یک استاد روابط بینالملل درباره امیدواریها به شکل گیری مسیری تازه و آغاز روندی دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل گفت: به نظرم صرفنظر از اینکه ما نسبت به نتایج رایزنیهای دیپلماتیک امیدوار باشیم یا ناامید باشیم، آنچه الان ضرورت دارد این است که هیئت ایرانی از این فرصت مغتنم مجمع عمومی ملل متحد، بهعنوان مهمترین آوردگاه دیپلماسی چندجانبه، در جهت اعتمادسازی و اقناعسازی منطقهای و بینالمللی استفاده و سعی کند تصویر یک ایران قدرتمند، مقاوم، باثبات، ولی در عین حال گشوده به راهحلهای مسالمتآمیز برای حل اختلافات را ارائه کند و از این فرصت استفاده حداکثری کند.
حیدرعلی مسعودی، در ارزیابی حضور هیئت دیپلماتیک ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، این حضور را از دو جنبه بررسی کرد و گفت: معمولاً حضور هیئتهای دیپلماتیک در نیویورک دو بخش دارد؛ یک بخش رسمی و یک بخش غیررسمی. در بخش رسمی، نشستهای مجمع عمومی ملل متحد در واقع به نوعی میشود گفت ماهعسل دیپلماسی چندجانبه بینالمللی است. کشورها در بالاترین سطوح در این نشستها شرکت میکنند و تلاش میکنند مواضع کشور متبوع خودشان را در رابطه با طیف وسیعی از مسائل بینالمللی و منطقهای مطرح کنند. طبعاً در این بخش، حضور فعالانه ایران در بالاترین سطح به بیان مواضع بینالمللی ایران، اقناع افکار عمومی جهان و ارائه یک تصویر از ایران بهعنوان یک بازیگر صلحطلب و گشوده به راهحلهای مسالمتآمیز برای حل اختلافات کمک میکند.
مسعودی افزود: در واقع، هدف ایران از این سفر هم بایستی از یک طرف به تصویر کشیدن جنایات آمریکا و اسرائیل در دو جنگ اخیر و در عین حال، ارائه تصویر یک ایران قدرتمند، باثبات و خواهان پایان جنگ از طریق راهحلهای مسالمتآمیز باشد. اما در بخش غیررسمی، طبیعتاً دیدار مقامات و دیپلماتهای ایرانی با کنشگران و فعالان ایرانی مقیم آمریکا میتواند مسیر دیپلماسی دوم یا آن روند دیپلماسی Track II، یا مسیر دوم، را فعال کند و در انتقال دیدگاهها و راهحلهای اولیه برای حل مشکلات موجود مؤثر باشد.
ایران باید ابتکارات خود درباره تنگه هرمز را با چین، روسیه و هند در میان بگذارد
این تحلیلگر مسائل بینالملل درباره ابتکارات ممکن و مقدور برای خروج از شرایط کنونی گفت: من فکر میکنم مهمترین ضرورت کنونی ایران، خاتمه قابل اتکای تجاوز و جنگ آمریکا و اسرائیل بر ضد ایران بهعنوان پیششرط عادیسازی وضعیت تنگه هرمز، البته با رعایت آن ترتیبات و ملاحظات جدید ایران، است. این مهمترین ضرورتی است که ایران باید دنبال کند.
مسعودی گفت: برای قرار گرفتن کشور در این مسیر، هیئت دیپلماتیک ایران از یک طرف رایزنیهای فشردهای را با مقامات کشورهای حوزه خلیج فارس دارد تا بتوان یک نوع اجماع نسبی منطقهای ایجاد کرد؛ یعنی همان کاری که قرار بود به شکل رسمی در نشست صلاله انجام گیرد که آن جلسه برگزار نشد.
وی با اشاره به اینکه از طرف دیگر ایران ابتکارات و راهحلهای خود را با قدرتهای ذینفع در مسائل منطقه، بهخصوص در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز، با قدرتهایی مثل چین، روسیه و هند، در میان بگذارد، گفت: نکته مهم این است که این دو گروه از کشورها، یعنی کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای ذینفع و قدرتهای جهانی ذینفع در مسائل خلیج فارس، اتفاقاً همان کشورهایی هستند که آمریکا سعی میکند به آنها فشار وارد کند؛ یعنی آمریکا در حال اعمال فشار به آنها برای اتخاذ مواضع اعلامی و اقدامات عملی بر ضد ایران است. ایران بایستی با رایزنی با این کشورها سعی کند که آن فشارهای آمریکا را تا حد ممکن خنثی کند.
استاد روابط بینالملل درباره امیدواریها به شکل گیری مسیری تازه و آغاز روندی دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل گفت: به نظرم صرفنظر از اینکه ما نسبت به نتایج رایزنیهای دیپلماتیک امیدوار باشیم یا ناامید باشیم، آنچه الان ضرورت دارد این است که هیئت ایرانی از این فرصت مغتنم مجمع عمومی ملل متحد، بهعنوان مهمترین آوردگاه دیپلماسی چندجانبه، در جهت اعتمادسازی و اقناعسازی منطقهای و بینالمللی استفاده و سعی کند تصویر یک ایران قدرتمند، مقاوم، باثبات، ولی در عین حال گشوده به راهحلهای مسالمتآمیز برای حل اختلافات را ارائه کند و از این فرصت استفاده حداکثری کند.
مسعودی افزود: احتمالاً ایدههای اولیهای برای تحرک بخشیدن به روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا در این رایزنیها و در این گفتوگوها مطرح خواهد شد و فرصت حضور مقامات و دیپلماتهای ارشد کشورها طبعاً زمینه گفتوگوی اولیه برای طرح این ایدهها را فراهم خواهد کرد. اما به شکل طبیعی، عملیاتیسازی این ایدههای اولیه فقط در اختیار دیپلماتها نخواهد بود و طبعاً نیازمند اجماعسازی داخلی هم در ایران و هم در آمریکا خواهد بود.