یک تحلیلگر مسائل سیاسی میگوید: طرحهایی مانند خروج از NPT و بستن تنگه هرمز، تفاوت چندانی با طرحهایی ندارد که در تلآویو توسط نتانیاهو و همراهانش مطرح میشود. نباید فراموش کرد در حال حاضر ۸۴درصد نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند مرتبط با چین و کشورهای شرق آسیاست. ۷میلیون بشکه نفت در روز به دو کشور هند و چینی میرود که دولتهای ایران دستاورد حضور بریکس و شانگهای را مدیون این دو کشور هستند.
حشمتالله فلاحتپیشه، پیرامون برخی ایدههای نامتعارف از سوی رادیکالها در مواجهه با اجرای مکانیسم ماشه میگوید: «همزمان با طرح موضوع اسنپبک برخی ایدهها از سوی برخی طیفهای تندرو در خصوص بستن تنگههرمز یا خروج از NPT و… مطرح میشود که به نظرم لازم است در خصوص آن روشنگری شود. من از واکنشهای مجلس دوازدهم آغاز میکنم. جریانی در مجالس یازدهم و دوازدهم شکل گرفت که عملکرد آنها به زیان منافع ملی ایرانیان تمام شد. امروز هم موضوع خروج از NPT را مطرح میکنند که اولا نشاندهنده نوعی بیعملی و درثانی ادامه جریانی است که رفتارها و تصمیماتشان نتیجهای جز خسارت برای ایران نداشته است.»
فلاحتپیشه ادامه میدهد: «این جریان از قبل از تشکیل مجلس یازدهم شکل گرفت؛ جریانی که پیگیری دیپلماسی را برای ایران بسیار پرهزینه کرد ضمن اینکه برخی افراد منتسب به این جریان رسما دروغ گفتند، بدون اینکه کسی از آنها بازخواست کند که چرا یک چنین اظهارات کذبی را مطرح میکنند. مثلا یکی از نمایندگان منسوب به این طیف اعلام کرد امضاکنندگان برجام تعهد دادهاند که سر ۳۳ سردار خود را به امریکا بدهند. هفتمین اسم در لیست این تعهدات سردار سلیمانی است! این فرد یا همین ادعاهای دروغ به مجلس راه یافت و لیدر جریاناتی شد که قوانینی را مصوب کردند که دست دیپلماتها را برای ابتکار و انعطاف و… بستند.»
این فعال سیاسی یادآور میشود: «اساس کار دیپلماسی شکل دادن به ابتکاراتی است که مانع از تضییع منافع ملی شود. دیدیم تنها نتیجهای که از برخی رفتارهای تندروها در مجلس شکل گرفت، قفل کردن و ایجاد بنبست در پروندههای مختلف (از جمله پرونده هسته ای) بود. آخرین نمونه این نوع بنبستها دیپلماتیک، قطع ارتباط با آژانس و پس از آن تلاش برای خروج از NPT و حتی بستن تنگه هرمز است.»
او با اشاره به اینکه مردم ایران در حال پرداخت هزینههایی هستند که تندروها ایجاد میکنند، میگوید: «وقتی ترامپ و نزدیکان او از هر اظهارنظری در داخل ایران برای توجیه حمله به تاسیسات هستهای ایران استفاده میکنند یعنی دشمنان ایران در حال بهانهتراشی برای سیاستهای تحریمی و جنگ هستند. در داخل کشور اما جریان تندرو در حال ایجاد این بهانهها برای دشمنان هستند.
طرحهایی مانند خروج از NPT و بستن تنگه هرمز، تفاوت چندانی با طرحهایی ندارد که در تلآویو توسط نتانیاهو و همراهانش مطرح میشود. نباید فراموش کرد در حال حاضر ۸۴درصد نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند مرتبط با چین و کشورهای شرق آسیاست. ۷میلیون بشکه نفت در روز به دو کشور هند و چینی میرود که دولتهای ایران دستاورد حضور بریکس و شانگهای را مدیون این دو کشور هستند.»
فلاحتپیشه در پاسخ به این پرسش «اعتماد» که از نظر شما برای برون رفت از شرایط فعلی چه ابتکاراتی را میتوان در دستور کار قرار داد، میگوید: «به جای حرکت به سمت طرحهای بینتیجه باید به بنبست بینتیجه بین ایران و آژانس پایان داد. یکی از عوامل این بنبست قانون اقدام راهبردی مصوب مجلس است. ایران و آژانس باید بر سر ساز و کاری توافق کنند که بر اساس آن آژانس حقوق NPT ایران را به رسمیت بشناسد و ایران هم زمینه بازرسیهایی را فراهم سازد که بر خلاف امنیت ملی ایران نباشد. این کار میتواند از جنگ بهانهزدایی کند. وقتی در مجلس خروج از NPT مطرح میشود یعنی حداقل منفذ ورود به دیپلماسی از همان آغاز بسته میشود.»
این فعال سیاسی یادآور میشود: «در گام بعدی معتقدم هرگونه مذاکره با کشورهای اروپایی بینتیجه است و باید سراغ حل مشکلات با امریکا رفت. صحبتی را که شخصا بارها کردهام امروز توسط سخنگوی وزارت خارجه مطرح شد و آن اینکه اروپاییها با دستور امریکا بوده که مکانیسم ماشه را اجرایی کردهاند. معتقدم مکانیسم ماشه آخرین ابزاری بوده که امریکاییها در اختیار داشتهاند. اگر در کشور یک مدیریت صحیح اقتصادی البته توأم با دیپلماسی عمومی و همراه با آمادگی نظامی شکل بگیرد، امریکاییها خیلی زود به مذاکرات باز میگردند.»