رئیسجمهور اسبق کشورمان با تقدیر از شجاعت و فداکاری رئیسجمهور در امضای تفاهمنامه، گفت: او با این اقدام نشان داد به قولی که به مردم داده پایبند است و برای آنچه به مصلحت ملی و موجب رهایی کشور از مشکلات باشد، حاضر به هرگونه اقدام و فداکاری است؛ طعن و تهدید تندروها نیز نهتنها مانع او نشد، بلکه بر احترام و اعتماد به رئیسجمهور افزود.
حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار صبح امروز با جمعی از اصحاب رسانه اظهار کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
بسیار خوشوقتم که با اصحاب رسانه و اطلاع رسانی دیدار دارم و اگر باید گفتوگو و بهتر است بگوئیم گفت و شنود کرد چه کسی بهتر از دست اندرکاران رسانه و اطلاع رسانی که هم خبرشناسند هم خطرشناس و درد آشنا. البته امیدوارم که مراکز قدرت گفتوگو را به رسمیت بشناسند و به جای اینکه یکطرفه بگویند و بشنوند، به شنیدهها ترتیب اثر بدهند و من هم دوست دارم که بشنوم.
اما چند نکته را خدمت دوستان عرض کنم:
وضعیت خطیری که در آن به سر میبریم.
علیرغم مشکلات فرصت ممتازی که برای رهائی از وضعیت ناگوار نصیبمان شده است.
ستایش از صلح شرافتمندانه؛ و در نهایت گریزی به مسأله اینترنت.
اگر بگوئیم که در خطیرترین و تعیین کنندهترین وضعیت قرار گرفتهایم (بعد از انقلاب) گزافه نگفتهایم.
انقلاب، چه کسانی که از آن راضی باشند یا نباشند چه توانسته باشد که به اهدافش برسد یا نرسد چه از مسیر خود منحرف شده باشد یا نه، حادثه بزرگی بود که معادلات سیاست و قدرت را در منطقه -بلکه به نحوی در جهان- به زیان قدرتهای توسعه طلب و تسلیم شدگان و تسلیم شوندگان آنها با محافظه کاران به هم زد و از همان آغاز نگرانی و حتی کینه به انقلاب و به تبع آن ایران در دلهای قدرتها جا گرفت و برنامه ریزی برای مهارکردن ایران و اگر نشد نابودی آن بود؛ کشوری تسلیم یا دارای هرج و مرج و آشفته که نتواند کمر راست کند.
توطئههای فراوانی بوده است که میدانید و مهمترین آن جنگ ۸ ساله است، ولی علیرغم عدم توازن قدرت تسلیحاتی-لجستیکی، اطلاعاتی و حتی اقتصادی، ایران نه تنها از بین نرفت بلکه مقتدرتر در صحنه ظاهر شد و در ادامه آن انواع توطئههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی و تحریمهای کمرشکن علیه ایران وجود داشت و دارد.
تا رسیدیم به جنگ ۱۲ روزه و بعد جنگ رمضان.
اما در داخل، انواع فشارهای دشمنان از یکسو و خطاهای راهبردی و راهکاری و مشکلات ساختاری از سوی دیگر لحظه به لحظه فاصله میان مردم و حاکمیت را بیشتر کرد و حتی دو قطبی وحشتناک میان کسانی که به هر حال به حاکمیت و نظام دلبستند و وفادار بودند و جامعهای که روز به روز وضع اقتصادی امنیتی و سیاسی و فرهنگی آن بدتر میشد، پدید آمد و اتفاقاً دشمنان از همین وضع به امید ضربه زدن نهایی به کشور سوء استفاده کردند.
گسترش نارضایتی، افزایش نومیدی نسبت به بهبود اوضاع و آینده، فشارهای کمرشکن اقتصادی و معیشتی و بازماندن کشور نه تنها از توسعه که عقب گرد در خیلی از زمینهها - دشمن را به فکر یکسره کردن کار نظام انداخت. ولی به یاری خداوند توطئهها و جنگ همه جانبه نتیجه عکس داد و ایران گرچه آسیبهای سنگین انسانی و مادی دید از جمله شهادت رهبر پیشین و فرماندهان و مسئولان و مردم عادی و حتی زنان و کودکان و خرابی ها؛ ولی به لحاظ بین المللی و ملّی در موقعیت بهتری قرار گرفت و اعتبار و هیمنه دشمن بیش از پیش شکسته شد و خشم و نارضایتی مردم کاهش یافت و حتی به سوی انسجام وحدت در مخالفت با تهاجم بیگانه و برای حفظ ایران میل کرد؛ و چند نکته آشکار شد:
جمهوری اسلامی به رغم همه نقصها و نارسائی هایش ماندنی است. یعنی تهاجم خارجی و جنگ همهجانبه ایران را از پا در نمیآورد، مگر اینکه بعد از آن حکمرانی نتواند نقصها و نارسائیها و عواملی که منجر به جدائی اکثریت از جامعه شده است به کمک خود مردم درمان کند.
اعتبار و هیمنه آمریکای پر مدعا بشدت خدشه دار شد و بر شکست ناپذیری اسرائیل جنایتکار خط بطلان کشیده شد.
دو عامل اساسی در این امر:
یک: مقاومت نظامی و تدبیر توأم با فداکاری نیروهای مسلح و سازمان و سامانی که با وجود شهادت رأس و رهبر و فرماندهان و مسئولان پایدار به دفاع پرداخت و دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام کرد؛ و رئیس جمهور محترم و دولت هم در کنار مردم کوشید تا در بحرانیترین نقطهها ایران و مردم ایران را راضی نگاه دارد.
دوم: حضور مردم حتی ناراضیان از وضع سیاسی و اقتصادی در صحنه دفاع از میهن و مخالفت با تهاجم وحشیانه به ایران و تمامیت ارضی آن؛ و این حضور را از جمله در گردهمآئیهای شبانه در هفتههای اول دیدیم، ولی جای گلایه دارد که در اثر اشتباهات راهبردی و تبلیغات یکطرفه در هفتههای بعد این وحدت و انسجام کمرنگتر شد.
به هرحال، بعد از جنگ فرصتی فوق العاده برای کشور و مردم پدید آمد که جلوه آن را در تفاهم نامه ژنو که به امضاء دو رئیس جمهور رسید میبینیم. امیدوارم این بار فرصت فراهم آمده از دست نرود؛ چنانکه متأسفانه بارها از دست رفته است که اگر رفت، تهدیدها شدیدتر خواهد شد.
در همین جا باید از شورای عالی امنیت ملی و مسئولان و فرماندهان محترم و رئیس جمهور بزرگوار که به چنین تصمیم بزرگی رسیدند سپاسگزاری کرد و از تایید رهبری تقدیر بعمل آورد.
به ویژه باید شجاعت و فداکاری رئیس جمهور محترم را که با امضاء تفاهم نامه افتخاری را نصیب ایران عزیز کردند قدر دانست و نشان دادند که به قولی که به مردم دادهاند پای بندند و برای آنچه به مصلحت ملی است و موجب رهائی کشور از مشکلات بشود حاضر به هرگونه اقدام و فداکاری هستند و نیز به همراه دولت خود در کنار مردم و گرهگشا از کار مردم در بحرانیترین لحظات هستند و از طعن و تهدید دیگران که گرچه صدایشان بلند است، ولی جایگاه مهمی در اکثریت جامعه ندارند هراس ندارند. همچنانکه دیگر عزیزان مسئول هم لعن و طعن تندروها را تحمل کردند و گفتنی است که این همه بر احترام رئیس جمهور و اعتماد به ایشان افزود.
این تفاهم نامه چندین امتیاز دارد از جمله:
انعقاد آن در موقعی است که ایران عزیزتر از گذشته و موفقتر عمل کرده است و دشمن در رسیدن به هدفهایش ناکام مانده است. شما وضعیت ایران، حکومت و ذهنیت جامعه را بعد از جنگ و قبل از جنگ ۱۲ روزه مقایسه کنید و ببینید چه تفاوت عظیمی رخ داده است.
این تفاهم نامه به امضاء دو رئیس جمهور رسیده که اعتبار آن را دو چندان میکند.
به نظر کارشناسان و تحلیلگران، در همه تفاهمها و قراردادهائی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون داشته است، به اندازه این تفاهم نامه به نفع رقیب در آن ملاحظه نشده بوده است و آمریکا این چنین صریح و مکرر تعهد نداده است. آمریکا به صراحت ۹ بار تعهد میدهد و متعهد میشود. ۸ بار Undertake و یک بار با Commit که سه بار آن ایران هم در تعهد شریک است (از جمله احترام به حاکمیت ملی) و بسیاری از مطالب اساسی و حیاتی مورد نظر ایران در این سند به رسمیت شناخته شده است. البته در بعضی موارد امکان تفسیر و تعبیر متفاوت هست، ولی همین تفاهم نامه اگر جداً مبنا قرار گیرد و رعایت شود، به نظر من ایران از یکی از پیچهای خطرناک به سوی دنیایی بهتر عبور میکند.
در هر تفاهم و توافقی امتیازاتی داده میشود و امتیازاتی گرفته میشود. باید دید که ادعاهای رقیب چه بوده است و ما چه میخواستهایم و کدامیک بیشتر بدست آوردهایم. وقتی پایه امتیازها معلوم شد دیگر کار را با دیپلماسی سنجیده و مذاکره باید پیش برد.
باید تفاهم نامه نقض نشود؛ البته از طرف هیچ یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یکطرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت.
امیدوارم با درایت و واقع بینی و فارغ از احساسات (که کاملاً موجه و قابل فهم است) با تدبیر و در نظر گرفتن خیر عمومی بتوان از این مرحله به سلامت عبور کرد. ولی با گذر از این مرحله سخت کار سختتر حاکمیت آغاز میشود که رسیدن به تعریفی مناسب از رابطه خود با جهان و بخصوص همسایگان که دلخوریها و نگرانیها فیمابین هم بیشتر شده است و نیز تدبیر درست در داخل برای بهبود امور و اصلاح ساختاری و رویکردی و راهبردی به نفع جامعه و مردمی که سخت در تنگنا هستند.
از یاد نبریم که در این سالها خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته است، بسیار پررنگ است و نیز وضع تولید و گرانی و اقتصاد و معیشت بیکاری و... که روز به روز هم افزوده شده است، مشکلات مهمی است که با حل آنها با حضور و مشارکت خود مردم نیاز به تدبیر و راهبردهای مناسب خود را دارد که در جای خود باید در باب آن گفتوگو کرد و راه درست را پیدا کرد و پیمود.
اما صلح
امتیاز انسان از سایر موجودات به خردمندی است، خردی که در عرصه نظر در جستجوی حقیقت و درستی است و در ساحت عمل طالب خیر و راستی. یعنی در سرشت آدمی (که خردمند است) حقیقت جوئی و خیرخواهی و نفرت و گریز از شر نهفته است و کدام شرّ بالاتر و خسارت بارتر از جنگ و کدام خیر (در عرصه اجتماع) برتر از صلح؟
جنگ در عرصه اجتماعی را بیشتر متجاوزان بر سر کسب میدان قدرت و امتیاز با یکدیگر و نیز با محرومان برای کسب و غصب حقوق و منافع ایشان پدید میآورند؛ و به همین دلیل مقاومت در برابر سرکوب و تجاوز در خور ستایش و خود خیر بزرگ است، ولی مقاومت اگر هم نیاز به درگیری دارد، برای رهائی از جنگ تجاوزکارانه است نه جنگ برای جنگ.
جنگ به هر صورت پایان مییابد تسلیم یکی در برابر دیگری و یا تفاهم و مصالحه در جائی که از میان برداشتن خصم و تسلیم او در عمل ممکن نباشد؛ و در صلح هم امتیازی داده میشود و امتیازی گرفته میشود.
الان در موقع عزت نسبی هستیم؛ موجودیت و بقاء خود را به دشمن تحمیل و برای دنیا اثبات کردهایم. میتوانیم با پرهیز از تنش مصالح عمومی و خیر جامعه و عزت ایران و آینده آن را تأمین کنیم و فضا را به روی مردمی که در تنگناهای گوناگون به سر میبرند و امید به بهبود و اصلاح امور را اندک اندک از دست میدادند باز کنیم و ایران را سربلند و برخوردار بسازیم این است معنی «صلح شرافتمندانه». دیدگاهی که بر این است که با جنگ میتوان در مقابل دشمن تا آخر ایستاد دیدگاه غلط است. عزیزان ما با جنگ نمیتوانیم زندگی کنیم یعنی مردم نمیتوانند و ادامه زندگی و تامین نیازهای زندگی و اداره جامعه ممکن نیست.
گرچه چنانکه پیشتر گفتهام به آمریکا اعتماد نیست و اسرائیل هم هر چه از دستش برمی آید در کار صلح کارشکنی خواهد کرد، ولی این مائیم که با تدبیر باید هرکاری که جلو جنگ را بگیرد و از ادامه وضع نه جنگ نه صلح بگیریم و تا ایران عزیز و ایرانی گرامی بتواند با افتخار و عزت و برخورداری و حرمت زندگی کند.
از جمله گروههایی که برای ایشان حیاتی است خبرنگاران و اصحاب رسانه و اطلاع رسانی و اصحاب تحلیل و تحقیق هستند. در زمان جنگ بعضی محدودیتها میتوانست قابل فهم و موجه باشد، ولی ادامه آن مضر و حتی ناممکن است. چنانکه میبینیم در سطح عمومی اشتیاق به استفاده از استارلینک و بهره گیری از VPN افزایش یافته است. بستن همه راههای مردم به سوی اینترنت اولاً ممکن نیست، ثانیاً بخش مهمی از جامعه کار و بار زندگیشان با اینترنت گره خورده است.
بسیاری از کارفرمایان، اندیشمندان محققان و حتی مردم عادی اساس کارشان بگونهای است که اگر اینترنت نباشد از کار باز میمانند؛ و منع در این زمینه اولاً میل به خلاف را در بخش مهمی از جامعه افزایش میدهد و زیانهای بیکاری و خسارتی کسانی که کارشان با اینترنت است با سودهای فراوان و کسانی که با VPN و سایر امور مشابه سوداگری میکنند عوض میشود.
امیدوارم آقای رئیس جمهور با همان شجاعت و صراحت و تصمیمی که از ایشان در مواردی دیدهایم، در این مورد هم به حل این معمای ناگوار اقدام فرمایند.
در این دیدار، اهالی رسانه دغدغهها و دیدگاههای خود مطرح کردند که گزارش آن به زودی منتشر میشود.