یک فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: نقطه قوت پزشکیان این بود که برخلاف سیاست «همه یا هیچ»، تلاش کرد ظرفیتهای مختلف نظام سیاسی را کنار هم نگه دارد. این همان چیزی است که در شرایط بحران اهمیت دارد اما مهمترین اصل توجه به خواست اکثریت است.
غلامرضا ظریفیان درباره نقش رویکرد وفاق دولت چهاردهم و شخصیت پزشکیان در مدیریت بحران گفت: بهصراحت میتوان گفت یکی از مهمترین سرمایههای دولت پزشکیان در دو سال گذشته، تبدیل نکردن اختلافات داخلی به بحران امنیت ملی بوده است.
ورود دولت به صفبندی سیاسی به جای وفاق، هزینههای خارجی را چند برابر میکرد
وی افزود: کشور در این مدت با فشار اقتصادی، بحرانهای امنیتی و دو دوره جنگ و رویارویی نظامی مواجه بوده است. در چنین شرایطی اگر دولت به جای وفاق، وارد صفبندی سیاسی میشد، هزینههای خارجی چند برابر میشد.
تلاش پزشکیان برای کنار هم نگهداشتن ظرفیتهای مختلف نظام نقطه قوت او بود
استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران تصریح کرد: نقطه قوت پزشکیان این بود که برخلاف سیاست «همه یا هیچ»، تلاش کرد ظرفیتهای مختلف نظام سیاسی را کنار هم نگه دارد. این همان چیزی است که در شرایط بحران اهمیت دارد اما مهمترین اصل توجه به خواست اکثریت است.
وفاق با وجود اختلافنظر بر سر ایران و منافع ملی توافق کنیم
ظریفیان خاطرنشان کرد: ضمنا وفاق زمانی ارزشمند است که از سطح شعار به سیاست عمومی تبدیل شود. وفاق نباید به معنای حذف نقد، مصونیت مدیران از پاسخگویی یا سکوت در برابر ناکارآمدی باشد. وفاق واقعی یعنی اختلافنظر داشته باشیم، اما بر سر ایران و منافع ملی توافق کنیم.
وی ادامه داد: به اعتقاد من مهمترین دستاورد وفاق این است که دشمن نتوانسته شکافهای داخلی را به شکاف سیاسی ـ امنیتی تبدیل کند.
تشبیه مذاکره به عقبنشینی و سازش، خطای راهبردی است
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات عنوان کرد: این تلقی که تصور کنیم مذاکره عقبنشینی و سازش است اساسا خطای راهبردی است. جالب اینجاست که امروز رئیس هیات مذاکرهکننده ایران صریحا میگوید: مذاکره یک روش مبارزه است» و تأکید میکند که مذاکره نباید با وادادگی یا شعارزدگی اشتباه شود.
ظریفیان بیان کرد: این سخن بسیار مهم است؛ زیرا دوگانهای که بعضی جریانها ساختهاند ــ «یا جنگ یا تسلیم» ــ اساساً دوگانه غلط و خطرناکی است.
منتهی شدن همه راهها به صلح شرافتمندانه خواست اکثریت است
وی اظهار کرد: کشوری که قدرت نظامی دارد، برای جلوگیری از جنگ از دیپلماسی استفاده میکند؛ کشوری هم که قدرت دیپلماتیک دارد، در صورت ضرورت از قدرت نظامی برای تقویت موقعیت مذاکره استفاده میکند.
استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران گفت: بنابراین رابطه این دو، «یا ـ یا» نیست؛ «میدان و دیپلماسی» مکمل یکدیگرند و البته همه راهها نهایتا باید به صلح شرافتمندانه منتهی شود این خواست اکثریت است.
مخالفت با مذاکره نیازمند استدلال است، نه شعار
ظریفیان تاکید کرد: جنگ برای جنگیدن یا مذاکره برای مذاکره کردن نیست؛ جنگ و مذاکره هر دو برای تأمین منافع ملی هستند. اگر مذاکره بتواند همان هدف را با هزینه انسانی، اقتصادی و امنیتی کمتر تأمین کند، مخالفت با مذاکره نیازمند استدلال است، نه شعار.
تحریف دیپلماسی و کوچک جلوه دادن مذاکره، خطای شناختی است
وی، تحریف دیپلماسی و کوچک جلوه دادن مذاکره را شعار و خطای شناختی برشمرد و افزود: البته در برخی موارد، بیش از آنکه اختلاف تحلیلی باشد، تبدیل به یک خطای شناختی و سیاسی شده است. یک جریان سیاسی در ایران سالها است مذاکره را با «اعتماد به آمریکا» یکی میکند. در حالی که مذاکره لزوما به معنای اعتماد نیست.
منتقدان قدیمی مذاکره پذیرفتهاند که دیپلماسی بخشی از قدرت ملی است
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات ادامه داد: مذاکره یعنی گفتوگو با رقیب یا دشمن برای گرفتن چیزی که بدون گفتوگو ممکن است هزینه بیشتری داشته باشد. نکته جالب اینکه امروز حتی منتقدان قدیمی مذاکره نیز در عمل پذیرفتهاند که دیپلماسی بخشی از قدرت ملی است.
ظریفیان گفت: سخنان اخیر آقای قالیباف رئیس تیم مذاکره کننده نیز دقیقا همین تحول را نشان میدهد. او مذاکره را «روش مبارزه» و دیپلماسی را «دیپلماسی اقتدار» توصیف کرده است.
وی بیان کرد: بنابراین باید پرسید، اگر مذاکره بد است، چرا دشمن حاضر میشود پای میز مذاکره بیاید؟ مذاکره زمانی خطرناک است که بدون قدرت، بدون راهبرد، بدون خطوط قرمز و بدون ضمانت اجرایی انجام شود؛ وگرنه خود مذاکره ابزار قدرت و امر کاملا عقلایی است.
پشتوانه اجتماعی و انسجام داخلی بخشی از قدرت مذاکرهکننده است
استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران تاکید کرد: بنده با اصل استدلال آقای دکتر پزشکیان مبنی بر اینکه اکنون بهترین زمان برای توافق است موافق هستم اما با یک شرط مهم. رئیس جمهور وقتی میگوید بهترین زمان توافق زمانی است که انسجام ملی بالاست، در واقع به یک اصل مهم سیاست خارجی اشاره میکند.
ظریفیان خاطرنشان کرد: قدرت مذاکره فقط در توان نظامی نیست؛ پشتوانه اجتماعی و انسجام داخلی نیز بخشی از قدرت مذاکرهکننده است. کشوری که از درون دچار شکاف شدید باشد، در مذاکره آسیبپذیرتر است.
عدم استفاده از سرمایه انسجام ملی، فرصتسوزی است
وی تصریح کرد: بنابراین اگر امروز واقعاً انسجام ملی افزایش یافته، استفاده نکردن از این سرمایه برای یک توافق خوب، میتواند فرصتسوزی باشد. فرمول درست؛ انسجام داخلی به همراه قدرت دفاعی، دیپلماسی فعال، توافق متوازن و قابل راستیآزمایی است.
توافق را پیروزی یا شکست یک جناح معرفی نکنیم
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات یادآور شد: ضمن اینکه باید از یک اشتباه دیگر هم پرهیز کرد: توافق را پیروزی یا شکست یک جناح معرفی نکنیم. اگر توافق منافع ایران را تأمین کرد، پیروزی ایران است؛ نه دولت، نه اصلاحطلبان، نه اصولگرایان.
ظریفیان درباره رابطه دولت و نیروهای مسلح گفت: در شرایط بحران، دولت و نیروهای مسلح دو رقیب نیستند؛ دو بازوی قدرت ملیاند. نیروهای مسلح وظیفه دفاع و بازدارندگی دارند و دولت وظیفه اداره کشور، اقتصاد، دیپلماسی، خدمات عمومی و تأمین پشتوانه اجتماعی.
وی اظهار کرد: اتفاقاً مذاکره موفق زمانی شکل میگیرد که مذاکرهکننده بداند پشت سر او توان دفاعی واقعی وجود دارد.
استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران بیان کرد: در روایت اخیر دکتر قالیباف نیز دقیقا همین منطق دیده میشود. او گفته است تفاوت مذاکرات فعلی با دورههای قبل در این است که «میدان» پشتوانه مذاکرات است.
ارتش و سپاه قوی، پشتوانه دیپلماسی قوی است
ظریفیان اظهار کرد: بنابراین نباید این دو را مقابل هم قرار داد: ارتش و سپاه قوی، پشتوانه دیپلماسی قوی است، دیپلماسی قوی نیز میتواند از بکارگیری نیروی نظامی جلوگیری کند.
وی ادامه داد: این دو اگر در تقابل با یکدیگر تعریف شوند، هر دو تضعیف میشوند اما به این اصل پایبند باید بود که تصمیمگیر نهایی دولت و نظام سیاسی است.
ظریفیان خاطرنشان کرد: در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، اختلاف سلیقه طبیعی است؛ اما تبدیل اختلاف سلیقه به شکاف حاکمیتی، بازی در زمین دشمن است.
ضرورت مقاومت هوشمندانه همراه با مذاکره قدرتمندانه و مبتنی بر خواست اکثریت
وی تاکید کرد: ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عبور از دوگانههای کاذب نیاز دارد. مقاومت هوشمندانه همراه با مذاکره قدرتمندانه و مبتنی بر خواست اکثریت، نه «دولت یا نیروهای مسلح»؛ بلکه دولت و نیروهای مسلح در یک منظومه قدرت ملی، نه «وفاق یا نقد»؛ بلکه وفاق در منافع ملی و نقد در شیوه اداره کشور، و نه «توافق یا استقلال»؛ بلکه توافقی که استقلال و منافع ایران را تثبیت کند.
مذاکره از موضع قدرت بخشی از قدرت ملی است
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات ادامه داد: مذاکره زمانی شکست است که از سر ضعف انجام شود؛ اما مذاکره از موضع قدرت، نه عقبنشینی است و نه سازش؛ بخشی از قدرت ملی است.
ظریفیان اضافه کرد: همانطور که جنگ باید در خدمت منافع ملی باشد، مذاکره هم باید در خدمت منافع ملی باشد. هنر سیاستگذار این است که تشخیص دهد کجا باید ایستاد، کجا باید جنگید و کجا باید مذاکره کرد.