کد خبر : ۱۱۴۴۱۰
۱۶:۰۱

۱۴۰۵/۰۴/۰۲
استاد روابط بین‌الملل:

فقط دو گزینه برای ترامپ مانده؛ یکی مذاکرات و دیگری جنگ روانی

فقط دو گزینه برای ترامپ مانده؛ یکی مذاکرات و دیگری جنگ روانی

استاد روابط بین‌الملل با اشاره به فشارهای داخلی بر دونالد ترامپ و هزینه‌های سنگین ورود به یک درگیری نظامی جدید، گفت: گزینه جنگ برای رئیس‌جمهور آمریکا تا حد زیادی منتفی شده و اکنون تنها دو راه پیش روی او قرار دارد؛ ادامه مذاکرات با ایران یا توسل به جنگ روانی و روایت‌سازی برای جبران انتقادها و نمایش دست برتر در افکار عمومی آمریکا.

نوذر شفیعی درباره ارزیابی‌اش از روند مذاکرات سوئیس علیرغم تهدید‌های ترامپ درباره بمباران مجدد ایران و تهدید مقامات ایرانی گفت: اولاً تا امضای این تفاهم‌نامه، به نظر من گام‌هایی که برداشته شده برای هر دو طرف، به‌خصوص از جانب ایرانی، گام‌های مثبتی بوده است. چون به کاهش تنش منجر شد، تا حدی فضای روابط دو کشور را از حوزه نظامی خارج کرد، اتفاقات مهمی در حوزه خلیج فارس حادث شد و مسائلی از این قبیل.

وی با بیان اینکه در حال حاضر گام دوم شروع شده و مذاکرات برای حل چالش‌های اساسی است، ادامه داد: تفاهم‌نامه‌ای که امضا شد برای حل پیامد‌های جنگ بود، ولی مذاکراتی که از روز یکشنبه شروع شده اقدامی برای حل علل جنگ است.

این استاد دانشگاه با اشاره به اظهارات روز گذشته ترامپ گفت: به نظر می‌آید اظهارات ترامپ می‌تواند ناشی از چند مسئله باشد. موضوع اول این است که او به شدت در داخل، هم از طرف دموکرات‌ها و هم از طرف جمهوری‌خواهان، در معرض فشار است و ترامپ را متهم می‌کنند به اینکه تفاهم‌نامه‌ای به مراتب بدتر از برجام امضا کرده یا در حال امضای آن است. این یک واقعیت است.

شفیعی تصریح کرد: واقعیت دیگر این است که ترامپ نمی‌تواند به درگیری‌های نظامی، به‌خصوص در بلندمدت، ادامه دهد و ورود به هرگونه درگیری نظامی می‌تواند هم شخص ترامپ و دولت او را و هم حزب جمهوری‌خواه را و در گام بعد آمریکا را در یک باتلاق سیاسی و امنیتی فرو ببرد که نتیجه‌ای جز شکست به همراه ندارد؛ بنابراین از یک طرف ترامپ تحت فشار است، از یک طرف گزینه جنگ تقریبا برای او منتفی است و فقط دو گزینه برای او مانده؛ یکی مذاکرات و یکی جنگ روانی، یعنی تسلط بر روایت‌ها.

وی ادامه داد: بنابراین به نظر من آن چیزی که ترامپ در آستانه مذاکرات ـ که با حساسیت در حال برگزاری است ـ اظهار کرد، حتی لزوماً با قصد تأثیرگذاری مستقیم بر مذاکرات نیست، بلکه مخاطبش جامعه آمریکا است؛ همان‌هایی که ترامپ را در معرض انتقاد قرار داده‌اند و معتقدند در این کارزاری که بین ایران و آمریکا اتفاق افتاد، ترامپ شکست خورد، بنابراین برای سرپوش گذاشتن بر این شکست و ایجاد روایت‌های جدید، روایتی که نشان از پیروزی داشته باشد و نشان از دست برتر داشته باشد، در دستور کار آقای ترامپ قرار گرفته و به همین دلیل است که این اظهارات را مطرح می‌کند.

باید از وضعیت منازعه یخ‌زده رها می‌شدیم

این استاد روابط بین‌الملل با توجه به اینکه به گفته سخنگوی وزارت خارجه هدف از این سفر پیگیری اجرای تعهدات طرف مقابل است. حالا با توجه به اینکه ما شاهد بدعهدی‌هایی بوده‌ایم، آیا آمریکا به تعهدات خود پایبند خواهد بود، گفت: به نظر من اگر بخواهیم کاملاً با دید بدبینانه به این موضوع نگاه کنیم، تقریباً دچار بن‌بست می‌شویم؛ بنابراین ما باید از این وضعیت یا منازعه یخ‌زده رها می‌شدیم. منازعه یخ‌زده یعنی چه؟ یعنی آمریکا ما را محاصره کرده، ما هم تنگه را بسته‌ایم، صادرات نفت ما دچار مشکل شده، فشار‌های اقتصادی در داخل کم‌کم سر بر می‌آورند و ادامه ماجرا. یعنی ما هم نمی‌توانستیم وضعیت قبل از تفاهم را برای بلندمدت ادامه دهیم؛ بنابراین باید یک حرکتی اتفاق می‌افتاد. این حرکت در قالب تفاهم‌نامه شکل گرفت و الان هم در قالب مذاکرات در حال پیش رفتن است.

شفیعی گفت: حتما دولتمردان ایران، با توجه به اینکه تا الان تجربیات مختلفی از آمریکا دیده‌اند، آن تجربیات را در دستور کار قرار داده‌اند؛ یعنی این فرض را پذیرفته‌اند که ممکن است مذاکرات با بن‌بست مواجه شود و مجددا درگیری اتفاق بیفتد؛ لذا به نظر می‌رسد برای آن گزینه هم تدابیر لازم اندیشیده شده است؛ بنابراین ما باید به سمت مذاکره حرکت می‌کردیم. همه مسائل از طریق جنگ حل نمی‌شود. مذاکره یکی از شیوه‌هایی است که می‌تواند جایگزین جنگ شود.

یکی از مشخصه‌های اتحاد‌ها «به دام افتادن» است

اسرائیلی‌ها از احساسات مذهبی ترامپ استفاده کردند

وی همچنین درباره بند اول تفاهم نامه یعنی خاتمه جنگ در تمامی جبهه‌ها به ویژه لبنان گفت: متأسفانه در اولین بند تفاهم‌نامه طرفین دچار مشکل شدند. هم ایران و هم آمریکا انتظار داشتند که به محض امضای این تفاهم‌نامه حداقل جنگ متوقف شود. درباره اینکه آیا متوقف شدن جنگ به معنی خروج اسرائیل از جنوب لبنان هم هست یا نه، ابهام وجود دارد. به خاطر همین ابهام است که الان اسرائیل می‌گوید حتی اگر جنگ تمام شود یا متوقف شود، من از جنوب لبنان ـ به عنوان یک منطقه حائل ـ خارج نمی‌شوم. اگر چنین اتفاقی بیفتد، به نظر من بند اول تفاهم‌نامه ابتر می‌ماند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: نکته دوم این است حداقل درباره جنگ ۳۹ روزه ـ این فرضیه وجود دارد که اسرائیلی‌ها آن جنگ را برای آمریکا ایجاد کردند. یعنی اسرائیلی‌ها از احساسات مذهبی ترامپ استفاده کردند و اطلاعاتی اغراق‌آمیز که بخشی از آن هم درست بود ـ درباره توانایی هدف قرار دادن رهبران ایران برای ترامپ مطرح کردند. در نتیجه ترامپ را تشویق کردند به جنگ با ایران. الان هم نه اینکه دقیقاً مثل مرحله اول بخواهند ترامپ را تشویق کنند، اما ممکن است او را به دام بیندازند. یعنی اساساً یکی از مشخصه‌های اتحاد‌ها همین «به دام افتادن» است؛ یعنی اسرائیل با ایران درگیر می‌شود و به طور اجتناب‌ناپذیر ممکن است آمریکا را هم مجبور کند که با ایران درگیر شود.

شفیعی ادامه داد: البته بعد از این حمله‌ای که ما به خاطر لبنان انجام دادیم، ترامپ صراحتا گفت که اگر اسرائیل بخواهد ادامه بدهد ممکن است تنها بماند. فقط هم این بحث در ایران نیست که آمریکا را متهم می‌کنند به اینکه به دام اسرائیل افتاده؛ در اروپا و در خود آمریکا هم این یک بحث داغ است که عملاً آمریکا دارد تاوان حمایت از اسرائیل را پرداخت می‌کند. در نتیجه ممکن است فضای لبنان و عدم اجرای بند یک تفاهم‌نامه باعث تشدید تنش بین ایران و اسرائیل و متعاقباً ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ شود.

موضوع صندوق حمایت یا توسعه ایران نباید انتظارات اشتباهی در افکار عمومی ایجاد کند

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره اجرای بند‌هایی از یادداشت تفاهم که درباره فراهم‌سازی مقدمات گفت‌و‌گو، بین طرفین است، گفت: این تفاهم‌نامه به نظر من سه بند دارد که ممکن است با چالش مواجه شود. یکی بحث لبنان بود. بند دوم در واقع رفع تحریم‌هاست. آمریکایی‌ها مدعی هستند که کل تحریم‌های ایران ـ اعم از هسته‌ای و غیرهسته‌ای و اعم از اینکه وضع‌کننده تحریم‌ها آمریکا بوده باشد، چه رئیس‌جمهور، چه کنگره و چه سازمان ملل یا اتحادیه اروپا ـ باید رفع شود. یعنی وقتی آمریکایی‌ها از واژه «همه تحریم‌ها» استفاده می‌کنند، معنایش همین است.

وی گفت:، اما سؤال این است که آیا واقعا آمریکا قادر خواهد بود چنین کاری انجام دهد؟ پاسخ این است که ممکن است در آنچه به خود آمریکا مربوط می‌شود پاسخ مثبت باشد، ولی در آنچه به سازمان ملل یا اتحادیه اروپا مربوط می‌شود یک علامت سؤال جدی وجود دارد؛ بنابراین این مطلب به‌صورت سربسته و تا حدی ابهام‌آمیز مطرح شده است.

شفیعی تصریح کرد: بحث دیگری که ممکن است دچار مشکل شود، موضوع صندوق حمایت یا توسعه ایران است؛ که مثلاً گفته می‌شود حدود ۳۰۰ میلیارد دلار به این صندوق واریز می‌شود و این صندوق در حوزه‌های مختلف ـ چه امور توسعه‌ای باشد، چه امور نظامی و چه امور بشردوستانه ـ هزینه خواهد شد. به نظر من در اینجا یک برداشت اشتباه در حال شکل‌گیری است؛ یعنی انتظاراتی در ایران ایجاد می‌کنند که ممکن است با آنچه در عمل قرار است اتفاق بیفتد متفاوت باشد.

وی ادامه داد: عملی که احتمالاً رخ می‌دهد این است که هر کشوری ـ اعم از کشور‌های عربی یا خود آمریکا یا سایر کشور‌هایی که داوطلب ورود به این صندوق هستند ـ پروژه‌هایی را در ایران تعریف می‌کند و برای آن پروژه‌ها هزینه‌هایی اختصاص می‌دهد. این پول در نهایت در همان پروژه‌ها هزینه می‌شود و عملاً به شرکت‌ها و کشور‌هایی که آن پروژه‌ها را اجرا می‌کنند، بازمی‌گردد. یعنی این‌طور نیست که ۳۰۰ میلیارد دلار را در یک صندوق بگذارند و بگویند ایران می‌تواند آن را در هر جایی که خواست استفاده کند؛ مطلقاً این‌گونه نیست؛ بنابراین این هم یکی از آن بحث‌هایی است که حداقل تیم مذاکره‌کننده ایران باید آن را برای افکارعمومی روشن کند که منظور از این ۳۰۰ میلیارد دلار چیست.

این استاد دانشگاه گفت: این سه مورد از مفادی است که ممکن است دچار مشکل شود. حالا ممکن است درباره تحریم‌ها، آمریکا بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را آزاد کند؛ این امکان‌پذیر است، ولی این با رفع تحریم‌ها فرق دارد.

تفاهم‌نامه امنیتی میان ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان ما را به سمت نظم نوین در خاورمیانه می‌برد

شفیعی همچنین درباره بیانیه چهار کشور ـ ترکیه، مصر، عربستان و پاکستان ـ و تاکید بر ضرورت دستیابی سریع به نتیجه مذاکرات گفت: این چهار کشور علی‌رغم تعارض‌هایی که با هم دارند ـ مثلاً تعارض عربستان و ترکیه، یا اختلافاتی که ما ممکن است با عربستان یا مصر داشته باشیم یا حتی با ترکیه داشته باشیم ـ خوشبختانه در حال گام برداشتن در مسیر درستی هستند.

این کارشناس حوزه سیاست خارجی گفت: یعنی به عنوان قدرت‌های نوظهور و بازیگران کلیدی در منطقه با هم همکاری می‌کنند. پیش از این عربستان سعودی درصدد بود یک تفاهم‌نامه امنیتی میان ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان منعقد شود که حتی می‌تواند به مصر هم گسترش پیدا کند و این پنج کشور مهم دنیای اسلام را در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا در بر بگیرد.

وی گفت: اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، عملاً ما به سمت یک نظم نوین جدید در خاورمیانه حرکت می‌کنیم. این نظم نوین قطعاً موقعیت ایالات متحده آمریکا را تضعیف و موقعیت جمهوری اسلامی ایران را تقویت خواهد کرد؛ بنابراین شاید شروع این همکاری‌ها در حوزه حل اختلافات ایران و آمریکا باشد و بعد از آن، احتمالاً موفقیت در این عرصه این کشور‌ها را تشویق کند تا در عرصه‌های دیگر هم وارد همکاری شوند.

منبع: ایلنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha