کد خبر : ۱۱۶۴۰۱
۱۳:۳۱

۱۴۰۵/۰۶/۰۸

تنگه هرمز نه بسته است نه به پیشاجنگ برگشته

تنگه هرمز

یک فعال سیاسی در یادداشتی با انتقاد از روایت‌های اغراق‌آمیز درباره تفاهم ایران و آمریکا، فروش نفت ایران و کاهش آتش در لبنان را مهم‌ترین امتیازهای این تفاهم دانست و درباره وضعیت تنگه هرمز نوشت: «تنگه رفت» و بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ، هیچ‌کدام با واقعیت منطبق نیست.

 محمد صدری در یادداشتی در جماران نوشت: مهم‌ترین امتیاز تفاهم‌نامه، فروش نفت ایران و کاهش آتش در لبنان بود؛ نه کمتر و نه بیشتر. اما برخی افراد هر دو جناح حرف‌های عجیبی می‌زدند؛ از ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران از یک سو تا ملزم‌کردن آمریکا به سرمایه‌گذاری در یمن، از سوی دیگر؛ که مصداق آن بود. وجه مشترک این حرف‌ها، رؤیافروشی است.

تنگه‌هرمز در تنگنای رویا فروشی

۱. برخی جریانات سیاسی یک ماه قبل، هم‌زمان با تفاهم‌نامه، به اندازه یک شرکت ردیابی نفت‌کش‌ها مانند کپلر یا ورتکسا متخصص شده بودند و با عبور یک قایق از «کریدور جنوبی»، چند ساعتی روضه‌خوانی می‌کردند که چرا ایران منفعلانه عمل می‌کند و هکذا.

۲. اما امروز، پس از لغو حداقل موقت تفاهم‌نامه، بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، تانکر ترکرز یا گزارش بلومبرگ، گلدمن ساکس یا سی‌ان‌ان، از ۳ میلیون تا ۸ میلیون و اعداد بالاتر، از تنگه هرمز و مسیر عمانی در حال عبور است. البته که برخی، مانند وزیر انرژی آمریکا، اعداد اغراق‌آمیزی مانند عبور ۲۰ میلیون را هم مطرح کرده‌اند که با گزارش‌های معتبر همخوانی ندارد.

۳. این به معنای برگشت تنگه به وضعیت پیشاجنگ نیست؛ در پیشاجنگ حداقل ۱۵ تا ۲۰ میلیون عبور وجود داشت. اما الان با ایجاد اختلال توسط نیروی دریایی مسلح و مجاهد ایران، ریسک انتقال بالا رفته است. از طرفی، طبق مصاحبه مدیر توتال، بیمه هر بشکه ۱۰ دلار شده است، فرایند انتقال با مدل STS هم طولانی‌تر شده است و به‌صورت کلی، ادبیاتی مانند «تنگه رفت» و فلان، حقیقت ندارد.

۴. لکن وضعیت فعلی به ضرر ایران است؛ به دلیل محاصره و عدم صادرات نفت، و انتقال نفت طرف مقابل از کریدور جنوبی با روش شاتل یا خاموش‌کردن AIS و STS و غیره، یک واقعیت سخت است، اما ظاهراً وضعیت فعلی باعث التیام روحی برخی در داخل شد. نکته قابل توجه این است که اگر کسی از آنها بپرسد وضعیت فعلی بهتر است یا وضعیت قبلی؟ هیچ پاسخ نمی‌دهند، چون اساساً فقط غرولند بلدند!

۵. مهم‌ترین امتیاز تفاهم‌نامه، فروش نفت ایران و کاهش آتش در لبنان بود؛ نه کمتر و نه بیشتر. اما برخی افراد هر دو جناح حرف‌های عجیبی می‌زدند؛ از ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران از یک سو تا ملزم‌کردن آمریکا به سرمایه‌گذاری در یمن، از سوی دیگر؛ که مصداق آن بود.

وجه مشترک این حرف‌ها، رؤیافروشی است؛ مانند شبه‌کارشناسی که در رسانه رسمی گفت آمریکایی‌ها بابت قیمت بنزین در حال فروش منزل‌شان هستند، یا پروفسور دیگری که گفت آمریکا خسته می‌شود و رها می‌کند و می‌رود... گویی که برای تفریح اینجا آمده است!

۶. همان‌قدر که ایران در این سال‌ها مسیر‌های دورزدن تحریم را دنبال کرد، چند نفر با هوش میانگین هم در آمریکا می‌توانند مسیر‌های خنثی‌سازی تنگه را پیگیری کنند.

یادش بخیر، برخی رسانه‌ها در همان چند روز تفاهم‌نامه می‌پرسیدند چرا یک کشتی رد شده و عوارض نگرفتید؟ و همین چند روز عوارض نگرفتن طبق تفاهم‌نامه را تا خیانت به تاریخ بشریت تفسیر می‌کردند. امروز حتماً اگر فرصت دارند برنامه‌ای بسازند که حداقل ۵ میلیون بشکه نفت در حال عبور و مرور از تنگه است.

البته همه اینها به معنای بازگشت تنگه به پیشاجنگ نیست، اما حتی اگر حدودی ۳۰ درصد هم وضعیت برگشته باشد، وضعیت جالبی نیست.

۷. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «عاقل آن نیست که خوب و بد را تشخیص دهد؛ خردمند واقعی آن است که از میان دو بد، بدتر را بشناسد.»

توقف در آزادسازی پول بلوکه‌شده ایران در قطر، بد بود؛ اینکه آتش به‌صورت کامل در لبنان خاموش نشد، بد بود؛ و ...، اما اینکه ایران بدون تحریم نفت فروخت، اسرائیل را در علی‌الظاهر لبنان متوقف کرد و... خوب بود.

‌می‌توان نقد‌های زیادی مطرح کرد، اما سیاست، علم ظرائف است؛ علم انتخاب میان وضعیت -۲۰ یا +۲۰. رؤیافروشان، با حداکثرسازی مطالبات یا پاپیچ‌شدن بر برخی اشکالات، کشور را از همان منفعت گذشته هم محروم می‌کنند..

منبع: جماران

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha