و واشنگتن یاد می‌کند، بر عهده داشته است.

پاکستان با موفقیت ارتباط میان آمریکا و ایران را حفظ و زمینه دستیابی به این تفاهم‌نامه را فراهم کرد. سپس نیز، هرچند گفت‌و‌گو‌ها همچنان به طور غیرمستقیم برگزار می‌شود، همین کشور مقدمات آغاز مذاکرات ۶۰ روزه درباره جزئیات فنی پایان دادن به درگیری را فراهم آورد.

یکی از پیامد‌های این جنگ آن بود که کشور‌های منطقه اعتماد خود را به این باور که آمریکا مایل یا قادر است چتر امنیتی قابل اتکایی برای منطقه فراهم کند، تا حد زیادی از دست دادند.

البته بیراه نیست که بگوییم «هر بار که دونالد ترامپ، رئیس جمهور به شدت دمدمی آمریکا، برای اظهارنظری جنجالی دهان خود را باز می‌کند یا نیمه‌های شب در شبکه اجتماعی‌اش (تروث سوشال)، هر مهملی که به ذهنش می‌رسد را منتشر می‌کند، اعتماد به آمریکا بیش از پیش تنزل می‌کند.»

صرف‌نظر از ترامپ، همواره این تصور وجود داشت که آمریکا با زرادخانه عظیم نظامی و انبوه پایگاه‌هایش در منطقه، می‌تواند پوشش امنیتی کافی برای کشور‌های حوزه خلیج فارس تامین کند؛ پایگاه‌هایی که قادر است از آنها حملات را ترتیب بدهد.

با این حال، این واقعیت که ایران توانست تقریبا هر زمان که بخواهد به مواضع و دارایی‌های آمریکا در سراسر منطقه حمله کند، زنگ هشدار جدی را برای سایر کشور‌های منطقه به صدا درآورد.

یکی از روایت‌هایی که مطرح شده، به تماس تلفنی یکی از مقامات ارشد عربستان سعودی با هیات ایرانی مربوط می‌شود؛ زمانی که هیات ایران، پس از اظهارات تند ترامپ درباره آنچه «بمباران ایران» خواند و فرستادگان تهران را تهدید کرد، قصد ترک مذاکرات سوئیس را داشت.

گفته می‌شود که یکی از شاهزادگان ارشد سعودی در تماس با مقامات ایرانی، تضمین داده بود که اگر آمریکا از توافق عقب‌نشینی و عهدشکنی کند، میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های متعلق ایران، به این کشور بازگردانده خواهد شد. سعودی‌ها خیلی روشن اعلام کردند که توافق میان آمریکا و ایران باید حتما حاصل شود و همه طرف‌ها باید به آن پایبند بمانند.

البته که تنها چند هفته پیش، ترامپ در یک نشست سرمایه‌گذاری تحت حمایت عربستان، با جملاتی سخیف از «چاپلوسی» محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، در جریان همکاری دو کشور در جنگ علیه ایران، سخن به میان آورده بود!

به باور نگارنده، «اظهارات تحقیرآمیزی از این دست، به سختی می‌تواند فردی همچون ولیعهد عربستان را به وجد آورده و او را به وفاداری ابدی به آمریکا ترغیب کند. برعکس، به نظر می‌رسد که ریاض در حال فاصله گرفتن از مدار آمریکا است. در واقع، گزارش‌هایی که به‌تازگی منتشر شده، حاکی از آن است که عربستان و سایر کشور‌های اسلامی منطقه به همراه ایران، قطر، مصر، ترکیه و مهم‌تر از همه پاکستان، در حال طراحی و شکل دادن به یک معماری امنیتی منطقه‌ای جدید و مستقل از آمریکا هستند.»

نویسنده بر این باور است که «در عمل، این سازوکار را می‌توان نوعی "ناتوی اسلامی" دانست. گزارش‌ها حاکی از آن است که این چتر امنیتی تحت هدایت پاکستانِ هسته‌ای خواهد بود؛ موضوعی که جایگاه اسلام‌آباد را در منطقه به سطحی کاملا جدید ارتقا می‌دهد. به هر روی، تردید چندانی نیست که پاکستان از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با جایگاهی بسیار خوب و نفوذی بیشتر در منطقه خارج شده است.»

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، در ماه مه در سفری بلندپایه به پکن، با مقامات ارشد آن، از جمله شی جین‌پینگ، رئیس جمهوری چین دیدار کرد. به اعتقاد نگارنده، «زمان‌بندی این سفر، با نقش میانجی‌گرانه پاکستان برای پایان دادن به جنگ ایران، تصادفی نبود.»

پاکستان و چین در بخشی از بیانیه مشترک دو کشور نوشتند که «چین از تلاش‌های پاکستان برای تسهیل آتش‌بس موقت میان آمریکا و ایران و برگزاری گفت‌و‌گو‌های اسلام‌آباد قدردانی می‌کند. دو طرف بار دیگر بر اجرای سریع ابتکار پنج‌ماده‌ای برای بازگرداندن صلح و ثبات به منطقه خلیج فارس و خاورمیانه تاکید و آمادگی خود را برای ایفای نقشی مثبت در برقراری سریع صلح و ثبات در منطقه اعلام کردند.»

تلاش‌های آمریکا برای تضعیف و در نهایت شکست دادن چین، همچنان یکی از مولفه‌های مهم معادله‌ها در منطقه است. اکنون در برابر چشمان ما یک تحول بزرگ ژئوپلیتیکی در حال شکل‌گیری است و کمتر کارشناس یا تحلیلگری پیش‌بینی می‌کرد که پاکستان در کانون آن قرار گیرد.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha