عضو کابینه دولت یازدهم گفت: به اعتقاد من اگر بعد از دولت دوازدهم نیز سیاست درستی را در مذاکرات با آمریکا و دولتهای جهانی اتخاذ میکردیم، نه جنگ ۱۲ روزه را داشتیم، نه جنگ ۴۰روزه و نه شهادت رهبری را که بزرگترین خسارت برای کشور است، تجربه میکردیم.
علی جنتی اظهار کرد:
در شرایطی قرار داریم که حدود شش ماه از آخرین حمله آمریکا به کشورمان گذشته و از طرف دیگر از وضعیت نه جنگ و نه صلح، به این وضعیت رسیدهایم که هر لحظه امکان دارد اسرائیل یا آمریکا حمله کنند. به نظر شما، این حمله نزدیک است یا اینکه فقط در حد گمانهزنی است؟
اگر توافقی صورت نگیرد، به احتمال زیاد ما شاهد حملهای از طرف آمریکا یا اسرائیل به جمهوری اسلامی خواهیم بود چون آنان در جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه گذشته به هیچیک از اهدافی که تعیین کرده بودند، نرسیدند. بهخصوص برای آمریکا، بهعنوان بزرگترین قدرت اتمی دنیا، و اسرائیل، بهعنوان بزرگترین قدرت اتمی منطقه، مایه سرافکندگی است که با وجود بهکارگیری همه امکانات، حتی به شهادت رساندن رهبر جمهوری اسلامی، نتوانستند به اهدافشان دست پیدا کنند. آنها به دنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بودند و اسرائیل اهدافی فراتر از آن را هم دنبال میکرد.
اسرائیل میخواست قبل از ۱۰ اکتبر به ایران حمله کند/احتمال حمله گستردهای از طرف آمریکا وجود دارد
اسرائیل در همین ایام، پیش از ۱۰ اکتبر، به دنبال حملهای به ایران بود که ترامپ با آن موافقت نکرد. در همین ایام هم اسرائیل میخواست بدون موافقت آمریکا، بهتنهایی ماجراجویی کند و دستاوردی برای انتخاباتش داشته باشد. کار به جایی رسیده که اکنون با رئیس ستاد مشترک هم دچار مشکل شدهاست و نظامیان با جنگ مخالفت کردهاند. با این حال، ممکن است اگر نتانیاهو در قدرت باقی بماند، حملهای انجام دهد.
همه شواهد نشان میدهد که آمریکاییها قبل از انتخابات به دنبال حمله نیستند. ولی به نظر میرسد چه جمهوریخواهان برنده شوند و چه شکست بخورند، احتمال حمله گستردهای از طرف آمریکا وجود دارد. اگر بگوییم آمریکاییها فریب اسرائیل را خوردند و برای سرنگونی نظام، دو جنگ راه انداختند و موفق نشدند، دستکم تلاش می کنند در مسئله هستهای با ایران به توافق برسند. ولی شواهد نشان میدهد که بهراحتی نمیتوانند با ایران توافق کنند؛ بنابراین، ممکن است گزینه بعدی آنها جنگ باشد.
روز ۴ آبان وزرای امور خارجه ۳ کشور شامل پاکستان، ترکیه و عربستان به تهران آمدند، به نظر شما این نشست چهار جانبه به ازسرگیری مذاکرات کمک میکنند؟ ضمن اینکه دفعات قبل هم در جریان مذاکره بودیم که به ما حمله شد.
من اطلاع زیادی از محتوای مذاکراتی که در اجلاسی که در تهران برگزار شد و وزرای خارجه پاکستان، ترکیه و وزیر دفاع عربستان سعودی در آن شرکت کردند، ندارم؛ اما حدس میزنم بیش از آنکه مربوط به مسائل جنگ ایران و آمریکا باشد، مسئله اصلی آنها موضوع یمن باشد. عربستان از طرف انصارالله یمن بسیار تحت فشار است وخسارتهایی فراوانی دیده است. ترکیه و پاکستان هم جزو پیمان مکه هستند که تعهد دارند اگر حملهای به یکی از این سه کشور صورت بگیرد، دو کشور دیگر حمایت و پشتیبانی کنند.
ترکیه، پاکستان و عربستان درباره مسأله یمن به تهران آمده بودند
در مورد درگیر یهای یمن با عربستان ، طبق پیمان مکه، پاکستان و ترکیه باید به عربستان کمک کنند؛ و علیه یمن و انصارالله یمن وارد معرکه شوند ولی چون هیچ کدام علاقهای به این کار ندارند و ترکیه رسماً هم اعلام کردکه نمیخواهد نیروی نظامی به یمن بفرستد لذا در حال پیدا کردن راهحلی هستند که با کمک ایران مسائل عربستان با یمن بهنوعی حلوفصل شود و عربستان رهایی پیدا کند. البته منافاتی هم ندارد که در این اجلاس درباره مسائل منطقه و جنگ ایران و آمریکا هم بحثهایی شده باشد؛ چون اگر جنگی دربگیرد، عربستان هم در این زمینه لطمه خواهد خورد. از طرف دیگر، پاکستان هم جزو میانجیهایی بودکه بسیار تلاش کرد تا صلح برقرار شود. لذا احتمالا این موضوع هم مورد توجه و بحث قرار گرفته است.
همه میدانند انصارالله با پشتیبانی ایران توانست موشک شلیک کند
البته این تنها یک حدس و اطلاعی درباره اجلاس چهار جانبه روز دوشنبه ندادم، بیانیهای هم که دادند، کلی بود و جزئیات را بیان نمیکرد؛ ولی از شواهد میتوان حدس زد که به دلیل قضیه یمن و عربستان به تهران آمده بودند، چون هر سه کشور عضو پیمان مکه هستند. آنها میدانند که ایران تاکنون از انصارالله یمن پشتیبانی کرده است که توانستهاند به این حد از قدرت و توان برسند که بتوانند موشکهای بالستیک و پهپاد شلیک کنند. در عین حال عربستان و کشورهای منطقه هم میدانند که جریان انصارالله، که غربیها از آنها بهعنوان حوثیها نام میبرند، تحت امر جمهوری اسلامی نیستند و اینطور نیست که به دستور جمهوری اسلامی جنگ را متوقف کنند.
البته در افکار عمومی این نگاه شکل گرفته که اعضای پیمان مکه، برای اعلام آخرین هشدارها درباره ازسرگیری مذاکرات و عواقب آن به ایران آمدند...
برخی رسانههای غربی این موارد را مطرح میکنند، از جمله خبرنگار بیبیسی میگفت که احتمالاً این کشورها خواسته اند به ایران هشدار بدهند؛ ولی به نظر نمیرسد اینها در حدی باشند که بخواهند هشداری به جمهوری اسلامی بدهند.
الان در وضعیتی قرار داریم که احتمال حمله قریبالوقوع کشورهایی مثل آمریکا و اسرائیل وجود دارد؛ اما در وضعیت نه جنگ و نه صلح هستیم. به نظر میرسد آقای رئیسجمهور در این مورد گلهمندیهایی دارند؛ کمااینکه اخیراً گفته در شرایط بلاتکلیفی به سر میبریم و اصلاً نمیتوانیم در این شرایط برنامهریزی کنیم. به نظر شما سهم تصمیمگیران داخلی در به وجود آمدن این شرایط چقدر پررنگ است؟ چقدر نقش داشتهاند؟ ضمن اینکه به نظر شما، الان راهی برای خروج از این شرایط نه جنگ و نه صلح وجود دارد؟ آن راه چیست؟
ما نمیتوانیم شرایط کنونی را جدای از گذشته فرض کنیم. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه مجموعه سیاستها، راهبردها و عملکردهادر طول دو، سه دهه گذشته است. بخشی از شرایطی که به وجود آمده، خارج از اراده مسئولان جمهوری اسلامی بوده است. بهعنوان مثال، تحریمهایی که بر کشور تحمیل شده بخش عمدهآن بر اساس زورگویی آمریکا و قدرتهای جهانی است. از حدود ۲۰ یا ۲۵ سال قبل، یعنی از سال ۱۳۸۲ به این طرف، همواره مطرح کرده اند که ایران به دنبال بمب هستهای است و بر همین اساس در شورای حکام سازمان بینالمللی انرژی اتمی، قطعنامههایی را تصویب کردهاند، بعد به شورای امنیت گزارش داده اند و قطعنامههایی را در آنجا تصویب کردهاند. آنها بر اساس سلطهطلبیبه جمهوری اسلامی فشار میآورند و تحریمهای وسیعی را علیه ایران اعمال کردند.
از طرف دیگر، وضعیت کنونی تا اندازه زیادی به ایران و مسئولان کشور برمیگردد، این که ما چگونه با تحریمها برخورد کنیم در دولتهای مختلف متفاوت بوده است. ما آقای احمدینژاد را داشتیم که وقتی سر کار بود، با اتخاذ برخی سیاستها، پنج یا شش قطعنامه علیه ایران را در شورای امنیت سازمان ملل کسب کرد. یک دوره هم آقای دکتر روحانی بود که توانست همه این قطعنامهها را که تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل بود و به قدرتهای جهانی اجازه میدادند جنگی را علیه ایران آغاز کنند، منتفی کند. در آن دوره، همه تحریمها برداشته شد و برجام تحقق پیدا کرد. بنابراین میشود با اتخاذ بعضی سیاستها، اوضاع را تغییر داد. البته بعد از برجام ترامپ، از سال ۱۳۹۷، مجدداً بهصورت یکجانبه تحریمهایی علیه ایران برقرار کرد.
اگر سیاست درستی در مذاکره با آمریکا داشتیم، نه جنگ میشد و نه رهبری به شهادت میرسید
به اعتقاد من اگر بعد از دولت دوازدهم نیز سیاست درستی را در مذاکرات با آمریکا و دولتهای جهانی اتخاذ میکردیم، نه جنگ ۱۲ روزه را داشتیم، نه جنگ ۴۰روزه و نه شهادت رهبری را که بزرگترین خسارت برای کشور است، تجربه میکردیم. در شرایط کنونی هم امکان برداشتن سایه جنگ از سر ملت وجود دارد؛ منتها به شرطی که ارادهای در داخل کشور وجود داشته باشد که با حفظ عزت، کرامت و حفظ منافع ملی کشور با دشمن مذاکره کنند و امتیاز بگیرند تا سایه جنگ و تحریمها را از سر کشور برداشته شود .
یکی از راههایی که برای باز شدن باب مذاکره وجود دارد، راه دادن بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشور است؛ این موضوعی است که رسانههای غربی، بهخصوص، خیلی بر آن تأکید دارند. حتی مسئولان این نهاد، از جمله خود آقای گروسی و افراد دیگر، بر این قضیه تأکید میکنند. به نظر شما آیا اکنون این شرایط را داریم که این بسترها را برای مذاکره فراهم کنیم؟
در جریان مذاکره اینطور نیست که هر چه را طرف مقابل بخواهد، به او بدهند یا هر چه را ما بخواهیم، طرف مقابل به ما بدهد. مذاکره نوعی بدهبستان است و بر اساس شرایط انجام میشود. البته نکتهای که باید به آن توجه داشت، مسأله زمان است. در گذشته ما فرصتهایی را به دست آوردهایم ولی بعد از دست دادهایم؛ یعنی چیزی را که در آن شرایط میتوانستیم به دست بیاوریم، به دلیل از دست دادن فرصت، بعداً به دلیل تغییر شرایط نتوانستیم کسب کنیم. شرایط همواره در حال تغییر و تحول است. اکنون مهمترین مسئلهای که جمهوری اسلامی باید دنبال کند این است که أولا جنگ را بهطور نهایی تمام کند؛ همانطور که در یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا تصریح شده بود که دیگر جنگی علیه ایران صورت نگیرد.
دوم اینکه همه تحریمها برداشته شود؛ چه تحریمهائی که از سوی سازمان ملل اعمال شده و چه تحریمهایی که کنگره آمریکا به تصویب رسانده و یا تحریمهایی که شخص رئیسجمهور آمریکا علیه ایران اعمال کرده است. همه باید برداشته شود تا کشور به آرامش دست پیدا کند.
دوران نه جنگ و نه صلح از جنگ هم بدتر است
شما میگویید که باید تحریمها برداشته شوند و بهر حال، طرف مقابل هم باید این کار را انجام دهد. اما همین توافقی که به آن اشاره کردید، توافق اسلامآباد؛ رئیسجمهورمان به عراق رفته بود. به عبارتی، میشود گفت هواپیمای رئیسجمهور در آسمان بود، اما دیدیم که از داخل، بعد از آن توافقنامه، سه موشک به سمت کشتیهای نفتکش در داخل تنگه هرمز شلیک شد. به نظر شما فضای داخلی کشور برای از سرگیری مذاکرات آماده است؟
در اینکه ماهیت این اتفاق چه بود، آیا عناصر خودسری بودند که این کار را انجام دادند یا دستور داشتند، من چندان اطلاع ندارم. آنچه مشخص است اینکه اشتباه بزرگی صورت گرفت. البته برخی معتقدند که اصلاً مذاکره کردن با آمریکا غلط است و آمریکا فقط برای فریب، ایران مذاکره میکند؛ ولی از طرف دیگر باید دید اگر مذاکره نکنیم، گزینه دیگر چه خواهد بود؟ جنگ یا دوران نه جنگ و نه صلح همراه با تحریم که از جنگ بدتر است.
آنچه در میدان اتفاق افتاد و قدرت نظامی کشور به نمایش گذاشته شد، آمریکا و اسرائیل، متوجه شدند که نمیتوانند به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابند. حضور گسترده مردم در خیابانها که همچنان ادامه دارد، با وحدت مردم و یکپارچگی مردم، نقشههای آنها را خنثی کرد. از سوی دیگر، دیپلماسی جمهوری اسلامی، باعث شد یادداشت تفاهمی امضاء شود که به اتفاق نظر همه صاحبنظران داخلی و خارجی، از این ۱۴ بند تفاهمنامه، ۱۳ بند آن به نفع جمهوری اسلامی بوده است. در چنین شرایطی باید دید ما چرا زیر میز زدیم؟ برخی میگویند چون آمریکاییها به تعهداتشان عمل نکردند. آقای روبیو آمد و در منطقه با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس جلسه گذاشت. در لبنان جداگانه یادداشت صلحی بین لبنان و اسرائیل امضا کردند. ولی ما باید حافظ منافع خودمان باشیم.
خروج از NPT بالقوه جنگ دیگری را بر کشور تحمیل خواهد کرد
در موارد اختلاف هم امکان داشت ایران و آمریکا، بنشینند و دو جانبه حل و فصل کنند. ولی بهانه به دست آمریکا نمیافتاد که بخواهد دوباره حمله کند و یک جنگ ۱۲ روزه دیگر را به کشور تحمیل کند.
شما میگویید که راه خروج از این شرایط، به هر حال، مذاکره است؛ ولی برخی میگویند خروج ازNPT، ساختن بمب اتم و افزایش بازدارندگی میتواند کشور را از این شرایط خارج کند. به نظر شما، چنین موردی امکانپذیر است؟
افرادی که میگویند باید ایران از NPT خارج شود، نمیدانند که این حرف تا چه اندازه مغایر با منافع ملی کشور است. اصلاً سخن گفتن در این باره اشتباه است و خودش بالقوه جنگ دیگری را بر کشور تحمیل خواهد کرد.
آقای جنتی مردم اکنون زیر فشار تورم هستند و از طرف دیگر، میبینیم همچنان فیلترینگ پابرجاست. برخی هم بحث حجاب جرمانگاری شده، فکر میکنید فضای فعلی کشور تا چه اندازه آبستن حوادثی نظیر اتفاقات دیماه ۱۴۰۴ است؟
مشکلات اقتصادی کشور و تورم افسارگسیختهای که شاهد آن هستیم، گرانیها، مشکلات معیشتی و بیکاری، فشار فوقالعادهای بر مردم، بهخصوص طبقات ضعیف و آسیبپذیر، وارد کرده است. مردم نجیب کشور واقعاً تاکنون تحمل کردهاند؛ چون میدانند در شرایط جنگی هستیم و وظیفه ملی هر ایرانی این است که در این شرایط با مسئولان اجرایی کشور همراهی کند تا بتوانیم از این بحران عبور کنیم. ولی
تابآوری جامعه هم حدی دارد و ممکن است در مرحلهای به انتها برسد، بهخصوص با توجه به تحریمهای گسترده و بیسابقهای که بر کشور تحمیل شده است. فکر میکنم چنین تحریمی در تاریخ صدساله گذشته، در هیچ کشوری به این شکل، با محاصره دریایی، زمینی و هوایی، وجود نداشته است. اگر جنگ دیگری اتفاق بیافتد و تأسیسات حیاتی کشور آسیب ببینندو مردم با کمبود برق، گاز یا بنزین روبهرو شوند، یا تحریمها موجب شود کالاها و نیازهای اساسی مردم تأمین نشود، احتمالاً با تنشهای وسیعی در سطح جامعه روبهرو خواهیم شد.
جامعه از مرحله اجرای قانون حجاب عبور کرده است/ طرح فیلترینگ از ابتدا مرده به دنیا آمد
در هر صورت باید برای آن تدبیر شود تا به این مرحله نرسیم. . اما مساله حجاب، از جمله مسائلی است که بخش کوچکی از جامعه، آن هم گاهی به دلایل سیاسی، نه به دلایل عقیدتی، به آن دامن میزند. به نظر من، قانون عفاف و حجاب اصولاً قابل اجرا نیست و جامعه از این مرحله عبور کرده است و تلاشهایی که توسط برخی از جناحها در این زمینه صورت میگیرد و مرتب خواستار اجرای قانون عفاف و حجاب تلاش مذبوحانه است. همانطور که اعمال فیلترینگ هم شکست خورده است. طرح فیلترینگ از ابتدا مرده به دنیا آمد. از همان روز اول فیلترشکنها را به بازار آوردند و اکنون عموم مردم از فیلترشکن استفاده میکنند و فقط کسانی از این وضعیت نفع میبرند که با فروش فیلترشکن تجارت میکنند.
اتفاقات دی ماه ۱۴۰۴ تکرار نخواهد شد
اینکه مسائلی مانند هجدهم و نوزدهم دیماه سال ۱۴۰۴ دوباره تکرار شود. باید توجه داشت که آن حوادث از خارج برنامهریزیشده و مقدمهای برای حمله بعدی بود که اتفاق افتاد. یعنی عناصری را از خارج از کشور، در استانهای غربی مستقر کرده بودند و برنامه داشتند که جماعتی را از طریق زمینی وارد کشور کنند. اکنون کسانی که دستگیر شدهاند اعتراف می کنند که این حوادث از قبل برنامهریزیشده بوده برای اینکه شورشی فراگیر در کشور ایجاد کنند تا در صورت آغاز جنگ مردم با آنها همراهی کنند؛ اما این اتفاق نیفتاد و بعد از این هم اتفاقی به این صورت نخواهد افتاد.
آبان ۹۸ در بیش از ۱۰۰ شهر شورش شد
شما با این نکته موافق هستید که برخی میگویند مردم در حوادث دی ماه ۱۴۰۴ هنوز حوادث سال ۱۴۰۱ را فراموش نکردهاند یا همین فشار و تورم اقتصادی که شما هم به آن اشاره کردید. مزید بر علت شدند و آن بستر را فراهم کردند تا دشمن به هدفی که برای آن برنامهریزی کرده بود، برسد...
اصولاً حوادثی از این دست ناشی از نوعی نارضایتی عمومی است. بخشی از نارضایتیها ناشی از فشارهای اقتصادی و معیشتی است و بخشی دیگر به مسائل اجتماعی و فشارهایی مربوط میشود که از نظر اجتماعی به مردم وارد میشود. گاه یک جرقه احتیاج دارد که ناگهان آتشی شعلهور شود. در ناآرامی های سال ۱۳۹۸، زمانی که بحث بنزین مطرح بود، ناگهان با شورشی فراگیر مواجه شدیم که در بیش از ۱۰۰ شهر گسترش یافت. اما نکته این است که اصولا بحث بنزین مطرح نبود؛ بنزین فقط بهانه و جرقهای برای ابراز نارضایتی بود که در جریان آن عدهای در خیابانها راه افتادند و نارضایتی خود را ابراز کردند.
در جریان جنبش مهسا همه کشور به این نکته اعتراض نداشتند که چرا دختری را به کلانتری برده و بعد جسدش را بیرون آوردند
در جریان جنبش مهسا هم وضعیت به همین ترتیب بود؛ اینطور نبود که همه کشور اعتراض داشته باشند که چرا دختری را به کلانتری بردند و بعد جسدش را بیرون آوردند. این اتفاق بهانهای بود تا عدهای نارضایتیهای انباشتهای خود را ابراز کنند. لذا مسئولان کشور باید به دنبال رفع نارضایتیها باشند؛ چه مسائل اقتصادی و چه مسائل اجتماعی. آنچه خواست مردم است، باید تحقق پیدا کند.
شما میگویید مسأله بنزین و اتفاقی که برای خانم مهسا امینی افتاد، همگی بهانهای بودند که مردم با استفاده از آن، نارضایتیهای دیگر خود را مطرح کنند. اما از سال ۱۳۵۷ تا کنون که سال ۱۴۰۵ است، بیش از ۴۰ سال از انقلاب جمهوری اسلامی میگذرد. به نظر شما شرایط کشور به رفورم نیاز ندارد؟
کشور حتماً به اصلاحات اساسی نیاز دارد؛ اصلاحات ساختاری در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و سیاست داخلی. همه اینها مواردی هستند که تجربه گذشته نشان میدهد باید در آنها اصلاحاتی به عمل آید و مسئولان کشور به طور جدی باید به فکر اصلاحات باشند تا خواست مردم تحقق پیدا کند. این موضوع قطعی است. ولی اینکه آیا در شرایط کنونی کشور به رفراندوم نیاز دارد؟ به نظر من، در شرایط کنونی که درگیر جنگ هستیم ، همه تلاشها باید معطوف به پایان دادن به جنگ، ایجاد آرامش در کشور، تأمین نیازهای اساسی مردم و راهاندازی تولید و صنعت کشور باشد. ولی در شرایط آرامش، نوبت به تامین برخی دیگر از خواستههای ملی میرسد.
اگر مسئولان جامعه نتوانند این خواستهها را بهطور عادی درک کنند، میتوان از مردم نظرخواهی کرد و از طریق نظرخواهی عمومی میتوان درباره آن تصمیم گرفت. البته مسائل کاملا روشن است و مسئولان کشور در نهادهای مختلف، چه نهادهایی که وابسته به دولت هستند و چه نهادهای خارج از دولت ، نظرسنجیهایی در بخشهای مختلف انجام دادهاند. وزارت کشور در پیمایش های عمومی که هرچند وقت یکبار در سطح کشور، در شهرها و روستاها انجام میدهد، خواستههای مردم را گزارش کرده است. اصلاً نیازی به رفراندوم نیست.
عادیسازی رابطه با آمریکا نیاز به رفراندوم دارد
با تصور اینکه شرایط کشور آرام باشد، برای نمونه چه موضوعاتی نیاز به رفراندوم دارد؟
برای مثال یکی از مسائلی که همواره مورد اختلاف بوده عادیسازی رابطه با آمریکا است . این موضوع هم مخالفان و هم موافقان جدی دارد . هر دو گروه نیز از موضع حفظ منافع ملی کشور سخن میگویند.
مخالفان معتقدند منافع ملی کشور ایجاب می کند که با آمریکا، بهعنوان قدرت ویرانگر و راس سلطه در جهان، مقابله کنیم و نمیتوان با آن سازش کرد. گروهی نیز که تعدشان زیاد است منافع ملی کشور را در کنار آمدن با این قدرت جهانی میدانند و معتقدند کشوری که حتی بدون مصوبه ای از شورای امنیت سازمان ملل میتواند تحریم های گسترده ای را بر ایران وضع و اجرا کند اقتضا میکند با آن کنار بیاییم. این به معنای تسلیم شدن برابر آمریکا نیست. وقتی شما با یک گاو وحشی و پرقدرت روبرو هستید باید از جلوی شاخ او کنار بروید وگرنه شما آسیب می بینید.
کشورهای زیادی هم هستند که از شیر این گاو استفاده می کنند و از شاخ آن در امانند. در اینگونه مسایل و سایر مسائل پیچیده مورد اختلاف درکشور میتوان با مراجعه به آرای مردم و برگزاری رفراندوم، تکلیف را مشخص نمود اما قطعاً در شرایط کنونی، امکان برگزاری رفراندوم وجود ندارد. در وضعیت آرامش نیز میتوان خواست اکثریت مردم را از طریق همین نظرسنجیهای علمی و معتبر به دست آورد و دولت هم بر اساس آن عمل کند.
در رابطه با بحث رفورم به اصلاحات ساختاری اشاره کردید. آیا نمونهای مدنظرتان هست که در این مورد بیان کنید؟
من روی مورد خاصی نظر ندارم ولی با توجه به اینکه نزدیک به ۴۰ سال از بازنگری قانون اساسی گذشته است؛ برخی مشکلات که ناشی از قانون اساسی بوده، مشخص شده است . به نظر من، یکی از مواردی کهنیاز به إصلاحات دارد قانون اساسی است.