دولت آمریکا پس از ناکامی در شکست جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ، بار دیگر به دنبال تشدید فشارهای اقتصادی است؛ واشنگتن با هدف کاهش هزینههای سنگین جنگ و تحت فشار قرار دادن تهران، گزینههایی از جمله محاصره زمینی، تحریم بانکها و پالایشگاههای چینی و هدف قرار دادن شبکههای تأمین مالی ایران را بررسی میکند؛ اقداماتی که با تردید جدی درباره کارآمدی آنها مواجه است.
دولت آمریکا ۶ ماه پس از آغاز تجاوز نظامی مشترک با اسرائیل علیه ایران، در پی ناکامی قاطع در شکست دادن جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ، بار دیگر دیگر در حال بررسی گزینههای جدید فشار اقتصادی و کاهش هزینههای سرسامآور جنگ است.
بر اساس تازهترین نظرسنجیهای منتشر شده در آمریکا محبوبیت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا کمتر از ۳ ماه مانده به انتخابات میاندورهای به زیر ۳۵ درصد رسیدهاست. بخش عمده این کاهش محبوبیت ناشی از شکست در جنگ علیه ایران و همچنین افزایش هزینههای عمومی برای شهروندان آمریکایی است. قیمت بنزین در آمریکا نسبت به پیش از جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بیش از ۳۳ درصد افزایش نشان دادهاست و همچنان اندکی بیش از ۴ دلار در هر گالن است. همزمان تورم نیز با رشد یک درصدی به ۳.۴ درصد رسیدهاست و رشد اقتصادی به حدود ۱.۵ درصد کاهش پیدا کردهاست.
بیدلیل نیست که جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا در تازهترین مصاحبه خود با فاکس نیوز تأکید کرد که «هدف شماره یک آمریکا این است که قیمت بنزین و نفت برای همه آمریکاییها در سراسر کشور ارزان بماند.»
بگذار فشار اقتصادی کار خودش را بکند
هفته گذشته بود که دونالد ترامپ در مصاحبهای با اکسیوس گفت که باید اجازه داد «فشار اقتصادی کار خودش را بکند.» به باور بسیاری از تحلیلگران این اظهارات ترامپ به معنای انتقال کامل جنگ از فاز نظامی به فاز اقتصادی بود. دونالد ترامپ از دوره نخست ریاست جمهوری خود باور داشت که میتواند با سیاست موسوم به «فشار حداکثری» درآمد نفتی ایران را به صفر برساند و ایران را وادار به تسلیم کند.
بر اساس گزارش رویترز رئیس جمهور آمریکا مأموریت ویژهای به اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده آمریکا سپرده تا با مسدودسازی منافذ ارزی، هدف قرار دادن بانکهای چین و ایجاد محاصره در مرزهای زمینی و دریایی، ایران را تحت فشاری بیسابقه قرار دهد؛ راهکاری که به اذعان کارشناسان بینالمللی به دلیل ساختار خودتطبیق ایران و خطرات شوک جدید نفتی، با چالشهای بنیادی روبروست.
وزیر خزانهداری آمریکا هفتهپیش گفتهبود: «واشنگتن بهزودی و از هفته آینده تدابیری را علیه تهران به اجرا خواهد گذاشت که در تاریخ انزوای اقتصادی و مالی یک کشور هرگز دیده نشده است.»
این اظهارات اسکات بسنت، با واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، مواجه شد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اظهارات نوشت: «واشنگتن هرگاه خود را از پیشبرد دیپلماسی عاجز میبیند، به تحریم پناه میبرد؛ و، چون تحریمها نتیجهای نمیدهند، صرفاً دوز آن را بالاتر میبرد. ایران طی چند دهه نشان داده که با این لفاظیهای نخنما و فشارهای غیرانسانی خفه نخواهد شد، اما خطر واقعی این است که سیاستمداران آمریکایی چنان خود را در این اعتیاد بیمارگونه مستهلک کنند که آخرین شانسهای خود برای خروج کمتر تحقیرآمیز از بحرانی که خود آفریدهاند را خفه کنند.»
گزینههای آمریکا برای تشدید فشار
رویترز در گزارشی مینویسد واشنگتن پس از ماهها نبرد بینتیجه و افزایش شدید قیمت سوخت در آستانه انتخابات میاندورهای، به این نتیجه رسیده که ادامه تقابل مستقیم نظامی هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی دارد. رویترز مینویسد کاخ سفید اکنون تمرکز خود را بر کنترل بازار انرژی و فلج کردن منابع درآمدی تهران از طریق ابزارهای کمسر و صداتر مالی و مواصلاتی معطوف کرده است.
بلومبرگ مینویسد که اسکات بسنت تحریم را نه یک ابزار تنبیهی کند، بلکه محور یک «جنگ فلجکننده ارزی» میداند. بسنت معتقد است با ترکیب محاصره فیزیکی و انسداد مالی، میتوان درآمدهای نفتی را به صفر نزدیک کرد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا نیز میگوید: «نیروی دریایی ایالات متحده میتواند محاصره را بهطور نامحدود حفظ کند، اما همزمان هماهنگی با خزانهداری برای بستن گذرگاهها و شریانهای مواصلاتی مکمل، خفه کردن شریانهای اقتصادی را کامل میکند.»
رویترز در گزارشی سه محور اصلی برای این کارزار جدید بر شمردهاست که شامل محاصره زمینی، تحریمهای بیسابقه علیه چین و دنبال کردن صرافیها و شبکههای تأمین مالی ایران میشود.
محاصره زمینی: به نوشته رویترز یکی از اهداف جدید واشنگتن، فراتر رفتن از محاصره دریایی و ایجاد «محاصره زمینی» بر مرزهای ایران است. دولت ایالات متحده از ابتدا سال جاری واشنگتن در نظر دارد با فشار بر کشورهای همجوار و تهدید آنها به تحریمهای ثانویه ۲۵ درصدی، کریدورهای تجاری و زمینی ایران با ترکیه، عراق، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی را زیر تنگنا بگذارند. رویترز مینویسد هدف آمریکا این است که مانع جابهجایی کالا و ارز از طریق مرزهای زمینی شود تا انسداد دریایی تنگه هرمز و خلیج فارس توسط ناوگان آمریکایی، با مسیرهای جایگزین زمینی خنثی نشود.
در عین حال ایالات متحده آمریکا پیش از این هدف قرار دادن نظامی کریدورهای حمل و نقل زمینی ایران را نیز امتحان کردهاست. از جمله حمله تیرماه به پل آقتکه خان در مسیر ریلی «گرگان – اینچهبرون» به عنوان پیامی مبنی بر احتمال هدف قرار دادن مسیرهای مواصلاتی زمینی ایران در نظر گرفتهشد.
برخی رسانهها اشاره کردهاند که آمریکا در کنار ابزار تنبیهی برای همسایگان ایران (مانند تعرفههای مضاعف) ممکن است از ابزار تشویقی یا گروکشی برخی وعدهها نیز استفاده کند، برای مثال استفاده از گزینه وام ۱۰ میلیارد دلاری برای کمک به پاکستان و همچنین فروش ۵ فروند جنگنده مدرن اف-۳۵ به ترکیه، ممکن است به اهرمی برای فشار با هدف همکاری این کشورها برای محاصره زمینی ایران بدل شود. مشخص نیست تلاش برای محاصره زمینی ایران با توجه به مرزهای گسترده و تعدد همسایگان ایران عملی باشد.
هدف قرار دادن چین: در حالی که طی سالیان گذشته بخش اعظم درآمدهای نفتی ایران از چین تأمین شدهاست، یکی از اصلیترین راهکارهای آمریکا برای محاصره اقتصادی ایران میتواند تحریم پالایشگاههای مستقل چینی (موسوم به تیپات) که خریدار اصلی نفت خام ایران هستند و همچنین بانکهای بزرگ دولتی چین باشد.
واشنگتن تا به امروز این اقدام را به صورت محدود پیگیری کردهبود چرا که این نگرانی وجود دارد که هدف قرار دادن مستقیم شرکتهای چینی با واکنش قاطع پکن مواجه شود. این در شرایطی است که شی جینپینگ، رئیس جمهور چین قرار است در حاشیه سفر به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دیداری با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا داشتهباشد.
پکن بهار امسال در اقدامی کم سابقه با صدور بیانیهای رسمی تحریمهای آمریکا علیه پنج پالایشگاه چینی را غیرقانونی اعلام کرد و همکاری با این تحریمها را مستوجب مجازات دانست. همزمان در هفتههای گذشته چین تحریمهای گستردهای را علیه شرکتهای آمریکایی در واکنش به وضع تعرفههای جدید از سوی واشنگتن اعمال کردهاست. واشنگتن نگران است که فشار بیش از اندازه به پکن در مورد رابطه با ایران، باعث تشدید جنگ تجاری میان دو اقتصاد اول دنیا که بزرگترین شرکای تجاری یکدیگر هستند، شود. موضوعی که میتواند بیش از پیش اقتصاد آمریکا را در آستانه انتخابات تحت فشار قرار دهد.
هدف قرار دادن شبکه بانکداری سایه: به نوشته رویترز وزیر خزانهداری آمریکا در قالب کمپین «خشم اقتصادی» برنامهای برای ضربه زدن به صرافیها و شرکتهای پوششی در امارات، ترکیه و هنگکنگ دارد تا امکان تبدیل یوآن و سایر ارزها به ارزهای قابل استفاده برای ایران از بین برود.
در طول ماههای گذشته وزارت خزانهداری آمریکا در چند بیانیه از بسته شدن کیفهای مبادله رمزارز منتسب به ایران خبر دادهاست و چندین فرد و نهاد را به دلیل ارتباط با شبکه تأمین مالی ایران تحت تحریم قرار دادهاست.
تردید در کارایی روشهای جدید
با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این گزینهها ممکن است کارایی زیادی برای وادار کردن ایران به تسلیم یا بازگشایی تنگه هرمز نداشتهباشند. ایالات متحده آمریکا در طول ۵ دهه گذشته تقریبا تمامی روشهای تحریمی علیه ایران را آزمودهاست و برای تسلیم کردن ایران راه به جایی نبردهاست. در ۸ سال گذشته سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ با تمام توان ادامه پیدا کرد و نه تنها به هدف اعلام شده صفر کردن درآمدهای نفتی ایران و وادار کردن ایران به مذاکره برای یک توافق بهتر دست نیافت، بلکه نهایتا آمریکا را وادار کرد که دست به انتخابی جنونآمیز بزند و اقدام نظامی علیه ایران را تجربه کند.
ریچارد نفیو، مسئول سابق هماهنگی تحریمها در وزارت خارجه آمریکا و پژوهشگر دانشگاه کلمبیا به رویترز میگوید: «تحریمها و فشار بر صرافیها سرعت و تأثیر فوری محاصره نظامی را ندارند. قطعی جریان مالی ماهها طول میکشد و ترامپ هنوز مشخص نکرده که هدف نهایی سیاسی او از این فشار چیست.»
خوان زاراته، معاون سابق مشاور امنیت ملی آمریکا در امور مبارزه با تروریسم نیز به رویترز میگوید: «شما با کلاف سردرگمی از تحریمهای گوناگون روبهرو هستید. بانکها و شرکتهای بینالمللی به دلیل تجربه ۵۰ ساله ایران در دور زدن محدودیتها و خطرات جدی بازار، به این راحتی وارد بازیهای جدید واشنگتن نمیشوند.»
برت اریکسون، مؤسس و مشاور ارشد مؤسسه مشاوران ریسک آبسیدین به رویترز میگوید: «اقداماتی نظیر تحریم صرافیها یا تلاش برای بستن گذرگاههای زمینی و دریایی صرفاً تکرار یک بازی موش و گربه است. این تدابیر رفتار ایران را تغییر نمیدهد، زیرا تهران در طول چند دهه یاد گرفته است که چگونه شبکههای جایگزین را ظرف چند هفته جایگزین کند.»
در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران به کارآمدی روشهای تحریمی علیه ایران تردید دارند، آمریکا اراده کردهاست که به جای اجرای تعهداتش برای پایان جنگ، بار دیگر این مسیر شکستخورده را بیازماید. به گفته اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران «این دیگر سیاست نیست؛ عادت است و خطرناکتر آنکه اعتیادی است که جایگزین تفکر و تعقل شده است.»
به نظر میرسد که دونالد ترامپ پس از ۱۰ سال مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، همچنان قانع نشدهاست که بهترین راه برای تعامل با تهران، مسیر احترام متقابل و به رسمیت شناختن حقوق ایران است و بار دیگر تصمیم گرفتهاست با پناه بردن به یک راهکار آزموده و شکست خورده، شانس خود را برای وادار کردن ایران به تسلیم امتحان کند.