کد خبر : ۱۱۷۹۹۹
۱۱:۱۲

۱۴۰۵/۰۷/۲۹
تحلیلگر آمریکایی:

آمریکا با تمدن ایران خصومت دارد/محاصره دریایی و تحریم‌ها جنایت جنگی هستند

.

یک تحلیلگر آمریکایی - کانادایی، اظهارات ضد ایرانی «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا را «مضحک» خواند و گفت: دولت ایالات متحده آمریکا با کلیت تمدن ایران خصومت و دشمنی دارد.

«رابرت فانتینا» گفت: دولت ایالات متحده هیچ علاقه‌ای به صلح ندارد؛ تنها منافع آن، دستیابی به هدف دوگانه کسب قدرت و سود است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، همچون تمامی اعضای کابینه ترامپ، برای سمتی که به آن منصوب شده، کاملا فاقد صلاحیت است.

فعال صلح آمریکایی - کانادایی و نویسنده کتاب «امپراتوری، نژادپرستی و نسل‌کشی: تاریخ سیاست خارجی آمریکا» تصریح کرد: ترامپ هیچ برنامه‌ای برای پایان دادن به این جنگ ندارد؛ تنها طرحی که او در سر داشت، یک افسانه و خیالی واهی بود که هرگونه گزارش اطلاعاتی می‌توانست به او نشان دهد کاملا غیرواقع‌بینانه است.

این تحلیلگر آمریکایی همچنین تاکید کرد: محاصره دریایی و گسترش تحریم‌های ضد ایرانی، «بی‌تردید نقض حقوق بین‌الملل و مصداق جنایت علیه بشریت هستند. غیرنظامیان و افرادی که در مخاصمات شرکت ندارند، بر اساس شماری از کنوانسیون‌های ژنو و سایر قوانین بین‌المللی مورد حمایت قرار دارند.»

وی افزود: به همین دلیل است که «روبیو» گفته است ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا «دیوان کیفری بین‌المللی» را از میان بردارد؛ چرا که این دیوان — به عنوان عالی‌ترین مرجع قضایی در جهان — می‌تواند جنایتکاران جنگی نظیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را مورد بازخواست قرار دهد و پاسخگو کند.

متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

اظهارات ضدایرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در یونان را که ایران و تمدن تاریخی آن را هدف قرار داده است، چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این ادبیات خصمانه وزیر خارجه آمریکا، در کنار سخنان توهین‌آمیز و تهدید‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور و سیاست‌های تقابلی واشنگتن، نشان‌دهنده آن نیست که دولت آمریکا نه تنها با جمهوری اسلامی ایران، بلکه با ایران و تمدن باستانی آن نیز دشمنی دارد؟

به نظر شما، چرا دولت آمریکا به جای تلاش برای کاهش تنش و احترام به تاریخ و هویت ملت ایران، چنین ادبیاتی را به کار می‌گیرد؛ ادبیاتی که می‌تواند شکاف‌ها و خصومت میان دو ملت را عمیق‌تر سازد؟

دولت ایالات متحده هیچ علاقه‌ای به صلح ندارد؛ تنها منافع آن، دستیابی به هدف دوگانه کسب قدرت و سود است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، همچون تمامی اعضای کابینه ترامپ، برای سمتی که به آن منصوب شده، کاملا فاقد صلاحیت است.

تشبیه تجاوز نظامی کنونی آمریکا علیه ایران به جنگی که نزدیک به ۲۵۰۰ سال پیش رخ داده، در نگاه اول مضحک است؛ این مقایسه زمانی مضحک‌تر می‌شود که در نظر بگیریم رویدادی که او به آن اشاره کرده است ــ یعنی ویران کردن آتن به دست ایرانیان ــ در واکنش به ویران کردن شهر سارد، یکی از شهر‌های ایران، به دست آتنی‌ها صورت گرفت.

اما در دولت کنونی آمریکا، واقعیت‌ها چه جایگاهی دارند؟

از جمله دلایل متعدد و دائما در حال تغییری که ترامپ و دستیارانش برای توجیه جنگ ناعادلانه و غیراخلاقی آمریکا و اسرائیل علیه ایران مطرح کرده‌اند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا رهبران آمریکا و اسرائیل و دارای سلاح هسته‌ای، که یکی از آنها تنها کشوری است که تاکنون از این سلاح‌ها استفاده کرده، تصور می‌کنند باید تعیین کنند چه کشوری اجازه داشتن چنین سلاح‌هایی را دارد و چه کشوری ندارد. اما مسئله مهم‌تر این است که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا از همان سال ۲۰۰۷ اعلام کرده‌اند که ایران در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست.

علاوه بر این، ترامپ با اظهارات خود ثابت کرده است که با کلیت تمدن ایران خصومت و دشمنی دارد. او ایران را به نابودی کامل تهدید کرده است و نیت نسل‌کشی‌گرایانه او از نخستین بمبی که فرو انداخت، آشکار بود؛ بمبی که یک مدرسه دخترانه در میناب را هدف قرار داد.

ایالات متحده همواره به یک «دشمن» نیاز دارد. برای چندین دهه، این دشمن کمونیسم بود و اکنون اسلام به‌عنوان دشمنی ادعایی معرفی می‌شود و ایران، به‌طور مشخص‌تر، هدف این خصومت قرار گرفته است. دولت آمریکا سال‌ها موفق شد با ایجاد ترس از کمونیسم در میان جمعیت زودباور این کشور، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. سپس، پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، اسلام را به «هیولای» جدید خود تبدیل کرد.

بااین‌حال، پروژه اهریمن‌سازی از هر آنچه به اسلام مربوط می‌شود، به اندازه پروژه پیشین برای اهریمن‌سازی از کمونیسم موفق نبوده است. مخالفت گسترده مردم آمریکا با جنگ علیه ایران، گواه این واقعیت است.

ایالات متحده به‌عنوان یک کشور، ۲۵۰ سال قدمت دارد؛ درحالی‌که ایران ۱۰ برابر این مدت سابقه تاریخی دارد. ایران از تاریخ و فرهنگی غنی برخوردار است؛ میراثی که ایالات متحده به دلایل مختلف، و عمدتا به‌دلیل حضور نسبتا تازه‌اش در صحنه جهانی در مقایسه با ایران، فاقد آن است.

با وجود «رهبرانی» مانند ترامپ، روبیو و افرادی هم‌سنخ آنها، تاریخ، ایالات متحده را آزمایشی شکست‌خورده در عرصه دموکراسی ارزیابی خواهد کرد؛ کشوری که به‌جای آنکه حکومتی «متعلق به مردم و به دست مردم» باشد، در عمل به دست نخبگان ثروتمند و منفعت‌طلب اداره شده است؛ نخبگانی که ارمغانی جز رنج و مصیبت داخلی و بین‌المللی به همراه نیاورده‌اند.

آیا محاصره دریایی و گسترش تحریم‌ها علیه ایران با توجه به تاثیر آنها بر دسترسی مردم ایران به غذا و دارو، بخش حمل‌ونقل و ایمنی هوانورد با حقوق بین‌الملل بشردوستانه و سایر قوانین بین‌المللی مطابقت دارد؟ آیا این تحریم‌ها مصداق «جنایت علیه بشریت» نیستند؟

این اقدامات دولت ایالات متحده، بی‌تردید نقض حقوق بین‌الملل و مصداق جنایت علیه بشریت هستند. غیرنظامیان و افرادی که در مخاصمات شرکت ندارند، بر اساس شماری از کنوانسیون‌های ژنو و سایر قوانین بین‌المللی مورد حمایت قرار دارند.

به همین دلیل است که «روبیو» گفته ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا «دیوان کیفری بین‌المللی» را از میان بردارد؛ چرا که این دیوان — به عنوان عالی‌ترین مرجع قضایی در جهان — می‌تواند جنایتکاران جنگی نظیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را مورد بازخواست قرار دهد و پاسخگو کند.

ایالات متحده می‌خواهد همچون دهه‌های گذشته، به ارتکاب جنایات جنگی بدون هیچ‌گونه مجازاتی ادامه دهد و در عین حال تضمین کند که اسرائیل نیز بتواند به همین رویه ادامه دهد.

با این حال، هیچ‌یک از این مسائل، این واقعیت آشکار را نفی نمی‌کند که استفاده از دسترسی به غذا و کمک‌های پزشکی به عنوان سلاح جنگی، و همچنین تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی، همگی جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت به شمار می‌آیند.

جامعه بین‌المللی چه اقدامات عملی و موثری می‌تواند برای پیشگیری و توقف نقض حقوق مردم ایران توسط ایالات متحده انجام دهد؟

جامعه بین‌المللی ابزار‌های متعددی در اختیار دارد که در صورت اراده، می‌تواند از آنها بهره گیرد. اگرچه ایالات متحده یک قدرت اقتصادی بزرگ محسوب می‌شود، اما برای حفظ این جایگاه به تجارت جهانی، اعم از صادرات و واردات، وابسته است.

بیشتر کشور‌ها روابط تجاری گسترده‌ای با کشور‌های دیگر دارند. گسترش این روابط تجاری، هم‌زمان با کاهش مبادلات تجاری با آمریکا، می‌تواند تاثیرگذار باشد. قطع روابط نظامی، از جمله الزام به خروج پایگاه‌های نظامی آمریکا از کشور‌های میزبان، نیز به منزوی کردن ایالات متحده در عرصه بین‌المللی کمک خواهد کرد.

همچنین، افزایش مبادلات تجاری با ایران، اقدامی که در شرایط کنونی و با وجود محاصره دشوار است، اما قطعا غیرممکن نیست، می‌تواند به پایان دادن به نقض مستمر و آشکار حقوق مردم ایران از سوی آمریکا کمک کند.

با توجه به تداوم جنگ فرسایشی علیه ایران، گسترش تحریم‌ها و پیامد‌های این جنگ در داخل ایالات متحده، آیا دولت دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، مسیر مشخصی برای پایان دادن به این جنگ دارد؟

ترامپ هیچ برنامه‌ای برای پایان دادن به این جنگ ندارد؛ تنها طرحی که او در سر داشت، یک افسانه و خیالی واهی بود که هرگونه گزارش اطلاعاتی می‌توانست به او نشان دهد کاملا غیرواقع‌بینانه است.

او به دو تصوری باور داشت که ظاهرا منشا آنها چیزی جز ذهن خودش نبود: نخست: پس از ترور آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (رحمة‌الله‌علیه) مردم ایران قیام خواهند کرد و حکومت سرنگون خواهد شد! این تصور نشان‌دهنده ناآگاهی و جهل کامل ترامپ از میزان وفاداری مردم ایران به کشورشان و احساس افتخاری است که آنان نسبت به انقلاب خود دارند؛ انقلابی که رژیمی دست‌نشانده، سرکوبگر و مورد حمایت آمریکا را سرنگون کرد.

دومین تصور واهی این بود که ایران دست به اقدام تلافی‌جویانه نخواهد زد و جنگ ظرف چند هفته به پایان خواهد رسید. اینکه هر کسی، به‌ویژه رئیس جمهور کشوری ثروتمند و قدرتمند، تصور کند کشوری که مورد حمله قرار گرفته است به همان شیوه پاسخ نخواهد داد، فراتر از ساده‌لوحی است.

از اوایل ماه مارس، ترامپ بار‌ها گفته است که توافقی برای «آتش‌بس» در آستانه امضا شدن قرار دارد. او مدعی شده است که ایران برای دستیابی به توافق «التماس» می‌کند. هیچ‌یک از این ادعا‌ها به واقعیت نپیوسته است؛ به‌استثنای یک آتش‌بس کوتاه‌مدت و ناموفق که در ماه ژوئن امضا شد.

ترامپ به واسطه هشدار‌های مقامات ارشد نظامی ایالات متحده به‌خوبی آگاه است که ذخایر تجهیزات نظامی آمریکا به دلیل این جنگ احمقانه، به‌شکلی خطرناک کاهش یافته است. او دیگر باید آموخته باشد که راه پایان دادن به این جنگ، «دیپلماسی» است؛ البته دیپلماسیِ واقعی، نه آن نوعی که در آن یکی از طرفینِ مذاکره، درست در بحبوحه گفت‌و‌گو‌ها طرف دیگر را بمباران می‌کند (همان‌طور که ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه امسال انجام داد). ایران ثابت کرده است که هرگز در برابر نیروی نظامی یا تحریم‌های اقتصادی سر تسلیم فرود نخواهد آورد.

با توجه به اینکه تنها چند هفته تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باقی مانده و جنگ به‌شدت در میان افکار عمومی این کشور نامحبوب است، امید می‌رود اعضای جدیدی به کنگره راه یابند که بی‌حاصلی و نابخردانه بودن این جنگ را درک کنند و آمریکا را وادار سازند برای پایان دادن به آن، تلاش‌های دیپلماتیک معقول و امتیازدهی‌های ضروری را در پیش بگیرد.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha