انتخابات سهشنبه ۵ آبان اسرائیل برای بنیامین نتانیاهو فقط رقابتی بر سر حفظ نخستوزیری نیست؛ او کارزار انتخاباتی خود را به وعده ادامه تجاوز علیه ایران و «تمامکردن کار» گره زده است. گزارشهای رسانههای اسرائیلی و آمریکایی نشان میدهد حتی بنبست پس از رأیگیری نیز ممکن است به فرصتی برای پیوندزدن ادامه جنگ با بقای سیاسی او تبدیل شود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی خود، پیام خود را با شفافیت تکرار میکند: پیروزی انتخاباتی او یعنی ادامه مسیر جنگ و «تکمیل کار»؛ یعنی رسیدن به هدف فروپاشی و سرنگونی نظام سیاسی ایران. او روز ۲۶ مهر در ادعاهایی بی پایه و اساس گفت: «باید این رژیم را یکبار برای همیشه سرنگون کنیم. این دستوری است که به همه نهادهای امنیتی دادهام.» دو روز بعد نیز گفت با ترامپ درباره سرنگونی حکومت ایران «بیش از یکبار، از جمله دو روز پیش» گفتوگو کرده است.
این ادعا فقط یک شعار انتخاباتی نیست. نتانیاهو که تقریبا دو سوم از سه دهه گذشته را به عنوان رهبر بلامنازع در اسرائیل حکومت کردهاست، جنگ علیه ایران را «مأموریت عمر» خود مینامد؛ پایگاه خبری واینت در گزارشی با عنوان «حمایت گرم ترامپ، دیدار محرمانه و علامت سؤال بزرگ: چه کسی تضمین میکند اینبار نظام ایران سقوط کند؟» عبارت «ماموریت عمر» را برای هدف نتانیاهو در فروپاشی ایران به کار بردهاست. از این دیدگاه تجاوز نظامی علیه ایران نه یک فصل تمامشده در تاریخ، بلکه پروژهای ناتمام است که ادامه آن با بقای سیاسی شخص نتانیاهو گره خورده است.
ترامپ: حمایت علنی از «جنگاور»
حمایت دونالد ترامپ از نتانیاهو در ۲۶ مهرماه، پیوند میان بقای سیاسی نخستوزیر اسرائیل و ادامه جنگ را علنی کرد. ترامپ در تروثسوشال از نتانیاهو «حمایت کامل و تمامعیار» کرد، او را «نخستوزیر جنگاور بزرگی» خواند و گفت اگر ایران «سریعا» رفتار خود را تغییر ندهد، «بهزودی کار را تمام خواهیم کرد». او همچنین هشدار داد اگر اسرائیل «رهبر اشتباه» انتخاب کند، که به تعبیر ترامپ هرکس جز بیبی «رهبر اشتباه» است، آمریکا باید به تنهایی با ایران روبهرو شود؛ کاری که به گفته رئیس جمهور آمریکا «من مایل به انجام آن نیستم».
اما این حمایت علنی، تصویر کاملی از رابطه ترامپ و نتانیاهو نیست. اکسیوس گزارش داد بسیاری از نزدیکترین مشاوران ترامپ با حمایت از نتانیاهو مخالفت کرده بودند و معتقد بودند رئیسجمهور باید از دخالت در انتخابات اسرائیل پرهیز کند. همانطور که دو روز بعد از ترامپ، جی دی ونس، معاون او علنا اعلام کرد قصد دخالت در انتخابات اسرائیل ندارد. برخی از مشاوران حتی معتقد بودند برنامه خاورمیانهای ترامپ با دولتی در اسرائیل به رهبری شخصی غیر از نتانیاهو بهتر پیش میرود.
به نوشته اکسیوس در گفتوگوهای خصوصی نیز ترامپ، نتانیاهو را مسئول شکست اسرائیل در پیشگیری از حمله ۷ اکتبر دانسته، او را «بدترین دشمن خودش» خوانده و این تردید را مطرح کرده که نتانیاهو به اعتبار بینالمللی اسرائیل آسیب میزند. با این حال، ترامپ در نهایت از او حمایت کرد و به اکسیوس گفت همیشه قصد داشته این کار را انجام دهد، اما نمیخواست «خیلی زود» باشد.
یکی از مشاوران ترامپ در توصیف نگاه رئیسجمهور به نتانیاهو به اکسیوس گفت: «او شیطانی است که ترامپ را میشناسد.» این تعبیر، حمایت علنی را از یک اتحاد بیقید و شرط جدا میکند: ترامپ نتانیاهو را نه شریک ایدهآل، بلکه گزینهای آشنا و قابل مدیریت میداند. جیدی ونس نیز از همراهی علنی با نتانیاهو خودداری کرد و گفت: «من به بیبی نتانیاهو حمله نمیکنم. من از بیبی نتانیاهو حمایت نمیکنم. در نهایت، حمایت رئیسجمهور است که اهمیت دارد.»
آنچه اکسیوس گزارش کرده نشان میدهد که ترامپ از یک سو به نتانیاهو امکان میدهد جنگ را در قالب «مأموریت ناتمام» و «تکمیل کار» تبلیغ کند؛ از سوی دیگر، تیم او نشان میدهد واشنگتن لزوما نتانیاهو را تنها شریک ممکن برای آینده نمیداند. بنابراین، حمایت ترامپ نه تضمین بیقید و شرط ادامه جنگ، بلکه ابزاری است که نتانیاهو برای حفظ روایت «تنها رهبر توانا در برابر ایران» به کار میگیرد؛ در حالی که کاخ سفید همچنان حق تصمیم نهایی درباره حمله بزرگ بعدی را در دست خود نگه داشته است.
روزنامه عبری معاریو در گزارش روز شنبه خود نوشت که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در سفر محرمانه به اسرائیل حامل این پیام بود که آمریکا تمایلی به ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات اسرائیل ندارد. به همین دلیل برنامه نتانیاهو برای از سرگیری جنگ پیش از انتخابات با بنبست مواجه شد.
رسانههای عبری زبان هشدار دادهاند که تکرار شعارهای تند و تهاجمی نتانیاهو در آستانه انتخابات ممکن است اقدامی برنامهریزی شده برای تحریک تهران به آغاز پیشدستانه نبرد باشد. ایتمار آیخنر در واینت مینویسد تشدید تهدیدها در آستانه انتخابات، احتمال خطای محاسباتی را بالا میبرد: ممکن است تهران تصور کند حمله اسرائیل نزدیک است و برای پیشدستی اقدام کند. در چنین شرایطی، کار نتانیاهو تسهیل خواهد شد و بدون اینکه خودش راسا اقدام به ازسرگیری جنگ کند، میتواند شرایط جنگی را برای تاثیرگذاری بر انتخابات (یا پس از انتخابات برای تاثیرگذاری بر فرآیند تشکیل دولت) مورد استفاده قرار دهد.

زبان رسمی یک جنگ ناتمام
عبارت «finish the job» در روزهای اخیر به ستون فقرات تبلیغات نتانیاهو تبدیل شده است. الپاییس نوشت او هر روز خود را تنها رهبری معرفی میکند که اگر دوباره انتخاب شود، حاضر و تواناست «کار را تمام کند»؛ و منظورش از این عبارت، سرنگونی نظام سیاسی حاکم در ایران است. این زبان، جنگ را نه بهعنوان یک عملیات محدود با اهداف مشخص، بلکه بهعنوان پروژهای سیاسی و تمدنی معرفی میکند که تا فروپاشی نظام ایران نباید متوقف شود.
نتانیاهو در مراسم فارغالتحصیلی دانشجویان نظامی نیز همین منطق را تکرار کرد. او گفت «تنها راه» حذف تهدید ایران «سرنگونی در ایران» است و آن را دستور خود به ارتش، موساد و نهادهای امنیتی خواند. این اظهارات، فاصله میان «مهار برنامه هستهای» و «تغییر رژیم» را عملا از میان برمیدارد: هدف اعلامی دیگر فقط تخریب تأسیسات یا تضعیف توان موشکی نیست، بلکه پایان دادن به حیات یک کشور است.
در همین چارچوب، نتانیاهو حتی آمادگی اسرائیل برای اقدام مستقل از واشنگتن را مطرح کرده است. او گفت اسرائیل برای حمله پیشدستانه بدون حمایت آمریکا آماده است و اهدافش درباره تهران به تایید واشنگتن وابسته نیست.
انتخابات و زمان حمله: پیش از رأیگیری یا پس از آن؟
پرسش عملی این است که آیا حمله جدید پیش از سهشنبه ۵ آبان رخ میدهد یا پس از آن. پاسخ منابع اسرائیلی و آمریکایی یکدست نیست، اما همگی بر یک نکته اتفاقنظر دارند: انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر، دو متغیر اصلی زمانبندی هستند.
هفته پیش نیویورکتایمز گزارش کرد ارتش آمریکا و اسرائیل برنامههای مشخصی برای ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای آمریکا تدوین کردهاند. اهداف احتمالی شامل زیرساخت انرژی، تأسیسات هستهای و زرادخانه موشکی و پهپادی ایران است؛ اما گزارش تأکید میکند ترامپ هنوز چنین حملهای را تایید نکرده است.
در اسرائیل، ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش، طبق گزارش کانال ۱۳ گفت «نیازی به حمله به ایران پیش از انتخابات نمیبینیم»، اما بلافاصله افزود: «اگر فکر کنیم باید به ایران حمله کرد، حمله میکنیم.»
واینت گزارش داد زامیر به آمریکا هشدار داده ازسرگیری جنگ پیش از ۵ آبان میتواند به تعویق انتخابات بینجامد. یک منبع اسرائیلی آشنا با جزئیات نیز احتمال ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات را ۳۰ درصد و احتمال نشدن آن را ۷۰ درصد دانسته است؛ زمان بعدی مورد بحث، پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان است.

سناریوی پیروزی نتانیاهو: رای اعتماد به راهبرد جنگ
پیروزی نتانیاهو، در چارچوب تحلیل این گزارش، نه پایان جنگ که تثبیت آن خواهد بود. پولیتیکو مینویسد اگر نتانیاهو با وجود پروندههای فساد پیروز شود، این نتیجه «تاییدی پرشور» بر شیوه او در جنگهای غزه، لبنان و ایران پس از ۷ اکتبر تلقی خواهد شد. به بیان دیگر، رأیدهنده اسرائیلی نه فقط یک نخستوزیر، بلکه دکترینی را تایید میکند که جنگ پیشدستانه، تغییر رژیم و فشار نظامی مداوم را ابزار اصلی امنیت ملی میداند.
در این صورت، جنگ ایران احتمالا وارد فاز تازهای میشود که هدف اعلامی آن فروپاشی ایران است، نه صرفا توقف برنامه هستهای.
اما پیروزی نتانیاهو به معنای آزادی کامل او در تصمیمگیری نیست. پایگاه تحلیلی المانیتور تصریح میکند توان اسرائیل برای ادامه کارزار تازه علیه تهران، صرفنظر از برنده انتخابات، به میزان تمایل ترامپ به حمایت بستگی دارد. رسانههای عبری نیز در مورد سفر اعلام نشده هفته گذشته پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا به سرزمینهای اشغالی گزارش دادند، هگست برای برنامهریزی حمله به ایران به اسرائیل نیامدهبود. یک مقام ارشد اسرائیلی به واینت گفت او آمدهبود تا مطمئن شود نتانیاهو پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا «غافلگیری» ایجاد نمیکند.
سناریوی شکست نتانیاهو: تردید در برابر توقف سیاست تهاجمی
شکست نتانیاهو، اگرچه ضربهای به پروژه شخصی او خواهد بود، لزوما پایان جنگ نیست. پولیتیکو تأکید میکند آیزنکوت «کبوتر صلح» نیست؛ او نیز مانند تقریبا همه رقبای نتانیاهو، عملیات نظامی در غزه، لبنان و ایران را پشتیبانی کرده و ادعا کرده که اهداف اصلیاش در صورت رسیدن به نخستوزیری جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و تضعیف شبکه نیابتی تهران است؛ دقیقا همان برنامهای که نتانیاهو دنبال میکرد.
تفاوت اصلی در میزان آمادگی برای بهکارگیری نیروی نظامی است. پولیتیکو مینویسد نتانیاهو دکترین امنیتی جدیدی منتشر کرده که صریحا حمله پیشدستانه را شامل میشود، در حالی که آیزنکوت گفته گزینه نظامی علیه ایران تنها در صورت وجود تهدید فوری دستیابی ایران به سلاح هستهای موجه است و در حال حاضر چنین تهدیدی را نمیبیند.
سناریوی برزخ انتخاباتی: استمرار سیاسی نتانیاهو در فقدان اکثریت مطلق پارلمانی
هاآرتص حتی سناریوی خطرناکتری را مطرح میکند: اگر انتخابات به بنبست بینجامد، یعنی هیچ یک از ائتلافهای رقیب نتواند به اکثریت ۶۱ کرسی برای انتخاب نخستوزیر برسد، سناریویی که بر اساس نظرسنجیها سناریویی واقعی است، احتمال شعلهورشدن دوباره جبهه ایران افزایش مییابد. به نوشته هاآرتص این سناریو «دقیقا بهعنوان بخشی از مبارزه سیاسی برای تشکیل دولت بعدی» خواهد بود. در این روایت، جنگ میتواند به ابزاری برای فشار بر آیزنکوت یا دیگر رقبای احتمالی تبدیل شود تا در شرایط بحران، به ائتلافی به اصطلاح «وحدت ملی» بپیوندند.
این سناریو در شرایط فعلی محتملترین نتیجه انتخابات سهشنبه در اسرائیل است. تازهترین نظرسنجیهای سه شبکه تلویزیونی برای اردوگاه نتانیاهو تنها ۵۰ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست پیشبینی کردهاند؛ اردوگاه آیزنکوت نیز با ۵۲ تا ۵۶ کرسی از اکثریت فاصله دارد. در نتیجه، مادامی که احزاب اپوزیسیون بر خودداری از ائتلاف با احزاب عربی اصرار کنند، نتیجه احتمالی باقی ماندن نتانیاهو در قدرت تا برگزاری یک انتخابات جدید و فقدان یک نتیجه قاطع در انتخابات خواهد بود.
اکسیوس نیز در گزارش شنبه خود تأکید کرد شکست در دستیابی به اکثریت، الزاماً به خروج فوری نتانیاهو از قدرت منجر نمیشود. اگر هیچیک از دو اردوگاه نتواند دولت تشکیل دهد، احتمال برگزاری انتخاباتی دیگر و ادامه کار او بهعنوان نخستوزیر موقت وجود دارد. در چنین وضعی، نتانیاهو ممکن است بدون کسب مأموریت تازه از رأیدهندگان، همچنان در رأس دولتی بماند که درباره ادامه تقابل با ایران تصمیم میگیرد.
معاریو نیز در گزارش روز شنبه خود، به نقل از منابع سیاسی، سناریویی را مطرح کرد که در آن نتانیاهو ممکن است از بلاتکلیفی پس از انتخابات برای ازسرگیری جنگ و فشار بر آیزنکوت جهت ورود به دولت وحدت استفاده کند؛ دولتی که احتمال توافق بر سر نخستوزیری چرخشی نیز در آن مطرح است.
این اقدام برای ژنرال پیشین ارتش اسرائیل بیسابقه نیست. آیزنکوت ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳ (۵ روز پس از حمله حماس)، زیر فشار مطالبه وحدت به دولت نتانیاهو پیوستهبود.
سرمقاله هاآرتص با عنوان «هشدار؛ جنگ انتخاباتی» این نگرانی را صریحتر بیان کرده است: نمیتوان احتمال را نادیده گرفت که نتانیاهو بخواهد جنگ را پیش از انتخابات یا بلافاصله پس از آن از سر بگیرد؛ یا برای اثرگذاری بر نتیجه رأیگیری، یا برای ایجاد واقعیتی امنیتی که حتی در صورت شکست، مخالفان را وادار به ورود به مذاکرات تشکیل دولت وحدت کند.
قاببندی اپوزیسیون در قالب «همتیمی ایران»
یکی از ابزارهای اصلی نتانیاهو برای حفظ این چارچوب، تصویرسازی از مخالفان بهعنوان افرادی است که یا ضعیفاند یا ناخواسته در خدمت منافع ایران عمل میکنند. الپایس نوشت او اپوزیسیون را «ترسو و فاقد عزم» به تصویر میکشد و خود را تنها رهبری معرفی میکند که میتواند «کار را تمام کند». این روایت، مخالفت با جنگ را نه یک موضع سیاسی مشروع، بلکه نوعی خیانت به امنیت ملی جلوه میدهد.
یسرائیل کاتس، وزیر جنگ و متحد نزدیک نتانیاهو، روز ۳۰ مهر این منطق را صریحتر بیان کرد: «هر حمله و هر عملیات تروریستی علیه اسرائیل به نام لاپید، بنت و گولان (رهبران احزاب رقیب نتانیاهو) ثبت خواهد شد.» این اظهارنظر مسئولیت هر حمله احتمالی ایران را مستقیما بر دوش رهبران اپوزیسیون میاندازد و به رایدهندگان اسرائیلی اینگونه القا میکند که انتخاب مخالفان بهمثابه بازکردن راه ایران برای حمله است.
به رغم تلاش نتانیاهو برای ازسرگیری جنگ برای نجات حیات سیاسیاش، رسانهها و تحلیلگران اسرائیلی بر شکست دکترین تهاجمی او تاکید میکنند. واینت در گزارش خود مینویسد هر اقدام تهاجمی علیه ایران به تایید کابینه نیاز دارد و «هیچکس تضمین نمیکند که اینبار نظام سیاسی حاکم در تهران سقوط کند». در واقع حتی اگر نتانیاهو همچنان در قدرت بماند از سرگیری نتیجه متفاوتی برای اسرائیل نخواهد داشت.
انتخابات ۵ آبان اسرائیل، در روایت نتانیاهو نه نقطه پایان جنگ، بلکه نقطه تصمیم درباره ادامه آن است. او پیروزی خود را با انچه «تمامکردن کار» در ایران خوانده برابر میداند، حمایت ترامپ را بهعنوان تایید همین مسیر جلوه میدهد و مخالفانش را در قالب ضعیف، ترسو یا همسو با ایران تصویر میکند. با این حال حتی در صورت پیروزی نتانیاهو، سرنوشت حمله بعدی به تصمیم ترامپ وابسته است و در صورت شکست او نیز اپوزیسیون لزوما مسیر فشار نظامی بر ایران را رها نمیکند.