تحلیلگر مسائل بینالملل، با اشاره به مذاکرات ایران و عمان، گفت: به نظر میرسد فشارهای اقتصادی و نظامی، هزینههای سنگین جنگ و فشار کشورهای منطقه باعث شده آمریکاییها به دنبال تفاهم با ایران باشند تا هرچه زودتر به صورت آبرومندانهای از جنگ با ایران خارج شوند.
رضا میرطاهر، درباره مذاکرات ایران و عمان گفت: به نظر میآید بعد از تهدیدی که دونالد ترامپ کرده بود مبنی براینکه شنبه گذشته به ایران یک حمله بسیار گسترده میکند که به ادعای خودش بعد از جنگ جهانی دوم بیسابقه بوده و بعد اعلام کرد به دلیل تماسهایی که کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، با او گرفتهاند، این حمله را لغو کرده یا به تعویق انداخته، مذاکرات ایران و عمان جدیتر شد.
وی ادامه داد: عمان در واقع در این مذاکرات به نوعی نماینده آمریکا محسوب میشود و مسلماً توافق با عمان که مستلزم بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود، مسئلهای است که آمریکا هم به دنبال آن است، هم از آن استقبال خواهد کرد. من نمیدانم تا چه حد صحت دارد، اما گفته میشود که دو طرف روی مسئلهای کار میکنند که یک مسیر مشترک در تنگه هرمز باز شود یا اینکه از سمت ایران کشتیها وارد شوند و از سمت عمان خارج شوند. در مورد ماهیت آن در حال حاضر نمیشود صحبت کرد، ولی به هر حال هر توافقی که بین ایران و عمان صورت بگیرد و موجب بازگشایی تنگه هرمز شود، برای آمریکاییها نویدبخش خواهد بود.
ترامپ به لافزنی معروف است
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: نکتهای که وجود دارد، فراموش نکنید دونالد ترامپ هرچند به لافزنی معروف است و مدام بحث نابود کردن چند باره ایران و زیرساختهایشان را مطرح کرده است، اما در حال حاضر هم با مسائل و مشکلات زیادی در عرصههای مختلف مواجه است. در عرصه نظامی، با توجه به افشاگریهایی که شبکههای آمریکایی، مخصوصاً سیانان، انجام دادهاند، مشخص شده بخش زیادی از موشکهای رهگیر و همچنین موشکهای آفندی آمریکا در جریان جنگ و درگیری با ایران مصرف شد و واقعاً اگر آمریکا ادعا میکرد که میخواهد یک حمله بیسابقه به ایران انجام دهد، سؤال این بود که در واکنش ایران چگونه میخواهد از تأسیسات آمریکایی و کشورهای منطقه دفاع کند.
میرطاهر تصریح کرد: نکته دوم این است که تداوم وضعیت کنونی به هر حال تأثیرات منفیاش را بر اقتصاد آمریکا دارد، مخصوصاً مسئله گرانی بنزین و گازوئیل و به تبع آن سایر کالاها در آمریکا، یک فاکتور بسیار منفی برای جمهوریخواهان به طور عام و ترامپ به طور خاص محسوب میشود و همین مسئله شانس پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ را به شدت کاهش داده است.
آمریکا از اهداف حداکثری خود به بازگشایی تنگه هرمز رضایت داده است
وی ادامه داد: در کنار آن، وضعیت اقتصاد جهانی هم قابل ذکر است. فراموش نکنید که علاوه بر تنگه هرمز، الان به دلیل اجرای اصل محاصره در برابر محاصره از سوی یمن علیه عربستان سعودی در تنگه بابالمندب هم مشکلات زیادی به وجود آمده و هم در تنگه هرمز و هم در تنگه بابالمندب رفتوآمد کشتیها به شدت کاهش پیدا کرده. مجموعه این مسائل، در کنار فشار کشورهای منطقه، مخصوصاً کشورهایی مانند قطر و عربستان و عمان، باعث میشود که آمریکاییها به دنبال یک تفاهمی با ایران باشند و اینکه هر چه زودتر به صورت آبرومندانهای از جنگ با ایران خارج شوند؛ کما اینکه من دیدم یکی از نشریات آمریکایی به ترامپ گفته بود شما اعلام پیروزی کن و پایان جنگ را اعلام کن و این به این معناست که آمریکا واقعاً در جنگی گرفتار شده که نه استراتژی مشخصی دارد، نه پایانی برای آن متصور است و این به منزله هزینههای بسیار گزاف است.
این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: در حال حاضر به طور رسمی هزینههای جنگ با ایران از ۴۰ میلیارد دلار فراتر رفته، در حالی که آمار غیررسمی و محاسباتی که صورت گرفته، حداقل هزینه ۱۰۰ میلیارد دلاری محاسبه شده و یکی از اقتصاددانان آمریکایی هزینههای مستقیم و غیرمستقیم جنگ با ایران را حدود یک تریلیون دلار تخمین زد. برای همین، به نظر من برای ترامپ خبر خوشایندی خواهد بود که ایران و عمان به یک توافقی برسند و تنگه هرمز بازگشایی شود. این نکته را هم نباید فراموش کرد که آمریکا از اهداف حداکثری که در ابتدا اعلام کرده بود، اکنون به یک هدف حداقلی، یعنی بازگشایی تنگه هرمز، رضایت داده است.
وی درباره اینکه ایران مذاکرات با عمان بر سر تنگه هرمز را جدای از بازگشایی تنگه هرمز میداند، گفت: کل داستان ایران و آمریکا داستان چانهزنیهای متقابل با استفاده از برگههایی است که هر یک از طرفین در اختیار دارند. مسلماً ایران میخواهد بیشترین استفاده و بهرهبرداری را از برگه تنگه هرمز و مسئله بازگشایی آن انجام بدهد و در این راستا معقول و منطقی است که شروطی مانند رفع محاصره دریا را مطرح کند چراکه الان به نظر من مبرمترین مسئله که ایران بایستی آن را رفع کند، به دلیل تبعات وحشتناک و زیادی که دارد، از قبیل عدم توانایی صادرات نفت یا عدم توانایی واردات کالاها و محصولات و اقلام اساسی، همین محاصره دریایی است. فکر میکنم ایران بایستی از این برگه استفاده کند برای اینکه آمریکاییها را وادار کند که مفاد توافقنامه اسلامآباد، به ویژه در زمینه رفع محاصره دریایی، آزادی داراییهای مسدودشده ایران و همچنین رفع تحریمها را حداقل به اجرا بگذارد.
توافقات دفاعی پاکستان با کشورهای منطقه بیشتر جنبه سیاسی و نمادین دارد
میرطاهر در بخش دیگری از صحبت هایش درباره تفاهم نامه مکه بین کشورهای پاکستان، عربستان و ترکیه گفت: واقعیت این است عربستان از آمریکا مخصوصاً در زمینه حفظ امنیت خودش ناامید شده است و قبل از این ما شاهد این بودیم که یک توافقنامه دوجانبه بین عربستان و پاکستان امضا شد تحت عنوان قرارداد دفاع دو جانبه که شبیه ماده پنجم اساسنامه ناتو است، اصل دفاع متقابل؛ یعنی اگر به هر یک از این دو کشور حمله شد، کشور مقابل بایستی به کمک آن بشتابد. همین مسئله الان گسترش پیدا کرده به ترکیه و پاکستان و عربستان سعودی و در کنار آن کشورهایی مثل کویت و قطر هم به دنبال توافقنامههای دفاع متقابل با پاکستان رفتند. هدف آنها این هست که به اصطلاح با توجه به ناتوانی آمریکا در زمینه حفظ امنیت آنها، از توان نظامی پاکستان مدد بگیرند.
وی ادامه داد:، اما در این مورد هم، اما و اگرهای زیادی وجود دارد؛ اینکه آیا این توافق سمبولیک است یا دارای پیامدهای واقعی خواهد بود، از الان واقعاً قضاوت در موردش خیلی زود هست. اما تجربه نشان میدهد که هر یک از طرفین اصطلاحاً تحفظهای خاص خود خودش دارند و اینگونه نیست که هم ترکیه، هم پاکستان بخواهند بیمهابا خودشان را در جنگهایی که در حوزه خلیج فارس و دریای سرخ در جریان است وارد کنند به طور مثال به دلیل اعمال اصل محاصره در برابر محاصره از سوی یمن علیه عربستان، پاکستان یا ترکیه بخواهند مستقیم با یمن وارد جنگ بشوند و یا اینکه اگر ایران به دلیل تجاوزات آمریکا بخواهد به تأسیسات عربستان حمله کند، پاکستان یا ترکیه بخواهند در واقع به صورت نظامی با این امر مقابله کنند، اینها فعلاً به نظر من خیلی زود است صحبت در مورد آنها. فعلاً بیشتر از دیدگاه بنده این توافقات حالت سمبولیک و حمایت سیاسی را دارند تا به صورت حمایت مستقیم و صریح نظامی از عربستان یا دیگر کشورهایی که این توافقات را با پاکستان و احیاناً در آینده با ترکیه امضا خواهند کرد.
وی درباره احتمال گسترش محاصره ایران در مرزهای زمینی توسط اعمال فشار آمریکا بر همسایگان ما گفت: آمریکا مسلماً هدف نهایی و مطلوبش این هست که حداکثر تحریم و محاصره را علیه ایران اعمال کند. یعنی الان اگر محاصره دریایی علیه ایران در دو نوبت، یک بار بیش از دو ماه پیش و بار دیگر بعد از نقض تفاهمنامه اسلامآباد شروع شده و هنوز هم ادامه دارد، مسلماً مایل هست که سایر منافع و گذرگاههای ایران از طریق کشورهای همسایه را مسدود کند. اما تحقق این امر به نظر من، اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دشوار خواهد بود؛ به دلیل روابط دوجانبه این کشورها با ایران، وجود مبادی رسمی و غیررسمی و گروههای نفوذ در این کشورها، به هر حال هیچگاه مایل نخواهند بود که مطیع آمریکا باشند در این زمینه و از همه مهمتر منافع خود کشورهای همسایه ایران که فکر نمیکنم به خاطر آمریکا حاضر شوند وارد یک نوع درگیری با ایران بشوند یا اینکه روابط خودشان را اصطلاحاً با ایران خراب کنند.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: حتماً در مورد کشورهایی مثل پاکستان، ترکمنستان، عراق و حتی ترکیه، این مسئله به نظر من تحقق آن فوقالعاده دشوار خواهد بود.
اسرائیل دنبال از سرگیری حملات علیه ایران است
وی درباره اینکه برآورد شما از آینده چیست و آیا مجددا درگیر جنگ خواهیم شد، گفت: در مورد اینکه سناریوهای آینده چه خواهد بود، ترامپ مدام تکرار میکند اگر تفاهمی حاصل نشود، مجدداً به ایران حمله خواهد کرد. مسئله مهم این هست که آیا این توانایی وجود دارد یا نه و مهمتر این است که آیا چنین حمله مثمرثمر خواهد بود یا نه.
میرطاهر گفت: مسلماً اسرائیل به دنبال این است که مجدداً حملات علیه ایران از سر گرفته شود و هدف ویژه اسرائیلیها این است که زیرساختهای ایران و زیرساختهای حیاتی ما را نابود کنند و ایران را به صدها سال قبل برگردانند یا اینکه باقیمانده مقامات ارشد ایرانی را ترور کنند. این هدف اسرائیلیها است، اما اینکه آیا آمریکاییها با توجه به محضوراتی که دارند با چنین ایدهای موافقند، بنده تردید دارم. الان به نظر من برای ترامپ شاید مهمترین اولویت این است که به هر نحو ممکن از درگیری با ایران خارج شود و بتواند یک نوع بازآرایی در عرصه سیاست داخلی آمریکا به نفع جمهوریخواهان صورت دهد. این کار به نظر من مقدمهاش این خواهد بود که یک تفاهمی بین ایران و عمان حاصل شود، تنگه هرمز بازگشایی شود، قیمت نفت پایین بیاید و در مراحل بعد در بازههای زمانی ۳۰ روزه و ۶۰ روزه مفاد تفاهمنامه اسلامآباد به اجرا درآمد.