حسین عبیری گلپایگانی نوشت: جناب دعایی انسان فرهیخته و فرهنگی بودند، یک وقت هایی در حین فعالیتهای روزانه با افرادی دوست و آشنا می شویم که چهره های منحصر بفرد هستند.
به گزارش اصلاحات نیوز؛ حسین عبیری گلپایگانی فعال محیط زیست در یادداشتی ضمن تسلیت مرحوم محمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات نوشت:
در بدرقه مردی از جنس مسئولیت پذیری یک وقت هایی در حین فعالیتهای روزانه با افرادی دوست و آشنا می شویم که چهره های منحصر بفرد هستند، شادروان جناب آقای دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات یکی از آن ها بود.
سال 1378 که مطالب و اخبار زیست محیطی را برای روزنامه اطلاعات می فرستادم یک روز به درخواست جناب دکتر بیژن نفیسی (یکی از مردان نیک روزگار) که اون ایام دبیر گروه اجتماعی روزنامه اطلاعات بود،با جناب آقای دعایی در روزنامه اطلاعات جسله ای داشتیم چون قرار بود در صفحه سه روزنامه اطلاعات یک ستونی باز بشد که به موضوعات محیط زیست می پرداخت مثل ستون «دو کلمه حرف حساب» که شادروان کیومرث صابری را به مجله گل آقا رساند.
بعد از اون جلسه گاهی با تماس تلفنی و گاهی حضوری خدمت جناب آقای دعایی می رسیدم چون ایشان دوست وظیفه خود می دانست که خط مشی روزنامه اطلاعات کاملا زیست محیطی باشد.
ولی یک خاطره یک روز بهاری سال 93 یا 94 بوده که از فعالیتهای زیست محیطی خسته شده بودم لذا تصمیم گرفتم دوباره به فعالیتهای دوران دانشجویم یعنی خدمت به جامعه معلولین و سالمندان کهریزک بپردازم لذا یک روز صبح پنج شنبه سوار بر قطار مترو راهی آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک شدم.
پس از حدود بیست سال دوری از آسایشگاه اون روز سر از روابط عمومی آسایشگاه در آوردم با توجه به تخصص بنده در فعالیتهای زیست محیطی و رسانه ای مدیر وقت روابط عمومی آسایشگاه،از من خواست ابتدا بازدیدی از سالنها و گفت و گوی با مددکاران و مددجویان داشته باشم. همراه با خانم صالحی (راهنمای همراهی بنده) پس از بازدید از چند سالن و کارگاه در مراحل پایانی بازدید به یک سالن رسیدیم که اکثرا آنها در دوران جوانی برای خودشون انسانها پرآوازه و فرهیخته بودند یعنی پیر مردان اسم و رسم دارد که در حال گفت و گو با یکی از کشتی گیران قهرمان جهان در دهه سی و چهل بودم که ناگهان یک عزیز به من نزدیک شد و پرسید خبرنگار هستی؟ جواب دادم خبرنگار نیست ولی با مطبوعات همکار می کنم گفت:
در کدام روزنامه مطلب می نویسی؟ناخداگاه گفتم روزنامه اطلاعات،پرسید در روزنامه اطلاعات با چه کسی کار می کنی؟ گفتم با دکتر نفیسی، پرسید هنوز توی روزنامه کار می کند؟ گفته ام بله و مدیر بخش دیپلماتیک روزنامه اطلاعات هستند. پرسید پیر شده؟ گفتم:نه زیاد. گفت:
می دانی من از کی روزنامه اطلاعات می خوانم؟ گفتم نه، گفت:
از سال 1346 از اون زمانیکه که دفتر روزنامه توی خیابان خیام بود.
ازش پرسیدم، الان می دانی مکان روزنامه کجا رفته گفت:
آری رفته خیابان میرداماد.
برای چند لحظه ای در فکر فرو رفتم و پرسیدم شغل شما خبرنگاری که نبوده؟ گفت نه. در پایان صحبتهاش به من گفت، روزنامه اطلاعات کم برای آسایشگاه میاد و وقتی دست من می رسد بیات شده،گفتم:
یعنی یک ماه دیرتر به شما می رسد در جوابم گفت نه، پرسیدم پس کی می رسد؟ گفت: سه روز بعد چاپ
من گفتم جناب دعایی و جناب دکتر نفیسی انسانهای خوبی هستند بنده به دفترشون زنگ می زنم شاید سهمیه روزنامه آسایشگاه را زیاد کردند و بهش قول دادم که اگر دوباره مسیر به آسایشگاه افتاد برایش روزنامه اطلاعات به روز ببرم و همانجا با گوشی موبایل در حضور همه عزیزان داخل سالن با شماره تماس 29999 روزنامه تماس گرفتم و دفتر جناب دعایی خواستم، اپراتور وصل کرد و خانم منشی جناب دعایی گفت: حاجی آقا تشریف ندارند و من هم خواسته اون عزیز را به خانم منشی گفتم و خانم منشی قول داد درخواست ایشان را به حاجی آقا برسوند.
خدا حافظی کردیم و من همراهم خانم صالحی از سالن خارج شدیم.
ولی اصل داستان اینجاست که من از خانم صالحی پرسیدم ایشون کی بودند؟
یک جواب عجیب شنیدم.
خانم صالحی گفت: چند وقت پیش یک خبری در رسانه ها درج شد که یک نفر را به علت نداشتن هزینه بیمارستان با آمبولانس در بیابانهای تهران رها کردند؟ گفتم آره خبرش را شنیدم ، خانم صالحی گفت: این همان آقاست.
گفتم بابا ایشون با این همه اطلاعات رسانه ای چرا اینقدر مشکل دارد؟ که خانم صالحی ابتدا سکوت کرد و سپس گفت:ما در اینجا افراد عجیب و غریب زیاد داریم.
من از آسایشگاه به منزل برگشتم و در تمام مسیر و حتی آن روز تمام فکر پیش افراد گمنامی بود که چگونه در این روزگار بیرحم گرفتار زندگی یکنواخت و روزمرگی شدند.
شب حدود ساعت یازده و نیم گوشی تلفن بنده زنگ خورد و شخصی از پشت تلفن گفت از طرف حاجی آقا دعایی تماس می گیرد و حاجی آقا گفته اند سهمیه روزنامه اطلاعات آسایشگاه کهریزک را باید کجا تحویل بدیم؟ گفتم لطفا به روابط عمومی آسایشگاه سالمند کهریزک.
ایشون گفت:از امشب به درخواست شما 9 عدد روزنامه اطلاعات تحویل آسایشگاه سالمندان خواهد شد و خدا حافظی کرد.
فقط می توانم بگویم که جناب دعایی انسان فرهیخته و فرهنگی بودند که در ایام مدیریت ایشان یک روزنامه چند ورقی را به یک موسسه عظیمی فرهنگی تبدیل کرد در گذشت جناب دعایی را به خانواده عزیزش به کارکنان روزنامه اطلاعات و به جامعه فرهنگی کشور تسلیت می گویم
روحش شاد و یادش گرامی باد.
حسین عبیری گلپایگانی فعال محیط زیست