سخنگوی جبهه اصلاحات در متن سخنرانی خود در حضور رئیسجمهور، با تأکید بر ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، پیشنهاد تشکیل «شورای گفتوگوی ملی» با حضور شخصیتهای ملی، دانشگاهیان، فعالان سیاسی و اقتصادی، نمایندگان اقوام، مذاهب، زنان و جوانان را مطرح کرد و گفت: هیچ بحرانی بدون گفتوگوی ملی، مشارکت نخبگان و شنیدن صدای مردم حل نخواهد شد.
جواد امام در متن آماده کرده خود برای سخنرانی در حضور رئیس جمهور، نوشت: پیشنهاد میکنم ابتکار تشکیل «شورای گفتوگوی ملی» با حضور شخصیتهای ملی، دانشگاهیان، فعالان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نمایندگان اقوام، مذاهب، زنان، جوانان و سایر گروههای مرجع در دستور کار قرار گیرد تا زمینه شکلگیری اجماع ملی درباره مسائل راهبردی کشور فراهم شود. هیچ بحرانی بدون گفتوگوی ملی، مشارکت نخبگان و شنیدن صدای مردم حل نخواهد شد.
متن این سخنان به شرح زیر است:
امروز مسأله اصلی کشور فقط اقتصاد، سیاست خارجی یا تحریم نیست؛ مسأله اصلی، کاهش سرمایه اجتماعی و فاصله گرفتن مردم از ساختار تصمیمگیری است. بدون بازسازی این اعتماد، هیچ برنامه اقتصادی یا سیاسی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید:
۱- تشکیل «ائتلاف ملی برای نجات ایران»
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به یک «ائتلاف ملی» نیاز دارد؛ ائتلافی متشکل از همه نیروهای وفادار به ایران، فارغ از اختلافنظرها و انتقادهای موجود، با محوریت قانون اساسی، حفظ تمامیت ارضی، منافع ملی، آینده ایران و با محوریت مردم. لازمه شکلگیری چنین ائتلافی، عبور از دوقطبیهای فرساینده، پایان دادن به نگاه «خودی و غیرخودی» و پذیرش نقش همه دلسوزان ایران در اداره کشور است. اگر جامعه احساس کند همه شهروندان از فرصت برابر برای مشارکت در تعیین سرنوشت کشور برخوردارند، امید و اعتماد عمومی دوباره احیا خواهد شد.
۲- صراحت و صداقت با مردم
مردم حقیقت را میپذیرند، اما ابهام، وعدههای تکراری و نادیده گرفتن مطالباتشان را نمیپذیرند. پیشنهاد میکنم جنابعالی در گفتوگویی صریح و صادقانه با مردم، بدون تعارف، وضعیت واقعی کشور، محدودیتهای دولت، موانع پیشرو و برنامه عملی برای خروج از بحران را با شفافیت بیان کنید. صداقت، ارزشمندترین سرمایهای است که هنوز میتوان بر پایه آن اعتماد عمومی را بازسازی کرد.
۳- اولویت دادن به دیپلماسی و تعامل سازنده
هیچ کشوری با تنش دائمی، انزوا و استمرار بحران، مسیر توسعه را طی نکرده است. لازم است با حفظ عزت، حکمت و منافع ملی، سیاست تنشزدایی، مذاکره مؤثر، رفع تحریمها و گسترش تعاملات بینالمللی با جدیت دنبال شود. هزینه تقابل را مردم میپردازند و ثمره تعامل نیز مستقیماً به زندگی و رفاه مردم باز خواهد گشت.
۴- دفاع از اختیارات قانونی دولت
اگر دولت مسئول اداره کشور و پاسخگوی مطالبات مردم است، باید از اختیارات قانونی متناسب با این مسئولیت نیز برخوردار باشد. هرگاه موانعی خارج از حوزه اختیارات دولت مانع تحقق وعدهها و برنامهها میشود، شایسته است این محدودیتها با شفافیت و مستندات لازم با مردم در میان گذاشته شود. مسئولیت بدون اختیار، نه به نفع دولت است، نه به نفع مردم و نه به سود کشور.
۵- بازسازی سرمایه اجتماعی
بازگرداندن اعتماد عمومی، پیششرط موفقیت هر برنامه اصلاحی است. رفع محدودیتهای غیرضروری در فضای مجازی، تضمین دسترسی آزاد به اطلاعات، برخورداری جامعه از رسانههای آزاد و مسئول، اجرای کامل حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، پرهیز از برخوردهای سلیقهای و تقویت نهادهای مدنی، احزاب و تشکلهای صنفی، از مهمترین گامهای بازسازی سرمایه اجتماعی به شمار میرود.
۶- مقابله با افراطگرایی و حاکمیت قانون
امروز افراطگرایی، فارغ از آنکه از کدام جناح یا جریان سیاسی سر برآورد، تهدیدی برای منافع ملی و امنیت کشور است. دولت باید با اتکا به حاکمیت قانون، عقلانیت و اعتدال، اجازه ندهد کشور در مسیر دوقطبیهای مخرب، نفرتپراکنی و رویکردهای جنگطلبانه قرار گیرد. قانون باید فصلالخطاب همگان باشد، نه سلیقههای سیاسی.
۷- تشکیل شورای گفتوگوی ملی
پیشنهاد میکنم ابتکار تشکیل «شورای گفتوگوی ملی» با حضور شخصیتهای ملی، دانشگاهیان، فعالان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نمایندگان اقوام، مذاهب، زنان، جوانان و سایر گروههای مرجع در دستور کار قرار گیرد تا زمینه شکلگیری اجماع ملی درباره مسائل راهبردی کشور فراهم شود. هیچ بحرانی بدون گفتوگوی ملی، مشارکت نخبگان و شنیدن صدای مردم حل نخواهد شد.
جمعبندی
آقای رئیسجمهور.
امروز تاریخ، بیش از آنکه چشمانتظار تصمیمهای مقطعی یا تکرار الگوهای گذشته باشد، منتظر دولتمردانی است که با تکیه بر خرد جمعی، مشارکت ملی و اعتماد به مردم، بتوانند میان حاکمیت و جامعه آشتی برقرار کنند و سرمایه اجتماعی را احیاء سازند.
اگر این سرمایه ارزشمند بازسازی شود، بسیاری از مشکلات کشور نیز قابل حل خواهد بود؛ اما اگر اعتماد عمومی، که امروز آسیب جدی دیده است، بهطور کامل از میان برود، حتی بهترین برنامههای اقتصادی نیز، بدون اصلاح رویکردها و بازنگری در سیاستهایی که کشور را به وضعیت کنونی رساندهاند، به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ایران به عقلانیت، شجاعت، گفتوگو، حاکمیت قانون، وفاق ملی و تصمیمهایی نیاز دارد که منافع ملی را بر هر مصلحت جناحی و سیاسی مقدم بدارد؛ و در پایان تنها یک جمله:
آقای رئیسجمهور؛ شاید بزرگترین میراث دولت شما نه در تعداد پروژههای عمرانی، بلکه در این باشد که آیا توانستید پنجرهای برای آشتی ملی، بازسازی اعتماد عمومی و بازگشت امید به آینده ایران بگشایید یا خیر. این مهم تنها زمانی محقق خواهد شد که تصمیمگیری درباره سرنوشت کشور، بیش از گذشته، بر اراده، خواست و مشارکت صاحبان اصلی این سرزمین؛ یعنی مردم، استوار شود. امروز ایران بیش از هر چیز به چنین میراثی نیاز دارد.