یک تحلیلگر حوزه سیاست خارجی درباره سفر مسعود پزشکیان به نیویورک نیز گفت: در فضای موجود، سفر رئیسجمهور به نیویورک فقط یک حضور معمول در مجمع عمومی سازمان ملل نیست. اگر دیدارهایی میان مقامهای ایرانی و طرفهای خارجی شکل بگیرد، این سفر میتواند بستری برای سنجش واکنش طرف مقابل به چارچوب جدید تهران باشد.
حسن هانیزاده با اشاره به شروط هفتگانه مورد اشاره محسن رضایی به فرارو گفت: «این شرایط دقیقاً در چارچوب همان توافقنامه ۱۴ مادهای اسلامآباد قابل تحلیل است؛ اما مطرحکردن آنها از زبان دبیر شورای عالی امنیت ملی نشان میدهد ایران بهصورت جدی به دنبال عملیاتیکردن این شروط است.»
او افزود: «یکی از این شروط، عقبنشینی آمریکا از تنگه هرمز، برقراری آتشبس پایدار در همه جبههها و آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران است. این شروط پیشتر نیز مطرح شده بود، اما طرح آن از زبان دبیر شورای عالی امنیت ملی، از یک سو بازتاب تابآوری ملت ایران و از سوی دیگر، نشانه دیدهشدن آثار شکست در نیروهای مسلح آمریکا پس از نزدیک به هفت ماه جنگ است.»
هانیزاده تأکید کرد: «بنابراین، مسئله فقط این نیست که تهران چه خواستههایی دارد؛ موضوع مهمتر این است که آیا واشنگتن حاضر است مذاکره احتمالی را بر مبنای این چارچوب آغاز کند یا نه.»
به گفته این تحلیلگر، واکنش آمریکا به این شروط تنها به محتوای آنها محدود نمیشود و به مجموعهای از عوامل، از جمله وضعیت داخلی آمریکا، شرایط منطقه و موضوع محاصره دریایی ایران بستگی دارد.
او گفت: «پاسخ آمریکا به شرایط داخلی این کشور، وضعیت منطقه و پایان محاصره دریایی ایران وابسته است. در گام نخست، آمریکاییها باید به این نتیجه برسند که ادامه محاصره دریایی، جز هزینههای سنگین انسانی و مالی برای ایالات متحده، نتیجه دیگری نخواهد داشت.»
هانیزاده با این حال افزود: «هنوز چنین برداشتی وجود ندارد. شرایط داخلی آمریکا و موضعگیری تهاجمی دونالد ترامپ نشان میدهد واشنگتن در وضعیت فعلی حاضر به پذیرش خواستههای ایران نیست. بعید به نظر میرسد شروط مورد نظر تهران در مقطع کنونی مورد قبول ایالات متحده قرار گیرد.»
او ادامه داد: «به این ترتیب، یکی از مهمترین چالشهای پیش روی هر مذاکره احتمالی، فاصله میان نقطه شروع تهران و واشنگتن است. تهران از شرط سخن میگوید و واشنگتن باید تصمیم بگیرد که آیا این شروط را مبنای گفتوگو قرار میدهد یا همچنان بر فشارهای اقتصادی و دریایی بهعنوان ابزار چانهزنی تکیه خواهد کرد.»
هانیزاده درباره سفر مسعود پزشکیان به نیویورک نیز گفت: «در فضای موجود، سفر رئیسجمهور به نیویورک فقط یک حضور معمول در مجمع عمومی سازمان ملل نیست. اگر دیدارهایی میان مقامهای ایرانی و طرفهای خارجی شکل بگیرد، این سفر میتواند بستری برای سنجش واکنش طرف مقابل به چارچوب جدید تهران باشد.»
او افزود: «شرکت رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بسیار مهم است. این احتمال وجود دارد که دیدارهایی میان طرف ایرانی و همتایان خارجی رخ دهد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، طبیعتاً میتوان امیدوار بود که نوعی آتشبس پایدار میان ایران و آمریکا شکل بگیرد.»
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی ادامه داد: «در غیر این صورت، شاهد تداوم وضعیت ناپایدار «نه جنگ و نه صلح» خواهیم بود؛ وضعیتی که میتواند برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. دونالد ترامپ حاضر نیست شرایط ایران را بپذیرد و با پایاندادن به محاصره، تحریمهای ایران را نیز رفع کند.»
از این منظر، اهمیت نیویورک بیش از آنکه به یک دیدار مشخص وابسته باشد، به امکان ایجاد یک مسیر سیاسی برای خروج از وضعیت فعلی مربوط است؛ مسیری که در آن باید روشن شود آیا هفت شرط اعلامشده از سوی تهران، قابلیت تبدیلشدن به مبنای یک توافق را دارد یا نه.
هانیزاده گفت: «حقیقت این است که نمیتوان به پذیرش شروط ایران چندان خوشبین بود و باید خود را از هر نظر برای شرایط سخت پیش رو آماده کنیم. آمریکا و بهطور مشخص دونالد ترامپ نشان دادهاند که همچنان به دنبال استفاده از هژمونی نظامی برای تغییر شرایط داخلی ایران هستند؛ اما تابآوری ملت ایران بیش از اینهاست.»
او افزود: «تابآوری در برابر فشارهای اقتصادی ضرورتی است که مردم ایران باید خود را با آن تطبیق دهند. در غیر این صورت، آمریکا همچنان به دنبال اعمال فشار اقتصادی خواهد بود. تشدید محاصره اقتصادی کاملاً در دستور کار آمریکا قرار دارد و مقامات باید در این زمینه هوشیار باشند.»
هانیزاده در پایان تأکید کرد: «هفت شرط ایران اکنون به یک آزمون سیاسی برای هر دو طرف تبدیل شده است. تهران با اعلام این شروط تلاش کرده چارچوب ورود به مذاکره را روشن کند و واشنگتن باید میان ادامه فشار و ورود به یک مسیر دیپلماتیک تصمیم بگیرد. نیویورک میتواند نخستین صحنه برای سنجش این فاصله باشد؛ جایی که مشخص خواهد شد شروط هفتگانه صرفاً یک پیام سیاسی است یا قرار است به مبنای مذاکرات آینده تبدیل شود.»