کد خبر : ۱۱۷۰۳۸
۱۸:۰۹

۱۴۰۵/۰۶/۲۹
دهقان:

بهتر است ترامپ به مصالحه بیندیشد، چرا که راه حل دیگری پیش رو ندارد

ترامپ

فعال و تحلیلگر سیاسی گفت: ترامپ سه راه بیشتر ندارد؛ تشدید نظامی، فشار اقتصادی یا مصالحه. ترامپ باید در این مسیر نیز شروط ایران را بپذیرد؛ شروطی که بخشی از آن در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پذیرفته شده بود.

غلامعلی دهقان درباره شکل‌گیری جبهه اقتصادی برابر هژمونی آمریکا در بریکس، گفت: واقعیت این است که دوران یک‌جانبه‌گرایی برخی قدرت‌های جهانی سپری شده است. شکل‌گیری چندجانبه‌گرایی در روابط بین‌الملل از مدت‌ها پیش قابل پیش‌بینی بود؛ چراکه نوعی خودباوری و تکیه بر توان داخلی میان ملت‌های جهان ایجاد شده است.

فعال و تحلیلگر سیاسی افزود: در قرن‌های هجدهم و نوزدهم، برخی دولت‌های اروپایی در پی آن بودند که از طریق پدیده استعمار، کشور‌های دارای منابع کمیاب معدنی را تحت سلطه یا زیردست خود درآورند. اما با ظهور خودآگاهی ملی و شکل‌گیری بلوک‌های قدرتی جدید در قرن بیستم، مانند جنبش عدم تعهد که بسیاری از کشور‌های جهان سوم در آن مشارکت داشتند، نقش قدرت‌های استعماری کمرنگ شد.

بریکس فقط پیمان اقتصادی نیست؛ نشانه تغییر آرایش قدرت جهانی است

دهقان عنوان کرد: اکنون تمامی شواهد نشان می‌دهد که دوران استعمار نوین یا همان عصر امپریالیسم که آمریکا در رأس آن قرار دارد، در آستانه پایان است و کشور‌ها تلاش می‌کنند در قالب پیمان‌های چندجانبه، منافع ملی خود را پیش ببرند.

وی اظهار کرد: هرچند کاهش سلطه دلار در اقتصاد جهانی در کوتاه‌مدت کار آسانی نیست، اما به قول قدیمی‌ها "کار نشد ندارد" و کشور‌هایی که از نظر فکری به هم نزدیک‌ترند و منافع مشترک دارند، می‌توانند عصر جدیدی را در روابط بین‌الملل آغاز کنند. بریکس نیز که با بنیانگذاری چین، روسیه، برزیل، هند و آفریقای جنوبی شکل گرفت، مقدمه‌ای بر شکل گیری جهان چندقطبی است.

عبور تدریجی جهان از یکه‌تازی آمریکا

فعال و تحلیلگر سیاسی افزود: در هر حال، آنچه مشخص است این است که یکه‌تازی امپریالیسم آمریکا مانند سابق نخواهد بود و پیمان‌هایی، چون بریکس می‌توانند نقش محوری در آینده روابط بین‌الملل ایفا کند.

دهقان درباره نحوه بهره‌برداری ایران از فرصت چندجانبه‌گرایی و همگرایی‌های منطقه‌ای، گفت: واقعیت این است که از همان دوران استعمار در قرن‌های هجدهم و نوزدهم، نوعی خودآگاهی ملی میان ملت‌ها شکل گرفت و مبارزات آنان آغاز شد؛ دیدیم که عصر استعمار مستقیم در قاره‌های آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین به پایان رسید. با این وجود، نوع دیگری از امپریالیسم با عنوان امپریالیسم فرهنگی ظهور کرد؛ به این معنا که غرب توانست در لفافه فرهنگ پرزرق و برق خود، ملت‌های دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و نوعی استعمار غیرمستقیم شکل گرفت؛ اما ملت‌ها باز هم متوجه شدند که بار دیگر کلاهی بر سرشان رفته است.

وی خاطرنشان کرد: در مبارزه جدیدی که در نیمه دوم قرن بیستم آغاز شد، ملت‌ها به این جمع‌بندی رسیدند که باید بیش از پیش به فرهنگ و پیشینه خود مراجعه کنند. نمونه بارز آن تحقق انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، دستاورد ملت بزرگ ایران بود که به الگویی الهام‌بخش برای سایر ملت‌ها تبدیل شد.

تحلیلگر سیاسی بیان کرد: آنچه این روز‌ها در غرب آسیا می‌گذرد، نشان می‌دهد که ملت‌های منطقه با بازگشت به اسلام سیاسی و آموزه‌های دینی، راه استقلال فرهنگی را در کنار استقلال سیاسی برگزیده‌اند.

جهان آینده بر مدار فرهنگ، تاریخ و تمدن ملت‌ها شکل می‌گیرد

دهقان عنوان کرد: بنابراین آنچه قابل پیش‌بینی است، این است که جهان آینده، دنیایی چندقطبی با محوریت فرهنگ، تاریخ و تمدن پیشین هر ملت خواهد بود که در آن، ملت‌های دارای قرابت، احساس نزدیکی بیشتری به یکدیگر خواهند داشت. به‌عنوان نمونه، نزدیکی ایران با روسیه و چین و حتی در میان‌مدت با هند، قابل‌پیش‌بینی است. هرچند اختلافات سیاسی همچنان پابرجاست و همه قطب‌های نوظهور در یک مسیر حرکت نمی‌کنند، اما آینده به سمتی خواهد رفت که شاهد جهانی چندقطبی باشیم.

وی تاکید کرد: در همین راستا، جمهوری اسلامی که پیشقراول بازگشت به خودآگاهی ملی در نیم‌قرن گذشته بوده، نشان داده است که از ظرفیت بالایی برای رهبری و هدایت بخشی از ملت‌ها برخوردار است؛ به شرط آنکه ایرانیان بیش از پیش به ظرفیت‌های تاریخی و ملی خود ایمان داشته باشند. خوشبختانه نبرد ۶ ماه اخیر ایران و آمریکا نشان داد که ایرانیان با اعتمادبه‌نفس بالا در این مسیر گام برمی‌دارند و حتی توانسته‌اند این خودباوری را به سایر ملت‌ها نیز منتقل کنند.

این مدرس تاریخ افزود: نکته قابل‌توجه این است که اخیراً برخی چهره‌های اپوزیسیون خارج از کشور اعتراف کرده‌اند که وقتی سایر ملت‌ها متوجه ایرانی‌بودن آنها می‌شوند، خوشحال شده و از اینکه ایران توانسته است برابر آمریکای جنایتکار ایستادگی جانانه و قاطعی داشته باشد، قدردانی می‌کنند. گویی جمهوری اسلامی صحنه بازی را به‌خوبی پیش‌بینی کرده و برای هر سناریویی، حتی بدترین آنها، آمادگی داشت.

دهقان اظهار داشت: واقعیت این است که در مخیله ترامپ نمی‌گنجید که ایرانیان جنگ را این‌گونه مدیریت و هدایت کنند؛ او تحت تأثیر پیروزی کوتاه‌مدت و شاید بتوان گفت "ساعتی" خود در ونزوئلا قرار داشت.

سرنگونی اف‌۱۵‌ها در کویت نخستین ضربه کاری به آمریکا بود

دهقان عنوان کرد: ترامپ که چنین حادثه‌ای را پیش‌بینی نمی‌کرد، شوک اولیه را در همان روز نخست زمانی تجربه کرد که سه فروند هواپیمای پیشرفته اف-۱۵ آمریکایی در کویت سرنگون شد و اولین ضربه کاری به قدرت نظامی آمریکا تحمیل شد.

نابودی رادار ۵۰۰۰ کیلومتری العدید معادلات جنگ را تغییر داد

تحلیلگر مسائل سیاسی بیان کرد: پیش از آنکه روز دوم به پایان برسد، رادار با برد ۵۰۰۰ کیلومتر آمریکا در پایگاه العدید قطر نیز نابود شد و پس از آن، عملیات موشکی و پهپادی ایران در کل منطقه گسترش یافت. از این رو، ترامپ از همان روز‌های نخست دچار شوک و سردرگمی شد و تلاش کرد با عملیات روانی و رسانه‌ای، حداقل قیمت نفت را مدیریت کند.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پیروزی سیاسی بزرگ برای ایران است

دهقان ادامه داد: در نهایت، تلاش‌هایی برای میانجی‌گری از سوی برخی همسایگان آغاز شد که منجر به امضای "تفاهم‌نامه اسلام‌آباد" میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری پاکستان شد؛ که این خود یک پیروزی سیاسی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد، زیرا اکثر شروط ایران، از جمله عدم تعرض دوباره به کشور، رفع تحریم‌ها، عدم تجاوز به سایر کشور‌های حوزه مقاومت و همچنین عدم طرح موضوع موشکی، در این تفاهم‌نامه لحاظ شد.

وی درباره نقش عهد آمریکا اظهار کرد: آمریکا بار دیگر عهدشکنی کرد و تفاهم‌نامه اسلام آباد با مشکل مواجه شد. ترامپ باز هم بر اثر القائات اشتباه مشاوران کم‌سواد خود، تصور می‌کند که محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی را تسلیم خواهد کرد.

وی در ادامه با اشاره به موفقیت مردم ایران برای عبور از شرایط فعلی تاکید کرد ایرانیان آگاهانه مشکلات مسیر رسیدن به هدف را تحمل کرده و البته موفقیت‌های بزرگی نیز به دست آورده‌اند. همان‌طور که اشاره شد، ایرانیان امروز به دلیل ایستادگی برابر ظالمان جهانی، از مقبولیت و محبوبیت بالایی نزد ملت‌های دیگر برخوردارند.

این فعال سیاسی بیان کرد: آنان در طول نیم قرن گذشته زیرساخت‌های اقتصادی خود را تحکیم کرده و دیگر به نفت خام وابسته نیستند؛ چراکه در سایر صنایع نیز درآمد ارزی قابل‌توجهی دارند. همچنین اکثریت مردم اکنون از نعمت برق، آب و گاز برخوردارند؛ در حالی که پیش از انقلاب، بخش قابل‌توجهی از ایران از برق، آب لوله‌کشی بهداشتی و گاز محروم بود.

دهقان گفت: رشد علم و دانش در ایران بی‌نظیر است. روزگاری، تا همین نیم‌قرن پیش، کشور پر از پزشکان هندی و بنگلادشی بود؛ اما امروز ما یکی از قطب‌های مهم پزشکی منطقه هستیم و در برخی رشته‌ها تخصص بی‌نظیری داریم که باید در فرصتی دیگر به آن پرداخته شود.

وی ادامه داد: در هر حال، در پاسخ به این پرسش باید گفت که ترامپ برای ادعای پیروزی، دست به هر تلاشی می‌زند؛ به قول ضرب‌المثل عرب، کسی که در دریا در حال غرق شدن است، به یک پر کاه شناور هم دل خوش می‌کند و گمان می‌برد که می‌تواند به آن آویزان شود.

ترامپ سه راه بیشتر ندارد؛ تشدید نظامی، فشار اقتصادی یا مصالحه

تحلیل‌گر مسائل سیاسی اظهار کرد: واقعیت این است که ترامپ بیش از سه راه پیش رو ندارد؛ نخست، تشدید درگیری نظامی که نتیجه آن همین وضعیت فعلی است؛ یعنی ضربه در برابر ضربات. ادامه نظامی‌گری ترامپ، حمله ایران به تمامی پایگاه‌های فرامنطقه‌ای آمریکا را در پی خواهد داشت. بنابراین، عاقلانه آن است که ترامپ به فکر تشدید نظامی‌گری نباشد.

دهقان گفت: راه دوم این است که او انتظار داشته باشد با فشار نظامی و محاصره اقتصادی، ما را وادار به تسلیم کند. به ترامپ توصیه می‌شود تاریخ ایران را به‌خوبی بخواند؛ هرچند اگر تاریخ را خوانده بود، قطعاً به ایران حمله نمی‌کرد. راه سوم هم راهی است که می‌توان آن را مسیر مصالحه نامید. البته ترامپ باید در این مسیر نیز شروط ایران را بپذیرد؛ شروطی که بخشی از آن در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پذیرفته شده بود.

فعال و تحلیلگر سیاسی یادآور شد: قطعاً ملت سرافراز ایران، همان ملت ۲۰۰ سال پیش نیست؛ همان‌طور که در ۶ماه گذشته نشان داد، ابرقدرتی مانند آمریکا نیز می‌تواند از ایران ضربات خردکننده‌ای دریافت کند. ایران می‌تواند با اتکا به خودباوری و اعتماد ملی، همچنان در این نبرد حیاتی و تاریخی پیروز میدان باشد؛ رزمی که در ۶ ماه گذشته نیز برتری ایران را اثبات کرد. ترامپ بهتر است به مصالحه بیندیشد، چرا که راه حل دیگری پیش رو ندارد.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha