کد خبر : ۱۱۴۷۱۴
۱۴:۱۱

۱۴۰۵/۰۴/۱۳
ساداتیان:

رهبری شهید مذاکره با غرب را نوعی تکیه بر اهرم قدرت تفسیر می‌کردند

.

یک دیپلمات پیشین می گوید: در روابط بین‌الملل، آنچه تعیین‌کننده است، قدرت است. ایران با تکیه بر این توانمندی‌ها و همچنین با در اختیار داشتن اهرم‌هایی مانند تنگه هرمز توانست قدرت خود را به طرف مقابل نشان دهد. البته ایران هوشیارانه اعلام کرد که از این ابزار‌ها به عنوان اهرم قدرت استفاده می‌کند.

جلال ساداتیان، گفت: توجه داشته باشید که معمولا کشور‌ها تلاش می‌کنند با تکیه بر ظرفیت‌ها و پشتوانه‌های مختلف، قدرت و امنیت خود را حفظ کنند. جغرافیای سیاسی هر کشور، موقعیت جغرافیایی، سرزمین، جمعیت، ظرفیت‌های کشاورزی، توان نظامی و مجموعه‌ای از عوامل دیگر، عناصر قدرت ملی را شکل می‌دهند. جمهوری اسلامی ایران نیز پس از انقلاب، روابط خود را با اسراییل قطع کرد. این تغییر رویکرد، در راستای حمایت از فلسطین و آرمان‌های مردم فلسطین بود و هر چه زمان گذشت، تلاش برای تحقق این هدف با شیوه‌های مختلف دنبال شد.

به گفته ساداتیان در دوران حضرت امام (ره)، آقای محمد منتظری نیرو‌هایی را سازماندهی کرده بود تا به لبنان بروند و با اسراییل بجنگند، اما امام با این اقدام مخالفت کردند و دستور بازگشت آن نیرو‌ها را دادند. هدف امام این بود که به جای اعزام نیرو، جهان اسلام و افکار عمومی مسلمانان را در مسیر افشاگری درباره جنایت‌هایی که اسراییل مرتکب می‌شود، بسیج کنند.

ساداتیان در ادامه تشریح زمینه‌های اوج‌گیری قدرت محور مقاومت اشاره کرد که در واقع می‌توان گفت از همان ابتدا این نگاه وجود داشت که اسراییل یک عنصر بیگانه، فاسد و تروریستی است که در منطقه حضور یافته و از همان آغاز تروریسم را مبنای عملکرد خود قرار داده و تلاش کرده از طریق تروریسم، موجودیت خود را تثبیت کند.

به گفته ساداتیان اعلام روز جهانی قدس نیز در همین چارچوب صورت گرفت که خود آثار و پیامد‌های مهمی داشت. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه و در رابطه با اقدامات موثر رهبری شهید یادآور شد که در دوره‌ای که شهید قاسم سلیمانی مسوولیت نیروی قدس سپاه را بر‌عهده داشت، با ظهور داعش و تقویت جریان‌های افراطی، این ضرورت بیش از گذشته احساس شد که نیرو‌های همسو با جمهوری اسلامی تقویت شوند، چراکه شرایط اقتضایی منطقه، یعنی تحولاتی که به‌طور مستمر رخ می‌داد، ایجاب می‌کرد پشتوانه‌های لازم نیز متناسب با همان شرایط شکل بگیرد. به همین دلیل، مساله سوریه مطرح شد، داعش بخش‌هایی از سوریه و عراق را درگیر و جمهوری اسلامی هم به عراق کمک و هم از جبهه مقاومت در لبنان پشتیبانی کرد. سپس تحولات یمن و همچنین شکل‌گیری جریان مقاومت در عراق نیز به این مجموعه اضافه شد تا هر یک از این حلقه‌ها بتوانند پشتوانه دیگری باشند.

ساداتیان در ادامه خاطرنشان کرد: با این حال، اوج کارآمدی این راهبرد و حمایت از مقاومت را می‌توان در جنگ دوازده روزه و سپس جنگ چهل روزه مشاهده کرد؛ جایی که جمهوری اسلامی هم توان داخلی خود را تقویت و هم از نیرو‌های مقاومت پشتیبانی کرده بود. امروز نیز شاهد هستیم یکی از شروط اصلی جمهوری اسلامی برای پایان جنگ، توجه به مساله لبنان به عنوان یکی از پایه‌های اصلی مقاومت است.

این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با تصمیم‌گیری‌های مهم رهبری شهید در رابطه با اقدامات محور مقاومت گفت: علاوه بر این، انتخاب فرماندهان، نحوه مدیریت این مجموعه و همچنین مواضعی که مقام معظم رهبری در سخنرانی‌های مختلف خود بیان کرده‌اند، همگی نشان‌دهنده همین خط سیر است و حکایت از تایید این رویکرد دارد. ایشان حتی در یکی از سخنرانی‌های خود نیز صراحتا اعلام کردند که جمهوری اسلامی به جریان مقاومت کمک کرده است، بنابراین می‌توان گفت نقش آیت‌الله خامنه‌ای در تداوم، تقویت و هدایت محور مقاومت، نقشی تعیین‌کننده بوده است.

ساداتیان در رابطه با مواضع استکبارستیزانه رهبری شهید تصریح کرد: در روابط بین‌الملل، آنچه تعیین‌کننده است، قدرت است. توان اقتصادی، توان نظامی و سایر پشتوانه‌های یک کشور، مجموعه عواملی هستند که قدرت ملی را شکل می‌دهند و این قدرت است که طرف مقابل را وادار می‌کند شما را در محاسبات خود لحاظ کند. شاهد هستیم که جمهوری اسلامی ایران نیز با اتکا به توان موشکی خود و با جسارتی که در هدف قرار دادن پایگاه‌های امریکا در منطقه از خود نشان داد، این پیام را منتقل کرد که در برابر اقدامات نظامی، توان پاسخگویی دارد. همچنین این پیام داده شد که اگر حملات ادامه پیدا کند، منافع و تجهیزات نظامی امریکا، ازجمله ناو‌های هواپیمابر این کشور نیز می‌تواند در معرض تهدید قرار گیرد. در چنین شرایطی، ایران با تکیه بر این توانمندی‌ها و همچنین با در اختیار داشتن اهرم‌هایی مانند تنگه هرمز توانست قدرت خود را به طرف مقابل نشان دهد. البته ایران هوشیارانه اعلام کرد که از این ابزار‌ها به عنوان اهرم قدرت استفاده می‌کند. همین عوامل موجب شد که طرف مقابل هم به سمت آتش‌بس حرکت کند و هم برای گفت‌و‌گو پای میز مذاکره حاضر شود.

به گفته ساداتیان بنابراین اگر امروز مذاکره‌ای انجام می‌شود، به این معنا نیست که جمهوری اسلامی به امریکا اعتماد کرده است. هر توافقی که صورت می‌گیرد، به معنای شکل‌گیری اعتماد نیست، بلکه مبتنی بر موازنه قدرت و تامین منافع ملی است. همان طور که در ابتدا نیز اشاره کردم، مبنای مقاومت، اعتماد به طرف مقابل نیست، بلکه اتکا به قدرت خودی است. جمهوری اسلامی و در راس نظام رهبری شهید براساس همین قدرت، منافع خود را از طریق مذاکره دنبال می‌کند؛ لذا هر آنچه تاکنون حاصل شده، نتیجه توافق، هماهنگی و پشتیبانی شخص ایشان بوده است. علاوه بر این، ارتباطات فرهنگی و تلاش برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان نیز در همین چارچوب دنبال شده و برای برقراری ارتباط با ملت‌ها و افکار عمومی کشور‌های مختلف نیز اقدامات متعددی صورت گرفته است؛ لذا مجموعه این اقدامات همگی در یک راستا قرار دارند و آن، تحقق دیدگاه و خواست آیت‌الله خامنه‌ای برای شکل‌گیری و تقویت یک جریان مقاومت جدی در برابر اسراییل است، بنابراین آنچه امروز در قالب محور مقاومت مشاهده می‌شود، صرفا حاصل اقدامات نظامی نیست، بلکه محصول مجموعه‌ای از حمایت‌های سیاسی، فرهنگی، رسانه‌ای و مردمی است که در طول سال‌های گذشته با هدایت و حمایت ایشان دنبال شده است.

این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با سیاست نگاه به شرق در دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفت: ایشان سیاست متوازنی را در نگاه به شرق و غرب پیگیری کردند، چراکه اگر چنین توازنی وجود نداشته باشد، طبیعتا نمی‌توان به اهداف موردنظر دست یافت. البته منظور این نیست که این توازن در همه مقاطع و به‌طور صددرصدی برقرار بوده است، شاید می‌توانستیم در مقاطع مختلف، توازن بهتری در روابط خارجی ایجاد کنیم، به‌گونه‌ای که روابط با اروپا به عنوان یک قدرت، امریکا به عنوان یک قدرت موثر و همچنین قدرت‌های نوظهوری مانند برزیل، هند و سایر بازیگران در حال ظهور، به شکلی متوازن تنظیم شود. اراده نیز بر همین مبنا قرار داشت که چنین توازنی در سیاست خارجی برقرار شود.

منبع: اعتماد

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha