بررسی تارنمای تحلیلی ریسپانسیبل استیتکرفت نشان میدهد کشورهای آمریکای لاتین که در ماههای نخست جنگ غزه از منتقدان سرسخت رژیم صهیونیستی بودند، اکنون با روی کار آمدن دولتهای راستگرا و در پی افزایش فشار و وابستگی به واشنگتن، بهتدریج در حال ترمیم روابط خود با تلآویو هستند؛ روندی که به گفته تحلیلگران، بیش از آنکه ناشی از تغییرات بنیادین در سیاست خارجی این کشورها باشد، تلاشی برای جلب رضایت دولت دونالد ترامپ و نزدیکتر شدن به واشنگتن است.
تارنمای تحلیلی ریسپانسیبل استیتکرفت نوشت:
در ماههای نخست پس از آغاز تجاوز رژیم اسرائیل به غزه، سران آمریکای لاتین به عنوان برخی از تندترین منتقدان جهانی کارزار نظامی صهیونیستی ظاهر شدند.
گوستاوو پترو رئیسجمهوری وقت کلمبیا، از نخستین رهبران جهان بود که اقدامات اسرائیل را «نسلکشی» خواند. شیلی و هندوراس سفیران خود را از تلآویو فراخواندند و بلیز و بولیوی نیز روابط دیپلماتیک خود را با تلآویو قطع کردند.
اما تنها ۲ سال بعد، در سراسر منطقه، کشورهایی که از تلآویو فاصله گرفته بودند، اکنون با سرعت در حال ترمیم روابط هستند و عجیب نیست که اینها همان رهبران و سرانی هستند که تلاش برای جلب رضایت دولت دونالد ترامپ در واشنگتن را نیز در اولویت قرار دادهاند.
وزیر امور خارجه ونزوئلا دوشنبه گذشته اعلام کرد که این کشور برای نخستینبار از سال ۲۰۰۹ خدمات کنسولی با رژیم صهیونیستی را از سر میگیرد؛ تصمیمی که پس از ربودهشدن نیکلاس مادورو رئیسجمهوری ونزوئلا توسط نیروهای آمریکایی، چرخشی گسترده در سیاست خارجی این کشور به حساب میآید.
آبلاردو دِ لا اسپرییا رئیسجمهوری راستگرای جدید کلمبیا، چند روز پس از آغاز به کار اعلام کرد که این کشور ادعای حاکمیت رژیم اسرائیل بر بلندیهای اشغالی جولان را به رسمیت میشناسد.
نزدیکی آمریکای لاتین به تلآویو؛ میانبر یا قمار پرهزینه؟
کلمبیا یکی از تنها دو کشور جهان است که چنین موضعی را اتخاذ کرده است؛ پیش از آن، آمریکا در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ این کار را انجام داده بود. شیلی و هندوراس نیز به تازگی و برای نخستینبار از نوامبر ۲۰۲۳، سفیران خود را به ترتیب به تلآویو و قدس اشغالی بازگرداندند.
تحلیلگران به ریسپانسیبل استیتکرفت گفتند که هرچند ممکن است انگیزههای ایدئولوژیک، اقتصادی یا امنیتیِ ویژه هر کشور در کار باشد، اما این چرخش اساسا بهعنوان راهی برای جلب رضایت دولت ترامپ عمل میکند.
مارتا تاویل کوری استاد کالج مکزیک که سیاست خارجی کشورهای آمریکای لاتین در برابر خاورمیانه را مطالعه میکند، معتقد است: نسل تازهای از راستگرایان [در آمریکای لاتین]، از نزدیکی به اسرائیل بهعنوان راهی برای نشاندادن همسویی با واشنگتن استفاده میکنند.
وی افزود: هر دولت این رابطه را از دریچه عوامل سیاسی داخلی خود تفسیر میکند.
برای نمونه، کلمبیا تا زمانی که پترو در سال ۲۰۲۲ بر سر کار آمد، رابطه امنیتی طولانی با اسرائیل داشت. به گفته تاویل کوری، رئیسجمهوری سابق کلمبیا تا حد زیادی توانست آن رابطه را پایان دهد، اما این کار را با وجود مخالفت ارتش انجام داد.
اکنون د لا اسپرییا از افزایش تلاشها برای مقابله با «نارکوتروریستها» سخن گفته و احتمالا بهدنبال جلب حمایت صهیونیستها و به ویژه آمریکاییها خواهد بود.
مایک لاسوسا روزنامهنگار حوزه جرائم سازمانیافته در آمریکای لاتین، تاکید کرد که به رسمیت شناختن بلندیهای جولان توسط د لا اسپرییا هرچند مهم است، اما در عمل بیشتر بازگشت به روندی قدیمی از حمایت به شمار میآید تا نشانهای از تغییر اساسی.
بر اساس این گزارش، در کشورهایی مانند کلمبیا، شیلی یا آرژانتین، چرخش به سوی رژیم صهیونیستی تا حد زیادی نتیجه به قدرت رسیدن دولتهای راستگراست. اما چرخش ونزوئلا غافلگیرکنندهتر است.
دیوید سمدلی استاد دانشگاه تولین، با اشاره به ایدئولوژی سیاسی هوگو چاوز رئیسجمهوری فقید ونزوئلا در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۳ گفت: درگیری اسرائیل و فلسطین یکی از موضوعات محوری در جنبشهای ضد امپریالیستی است. اگر چیزی باشد که در طول این سالها در چاویسم باقی مانده، همان ضد امپریالیسم است. بنابراین، اینکه ونزوئلا درست در زمانی که اسرائیل بیش از هر دوره دیگری در تاریخ آن در سطح جهان زیر سوال رفته، دوباره روابط کنسولی با اسرائیل برقرار کند، اتفاق بسیار مهمی است.
سمدلی امدادرسانی ادعایی رژیم صهیونیستی پس از زلزله اخیر در ونزوئلا را محرک فوری این چرخش دانست و آن را «دیپلماسی فاجعه» خواند.
با این حال، کارشناسانی که ریسپانسیبل استیتکرفت با آنها مصاحبه داشته، بر سر این موضوع اتفاق نظر دارند که مهمترین عامل، وابستگی سنگین کاراکاس به واشنگتن پس از برکناری مادورو است.
تاویل کوری تاکید کرد: این سبک حکمرانی تفاوت بنیادینی دارد؛ از یکسو تحت فشار دائمی برای همکاری با واشنگتن است و از سوی دیگر، ناچار است برای حفظ پایگاه داخلی خود، همچنان به روایت چاویستی متکی باشد.
لاسوسا این اقدام را یک «راهکار کمهزینه و پربازده» توصیف کرد؛ رویکردی که از طریق آن دلسی رودریگس رئیسجمهوری موقت ونزوئلا، میتواند همزمان با از سرگیری روابط با رژیم اسرائیل، «روابط خود با ایالات متحده را در سایر پروندههای کلیدی تسهیل کند»؛ روندی که در نهایت به تقویت جایگاه او در برابر اپوزیسیون داخلی کمک خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، رشد مسیحیت انجیلی در آمریکای لاتین نیز عامل دیگری است. در کشورهای آمریکای مرکزی مانند هندوراس و گواتمالا، مسیحیان انجیلی عمدتا صهیونیسم مسیحی را میپذیرند. هر ۲ کشور در دهه گذشته سفارتهای خود را از تلآویو به قدس اشغالی منتقل کردند.
گفتمان صهیونیسم مسیحی در فضای سیاسی آمریکای لاتین بیش از پیش گسترش یافته است؛ به ویژه در میان سران محافظهکاری که در دهه گذشته قدرت گرفتهاند؛ مانند خاویر میلی، رئیسجمهوری آرژانتین، یا ژائیر بولسونارو، رئیسجمهوری پیشین برزیل. یکی از فراکسیونهای کنگره ملی برزیل، «جبهه پارلمانی انجیلی» است که به شدت از بولسونارو حمایت کرد و با تصمیم جانشین او برای پیوستن به پروندهای در دیوان بینالمللی دادگستری علیه رژیم صهیونیستی به اتهام نسلکشی مخالفت کرد.
بسیاری از منابعی که با ریسپانسیبل استیتکرفت گفتوگو کردهاند، سرعت و عمق این نوسانات ایدئولوژیک در منطقه را به ساختار قدرتمند نظامهای ریاستجمهوری در آمریکای لاتین نسبت میدهند. برخلاف ایالات متحده که حمایت از رژیم اسرائیل در دوران دولتهای مختلف تا حد زیادی ثابت مانده است، سیاست خارجی در بخش بزرگی از آمریکای لاتین، با هر انتخابات، دچار تغییرات شدیدی میشود.
لی شلنکر پژوهشگر وابسته به برنامه «جنوب جهانی» در موسسه کوئینسی که بر آمریکای لاتین تمرکز دارد، هشدار داد که نباید این روند را فقط به تصمیمها و خواستههای شخصی رهبران و سران کشورهای آمریکای لاتین نسبت داد.
وی گفت: «فکر میکنم این پدیده ریشهدارتر و چندلایهتر از این حرفهاست» و به تلاشهای هماهنگ و سازمانیافته گروههای حامی اسرائیل اشاره کرد که به شکلگیری فراکسیونهای حامی اسرائیل در پارلمانهای ملی سراسر منطقه کمک کردهاند.
شلنکر افزود که این فعالیتها فقط به مجالس قانونگذاری محدود نمیشود و در حوزه دیپلماسی عمومی نیز کار گستردهای انجام میشود؛ از جمله همکاری با اینفلوئنسرها، روزنامهنگاران، و همچنین در بخشهایی مانند سلامت و نوآوری.
این تلاشهای سازمانیافته نشان میدهد که رژیم اسرائیل که هر روز بیش از پیش از سوی افکار عمومی بینالمللی منزوی میشود، آمریکای لاتین را بهعنوان زمینی حاصلخیز برای بازسازی جایگاه دیپلماتیک خود شناسایی کرده است. در مقابل، دولتهای منطقهای نیز تلآویو را راهی مناسب برای رسیدن به واشنگتن دانستهاند.
با این حال برخی هشدار میدهند که این تاکتیک میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و در آینده تنها به افزایش مطالبات آمریکا بیانجامد، بی آنکه سود ملموسی به همراه داشته باشد.
خورخه هاینه وزیر و سفیر پیشین شیلی گفت: این یک قمار بسیار اشتباه است. چون در سیاست بینالملل، به محض اینکه با یکی از قدرتهای بزرگ رقیب همسو شوی، به زیردست تبدیل میشوی؛ و بعد هم همانطور با تو رفتار میشود.