معاون اول دولتهای یازدهم و دوازدهم با تأکید بر نقش شهید کمال خرازی در پیشبرد سیاست خارجی مبتنی بر عقلانیت، تعامل و تنشزدایی، گفت: شهادت این دیپلمات برجسته نه تنها ضایعهای برای ایران، بلکه ضربهای به دیپلماسی جهانی بود.
«شهید کمال خرازی» یکی از چهرههای برجسته و تأثیرگذار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ شخصیتی که نام وی با تعقل، گفتوگو و رویکرد مبتنی بر منافع ملی گره خورده است. وی سالها در عرصه دیپلماسی کشور حضور فعال داشت و در مقاطع حساس، نقش مهمی در پیشبرد مواضع ایران در سطح منطقهای و بینالمللی ایفا کرد. خرازی در مقام وزیر امور خارجه تلاش کرد، تا در دورانی که کشور در شرایط دشواری به سر میبرد، سیاست خارجی بر پایه عقلانیت، عزت، حکمت و مصلحت سامان یابد و در عین حفظ اصول اساسی نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، زمینههای بیشتری برای ارتباط مؤثر با جهان فراهم شود.
اما در نهایت تاسف این دیپلمات برجسته کشورمان در جریان جنگ ۴۰ روزه پرکشید و دریغ و اندوه بیپایانی را برای یاران و دوستدارانش به جای گذاشت. بر آن شدیم تا به دفتر یکی از دوستان بسیار نزدیک شهید خرازی برویم تا گپ و گفتی درباره تحلیل ابعاد شخصیت آن شهید و نگاهش به «هنر دیپلماسی» داشته باشیم.
در این خصوص اسحاق جهانگیری اظهار کرد:
آغاز آشنایی شما با شهید کمال خرازی مربوط به چه دورانی است؟
جهانگیری: شهید خرازی در دوره جنگ مسئولیتهایی داشتند و بنده در آن دوره که همزمان با دوران مجلس بود، یک ارتباط دورادور کاری با وی داشتم. اما ارتباط نزدیک ما عمدتاً به دوره همکاری در دولت اصلاحات بازمیگردد؛ زمانی که آقای خرازی وزارت خارجه را بر عهده داشتند و بنده در دولت آقای خاتمی در وزارت معادن و صنایع معدن مشغول به کار بودم. در آن دوره یک همکاری جدی و تنگاتنگ داشتیم و پس از آن نیز این رابطه تا همین اواخر ادامه داشت.
شاید جزو معدود افرادی بودم که پس از مجروح و بستری شدن دکتر خرازی به عیادت وی در بیمارستان رفتم و با هم صحبت کردم، رابطه ما رابطهای بسیار صمیمی بود. کشور شخصیت بزرگ، مؤثر و تأثیرگذاری را از دست داد و امیدوارم بتوانیم راهی را که امثال شهید خرازی برای کشور باز کردند، ادامه دهیم.
شاید جزو معدود افرادی بودم که پس از بستری شدن دکتر خرازی به عیادت وی در بیمارستان رفتم و با هم صحبت کردم، رابطه ما رابطهای بسیار صمیمی بود.
شهید خرازی در وزارت خارجه تحول ایجاد کرد، زیرا وقتی شروع به کار کرد شرایط کشور، خاص بود. در اواخر دوره مرحوم هاشمی رفسنجانی - سال ۱۳۷۴ - بهدلیل اتفاقاتی که در وضعیت اقتصادی داخلی رخ داد، ناگزیر شدیم به سمت تثبیت نرخ ارز برویم و همچنین دادگاه میکونوسِ آلمان که از نظر سیاسی شرایط ویژهای ایجاد کرد، همه کشورهای اروپایی سفرای خود را از ایران فراخواندند.
در آن دوران شرایط اقتصادی بهگونهای شده بود که وامهایی که از بانکهای خارجی گرفته بودیم بازپرداخت نشده بود و به تعویق افتاده بود. بیمههای صادراتی کشورهای مهم اروپایی مثل بیمه هرمسِ آلمان و بیمه ساچه در ایتالیا که تعیینکننده کار بیمه صادراتی بودند، همکاری خود را با ایران متوقف کرده بودند. زیرا وقتی میخواهید از خارج از کشور اعتباری دریافت کنید، باید بیمه صادراتی آن کشور تضمین کند که بانکها بر اساس آن تضمین صادراتی به شما وام بدهند.
ترور شهید خرازی نخبهکشی و ضربه به دیپلماسی بود
ریسک ایران در بررسیهای اقتصادی کشورهای عمده و صنعتی دنیا، در آن زمان در سطح بالایی قرار داشت. بر اساس مطالعات انجامشده، کشورها از نظر ریسک در هفت گروه طبقهبندی میشدند و ایران در رده ششم، یعنی ماقبل آخر، قرار داشت. قرار گرفتن در چنین سطحی به این معنا بود که کشور از نظر اقتصادی در شرایطی پرریسک محسوب میشد؛ بهگونهای که دریافت وام یا اعتبار خارجی تقریباً غیرممکن بود و در صورت پرداخت نیز با هزینهها و بهرههای بسیار بالا محاسبه میشد، زیرا تمامی هزینهها بر اساس میزان ریسک تعیین میگردد و هرچه ریسک بیشتر باشد، هزینههای مالی افزایش مییابد.
زمانی که شهید خرازی مسئولیت وزارت خارجه را برعهده گرفت، شرایط کشور بسیار حساس بود
در چنین شرایط بسیار حساسی، آقای خرازی مسئولیت سیاست خارجی کشور را بر عهده گرفت. سید محمد خاتمی نیز در دوران تبلیغ و در شروع مسئولیت چهرهای موجه از جمهوری اسلامی ایران را به جهان معرفی کرد و از همان ماههای نخست فعالیتش، با رسانههای بینالمللی از جمله شبکه CNN گفتوگوهایی داشت که بازتاب گستردهای در ایالات متحده آمریکا یافت. وی همچنین مفهوم «گفتوگوی تمدنها» را شهریور ۱۳۷۶ در سازمان ملل متحد مطرح کرد که در مجمع به اتفاق آراء، سال بعد به نام سال «گفتوگوی تمدنها» نامگذاری شد.
نخست وزیر ایتالیا اوایل دولت اصلاحات به تهران آمده بود، گفت هدف از این سفر صرفا مسائل سیاسی و باز کردن راهی جدید برای همکاریهای جدی با ایران است.
در همان ماههای ابتدایی دولت آقای خاتمی، «رومانو پرودی»، نخستوزیر وقت ایتالیا به تهران سفر کرد و طبیعتا من که وزیر صنایع و معادن و رئیس کمیسیون مشترک ایران و ایتالیا بودم به فرودگاه رفتم و از وی استقبال کردم، پرودی در تهران با مقامات کشورمان از جمله رهبر شهید انقلاب دیدار کرد. هنگامی که میخواستم مسائل اقتصادی را با وی مطرح کنم، به من گفت هدف از این سفر صرفا مسائل سیاسی و باز کردن راهی جدید برای همکاریهای جدی با ایران است. حتی اشاره کرد که پیش از آن سفر، دو بار با بیل کلینتون (رئیسجمهور امریکا)، صدراعظم آلمان و نخستوزیر انگلیس گفتوگو کرده تا موضوعات مطرحشده در سفر مورد توافق و حمایت آنها نیز باشد و بتوانند مسائل سیاسی خود با ایران را حل و فصل کنند، دو ماه بعد هم من برای پیگیریهای اقتصادی به ایتالیا رفتم.
از ابتکارات شهید کمال خرازی در وزارت امور خارجه دولت اصلاحات چه نکاتی به یاد دارید؟
جهانگیری: هر چند در ماههای اول شرایط سخت بود، اما شرایط وقتی سختتر شد که در سال ۱۳۷۷ قیمت نفت به شدت کاهش پیدا کرد و به کمتر از ۱۰ دلار رسید؛ بنابراین نیاز ایران به گشایش در حوزه منابع خارجی بیش از پیش احساس میشد و با توجه به سیاستی که دستگاه دیپلماسی در پیش گرفته بود این اتفاق افتاد. در چنین فضایی، سیاست خارجی فعال و عقلانی دولت اصلاحات باعث شد به تدریج راه همکاریهای بینالمللی و دسترسی ایران به منابع مالی خارجی باز شود.
شهادت دکتر خرازی به دیپلماسی جهانی ضربه وارد کرد/ رویکرد وی در سیاست خارجی مبتنی بر عقلانیت بود
شهید خرازی دیپلماتی با سابقه روشن در سازمان ملل بود. پس از شهادت وی نیز بسیاری از مقامات ارشد کشورهای مختلف از جمله نخستوزیر مالزی، در پیامهای تسلیت خود از شهید خرازی بهعنوان دیپلماتی کارکشته و عقلگرا یاد کردند. زیرا با شهادت وی یک ضربهای به دیپلماسی جهانی وارد شد، چهره عاقلی که عقلانیت را در محور کار خود قرار داده بود، اما شهید شد و از بین ما رفت. شهید خرازی در سیاست خارجی رویکردی مبتنی بر عقلانیت، تعامل، تنشزدایی و همکاری بینالمللی را دنبال میکرد؛ رویکردی که در راستای سیاستهای کلان دولت وقت و برای فراهمکردن فضای مناسب بینالمللی جهت توسعه کشور بود.
پس از شهادت دکتر خرازی بسیاری از مقامات ارشد کشورهای مختلف از جمله نخستوزیر مالزی از وی به عنوان دیپلماتی کارکشته و عقلگرا یاد کردند.
واقعیت این است که اقتصاد هر کشوری بهشدت تحت تأثیر فضای بینالمللی پیرامون آن قرار دارد. نمیتوان بدون توجه به محیط پیرامونی، صرفاً با تدوین سیاستهای اقتصادی یا صنعتی مناسب، انتظار موفقیت داشت، بنابراین اثر محیط پیرامونی در درجه اول قرار دارد. در میان محیط پیرامونی نیز سیاست خارجی نقشی کلیدی ایفا میکند.
اگر کشوری در تعامل سازنده با جهان باشد، سیاستهای اقتصادی و صنعتی آن نیز امکان موفقیت بیشتری پیدا میکند؛ اما در شرایط تنش و درگیری، حتی بهترین سیاستها نیز با محدودیتهای جدی روبهرو میشوند. یکی از ویژگیهای مهم شهید خرازی این بود که علاوه بر ایجاد فضای مناسب بینالمللی، تلاش میکرد در داخل کشور نیز اجماعسازی کند. وزیرخارجه اگر نتواند در داخل کشور شرایطی بوجود بیاورد که همه از وی حمایت کنند، با شکست مواجه میشود یا سیاستهایش با دشواری پیش میرود.
ترور شهید خرازی نخبهکشی و ضربه به دیپلماسی بود
یکی از ویژگیهای مهم شهید خرازی این بود که علاوه بر ایجاد فضای مناسب بینالمللی، تلاش میکرد در داخل کشور نیز اجماعسازی کند.
شهید خرازی معتقد بود دستگاههای مختلف کشور، از وزارتخانهها گرفته تا بخش خصوصی، همگی در عرصه خارجی نقش دارند و باید میان فعالیت آنها هماهنگی و همافزایی ایجاد شود و هیچ محدودیتی در این زمینه برای آنها ایجاد نمیکرد. وی با اینکه جایگاه خاصی برای وزارت خارجه قائل بود و همیشه در تلاش بود تا از این جایگاه حفاظت کند، اما در عین حال، تلاش میکرد سایر دستگاهها را نیز در تعامل با سیاست خارجی هم جهت، همافزا و هماهنگ کند. مثلا وقتی به عنوان وزیر صنایع میخواستم قرادادی با یک شرکت فرانسوی ببندم، اگر وزارت خارجه کشور از این کار مطلع بود، استفاده سیاسی میکرد و اگر فضای سیاسی مساعد بود من از آن فضا برای پیشبرد کار صنعتی خودم میتوانستم بهرهبرداری کنم.
شهید خرازی بر این باور بود که کشورهای منطقه باید به جای رقابتهای حذفکننده، به سمت همکاری حرکت کنند
ویژگی دوم شهید خرازی، توجه ویژه به کشورهای منطقه و همسایگان بود. ایران از نظر ژئوپلیتیکی در موقعیت خاصی قرار دارد و با ۱۵ کشور - چه از طریق مرز زمینی و چه دریایی – همسایه است. این امتیاز بزرگ اگر بدرستی مورد استفاده قرارنگیرد به تهدید بدل میشود. شهید خرازی باور داشت که کشورهای منطقه باید به جای رقابتهای فرسایشی حذفکننده، به سمت همکاری، همافزایی و پیشرفت مشترک حرکت کنند. بر همین اساس، تلاش میکرد روابط ایران با همسایگان در بهترین سطح ممکن حفظ شود. در اواخر دولت مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی توافق مهمی با ملک عبدالله، ولیعهد وقت عربستان، برای برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران صورت گرفته بود؛ اقدامی که در آن شرایط، دستاورد مهمی برای ایران محسوب میشد.
یکی از باورهای اساسی در وزارت امور خارجه به مدیریت شهید خرازی تعمیق روابط با همسایگان بود.
خود ملک عبدالله پذیرفته بود در این اجلاس شرکت کند و طبیعی بود به تبع شرکت وی بسیاری از سران کشورهای عربی نیز شرکت میکردند. این اجلاس در دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی برگزار شد و نقش مهمی در بهبود روابط منطقهای و تصویر بینالمللی ایران ایفا کرد. بسیاری از بزرگان و رهبران جهان اسلام به ایران سفر کردند و از آن فرصت بهخوبی استفاده شد تا روابط جمهوری اسلامی ایران صرفاً محدود به مسائل سیاسی باقی نماند. این رویکرد، یکی از باورهای اساسی در وزارت امور خارجه به مدیریت شهید خرازی بود؛ اینکه برای تعمیق روابط با همسایگان، باید همکاریها را در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، ترانزیتی و پروژههای مشترک گسترش داد.
امروز نیز اگر بخواهیم روابط خود را با کشورهای منطقه بهصورت جدی و پایدار توسعه دهیم، ناگزیر هستیم پروژههای بزرگ ملی، منطقهای و فراملی تعریف کنیم؛ پروژههایی که منافع کشورها را به یکدیگر گره بزند و منافع مشترک ما در هم قفل شود. ما باید با عربستان و دیگر کشورهای همسایه وارد همکاریهای گسترده اقتصادی شویم تا منافع مشترک، ضامن ثبات روابط باشد. این نگاه در همان دوره نیز دنبال شد؛ تا جایی که حتی با عربستان سعودی توافقنامه امنیتی امضا شد و وزیر کشور وقت ایران این توافق را پیگیری کرد. به اعتقاد من، این نیز یکی از سیاستهای موفق شهید خرازی بود.
شهید خرازی در وزارت امور خارجه، سر فصل مهمی در ارتباط با ایرانیان خارج از کشور باز کرد
سومین رویکرد موفق وی، توجه ویژه به ایرانیان خارج از کشور بود. شهید خرازی به دلیل تحصیل و اقامت طولانی در آمریکا و همچنین حضور مؤثر در سازمان ملل، شناخت دقیقی از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور داشت. وی بهخوبی میدانست که ایران در خارج از کشور از چه سرمایه عظیمی در قالب متخصصان، دانشمندان، نخبگان و فعالان اقتصادی برخوردار هستند. بر همین اساس، در دوران وزارت امور خارجه، سر فصل مهمی در ارتباط با ایرانیان خارج از کشور باز شد. آقای خاتمی نیز با شخصیت و جذابیت خاص خود، چه در سفرهای خارجی و چه در فضایی که در داخل کشور ایجاد کرده بود، زمینهای فراهم کرد تا ایرانیان بیشتری جذب این شرایط شوند و بتوانند از نظر علمی، اقتصادی و فرهنگی به کشور خدمت کنند.
اشاره کردید، زمان شهید خرازی تنها دورهای بود که هیچ محدودیتی برای تامین منابع خارجی نداشتیم، لطفا بیشتر توضیح میدهید؟
جهانگیری: بله، به اعتقاد من، آن دوره تنها دورهای بود که جمهوری اسلامی ایران هیچ محدودیتی برای تأمین منابع مالی خارجی نداشت. ما در آغاز کار با شرایطی مواجه بودیم که تمامی بیمههای صادراتی معتبر جهان همکاری خود را با ایران قطع کرده بودند. در آن مقطع، تیم اقتصادی دولت آقای خاتمی به این جمعبندی رسید که باید پروژههای بزرگ ملی را اجرا کند. آقای زنگنه - وزیر نفت وقت - اجرای فازهای پارس جنوبی را مطرح کرد و من نیز که وزیر صنایع و معادن بودم، طرحهای بزرگی در حوزه فولاد، مس و آلومینیوم را دنبال میکردم و وزارت نیرو نیز پروژههای گستردهای در دست اجرا داشت.
ترور شهید خرازی نخبهکشی و ضربه به دیپلماسی بود
در سال اول دولت آقای خاتمی، با مذاکرات سیاسی و اقداماتی بانک مرکزی، تمام بیمههای صادراتی دوباره به روی ایران باز شدند.
طبیعی بود که اجرای چنین طرحهایی نیازمند منابع مالی عظیم باشد؛ منابعی که دولت به تنهایی توان تأمین آن را نداشت. در آن زمان هنوز سیاستهای کلی اصل ۴۴ از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ نشده بود و عمده این پروژهها دولتی محسوب میشدند، منابع دولت نیز محدود بود و بیشتر صرف هزینههای جاری و امور کوچک میشد. در همه کشورهای دنیا، حتی کشورهای ثروتمند، پروژههای بزرگ ملی و صنعتی که هرکدام نیازمند صدها میلیون یا چند میلیارد دلار سرمایه هستند، معمولاً با استفاده از منابع مالی خارجی اجرا میشوند. این منابع پس از بهرهبرداری پروژه، یا از محل درآمد همان طرح و یا از سایر منابع دولت بهصورت اقساط بازپرداخت میشود. هیچ دولتی دو یا سه میلیارد دلار نقد برای اجرای یک پروژه پرداخت نمیکند؛ بلکه شرکت خارجی پروژه را اجرا میکند و بازپرداخت آن در آینده صورت میگیرد.
رتبه ریسک ایران در سال اول دولت خاتمی از رده ۶ به ۴ رسید
ما نیز در آن دوره پروژههای مهمی آماده کرده بودیم و علاقهمند بودیم که این طرحها با استفاده از منابع خارجی اجرا شوند. فکر میکنم در همان سال اول دولت آقای خاتمی، با مذاکرات سیاسی انجامشده و همچنین اقداماتی که بانک مرکزی برای ساماندهی بدهیهای معوق انجام داد، تمام بیمههای صادراتی دوباره به روی ایران باز شدند. رتبه ریسک ایران دو پله ارتقا پیدا کرد؛ یعنی از رده ۶ به رده ۴ رسید و حتی تلاشهایی برای رساندن آن به رده ۳ نیز در جریان بود. در نتیجه، هزینههای تأمین مالی بهشدت کاهش یافت و دهها میلیارد دلار منابع خارجی برای پروژههای مختلف نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، مس و سایر صنایع جذب شد.
در آن مقطع، دیگر هیچ محدودیتی برای جذب سرمایه خارجی وجود نداشت. حتی به یاد دارم در مراسم کلنگزنی فولاد هرمزگان ـ که در دوره مسئولیت من اجرا شد ـ مدیر شرکت بیمه هرمس آلمان یا نماینده رسمی آن حضور داشت و رسماً اعلام کرد که برای چند کشور، از جمله ایران، هیچ محدودیتی در ارائه پوشش بیمهای و تأمین منابع برای پروژههای سرمایهگذاری وجود ندارد. وی تصریح کرد هر میزان پروژه تعریف شود و بانکهای اروپایی آن را بپذیرند، آنها آمادهاند پوشش بیمهای لازم را فراهم کنند تا بانکها منابع مالی پرداخت کنند و شرکتها بتوانند همکاری مشترک داشته باشند. همین وضعیت برای ژاپنیها، کرهایها، چینیها و دیگر کشورها نیز وجود داشت و شرکتهای بزرگ آنها در پروژههای مختلف ایران حضور فعالی داشتند.
وقتی از «تعامل با دنیا» در حوزه اقتصاد سخن میگوییم، این تعامل باید سه مؤلفه اساسی تأمین منابع مالی، دسترسی به بازارهای جهانی و دستیابی به فناوری را داشته باشد.
واقعیت این است که وقتی از «تعامل با دنیا» در حوزه اقتصاد سخن میگوییم، این تعامل سه مؤلفه اساسی دارد. نخست اینکه کشور بتواند هر میزان منابع مالی مورد نیاز خود را بدون محدودیت از خارج تأمین کند. دوم اینکه بتواند به بازارهای صادراتی جهان دسترسی داشته باشد و کالاهای تولیدی خود را در هر نقطهای که مشتری وجود دارد صادر کند، بدون آنکه با ممنوعیت یا محدودیت مواجه شود. سوم نیز دسترسی به فناوریهای نوین و مدرن جهانی است؛ یعنی هر فناوری مورد نیاز کشور در هر نقطهای از دنیا قابل دستیابی باشد.
ترور شهید خرازی نخبهکشی و ضربه به دیپلماسی بود
این سه مؤلفه، ارکان اصلی تعامل اقتصادی با جهان هستند و به نظر من، در دوره آقای خاتمی، جمهوری اسلامی ایران در هر سه حوزه موفق عمل کرد. برای مثال، صادرات فولاد ایران به اروپا و کانادا به قدری افزایش یافته بود که در مقاطعی شرکتهای فولادی اروپایی از فولاد مبارکه به دادگاه شکایت کردند و مدعی شدند این شرکت محصولات خود را با قیمت پایین وارد بازار اروپا کرده و بازار آنها را به خطر انداخته است. فولاد مبارکه نیز با استفاده از وکلای بینالمللی در دادگاههای اروپایی از خود دفاع کرد و توضیح داد که قیمت تمامشده تولید در ایران پایینتر است و توانسته در یک بازار رقابتی سهم به دست آورد.
در دولت اصلاحات به اروپا، کانادا، آسیا و تقریباً هر نقطهای که اراده میکردیم، امکان صادرات داشتیم.
ما در اروپا، کانادا، آسیا و تقریباً هر نقطهای که اراده میکردیم، امکان صادرات داشتیم. البته در حوزه فناوری، محدودیتهایی وجود داشت، بهویژه در مورد فناوریهای دوگانه، اما با این حال، ما به فناوریهای پیشرفته مورد نیاز خود دسترسی پیدا میکردیم. برای مثال، فولاد آلیاژی یزد با بهترین فناوری روز دنیا تجهیز شده بود و توانایی تولید فولادهایی را داشت که قیمت برخی از آنها به ۱۰ هزار دلار در هر تن میرسید و در صنایع هوایی استفاده میشد. امروز، متأسفانه در هر سه حوزه ـ تأمین منابع مالی، دسترسی به بازارهای جهانی و دستیابی به فناوری ـ با مشکلات جدی ناشی از تحریمها و فشارهای بینالمللی مواجه هستیم که امیدوارم کشور بتواند از این شرایط عبور کند.
اولین دیدار شما با شهید خرازی مربوط به چه دورانی بود؟
جهانگیری: من جزو کسانی بودم که «روزنوشت» دارم و تمام خاطرات دوران وزارت صنایع و معاونت اولی ریاستجمهوری را ثبت کردهام و کتابم را به اتکای همین خاطرات نیز کتابی منتشر کردم. اولین شناخت خوب من از شهید خرازی مربوط به روز رای اعتماد در مجلس بر میگردد.
گرایش فکری شهید خرازی چه بود؟
جهانگیری: وی فراتر از این دستهبندیها و شخصیتی فراجناحی بود. وقتی آقای خاتمی، شهید خرازی را برای وزارت امور خارجه انتخاب کرد، هنوز فضای سیاسی کشور بهشکل امروزی به «اصلاحطلب» و «اصولگرا» تقسیم نشده بود. آقای خرازی شخصیتی معتبر، بینالمللی و مورد اعتماد آقای خاتمی بود و سابقه همکاری و رفاقت قدیمی با وی داشت.
شهید خرازی نگاه ملی داشت و منافع کشور را بر منافع فردی ترجیح میداد
باید بگویم که من در دولت آقای خاتمی و حتی در مجلس - البته آن زمان نماینده مجلس نبودم - همواره شاهد احترام گسترده نسبت به آقای خرازی بودم. وی وزیر بسیار با شخصیت، صریح، شجاع و مستقلی بود. در بیان نظرات خود کمترین ملاحظهکاری را نداشت و هر آنچه که به نفع منافع ملی کشور تشخیص میداد، با جدیت دنبال میکرد البته طبیعی است که در کار اجرایی اختلافنظرهایی وجود داشته باشد. حتی میان من و دکتر خرازی - با وجود رابطه بسیار صمیمی - ممکن بود در برخی موضوعات تفاوت دیدگاه وجود داشته باشد، اما هیچگاه این اختلافها جنبه شخصی پیدا نمیکرد. وی همواره نگاه ملی و کلان داشت و منافع کشور را بر منافع فردی یا بخشی ترجیح میداد.
شهید خرازی در بیان نظرات خود کمترین ملاحظهکاری را نداشت و هر آنچه که به نفع منافع ملی کشور بود با جدیت دنبال میکرد.
شهید خرازی بسیار عمیق و کمحاشیه بود و در طول هشت سال وزارتش، تقریباً نمیتوان حاشیهای جدی برای وی پیدا کرد و همچنین فردی بود که بهخوبی با خرد جمعی کار میکرد. البته شخصیت بسیار جدی داشت و بسیار کم لبخند میزد و وقتی هم لبخند میزد باید جشن میگرفتیم! یادم هست یکی از مدیران وی پس از جلسه دولت گفته بود: «امروز موفق شدیم آقای خرازی را زیارت کنیم» همه خندیده بودند و البته آخرین کسی که خندیده بود خود آقای خرازی بود. من در سفرهای متعدد همراه آقای خاتمی و مرحوم خرازی حضور داشتم، در سفرهای خارجی رئیسجمهور، طبیعی بود که وزیر خارجه نیز همراه باشد و اگر این سفرها ابعاد اقتصادی و صنعتی داشت، من هم شرکت میکردم. در چنین سفرهایی انسانها بهتر شناخته میشوند و من صادقانه میگویم که مرحوم خرازی واقعاً انسانی اخلاقی، باوقار و در معنای واقعی کلمه یک استاد بود.
بعد از پایان دوره وزارت و آغاز دولت آقای احمدینژاد، ارتباط ما با شهید خرازی همچنان ادامه داشت. یکی از برنامههای ثابت ما این بود که روزهای جمعه، با محوریت و مدیریت ایشان، به کوه میرفتیم. معمولاً جمعی خانوادگی بود؛ من، آقای خرازی، آقای حسینی، آقای شفیعی که از دوستان نزدیک شهید خرازی بودند، خانوادهها و پسر دکتر خرازی (دکتر سلمان) که تقریباً همیشه عضو ثابت این برنامهها بود، حضور داشتند و گاهی فرزندان من نیز همراه میشدند. معمولاً از حدود ساعت سه بعدازظهر حرکت میکردیم و تا پنج یا شش عصر در کوه بودیم. بعضی مواقع هم اگر برنامه ویژهای داشتیم، زودتر حرکت میکردیم یا به مناطق جنگلی و مسیرهای خاص اطراف تهران میرفتیم. این ارتباط دوستانه و صمیمانه تا پایان عمر ایشان ادامه داشت و حداقل میتوان گفت که ما رابطهای دائمی در قالب همین برنامههای خانوادگی و کوهنوردی داشتیم.
شهید خرازی، از نظر شخصیتی و خانوادگی، مورد احترام همه بود
واقعیت این است که شهید خرازی، چه از نظر شخصیتی و چه خانوادگی، مورد احترام همه بود. احساس میکردم از کوچکترین اعضای جمع تا بزرگترها، برای وی احترام ویژهای قائل بودند و هر سخنی که میگفت، جنبه آموزنده داشت. همسر ایشان، شهید منصوره خانم، نیز بانویی بسیار بزرگوار، سادهزیست و دلسوز بود و، چون معلم بود، دغدغه مردم و مشکلات اجتماعی را بهخوبی درک میکرد. وی در جلساتی که ما دور هم جمع میشدیم، معمولاً درباره وضعیت کشور، مشکلات مردم و مسائل اجتماعی صحبت میکرد و کاملاً روشن بود که بهواسطه شغل معلمی، ارتباط عمیقی با طبقات مختلف جامعه دارند.
شهید خرازی دانشمندی بود که پس از فراغت نسبی از مسئولیتهای دیپلماتیک، با جدیت به فعالیتهای علمی روی آورده بود.
در کنار مسائل سیاسی و سیاست خارجی، من ارتباط دیگری نیز با شهید خرازی داشتم. در دورهای که معاون اول رئیسجمهور بودم، وی فعالیتهای گستردهای در حوزه «علوم شناختی» انجام داده بود، از گذشته نیز استاد دانشگاه بودند و در حوزه علوم شناختی کار ویژهای را آغاز کرده بود. شهید خرازی در پردیس دانشکده علوم شناختی تأسیس کرده بود و من برای افتتاح آنجا حضور پیدا کردم. همچنین در دانشگاه علوم پزشکی تهران پروژههایی در حوزه مغز و علوم اعصاب راهاندازی شده بود که تجهیزات بسیار پیشرفتهای داشت و من از آن مجموعه بازدید کردم. وی دانشمندی بود که پس از فراغت نسبی از مسئولیتهای دیپلماتیک، با جدیت به فعالیتهای علمی روی آورده بود.
در همان دوره، با حمایت معاونت علمی ریاستجمهوری، «ستاد علوم شناختی» تأسیس شد و شهید خرازی عملاً نقش محوری و دبیری آن را برعهده داشت، همچنین وی کمک زیادی به راهاندازی آزمایشگاهها و مراکز علمی این حوزه کرد. روابط ما فقط محدود به جلسات کوه نبود بلکه در خانههای یکدیگر نیز رفتوآمد خانوادگی داشتیم. گاهی خانمها هماهنگ میکردند و شبها در منزل یکی از دوستان دور هم جمع میشدیم و شام میخوردیم.
این اواخر دلمشغولی شهید خرازی چه بود؟ آینده ایران را چگونه میدید؟
جهانگیری: آخرین بار وی را در بیمارستان تجریش دیدم که به علت حملات اخیر بستری شده بود، یکی از بستگانش با من تماس گرفت و گفت آقای خرازی در بیمارستان هستند. بعضیها توصیه کردند که به دلیل شرایط جنگی و مسائل امنیتی، بهتر است نروم، اما رفتم، زیرا واقعاً علاقه زیادی به وی داشتم. یکی از نکات عجیبی که در آن دیدار مشاهده کردم، روحیه بسیار خوب شهید خرازی بود. وقتی درباره حادثه و جزئیات آن صحبت کردیم، پرسیدم چرا تهران را ترک نکرده و در منزل مانده بود، در حالی که احتمال هدف قرار گرفتن وی وجود داشته است، اما با آرامش کامل پاسخ داد و حتی تحلیل سیاسی هم ارائه کرد.
آخرین باری که شهید خرازی را در بیمارستان دیدم، روحیه بسیار خوبی داشت و تصور میکردم به زودی از بیمارستان مرخص خواهد شد.
شهید خرازی حتی در بیمارستان و در آن شرایط سخت نیز درباره ایران و منطقه تحلیل میکرد
شهید خرازی در بیمارستان توان صحبت کردن داشت؟ آخرین تحلیل وی درباره این جنگ چه بود؟
جهانگیری: من آن روز بسیار امیدوار شدم که اتفاق خاصی برایش نخواهد افتاد، زیرا حال عمومی و روحیه آقای دکتر به قدری خوب بود که تصور میکردم به زودی از بیمارستان مرخص خواهد شد. حتی اگر درد و رنجی هم داشت آن را بروز نمیداد، در آن دیدار برادرزاده وی آقای صادق خرازی نیز حضور داشت. زمانی که شهید خرازی درباره لحظه حادثه توضیح میداد و میگفت که ابتدا همسرش مجروح شده بود و وی تلاش کرده بود تا خود را به منصوره خانم برساند و نجاتش دهد، اما موفق نشده بود، اشک میریخت؛ این صحنه برای من بسیار تأثربرانگیز بود. جهانگیری: ترور شهید خرازی نخبهکشی و ضربه به دیپلماسی بود
شهید خرازی معمولاً احساسات خود را بروز نمیداد و من در مراسم مختلف کمتر دیده بودم که وی اشک بریزد، اما آن روز وقتی از همسرش صحبت میکرد، اشک بر صورتش جاری شد و دوستانی که در آنجا بودند دستمال برداشتند و صورت شهید خرازی را پاک کردند. یکی از دوستان تعریف میکرد که وقتی از شهید خرازی پرسیده بودند که برای منصوره خانم کجا قبر تهیه کنند؟ وی پاسخ داده بود که قبر دو طبقه بگیرید (صدای بغض). با این حال حتی در همان شرایط سخت، همچنان درباره ایران و منطقه تحلیل میکرد. با من درباره وضعیت کشورهای منطقه صحبت کرد و معتقد بود بسیاری از این کشورها بهدلیل ترس، امنیت خود را به آمریکا گره زدهاند و همین وابستگی باعث شده منطقه دچار آشفتگی شود.
شهید خرازی در بیمارستان درباره وضعیت کشورهای منطقه صحبت کرد و معتقد بود بسیاری از آنها بهدلیل ترس، امنیت خود را به آمریکا گره زدهاند.
چگونه متوجه شدید که ایشان به شهادت رسیدهاند؟
جهانگیری: پنجشنبه یا جمعه بود که با من تماس گرفتند که حال آقای دکتر بسیار بد شده است. از صحبتهای آقا صادق، مشخص بود که شرایط نگرانکننده است و دیگر امیدی نیست البته این تعابیر را به کار نبرد. به وی گفتم «حال آقای دکتر که خوب بود و چرا اینگونه شد؟!» سپس دو تا سه بار با دفتر رئیسجمهور و آقای حاجی میرزایی - رئیس دفتر آقای پزشکیان - تماس گرفتم تا ببینم آیا میتوان اقدامی انجام داد یا نه؟ - معمولا کم به دفتر مقامات کشوری زنگ میزنم -، اما آقای حاجی میرزایی توضیح داد که همه امکانات و دستورات لازم از سوی رئیسجمهور فراهم شد، اما متأسفانه شرایط جسمانی آقای خرازی به مرحلهای رسیده بود که دیگر کاری از دست کسی برنمیآید.
در نهایت، سرنوشت هر جنگی پای میز مذاکره تعیین میشود/ ترور شهید خرازی نخبهکشی و ضربه به دیپلماسی کشور بود
شخصیتهایی مانند شهید خرازی سرمایههای بزرگ ملی بودند؛ وقتی فکر میکنم که چرا اسرائیل افرادی مانند شهید خرازی یا آقای لاریجانی را هدف قرار میدهد، به این نتیجه میرسم که آنها دقیقاً میدانستند چه کسانی را انتخاب میکنند. زیرا در نهایت، سرنوشت هر جنگی پای میز مذاکره تعیین میشود البته میدان تعیین کننده است و پشتوانه دیپلماسی است، اما در نهایت این دیپلماتها هستند که پشت میز مذاکره مینشینند و نتیجه را رقم میزنند. شهید خرازی یکی از دیپلماتهای برجستهای بود که هم مورد اعتماد نظام و رهبری بود و هم از اعتبار عمومی برخوردار بود.
شهید خرازی یکی از دیپلماتهای برجسته مورد اعتماد نظام و رهبری بود و از اعتبار عمومی برخوردار بود.
ترور شهید خرازی نخبهکشی بود یا نفی دیپلماسی؟
جهانگیری: ترور شهید خرازی، هم نخبهکشی بود و هم ضربهای به دیپلماسی کشور. وی نخبهای بود که به ایرانی پیشرفته، توسعهیافته و دارای تعامل سازنده با جهان فکر میکرد و دیپلماتی قوی، باتجربه و و در یک کلمه دارای تمام ویژگیهای یک انسان شریف بود؛ بنابراین ترور شهید خرازی به معنای حذف یکی از سرمایههای بزرگ انسانی ایران بود که میتوانست در عرصه دیپلماسی مثمر ثمر باشد.