یک تحلیلگر سیاسی درباره نحوه بهرهبرداری ایران از فرصت تضعیف نظم تکقطبی آمریکا و تقویت همگراییهای منطقهای گفت: مدتهاست که تلاشهای آمریکا برای حفظ نظام تکقطبی با زوال و شکست مواجه شده و بحران جدی برای این کشور ایجاد کرده است..
عباس سلیمینمین درباره ادعای محاصره اقتصادی کشورمان توسط آمریکا گفت: تحریمهای اقتصادی آزاردهنده است، اما قطعاً تعیینکننده نخواهد بود و آمریکاییها را به سرمنزل مقصود نمیرساند. آنها سالهاست که تجربه تحریم را دارند و میدانند نتیجه دلخواه حاصل نشده است؛ امروز نیز وضعیت به همینگونه است. این تحریمها موجب میشود ایران مسیرهای خود را متنوع کرده و به ارتباطات اقتصادیاش تنوع ببخشد؛ همین موضوع اقتصاد ایران را پایدارتر و قدرتمندتر میکند.
تحریمهای جدید آمریکا بینتیجه و بیاثر است
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: هنگامی که فشار اعمال میشود، ما منابع ارتباطی اقتصادی خود را گستردهتر میکنیم؛ بنابراین تحریمهای جدید نیز قادر نخواهد بود دستاورد مؤثری برای آمریکاییها رقم بزند. چنانکه اکنون مسیرهای زمینی را برای مبادلات اقتصادی فعال کردهایم که این اقدام، اهرمی بسیار تعیینکننده بوده و به تنوع ارتباطات ما کمک میکند.
سلیمینمین با اشاره به اصرار آمریکا بر تداوم سیاست تحریمی اظهار داشت: دلیل تأکید واشنگتن بر پیگیری تحریمها و جدیتر کردن تقابل اقتصادی، ناتوانی آنها در دستیابی به اهدافشان از مسیرهای دیگر است. در واقع، این رویکرد نشان میدهد که آمریکاییها راهکار دیگری ندارند.
وی عنوان کرد: اگر آنها قادر بودند از طریق تقابل نظامی با ایران به نتیجه مؤثری برسند، قطعا تأکیدی بر تحریمهای اقتصادی صورت نمیگرفت. این موضوع در واقع تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکست آمریکا در تقابل سخت با ایران است.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تصریح کرد: تحریمهای جدید اقتصادی نیز نسبت به اقدامات پیشین، عملاً کارایی فراتری ندارند؛ بلکه صرفاً با هدف ارسال پیام به متحدان آمریکا و کشورهایی که به اقدامات ضدایرانی دل بستهاند، مطرح میشوند تا به آنها القا کنند که از طریق تمهیدات جدید اقتصادی، موفق به دستیابی به اهدافی خواهند شد که پیشتر در آن ناکام بودهاند.
تحریمهای تازه آمریکا جز ایجاد توهم امید، پیامدی ندارد
سلیمینمین خاطرنشان کرد: این اقدامات در حقیقت نوعی فرار از واقعیت و ایجاد امیدی کاذب برای کسانی است که چشم به تحولات منطقهای توسط آمریکا دوختهاند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکاییها دچار سردرگمی شدهاند و نمیدانند پایان این بازی را چگونه رقم بزنند، گفت: خوشبختانه ایران سیاستها و گزینههای متعددی را برای سناریوهای مختلف در نظر گرفته است و همین پیشبینی راههای گوناگون برای احتمالات مختلف، خود عاملی برای ایجاد سردرگمی در طرف مقابل شده است.
صهیونیستها برای کشاندن آمریکا به جنگ بلندمدت با ایران در تلاش هستند
تحلیلگر سیاسی افزود: آمریکاییها به هیچ وجه مایل نیستند خود را درگیر یک جنگ بلندمدت کنند؛ هرچند که این دقیقاً خواستۀ صهیونیستهاست. صهیونیستها بسیار تمایل دارند که آمریکا به نمایندگی از آنها وارد یک درگیری بلندمدت شود و از این طریق، ایران را به عنوان یک تهدید از پیش رو بردارد.
میان راهبردهای آمریکا و صهیونیستها تعارض جدی وجود دارد و واشنگتن حاضر به پذیرش چنین ریسکی نیست. سلیمینمین گفت: آمریکاییها چنین ریسکی را نمیپذیرند؛ چرا که میدانند در صورت بروز جنگ درازمدت، شرایط به مراتب سختتر خواهد شد. ملت ایران متحدتر شده، پیوندهای خود را گسترش خواهند داد و اتحادشان تقویت خواهد شد. اگر امروز اختلافنظرهایی وجود داشته باشد، در بستر یک جنگ درازمدت و گسترده حلوفصل شده و اتحاد ملی شکل میگیرد؛ امری که طبیعتاً آمریکا را دچار بحران جدی خواهد ساخت.
تلاش صهیونیستها این است که آمریکا به نمایندگی از آنها، تقابل با ایران را ادامه دهد
وی اظهار کرد: بنابراین، اهداف مورد نظر آمریکا با خواستههای صهیونیستها در تعارض است و تلاش امروز صهیونیستها این است که آمریکا به نمایندگی از آنها، تقابل با ایران را ادامه دهد. همین تناقض باعث سردرگمی شده است؛ یعنی میان راهبردهای آمریکا و صهیونیستها تعارض جدی وجود دارد و واشنگتن حاضر به پذیرش چنین ریسکی نیست.
این پژوهشگر تاریخ عنوان کرد: آمریکاییها تمایل دارند با یک ضربه، کار را تمام کرده و با ارسال پیامهایی، مسئله را به نفع خود حلوفصل کنند؛ در حالی که ایران با قاطعیت بر این سیاست استوار است که اگر آمریکاییها به دنبال جنگ باشند، کشور ما نیز قادر است آن را به طور جدی ادامه دهد.
سلیمینمین خاطرنشان کرد: این عزم ایران، آمریکاییها را دچار سردرگمی کرده است؛ چرا که ورود به یک جنگ طولانیمدت، آن هم به نمایندگی از صهیونیستها، بحرانی جدی در ایالات متحده رقم خواهد زد.
آمریکا با سناریوسازی ساختگی بهدنبال رقم زدن پیروزی خیالی است
وی گفت: از این رو مشاهده میکنید که آمریکا با انجام یک حرکت نظامی و سپس مطرح کردن بحث مذاکره یا ارسال پیام، تلاش میکند سناریویی را به نمایش بگذارد که گویی با ضربه زدن به ایران توانسته است به جنگ پایان دهد و بدین ترتیب، یک پیروزی ساختگی برای خود رقم بزند؛ در حالی که این اقدامات هیچ دستاوردی برای آنها نخواهد داشت.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تأکید کرد: سیاست قطعی ایران این است که در صورت بروز هرگونه تهاجم، پاسخ متقابل و قاطع دریافت خواهند کرد. طبیعی است که این رویکرد هرگز پیروزی برای آمریکاییها به ارمغان نمیآورد تا بتوانند پیروزمندانه از معرکه خارج شوند؛ چرا که ایران نیز متقابلاً نقاط متعددی را هدف قرار خواهد داد و این امر برای آمریکا سرافکندگی به بار میآورد.
آمریکاییها قادر به پذیرش شکست فاحش در صحنه نظامی با ایران نیستند
سلیمینمین یادآور شد: اگر پس از اقدامات سخت و تلافیجویانه ایران، واشنگتن همچنان بر پیگیری مذاکرات اصرار ورزد، برای همگان آشکار خواهد شد که آمریکاییها در صحنه نظامی شکست فاحشی متحمل شدهاند؛ واقعیتی که آنها قادر به پذیرش آن نیستند. در واقع، امید آنها بر این است که با یک حرکت نظامی محدود در یک نقطه مشخص، درگیری را به پایان برسانند تا مدعی شوند آخرین ضربه را آنها زدهاند، اما این سناریویی است که ایران هرگز نخواهد پذیرفت.
وی درباره نحوه بهرهبرداری ایران از فرصت تضعیف نظم تکقطبی آمریکا و تقویت همگراییهای منطقهای اظهار کرد: مدتهاست که تلاشهای آمریکا برای حفظ نظام تکقطبی با زوال و شکست مواجه شده و بحران جدی برای این کشور ایجاد کرده است.
تحلیلگر سیاسی ادامه داد: آمریکاییها چه بخواهند و چه نخواهند، اعتماد دیرینه به قدرت سیاسی آنها از بین رفته و امروز این بیاعتمادی نسبت به قدرت نظامی این کشور نیز ابعاد گستردهای یافته است.
هیمنه آمریکا فرو ریخته است
سلیمینمین افزود: امروزه کشورهای اقماری آمریکا دیگر هیچگونه اعتمادی ندارند که تسلیحات ارائهشده یا فروختهشده از سوی واشنگتن بتواند از آنها برابر تهدیدات احتمالی دفاع کند؛ بنابراین، هیمنه آمریکا هم در عرصه سیاسی و هم در عرصه نظامی و در جنگ اخیر در عرصه اقتصادی فرو ریخته است.
وی خاطرنشان کرد: حاکمیت آمریکا تلاش میکند با برخی اظهارات خلاف واقع، بحران اقتصادی خود را کاهش دهد، اما این بحران با چنین روشهایی گریبان آمریکا را رها نخواهد کرد و مشکلات جدیتری را برای آمریکاییها رقم خواهد زد.
اقتدار ادعایی آمریکاییها زیر سؤال رفته است
این پژوهشگر تاریخ گفت: آنچه امروز در میدان عمل شاهد هستیم، این است که اقتدار ادعایی آمریکاییها زیر سؤال رفته است. آنها عملاً حتی در دفاع از پایگاههای خود نیز ناتوان بودهاند، چه رسد به اینکه بتوانند امنیت کشورهایی را که به آنها امید بستهاند، تأمین کنند.
ناتوانی آمریکا در حفاظت از پایگاههایش، اعتماد کشورهای حاشیه خلیجفارس را متزلزل کرده است
سلیمینمین یادآور شد: این ناتوانی در دفاع نظامی و تسلیحاتی شایسته، تردیدی جدی در ذهن کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس ایجاد کرده است.
وی افزود: از این رو شاهدیم که این کشورها در تلاشاند تا مناسبات جهانی خود را متنوع سازند؛ سیاستی که رقابت قدرتهای دیگر با آمریکا را تسریع میکند. وقتی شیوخ حاشیه جنوبی خلیجفارس قراردادهای کلان با چین، روسیه و سایر کشورها منعقد میکنند، در واقع حاصل ارزیابی عملی آنها از توانمندیهای نظامی و تسلیحاتی آمریکاست.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تصریح کرد: این روند بهطور طبیعی حرکت به سوی جهانی چندقطبی را تسریع میکند؛ اگرچه آمریکا تاکنون با اقدامات مختلف اقتصادی و سیاسی برابر این تغییر مقاومت کرده، اما به نظر میرسد تحولات دوران پس از جنگ، این واقعیت را بر همگان آشکار خواهد ساخت که برای ایجاد امنیت منطقهای و جهانی، باید به روشهای پایدارتر و باثباتتری اندیشید.
برخی جریانها مسیر حرکت جانفداها را به بهانه منافع زودگذر سیاسی، منحرف نکنند
سلیمینمین درباره بهرهگیری از ظرفیت «جانفداها» گفت: این ظرفیت، سرمایهای بسیار ارزشمند است که باید در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازماندهی شود.
وی تاکید کرد: شاید بتوان گفت هنگامی که نیروهای مردمی اینچنین صادقانه به میدان میآیند، وظیفه دستاندرکاران و مسئولان برای بهرهبرداری بهینه از این ظرفیت دوچندان میشود؛ آنها باید مراقب و هوشیار باشند تا برخی افراد و جریانات، به بهانه منافع کوتاهمدت سیاسی، جهتگیریهای این اجتماعات مردمی را مخدوش نکنند.
تحلیلگر سیاسی افزود: قطعاً جهتگیری کلی این اجتماعات در راستای تقویت انسجام ملی است. اما گاه مشاهده میشود برخی در تجمعات شبانه با طرح اتهامات و مباحث تنشزا، موجب نگرانی و یأس در جامعه میشوند.
انسجام ملی، سد بازدارنده برابر تعرض دشمن
سلیمینمین خاطرنشان کرد: از این رو، ضرورت دارد که این اجتماعات به ابزاری برای گسترش پیوند میان اقشار مختلف جامعه تبدیل شوند؛ چرا که هرچه این پیوندها مستحکمتر باشد، دشمن با احتیاط بیشتری رفتار کرده و از درگیر شدن با یک ملت منسجم پرهیز خواهد کرد.
برچسب خیانت به رقبا و ادعای انحصار در خدمت، صیانت از منافع ملت نیست
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: باید از هرگونه سوءاستفاده شخصی یا گروهی در این مسیر جلوگیری شود. سردادن شعارهای بیاساس مبنی بر اینکه همه رقبای ما خائن هستند و تنها ما صالحیم و از منافع ملت صیانت میکنیم، نقض غرض است.
برچسب خیانت به رقبا تصویری از ملتی متفرق و ضربهپذیر به دشمن مخابره میکندسلیمینمین اظهار کرد: اینگونه رفتارها نهتنها هدف اصلی این اجتماعات را تأمین نمیکند، بلکه نتیجهای معکوس در پی دارد و تصویری از ملتی متفرق و ضربهپذیر به دشمن مخابره میکند که ممکن است آنها را به تکرار برخوردهای سخت علیه ملت ترغیب کند.
با تحلیلهای غلط، هزینههای مقطعی سنگین به کشور تحمیل نکنیم
وی تصریح کرد: باید بهشدت مراقب بود که با تحلیلهای غلط، دشمن را به اشتباه محاسبانی نیندازیم؛ چرا که ارائه تحلیلهای نادرست از واقعیتهای جامعه، خسارتهای سنگینی به همراه خواهد داشت. اگرچه دشمن در نهایت درخواهد یافت که مردم ما در مواجهه با تهدید خارجی یکپارچه هستند، اما همین تحلیلهای غلط میتواند هزینههای مقطعی سنگینی به کشور تحمیل کند که امیدوارم با هوشیاری از بروز آن پیشگیری شود.
صفآرایی میان بخشهای مختلف جامعه آسیبزاست
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران درباره اینکه کدام دوگانهسازیها بیشترین آسیب را به انسجام ملی در جامعه ایران وارد میکند، گفت: در هر نوع دوگانهسازی اجتماعی، صفآرایی میان بخشهای مختلف جامعه آسیبزاست.
سلیمینمین عنوان کرد: ما اشتراکات کلان و جدی در مسائل اعتقادی، ملی و اجتماعی داریم و همه آحاد ملت خواهان جامعهای سالم هستند. بنابراین، به جای دامن زدن به دوگانگیها، میتوان بر این حقیقت تأکید کرد که قاطبه ملت ایران — به استثنای تعداد اندکی از افراد بیقید — خواستار سلامت جامعه هستند.
تحلیلگر سیاسی تصریح کرد: تمرکز بر اشتراکات، هم سلامت جامعه را تضمین میکند و هم ملت را از خطرات مصون میدارد و راه را بر سوءاستفاده دشمن میبندد. همه اقشار جامعه، فارغ از نوع پوشش، از جولان ناامنیهای اخلاقی در فضای عمومی ناخرسندند. بنابراین، اگر به جای طرح مباحث تفرقهانگیز اجتماعی، بر نقاط مشترک و دغدغههای همگانی متمرکز شویم، مسیر درست را برای وحدت ملی پیمودهایم.