یک تحلیلگر روابط بینالملل گفت: نزدیکی ایران و روسیه در عین ایجاد فرصت برای همکاری نظامی، میتواند تهدیدهایی نیز داشته باشد.
رحمان قهرمانپور، در پاسخ به پرسش مبنی بر اینکه سفر رییسجمهور به قرقیزستان در چارچوب اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای چه اهمیتی دارد و این دیدارها تا چه اندازه میتواند نشانهای از شکلگیری نظمی جدید در عرصه بینالمللی باشد، گفت: این سفر در چارچوب دیدارها و اجلاس سران شانگهای انجام میشود و «یک دیدار دوجانبه» نیست.
او در ادامه افزود: پروتکل و تشریفات اینگونه اجلاسها معمولا به گونهای است که رهبران دیدارهای جمعی دارند. با این حال ذکر این نکته لازم است که با توجه به سفر احتمالی رییسجمهور ایران در سپتامبر به امریکا، احتمال دارد چین در این زمینه با احتیاط عمل کند.
با این حال به باور قهرمانپور امکان برگزاری دیداری چندجانبه میان رهبران ایران، روسیه، هند و چین وجود دارد. این دیدارها از منظر بینالمللی حائزاهمیتاند و نشان میدهند چین تا چه اندازه در ساختن «نظم جدید» جدی است.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه افزود: برای ارزیابی دقیقتر دستاوردهای احتمالی سفر مقامهای رسمی ایران به شانگهای باید دید محتوای مذاکرات چیست، چه نوع دیدارهایی انجام میشود، چه موضوعاتی در دستور کار قرار میگیرد و متن بیانیه نهایی چه خواهد بود. در این میان «رویکرد هند» نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا هند از یکسو متحد استراتژیک امریکا به شمار میرود و ازسوی دیگر عضو سازمان همکاری شانگهای است.
او در پایان این بخش خاطرنشان کرد: مجموعه این متغیرها نشان خواهد داد که سازمان همکاری شانگهای تا چه حد در مسیر تبدیل شدن به یک سازمان بینالمللی اثرگذار در نظم جدید قرار گرفته و فارغ از اختلافنظرهای درونی، مسیر گذشته خود را ادامه میدهد.
دو روایت از «محور شرق»
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که آیا شکلگیری محور ایران، روسیه، چین و کرهشمالی نشانه ظهور یک «محور شرقی» در برابر نظم لیبرال است و سازمان همکاری شانگهای تا چه اندازه میتواند در شکلدهی به نظمی جایگزین نقشآفرینی کند، گفت: غربیها بر شکلگیری محور ایران، روسیه، چین و کرهشمالی تاکید دارند و این بازیگران را مخالفان اصلی نظم لیبرال میدانند؛ از این رو، امریکا نیز میکوشد ائتلافی در برابر آنها شکل دهد. او افزود: برداشت دیگر این است که فراتر از این چهار بازیگر، بلوک قدرت جدیدی در آسیا در حال شکلگیری است که هند نیز بخشی از آن است؛ روندی که میتواند نشانه تغییر در نظم بینالمللی موجود باشد. بنابراین، ارزیابی این وضعیت به زاویه نگاه بازیگران بستگی دارد.
این پژوهشگر روابط بینالملل ادامه داد: روسیه خواهان چندقطبی شدن نظام بینالملل و تضعیف سریعتر نظم لیبرال است، اما چین با احتیاط بیشتری به تغییر این نظم نگاه میکند، زیرا حفظ آن را عاملی برای جلوگیری از بینظمی، بیثباتی و گسترش نظامیگری میداند. تفاوت دیدگاه چین و روسیه درباره نظم بینالمللی و چندقطبی شدن از همینجا ناشی میشود.
قهرمانپور در ادامه گفت: هند نیز رویکردی متفاوت دارد؛ رویکردی که میان نگاه روسیه و چین و برداشت غرب قرار میگیرد. دهلینو ضمن تاکید بر حفظ نظم موجود، در پی تثبیت اصل استقلال راهبردی برای کشورهایی مانند خود است و میخواهد دیگر بازیگران نیز به آن احترام بگذارند، از همین رو میتوان جمعبندی کرد که در درون سازمان همکاری شانگهای، دیدگاه واحدی درباره نظم بدیل و جایگزین نظم لیبرال وجود ندارد. این اختلاف، همراه با بیمیلی چین به ایفای نقش هژمونیک در شانگهای، موجب شده است سازمان با سرعت موردانتظار به سمت شکلدهی به نظمی بینالمللی جدید حرکت نکند.
رویکرد محتاطانه چین و اهرمهای روسیه
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که چین و روسیه در برابر تحریمهای امریکا علیه ایران چه رویکردی خواهند داشت و تا چه اندازه میتوانند در کاهش آثار این تحریمها به تهران کمک کنند، گفت: نوع مواجهه چین و روسیه با تحریمها اهمیت زیادی دارد. چین به دلیل جایگاه خود در نظام بینالملل و انتقاد از یکجانبهگرایی امریکا، با تحریمها مخالف است و آنها را غیرقانونی میداند. با این حال، میان سیاست اعلامی و سیاست عملی این کشور تفاوت وجود دارد. پکن تا جایی با تحریمهای امریکا مخالفت میکند که این مخالفت به درگیری مستقیم و علنی با واشنگتن منجر نشود. چین در میانه تلاشها برای حفظ روابط با کشورهای جنوب جهانی و شرکای خود، نمیخواهد روابط تجاریاش با امریکا را به خطر بیندازد؛ بنابراین، درقبال ایران نیز احتمالا همین الگو را دنبال خواهد کرد.
این پژوهشگر روابط بینالملل ادامه داد: وضعیت روسیه با چین متفاوت است. روسیه از نظر اقتصادی تحتفشار قرار دارد و جنگ اوکراین، اقتصاد این کشور را بیش از پیش جنگی کرده است، از همین رو یکی از دلایل تمایل اخیر مسکو برای صلح در اوکراین نیز همین فشارهای اقتصادی است.
قهرمانپور افزود: روسیه، برخلاف چین، توان محدودی برای کمک به دیگر کشورها در مقابله با تحریمها دارد، زیرا خود نیز هدف تحریم است. از این رو، مسکو بیشتر میکوشد با همکاری کشورهایی مانند ایران، آثار تحریمها را کاهش دهد و از ظرفیت آنها برای پیشبرد اهداف خود در اوکراین و تقابل با غرب بهره بگیرد.
به باور این کارشناس روابط بینالملل چین در پی تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرتی جهانی است، به همین دلیل همزمان به حفظ ارتباط با امریکا و شرکای خود توجه دارد. اما روسیه قدرتی رو به افول است و میکوشد این روند را کند، کند. درنتیجه، به دنبال حمایت، همکاری نظامی و ظرفیت کشورهایی مانند ایران و کرهشمالی برای مقابله با تحریمها و پیگیری اهدافش در اوکراین است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان تاکید کرد: دست روسیه برای کمک اقتصادی به ایران بسته است. مسکو هر چند در حوزه تسلیحاتی همچنان قدرتی بزرگ محسوب میشود، اما تحریمها دسترسی آن به تراشهها و تجهیزات الکترونیکی را دشوار کرده و وابستگیاش به چین را افزایش داده است.
تداوم تنشها میان تهران و واشنگتن برای روسیه فرصتساز است
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که باتوجه به همصدایی روسیه با ایران در میانه تنشها و اعمال محدودیتها، حضور رییسجمهور روسیه در نشست چهارجانبه شانگهای چه اهمیتی دارد و این سازمان در مقطع کنونی چه فضایی برای تهران و مسکو فراهم میکند، گفت: روسیه از تداوم تنش میان ایران و امریکا از چند جهت منتفع میشود.
این کارشناس حوزه بینالملل در ادامه به چرایی این گزاره پرداخت و گفت: دلایل منفعت مسکو از تداوم تنشها به واسطه چند متغیر است. نخست، افزایش قیمت نفت و کاهش محدودیتهای امریکا بر فروش نفت روسیه میتواند بخشی از فشار اقتصادی بر مسکو را کاهش دهد و توان آن را برای ادامه جنگ در اوکراین افزایش دهد. دوم، مصرف تسلیحات امریکایی در خاورمیانه ممکن است ارسال آنها به اوکراین را کاهش دهد. برای نمونه، سامانههای پاتریوت برای کییف اهمیت زیادی دارند، زیرا توان رهگیری موشکهای روسی و کاهش اثر حملات مسکو را فراهم میکنند و درنهایت عامل سوم آن است که روسیه تنش و احتمال جنگ میان ایران و امریکا را عاملی برای تضعیف سریعتر نظم بینالمللی لیبرال میداند.
از همین رو نزدیکی ایران و روسیه در عین ایجاد فرصت برای همکاری نظامی، میتواند تهدیدهایی نیز داشته باشد. روسیه میتواند در برخی حوزههای نظامی به ایران کمک کند، اما نزدیکی بیش از اندازه به مسکو ممکن است استقلال عمل تهران را تحتتاثیر قرار دهد و ایران را وارد بازیهای روسیه کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان خاطرنشان کرد: این وضعیت در سازمان همکاری شانگهای نیز دیده میشود. تفاوت نگاه روسیه و چین به نظم بینالمللی و نحوه مواجهه با غرب، یکی از دلایل محدودماندن نقش این سازمان بوده است.
استقلال راهبردی؛ محور سیاست خارجی هند
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که با گسترش تحریمها علیه ایران، هند به عنوان یکی از اعضای سازمان همکاری شانگهای چه نقشی در میانه تنش میان تهران و واشنگتن ایفا میکند، گفت: سیاست اصلی دهلینو بر «استقلال راهبردی» استوار است و هند میکوشد امریکا، چین و روسیه این اصل را به رسمیت بشناسند. پس از جنگ اوکراین نیز هند با وجود فشارهای امریکا، خرید نفت از روسیه را افزایش داد. با این حال، استقلال راهبردی هند به معنای نزدیکی نامحدود به ایران نیست. روابط نزدیک و رو به گسترش هند و اسراییل، به ویژه همکاریهای نظامی دوطرف، یکی از عوامل محدود کننده روابط تهران و دهلینو است. نگرانی مشترک هند و اسراییل از رادیکالیسم نیز به تقویت این نزدیکی کمک کرده است.
این پژوهشگر روابط بینالملل ادامه داد: مساله کشمیر و روابط اخیر پاکستان با ایران نیز بر مناسبات تهران و دهلینو اثر گذاشته است. هند نمیخواهد مساله کشمیر جنبه بینالمللی پیدا کند، اما پاکستان همواره به دنبال بینالمللیکردن آن بوده است. انتقادهای تلویحی ایران از سیاست هند درباره کشمیر نیز تاحدی بر فاصله دو کشور افزوده است. قهرمانپور در ادامه تاکید کرد: در مجموع، رابطه فزاینده هند و امریکا، نزدیکی هند و اسراییل و رویکرد دهلینو به کشمیر، همراه با افزایش نقش پاکستان در تنش میان ایران و امریکا، نزدیکی هند به ایران را محدود میکند.
قهرمانپور در بخش دیگری از این گفتوگو خاطرنشان کرد: توسعه بندر چابهار یکی از مهمترین جلوههای همکاری ایران و هند بوده است. هند از این مسیر هم به دنبال مهار نسبی حضور چین در بندر گوادر پاکستان بود و هم دسترسی به آسیای مرکزی را دنبال میکرد، اما تشدید تنش میان ایران و امریکا، پیشبرد این اهداف را دشوارتر کرده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان گفت: تجربه گذشته نشان میدهد هند، برخلاف چین و روسیه، آمادگی محدودی برای پرداخت هزینه در مقابله با تحریمها دارد، بنابراین رویکرد دهلینو به تحریمهای ایران با سیاست پکن و مسکو متفاوت خواهد بود.
آسیای میانه در جدال میان ایران و امریکا قدرت چانهزنی بالایی ندارد
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش که کشورهای آسیای مرکزی و ترکیه در برابر رویارویی اقتصادی و نظامی ایران و امریکا از چه رویکردی پیروی خواهند کرد، گفت: جایگاه کشورهای آسیای مرکزی و ترکیه در این مساله یکسان نیست و باید آنها را جداگانه بررسی کرد. قزاقستان برای مشارکت در توسعه حملونقل میان بندر چابهار و آسیای مرکزی و ایجاد تاسیساتی در ایران توافق کرده، اما با حمله امریکا به ایران، این پروژه فعلا به تعویق افتاده است. همزمان، پاکستان نیز مسیر خود را برای انتقال کالا به قزاقستان پیشنهاد کرده است.
این پژوهشگر روابط بینالملل ادامه داد: کشورهای آسیای مرکزی با دنبال کردن سیاست چندبرداری و گسترش همگرایی منطقهای، به ایران نیز توجه دارند، اما توان چانهزنی بالایی در برابر امریکا ندارند، زیرا به جذب سرمایهگذاری واشنگتن نیازمندند. علاقه امریکا به منابع معدنی کمیاب منطقه نیز بر اهمیت این رابطه افزوده است. همزمان تجربه تحریمهای روسیه نشان داد کشورهای آسیای مرکزی، به ویژه قزاقستان و ازبکستان، تمایل چندانی به مقاومت در برابر فشارهای امریکا ندارند؛ هر چند کشورهایی مانند قرقیزستان به یکی از مسیرهای دور زدن تحریمهای روسیه تبدیل شدهاند. در موضوع ایران نیز نباید انتظار مخالفت جدی این کشورها با تحریمهای امریکا را داشت.
با این حال این کارشناس مسائل بینالملل درباره ترکیه باور دیگری دارد و در این باره گفت: وضعیت آنکارا متفاوت است. همسایگی با ایران و منافع اقتصادی ناشی از افزایش مبادلات دوجانبه، ترکیه را به حفظ تجارت با تهران ترغیب میکند. آنکارا در گذشته نیز کوشیده تحریمهای خارج از چارچوب سازمان ملل علیه ایران را اجرا نکند. این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان افزود: با این حال، تجربه پرونده هالکبانک و رضا ضراب، ترکیه را در همکاری با ایران محتاطتر کرده است. بهبود روابط آنکارا با اروپا و امریکا نیز میتواند مقاومت ترکیه در برابر فشارهای واشنگتن درباره تحریمها را کاهش دهد.
امریکا به دنبال پیروی از الگوی «تنش کنترل شده» است
قهرمانپور در پایان و در پاسخ به سوال درباره چرایی بالا گرفتن تنشها در هرمز و تبادل آتش میان ایران و امریکا گفت: به نظر میرسد واشنگتن بهدنبال جنگی تمامعیار نیست، بلکه الگوی «تنش کنترل شده» را دنبال میکند؛ الگویی مبتنی بر پاسخهای محدود نظامی، تشدید تحریمها و کنترل مسیرهای دریایی. او افزود: هدف این رویکرد، افزایش فشار اقتصادی بر ایران و جلوگیری از اختلال جدی در تردد کشتیها در تنگه هرمز است، زیرا ناامنی در این آبراه بر بازار انرژی و قیمت نفت اثر میگذارد. امریکا نیز پیشتر هشدار داده بود در صورت حمله ایران به کشتیها یا مینگذاری در تنگه، واکنش نظامی نشان خواهد داد.
این پژوهشگر روابط بینالملل ادامه داد: درباره درگیریهای اخیر، روایتهای متفاوتی وجود دارد. امریکا حمله به پرتابگرهای ایرانی در جزیره لارک را اقدامی پیشگیرانه در برابر آمادگی برای مینگذاری توصیف میکند، اما ایران حمله امریکا به مواضع خود را اقدامی تهاجمی میداند. در چنین شرایطی، احتمال دارد امریکا بار دیگر مواضعی در امتداد سواحل ایران، ازجمله مراکز نظامی، فرماندهی، مخابراتی و اطلاعاتی را هدف قرار دهد؛ مراکزی که در رصد تردد و کنترل عملیاتی در تنگه هرمز نقش دارند.
او افزود: کنترل تنگه هرمز تنها به توان نظامی وابسته نیست و به شبکههای شناسایی، ارتباطی، اطلاعاتی و فرماندهی نیز نیاز دارد. بنابراین، اگر امریکا بخواهد توان ایران برای کنترل تردد دریایی در تنگه را کاهش دهد، هدف قراردادن این زیرساختها میتواند بخشی از منطق عملیاتی آن باشد.