شبکه سیانان در گزارشی با اشاره به تهدید دوباره دونالد ترامپ به بمباران عمان در میانه مذاکرات این کشور با ایران و ملاحظهکاری او در برابر مواضع رهبر کره شمالی، سیاست خارجی دولت آمریکا را فاقد راهبردی منسجم و مبتنی بر فشار و باجگیری از متحدان توصیف کرد و نوشت که این رویکرد، تصویری غیرقابل اعتماد از آمریکا در جهان ایجاد کرده است.
تهدید دوباره دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به بمباران عمان در میانه مذاکراتش با ایران از یک سو و ملاحظهکاری او نسبت به مواضع رهبر کره شمالی از سوی دیگر، بار دیگر تصویری وارونه از سیاست خارجی آمریکا را به نمایش گذاشته است؛ سیاستی که بهگفته تحلیلگران، فاقد راهبرد مرسوم، مبتنی بر باجگیری از متحدان بهجای چندبرابر کردن قدرت از طریق اتحادهاست و تصویری غیرقابل اعتماد از آمریکای تحت رهبری او ایجاد کرده است.
دونالد ترامپ در حالی دوباره عمان را در میانه مذاکرات آن با ایران درباره تعیین مسیری مورد توافق برای تردد ایمن از تنگه هرمز تهدید به بمباران کرد که با مورد ملاحظه قرار دادن مواضع کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی گفت که رزمایشهای نظامی واشنگتن با کره جنوبی پرهزینه و حامل پیامی «نامناسب و خصمانه» علیه کره شمالی است و بار دیگر این طور به نظر رسید که ترامپ عمدا همه چیزهایی را که جهان زمانی گمان میکرد درباره قدرت آمریکا و ارزشهای سیاست خارجی آن میداند، وارونه میکند.
شبکه سیانان در گزارشی در این باره نوشت: جیمز استاوریدیس، دریادار بازنشسته آمریکایی در این باره میگوید: «من گرم گرفتن با کیم جونگ اون را درک نمیکنم. تهدید به بمباران عمان را درک نمیکنم. اینها اقداماتی دقیقا برعکس چیزی هستند که باید الان انجام دهیم.»
طعنههای ترامپ به عمان و کره جنوبی اتفاقاتی مجزا نیستند، بلکه نشانه یک سیاست خارجی هستند که فاقد راهبرد مرسوم است؛ عمدتا دیپلماتها و کارشناسان را کنار میگذارد و به نظر میرسد تنها از دل خودش بر میآید. این هرجومرج از بیرون در حال شتاب گرفتن است.
ترامپ غیرقابلپیشبینی بودن را ارج مینهد؛ سعی میکند از طریق تهدید قدرت اعمال کند؛ رهبران جهان را بر اساس طرز برخورد شخصیشان با خودش قضاوت میکند، نه اینکه آیا آنها دشمن آمریکا هستند یا آزادیهای سیاسی را در کشور خودشان پایمال میکنند. ترامپ معتقد است که ایجاد ارتباط با رهبران اقتدارگرا میتواند دستاوردهایی فراتر از تصور روسای جمهور پیشین به همراه داشته باشد.
رئیسجمهور آمریکا اتحادهایی مانند اتحاد با سئول را نه بهعنوان عاملی برای چند برابر کردن قدرت آمریکا، بلکه بیشتر بهعنوان باجگیری میبیند که در آن کشورهای خارجی باید مبلغ هنگفتی بپردازند تا از تضمین رو به زوال حمایت آمریکا بهرهمند شوند. از نگاه او، چنین اتحادهایی ایجاب میکند که شرکا در هر ماموریت خارجی که او بخواهند، همراهی کنند. یک نمونه درخواست او از کشورهای اروپایی عوض ناتو برای اعزام ناوهای رزمی به تنگه هرمز برای کمک به بازگشایی آن در خلال جنگ غیرقانونی و تجاوزکارانه علیه ایران و انتقاد او از این کشورها برای دسترسی ندادن به پایگاههایشان به منظور پشتیبانی از عملیاتها علیه ایران بود.
کریستوفر هیل، مقام ارشد پیشین وزارت امور خارجه آمریکا و سفیری که هم زیر نظر روسای جمهور جمهوریخواه و هم دموکرات خدمت کرده است، در این باره به سیانان گفت: «در حالی که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش، به طرز بیسابقهای غیرقابل پیشبینی بود، در دوره دوم به سرعت در مسیر ثبت رکورد غیرقابل اعتماد بودن قرار دارد و تمام جهان دارد این وضعیت را تماشا میکند.»
برداشتهای اشتباهی که باعث پیشی گرفتن رقبا شد
در این گزارش با اشاره به اقدامات محاسبهنشده ترامپ در سیاست خارجی مطرح شد: با وجود ادعای دولت ترامپ مبنی بر نابودی نیروهای نظامی ایران، او همچنان در بازگرداندن وضعیت پیش از جنگ در تنگه هرمز ناکام مانده و ایران در حال افزایش تولید موشک و پهپاد است. توبیخ ترامپ نسبت به کره جنوبی که ظاهرا یک مسئله امنیتی شرق آسیاست، در واقع به دلیل جنگ ناتمام در غرب آسیا رخ داده و او از رئیسجمهور کره جنوبی به دلیل پرهیز از مشارکت در درگیری با ایران گلایه کرده است که با وجود استقرار هزاران نیروی آمریکایی در این کشور که حافظ امنیت آن هستند، از این اقدام خودداری کرده است. این فشار در حالی وارد میشود که کره جنوبی در ۲۰۲۶ بیش از یک میلیارد دلار برای حمایت از نیروهای آمریکایی پرداخت میکند و پنتاگون اخیرا این کشور را الگوی خوبی در تقسیم هزینهها خوانده بود.
ترامپ ممکن است همان طور که برداشت اشتباهی از واقعیتهای پیش از جنگ از ایران داشت، برداشت اشتباهی نیز از وضعیت کره شمالی داشته باشد. نتایج دیدارهای دور اول ریاستجمهوری او با رهبر کره شمالی این ایده که او و کیم اشتراکات ویژهای دارند را زیر سوال میبرد. این نشستها پر از عکسهای تشریفاتی، اگرچه بدون دستاورد بودند. کره شمالی از آن زمان، برنامههای هستهای و موشکی خود را که ایالات متحده و متحدانش را تهدید میکند، شتاب بخشیده است. این کشور بسیار به دو رقیب عمده دیگر آمریکا، یعنی روسیه و چین، نزدیکتر شده است. همچنین مقادیر زیادی مهمات برای جنگ در اوکراین به روسیه ارسال کرده و بیش از ۱۰ هزار نیروی نظامی و یک یگان موشکی به روسیه اعزام کرده است.
سیانان با طرح اتهاماتی علیه سران دیگر کشورها نوشت: «کیم بههیچوجه تنها دیکتاتوری نیست که ترامپ با او دوستی کرده و نتایج ناچیزی به دست آورده است. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، برنامه او برای پایان دادن به جنگ اوکراین را نادیده گرفت. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین نیز در جنگ اقتصادی از او پیشی گرفت.»
ترامپ شکستهایش را موفقیت تلقی میکند
شبکه خبری سیانان معتقد است که بهطور کلی، رئیسجمهور آمریکا با تهدیدهای سختگیرانهاش علیه ایران و سپس عقبنشینیهای سریع از آن، «اعتبار آمریکا را به خطر انداخته است.» روابط فراآتلانتیک در بدترین وضعیت خود از زمان جنگ جهانی دوم قرار دارد. خشم او نسبت به کره جنوبی اکنون کل تعهد آمریکا به پیمانهای اتحاد در شرق آسیا را زیر سوال برده است.
در بخش پایانی این مطلب مطرح شد: «این که سیاستهای خارجی ترامپ که منتقدان خارجی آن را تضعیفکننده قدرت آمریکا و اتحادهای پشتیبان آن میدانند قطبیشدگی سیاست آمریکاست، در دنیای ترامپ بهعنوان سیاستهایی فوقالعاده موفق تلقی میشود. نابود کردن ارکان سیاست خارجی سنتی، به نوعی هدف اصلی ترامپیسم است. رئیسجمهور آمریکا در سخنرانیهای متعدد بهوضوح اعلام کرده که معتقد است متحدان از آمریکا کلاهبرداری میکنند و نهادهای بینالمللی قدرت آن را محدود میسازند. او استدلال کرده که تجارت آزاد که روسای جمهور پیشین آن را بهنفع همه میدانستند، اقتصادی جهانیشده ایجاد کرده که کسبوکارهای آمریکا را به اقتصادهای کمدستمزد خارج از کشور فرستاده است.»
خطر برای ترامپ این است که ناتوانی او در پایان دادن به جنگ غیرقانونی علیه ایران طبق شرایط مطلوب خودش نقاط ضعف رویکرد سیاست خارجیاش را آشکار میسازد و تصویر بزرگتری از بیکفایتی او شکل میدهد؛ درست در زمانی که محبوبیت او در داخل کشورش نیز رو به افول است.