کد خبر : ۱۱۷۳۱۸
۱۶:۱۷

۱۴۰۵/۰۷/۰۷

رویارویی ایران و آمریکا؛ وقتی جنگ، فشار اقتصادی و مذاکره به هم گره می‌خورند

ایران و آمریکا

رویارویی ایران و آمریکا در شرایطی وارد مرحله‌ای پیچیده شده است که جنگ، فشار اقتصادی و مذاکره دیگر مسیرهایی جدا از یکدیگر نیستند؛ تهران ضمن تأکید بر آمادگی برای مقابله با حمله احتمالی، درهای دیپلماسی را نبسته و واشنگتن نیز همزمان با تهدید نظامی و فشار اقتصادی، بر ادامه مذاکرات و گسترش دامنه مطالبات خود تأکید دارد.

رویارویی ایران و آمریکا در شرایطی وارد مرحله‌ای پیچیده شده است که دیگر نمی‌توان جنگ، فشار اقتصادی و مذاکره را سه مسیر جدا از یکدیگر دانست. هر سه در کنار هم بخشی از یک بازی فشرده برای تغییر محاسبات طرف مقابل هستند؛ بازی‌ای که در آن واشنگتن از یک سو تهدید به ازسرگیری حملات می‌کند و از سوی دیگر همچنان از امکان ادامه گفت‌و‌گو سخن می‌گوید. تهران نیز در مقابل، ضمن تأکید بر آمادگی برای مقابله با هرگونه حمله جدید، در‌های دیپلماسی را به‌طور کامل نبسته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز تأکید کرده است که تهران هم برای مقابله با جنگ آماده است و هم آمادگی خود را برای دیپلماسی حفظ کرده است.

اما مسئله اصلی در شرایط کنونی، صرفاً این نیست که ایران و آمریکا بار دیگر پای میز مذاکره خواهند نشست یا نه. پرسش مهم‌تر این است که مذاکرات قرار است درباره چه موضوعی باشد و دامنه مطالبات آمریکا تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد؟ همین مسئله یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف میان تهران و واشنگتن است. ایران تلاش دارد موضوع گفت‌و‌گو را عمدتاً به مسئله تنگه هرمز، محاصره دریایی و پیامد‌های آن محدود کند، در حالی که آمریکا و میانجی‌ها تلاش می‌کنند پرونده هسته‌ای را به محور اصلی هرگونه توافق احتمالی تبدیل کنند.

تنگه هرمز در این میان بیش از آنکه صرفاً یک گذرگاه دریایی باشد، به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های چانه‌زنی تهران تبدیل شده است. واشنگتن، اما تلاش می‌کند این اهرم را کم‌اثر نشان دهد. مقام‌های آمریکایی با اشاره به عبور بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز در یک تعطیلات آخر هفته، این پیام را منتقل کرده‌اند که ظرفیت تهران برای ایجاد اختلال در جریان انرژی جهان محدودتر از آن چیزی است که ایران تصور می‌کند.

در کنار این مسئله، تحریم‌ها و محاصره دریایی نیز به‌عنوان ابزار‌های فشار اقتصادی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند. محاسبه واشنگتن این است که استمرار چنین فشاری، اقتصاد ایران را تحت فشار بیشتری قرار داده و در نهایت قدرت چانه‌زنی تهران را کاهش می‌دهد. از همین منظر است که تهدید ترامپ به ازسرگیری حملات را باید بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر دانست؛ راهبردی که در آن فشار اقتصادی و تهدید نظامی در کنار مذاکره قرار گرفته‌اند تا ایران به پذیرش شرایط جدید وادار شود.

با این حال، تجربه اخیر نشان می‌دهد که استفاده از ظرفیت هرمز نیازمند محاسبه دقیق پیامد‌های اقتصادی و سیاسی آن است. ایران انتظار داشت تشدید فشار در این گذرگاه به افزایش قابل توجه قیمت نفت و سوخت در بازار جهانی منجر شود؛ حتی از احتمال عبور قیمت نفت از ۲۰۰ دلار و بنزین از ۱۲۰ دلار سخن گفته شده بود. اما چنین افزایشی در ابعاد مورد انتظار رخ نداد و حتی برخی مواضع ایران درباره آمادگی برای مذاکره به کاهش قیمت نفت انجامید. این تجربه نشان می‌دهد که تنگه هرمز یک اهرم مهم است، اما اثرگذاری آن به نحوه استفاده از این اهرم و واکنش بازار جهانی وابسته است.

مسئله فقط هسته‌ای نیست

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های مطرح‌شده درباره مذاکرات، احتمال گسترش تدریجی مطالبات آمریکا است. اگر پرونده هسته‌ای به محور اصلی مذاکرات تبدیل شود، این نگرانی وجود دارد که پس از آن موضوعات دیگری مانند توان موشکی ایران و حضور منطقه‌ای تهران نیز در دستور کار قرار گیرد.

در واقع، آنچه تهران را نسبت به پذیرش شروط واشنگتن محتاط می‌کند، فقط محتوای یک توافق هسته‌ای احتمالی نیست؛ بلکه نگرانی از آن است که توافق اولیه به نقطه آغاز مجموعه‌ای از مطالبات جدید تبدیل شود. در واقع این نگرانی قابل طرح است که آمریکا پس از پرونده هسته‌ای، موضوع کاهش برد موشک‌های ایران و محدود کردن حضور منطقه‌ای تهران را دنبال کند.

از این منظر، اختلاف میان دو طرف تنها بر سر چند بند فنی در یک توافق نیست؛ اختلاف اصلی بر سر حدود موضوعات قابل مذاکره است. تهران نمی‌خواهد مذاکرات به فرایندی تبدیل شود که در آن هر امتیاز، زمینه مطالبه امتیاز بعدی را فراهم کند. در مقابل، واشنگتن تلاش دارد مذاکرات را از یک موضوع مشخص فراتر برده و به مجموعه‌ای از مسائل امنیتی و راهبردی مرتبط با ایران گسترش دهد.

در چنین شرایطی، دیپلماسی برای ایران زمانی می‌تواند کارکرد مؤثر داشته باشد که مذاکره به ابزاری برای تحمیل یک‌جانبه شروط تبدیل نشود. اظهارات عباس عراقچی نیز در همین چارچوب قابل توجه است؛ تهران همزمان بر آمادگی برای مقابله با جنگ و آمادگی برای دیپلماسی تأکید دارد. حفظ این دو مسیر در کنار یکدیگر به ایران اجازه می‌دهد کانال مذاکره را باز نگه دارد، بدون آنکه تهدید نظامی آمریکا را به معنای پذیرش شروط واشنگتن تلقی کند.

جنگ فرسایشی بر سر زمان

در این میان، زمان نیز به یکی از عناصر اصلی رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل شده است. ایران بر این محاسبه تکیه دارد که تحولات سیاسی داخلی آمریکا، به‌ویژه انتخابات میان‌دوره‌ای، می‌تواند بر تصمیمات واشنگتن تأثیر بگذارد. در سوی مقابل، آمریکا بر این باور است که استمرار فشار اقتصادی و نظامی، در گذر زمان توان ایران برای ادامه مقاومت را کاهش خواهد داد.

به این ترتیب، هر دو طرف در حال تلاش برای تغییر محاسبه طرف مقابل از طریق گذشت زمان هستند. تهران تلاش می‌کند فشار موجود را مدیریت کند تا شرایط سیاسی و راهبردی به نفعش تغییر کند و واشنگتن نیز امیدوار است استمرار فشار، ایران را به پذیرش دامنه گسترده‌تری از مطالبات وادار کند. بنابراین، مسئله زمان در کنار هرمز، تحریم و مذاکره، به بخش دیگری از میدان رقابت تبدیل شده است.

در چنین فضایی، آنچه در موضع رسمی ایران برجسته است، حفظ همزمان دو مسیر مقاومت و دیپلماسی است. تهران از یک سو تأکید می‌کند که برای هرگونه حمله جدید آمادگی دارد و از سوی دیگر اعلام می‌کند که مسیر دیپلماتیک همچنان باز است. این رویکرد به ایران اجازه می‌دهد از تبدیل اختلاف به یک انتخاب دوگانه میان «جنگ یا تسلیم» جلوگیری کند.

در نهایت، وضعیت کنونی را نمی‌توان یک بن‌بست قطعی یا مقدمه حتمی بازگشت به جنگ دانست. آنچه در حال شکل‌گیری است، وضعیتی میان مذاکره، فشار و تهدید نظامی است؛ وضعیتی که هنوز چارچوب روشنی برای خروج از آن شکل نگرفته است. میانجی‌ها نیز نتوانسته‌اند تماس‌های موجود را به یک روند مشخص و پایدار برای مذاکره تبدیل کنند.

در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های تهران باقی مانده است؛ نه فقط به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، بلکه به دلیل پیوند مستقیم آن با انرژی و اقتصاد جهانی. با این حال، تجربه اخیر نشان می‌دهد که قدرت این اهرم صرفاً به توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی محدود نیست، بلکه به چگونگی استفاده از آن، واکنش بازار انرژی و رفتار سایر بازیگران نیز بستگی دارد. از این منظر، مسئله اصلی برای تهران حفظ قدرت چانه‌زنی در شرایطی است که واشنگتن تلاش می‌کند دامنه مذاکرات را گسترش دهد و فشار‌های اقتصادی و نظامی را همزمان حفظ کند. بنابراین، میدان اصلی رویارویی ایران و آمریکا دیگر فقط میدان جنگ یا میز مذاکره نیست؛ بلکه عرصه‌ای چندلایه است که در آن زمان، اقتصاد، هرمز، پرونده هسته‌ای و دیپلماسی به یکدیگر گره خورده‌اند.

منبع: فرارو

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha