یک کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ علیه ایران، گفت: آمریکا بهدنبال وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای خود از طریق مذاکره، نمایش قدرت یا جنگ است و حتی در صورت پذیرش غنیسازی صفر و انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از کشور، اختلافات تهران و واشنگتن به پایان نخواهد رسید.
امیرعلی ابوالفتح، درباره تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر حمله به کوه کلنگ و استفاده از بمبهای موسوم به «مادر همه بمبها» علیه ایران، اظهار کرد: ترامپ به دنبال واداشتن ایران به پذیرش چیزی است که خودش آن را توافق میداند؛ حالا او میخواهد یا از طریق مذاکره به این مرحله برسد، یا با نمایش قدرت و مرعوب کردن ایران، تهران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند یا اگر لازم باشد، از طریق جنگ به این هدف برسد.
وی گفت: ترامپ بهطور مداوم تهدید میکند که اگر ایران خواستههای آمریکا را نپذیرد، با دور دیگری از جنگی شدید مواجه خواهد شد. هر روز هم موضوع جدیدی را مطرح میکند؛ یک روز از حمله به کوه کلنگ سخن میگوید، روز دیگر اعلام میکند که از تمام تسلیحات در اختیار آمریکا استفاده خواهد کرد و اکنون هم نام بمبی موسوم به «مادر همه بمبها» را مطرح کرده است. او در عین حال میگوید از نیروی زمینی و بمب اتم استفاده نخواهد کرد، اما زیرساختهای ایران را هدف قرار میدهد.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه هدف از این تهدیدها مرعوب کردن ایران و واداشتن آن به پذیرش خواستههای آمریکاست، افزود: در غیر این صورت، ممکن است کار به جنگ بکشد. در پایان یک جنگ چندروزه هم آمریکا به دنبال آن است که ایران خواستههای این کشور را بپذیرد. بنابراین، هر دو سناریو مطرح است؛ هم نمایش قدرت و تهدید برای وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای واشنگتن و هم آغاز دوباره جنگ، در صورت لزوم.
ابوالفتح ادامه داد: نمیتوانم با قاطعیت تاریخی برای آغاز دوباره جنگ اعلام کنم، اما میتوانم بگویم اگر ترامپ به اهداف خود نرسد، با توجه به اینکه پیش از این دو بار جنگی شدید را آغاز کرده است، ممکن است بار سوم هم به این اقدام دست بزند.
بعید است آمریکا بتواند جنگ را به سه یا چهار روز محدود کند
وی در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا در صورت حمله به تأسیسات هستهای ایران میتواند درگیری را به چند روز محدود کند یا احتمال گسترش جنگ وجود دارد، اظهار کرد: شواهد و قرائن نشان میدهد که وقتی عملیات آمریکاییها آغاز شود، پایان جنگ دیگر بهطور کامل در اختیار آنها نخواهد بود و مشخص نیست که تحولات مطابق با آنچه طراحی کردهاند، پیش برود.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به جنگ ۴۰روزه گفت: اگر جنگ ۴۰روزه را مبنا قرار دهیم، برخی منابع خبری و اطلاعاتی میگویند آمریکاییها از روز چهارم درخواست آتشبس داده بودند، اما این اتفاق ۳۵ یا ۳۶ روز بعد رخ داد.
وی افزود: بنابراین، حدس من این است که اگر آمریکاییها بخواهند حملهای سریع و کوبنده انجام دهند و برای مثال از همین بمبها استفاده کنند، ایران هم برای این وضعیت سناریو دارد و اعلام کرده است که زیرساختها را هدف قرار میدهد و جنگ را گسترش خواهد داد. ممکن است ایران حتی تهدید خود درباره قطع کابلهای زیرآبی اینترنت را هم عملی کند. در چنین شرایطی، آمریکاییها مجبور به واکنش میشوند و این روند تشدید تنش ادامه پیدا میکند؛ یک اقدام، واکنش طرف مقابل را به دنبال دارد و آن واکنش هم با اقدام دیگری پاسخ داده میشود.
ابوالفتح تصریح کرد: بعید به نظر میرسد اگر آمریکاییها برای جنگی سهروزه، پنجروزه یا یکهفتهای برنامهریزی کرده باشند، تحولات دقیقاً مطابق خواسته آنها پیش برود. آنها باید این ریسک را بپذیرند که جنگ ممکن است از کنترلشان خارج شود و جدول زمانی مدنظرشان محقق نشود. در نهایت، میزان ادامه جنگ از سوی ایران هم در این روند تعیینکننده خواهد بود.
وی با اشاره به تجربه جنگ چهل روزه خاطرنشان کرد: اگر آمریکاییها تصور کرده باشند که میآیند، سه روز حمله میکنند و میروند و ماجرا تمام میشود، بعید میدانم چنین اتفاقی رخ دهد؛ حتی اگر بمباران شدیدی انجام دهند. حتی با حمله به کوه کلنگ هم تمام نمیشود چراکه در جنگ ۱۲روزه، آمریکاییها اعلام کردند که فردو را هدف قرار دادهاند و ترامپ هم گفت که دیگر ایران هیچ سلاح هستهای ندارد و جهان میتواند نفس راحتی بکشد؛ اما دیدیم که هفت یا هشت ماه بعد، دوباره همین داستان آغاز شد.
ابوالفتح گفت: اگر اکنون هم کوه کلنگ را هدف قرار دهند، اما ایران به خواستههای آمریکا تن ندهد، دوباره نقطه دیگری را پیدا میکنند و میگویند تأسیسات ایران زیر کوهی در نقطهای از کویر یا منطقهای دیگر قرار دارد و بار دیگر درباره آن ابراز نگرانی میکنند. سپس هفت یا هشت ماه بعد، دوباره از لزوم حمله به آن نقطه سخن خواهند گفت. بنابراین، این روند میتواند به همین شکل ادامه پیدا کند.
حتی با پذیرش غنیسازی صفر، اختلافات ایران و آمریکا پایان نمییابد/ انتقال اورانیوم غنیشده تنها بخشی از مشکلات را حل میکند
کارشناس مسائل بینالملل، درباره احتمال پذیرش توافقی محدود از سوی آمریکا با توجه به نزدیک شدن انتخابات این کشور و اختلافات تهران و واشنگتن بر سر روند مذاکرات، اظهار کرد: من از جزئیات روند مذاکرات خبر ندارم، اما بر اساس گزارشهای خبری، اختلاف ایران و آمریکا بر سر تقدم و تأخر یا همزمانی دو موضوع است که از دیدگاه ایران باید از یکدیگر تفکیک شوند، اما آمریکا میگوید باید همزمان اتفاق بیفتد.
وی گفت: دیدگاه ایران این است که آمریکا ابتدا باید شروط جمهوری اسلامی را در حوزه تنگه هرمز و برداشته شدن محاصره دریایی بپذیرد و پس از آن، ایران وارد مذاکرات هستهای شود. در مقابل، آمریکاییها اصرار دارند که در حال حاضر نمیخواهند درباره تنگه هرمز صحبت کنند و برداشته شدن محاصره دریایی را به ورود ایران به مذاکرات هستهای مشروط کردهاند.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: اختلاف بر سر این است که کدام موضوع باید در اولویت قرار بگیرد؛ آیا مذاکرات هستهای، مانند تفاهمنامه اسلامآباد، در دو مرحله پیش برود که ایران بر آن تأکید دارد یا اینکه آمریکا نظر خود را تغییر داده و میخواهد موضوع تنگه هرمز، محاصره دریایی و مذاکرات هستهای بهصورت همزمان و در یک مرحله پیش بروند. تا این لحظه که با هم صحبت میکنیم، طرفین به توافق نرسیدهاند. شاید در آخرین لحظات راه سومی برای این مسئله پیدا شود، اما نمیدانم چه اتفاقی خواهد افتاد و فعلاً مذاکرات در جریان است.
روسیه بهتنهایی نمیتواند اختلاف ایران و آمریکا را حل کند
ابوالفتح در ادامه، درباره نقش روسیه در مذاکرات ایران و آمریکا و احتمال انتقال اورانیوم غنیشده ایران به این کشور و همچنین سفر لاوروف در روزهای آینده به تهران اظهار کرد: خیلیها پیام میآورند و پیام میبرند. به هر صورت روسیه جایگاه خاصی در نظام بین الملل دارد، اما مشکل ایران و آمریکا میانجیگرها نیست. مسئله این است که میانجی تا چه اندازه قدرت و توانایی دارد و آیا میتواند بر ایالات متحده تأثیر بگذارد یا حتی چین چنین قدرتی دارد؟
وی ادامه داد: رویکرد دولت کنونی آمریکا این است که نیازی به میانجیگری ندارد. درست است که مذاکرات بهصورت غیرمستقیم انجام میشود، اما طرفین از طریق این روند حرفهای یکدیگر را میشنوند. ترامپ نمیخواهد این موضوع را به اشتراک بگذارد.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور هم گفت: انتقال اورانیوم به روسیه بهتنهایی برای آمریکا کفایت نمیکند. دولت ایالات متحده از ایران غنیسازی صفر میخواهد و بخشی از این موضوع به سرنوشت اورانیوم ۶۰ درصدی مربوط میشود؛ اینکه با این مواد چه کاری انجام شود. اما مسائل دیگری هم مطرح است؛ از جمله اینکه سرنوشت سانتریفیوژها چه خواهد شد و زیرساختهای صنعت تولید سوخت هستهای ایران به چه وضعیتی دچار میشوند.
ابوالفتح با بیان اینکه مسئله بازرسیها نیز یکی از موضوعات اختلافی است، افزود: مهمتر از همه این است که سازوکار اجرای توافق چگونه خواهد بود. حال برفرض اگر ایران هم بگوید که اورانیوم غنیشده خود را تحویل میدهد، اما چه کسی قرار است به زیر کوه برود، این اورانیوم را خارج کند و تحویل دهد؟ آیا قرار است بازرسان آمریکایی حضور داشته باشند؟ نیروهای مسلح آمریکا حضور پیدا کنند؟ بازرسان بینالمللی یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی مسئولیت این کار را بر عهده بگیرند؟ همه این موارد محل اختلاف است. زمانی که ایران بهفرض بپذیرد که غنیسازی صفر را قبول کند، تازه در جزئیات با اختلافات زیادی مواجه خواهیم شد و نمیتوان بهسادگی از کنار این مسائل عبور کرد.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: اگر اعلام شود که اورانیوم غنیشده از ایران خارج میشود، این موضوع تنها بخشی از مشکلات هستهای را حل میکند؛ آن هم در شرایطی که مسائل هستهای صرفاً بخشی از اختلافات ایران و آمریکاست. حتی اگر تمام مسائل هستهای بهخوبی حلوفصل شود، تازه نوبت به مراحل بعدی اختلافات میرسد. بنابراین، حتی اگر ایران اورانیم غنیسازی شده را از ایران خارج کند ــ که البته تاکنون بههیچعنوان زیر بار آن نرفته است ــ باز هم گره اصلی اختلافات بهسادگی باز نخواهد شد.