یک کارشناس مسائل منطقه با اشاره به تکرار تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران، گفت: این تهدیدها بیش از آنکه نشاندهنده تصمیم قطعی واشنگتن برای آغاز جنگ باشد، بازتاب بنبست راهبردی آمریکا در قبال ایران است؛ بنبستی که نه با فشار نظامی به نتیجه رسیده و نه مسیر دیپلماسی را فعال کرده است.
علی اصغر زرگر، درباره ارزیابیاش از تحولات روزهای گذشته و تهدید مجدد آمریکا به زدن زیرساختها گفت: گمانهزنی در این زمینه تا حدودی دشوار است؛ زیرا تهدیدهایی که ترامپ مطرح کرده، از جمله اینکه در آخر هفته قصد حمله به زیرساختهای انرژی ایران یا وارد کردن ضربات سنگین به ایران را دارد، موضوع تازهای نیست. این تهدیدها طی چهار یا پنج ماه گذشته بارها از سوی ترامپ مطرح شده و در بسیاری از موارد هم در آخرین لحظات متوقف شده یا جای خود را به سخن گفتن از دیپلماسی داده است؛ بنابراین باید منتظر ماند و دید که در نهایت چه رخ خواهد داد.
آمریکاییها به یک بنبست رسیدهاند
وی ادامه داد: در عین حال، مدتهاست که بسیاری گمانهزنی میکنند که سرانجام یک جنگ گسترده و به قول معروف آخرالزمانی رخ خواهد داد؛ جنگی که یا به خروج کامل آمریکا از منطقه منجر میشود یا در نهایت به ترک مخاصمه خواهد انجامید. با این حال، شاید بتوان وضعیت را اینگونه تحلیل کرد که آمریکاییها به یک بنبست رسیدهاند؛ نه حاضرند مسیر دیپلماسی و مذاکره را به طور جدی فعال کنند و نه از طریق فشار نظامی تاکنون توانستهاند ایران را به پذیرش خواستههای خود وادار کنند. از این منظر، تهدیدهای اخیر را میتوان ناشی از همین بنبست دانست؛ بنبستی که باعث شده بار دیگر از وارد کردن ضربات سنگین به ایران و ایجاد فشار حداکثری سخن گفته شود تا ایران را به پذیرش مذاکرات وادار کنند.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: با این حال، تحقق چنین سناریویی هم ممکن است امکانپذیر نباشد؛ زیرا ایران بارها اعلام کرده است که در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهایش، زیرساختهای انرژی در منطقه را هم هدف قرار خواهد داد؛ اقدامی که میتواند برای سالها امکان بهرهبرداری آمریکا از منابع انرژی منطقه را با مشکل مواجه کند. اگر واقعاً چنین تصمیمی از سوی آمریکا اتخاذ شود، ایران گزینهای جز پاسخ متقابل نخواهد داشت و زیرساختهایی را که آمریکا از آنها استفاده میکند، هدف قرار خواهد داد. در چنین شرایطی، جامعه جهانی هم متوجه خواهد شد که نمیتوان با ایران به این شیوه برخورد کرد.
ناتو تمایلی به ورود مستقیم به جنگ با ایران ندارد/هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی، معادلات را تغییر میدهد
زرگر با اشاره به گسترش جنگ خاطرنشان کرد: درباره گسترش جنگ هم به نظر میرسد ایران توانایی بیشتری برای توسعه دامنه درگیری، نه تنها در سراسر خاورمیانه بلکه حتی فراتر از منطقه، دارد. در مقابل، به نظر میرسد کشورهای اروپایی و اعضای ناتو، با وجود اینکه ممکن است برخی کشورها مانند انگلستان پایگاههایی را در اختیار آمریکا قرار دهند تا از آنها برای انجام عملیات استفاده شود، هنوز تمایلی به ورود مستقیم به جنگ ندارند.
وی درباره احتمال ورود اوکراین به جنگ گفت: در خصوص اقدام اوکراین هم به نظر میرسد پس از گفتوگوهایی که با وزیر امور خارجه اوکراین انجام شد، نوعی عذرخواهی مطرح شده و این اقدام به عنوان یک اشتباه توصیف شده است. این موضوع نشان میدهد که دستکم در ظاهر، قصدی برای گسترش دامنه جنگ وجود ندارد و بنابراین معتقدم که ناتو وارد جنگ نخواهد شد.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: با این حال، اگر ایران ناچار شود زیرساختهای انرژی منطقه، از جمله تأسیسات نفتی، فرودگاهها، منابع انرژی مانند آرامکو و سایر زیرساختهای راهبردی را هدف قرار دهد، این احتمال وجود دارد که برخی کشورهای عربی در کنار آمریکا قرار گیرند یا تسهیلات و امکانات بیشتری را برای پشتیبانی از عملیات نظامی آمریکا در اختیار آن قرار دهند. این احتمال وجود دارد، اما فراتر از این، نشانه روشنی از برنامهریزی برای گسترش گستردهتر جنگ مشاهده نمیشود.
زرگر تاکید کرد: در مجموع، میتوان نتیجه گرفت که تهدیدهای آمریکا بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای آغاز یک جنگ گسترده باشد، بازتاب بنبستی است که سیاست آمریکا در قبال ایران با آن مواجه شده است؛ زیرا ترامپ، با توجه به ویژگیهای شخصیتی و دیدگاه خاصی که از ابتدا دنبال میکرد، تمایل دارد که ایران در برابر خواستههای آمریکا تسلیم شود؛ یعنی سیاستهایی را بپذیرد که در نهایت به تبعیت از آمریکا و قرار گرفتن تحت نفوذ سیاسی و نظامی این کشور در منطقه منجر شود. این هدف تاکنون محقق نشده و همچنان هم امکان تحقق آن وجود ندارد. بنابراین، اگر این تهدیدها جنبه عملی پیدا کند، به نظر من همان جنگ گستردهای که مدتها درباره آن گمانهزنی میشود آغاز خواهد شد و در آن صورت، آمریکا یا پس از انجام حملات منطقه را ترک خواهد کرد، یا جهان باید پیامدهای چنین جنگی را متحمل شود.
آمریکا مراکز فرماندهی خود را به مناطق دورتر منتقل کرده است
وی درباره ارزیابیاش از احتمال تخلیه پایگاههای امریکا در کویت گفت: در حال حاضر بخش عمده عملیات نظامی آمریکا ماهیت دریامحور دارد؛ یعنی از طریق ناوها، شناورهای نظامی و پایگاههای دریایی انجام میشود. همچنین بخشی از عملیات از پایگاههای دوردستی مانند دیه گو گارسیای انگلستان، با استفاده از هواپیماهای سوخترسان و بمبافکنهای مستقر در آن کشور، یا از طریق اسرائیل انجام میشود. بخش مهمی از تجهیزات و نیروهای آمریکا هم در اسرائیل و انگلستان مستقر هستند. از این رو، به نظر میرسد پایگاههای نزدیک منطقهای دیگر کارایی گذشته را ندارند. آمریکا بخش مهمی از نیروهای انسانی، تجهیزات و بهویژه مراکز فرماندهی خود را به مناطق دورتر منتقل کرده تا از برد حملات ایران خارج باشند. این روند درباره برخی کشورها مانند اردن هم مشاهده میشود.
این کارشناس مسائل منطقه گفت: در نتیجه، اگر آمریکا بخواهد در مدت کوتاهی حملاتی علیه ایران انجام دهد، احتمالاً این عملیات عمدتاً از طریق ناوها و شناورهای نظامی مستقر در اطراف منطقه، همچنین از پایگاههای دوردستی مانند دیگو گارسیا و انگلستان و با پشتیبانی هواپیماهای سوخترسان انجام خواهد شد. به نظر میرسد آمریکا و حتی برخی کشورهای منطقه مانند بحرین، کویت، عمان، امارات و حتی انگلستان به این نتیجه رسیدهاند که میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا نهتنها امنیت آنها را افزایش نمیدهد، بلکه آنها را به اهداف بالقوه حملات متقابل تبدیل میکند. با این حال، اگر چنین درگیریای آغاز شود، احتمال دارد پایگاههای آمریکا در عربستان و امارات، همچنین زیرساختها و منابع انرژی منطقه هدف قرار گیرند. در چنین شرایطی، احتمال همکاری بیشتر کشورهایی مانند عربستان و امارات با آمریکا هم افزایش خواهد یافت.
احتمال پیوستن اسرائیل به عملیات نظامی آمریکا
زرگر درباره سفر نتانیاهو و زلنسکی به آمریکا درخصوص ورود دوباره اسرائیل به جنگ گفت: به نظر میرسد حتی اگر مقامات اسرائیلی تلاش کنند اهداف و تصمیمات خود را پنهان نگه دارند، حضور گسترده سوخت رسانهای آمریکایی در اسرائیل و همچنین احتمال استفاده آمریکا از پایگاههای اسرائیل، شرایط را تغییر میدهد. در چنین وضعیتی، ایران نمیتواند نسبت به این موضوع بیتفاوت باشد. ایران بارها اعلام کرده است هر کشوری که از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران پشتیبانی کند، خاک آن کشور هم در فهرست اهداف ایران قرار خواهد گرفت. از این رو، احتمال هدف قرار گرفتن اسرائیل از سوی ایران وجود دارد و در نتیجه، این احتمال هم مطرح است که اسرائیل در ادامه به عملیات نظامی آمریکا بپیوندد.
وی درباره اینکه آیا آمریکا تحریم و محاصره دریایی را جایگزین جنگ خواهند کرد، گفت: این اقدامات بخشی از سیاست فشار حداکثری آمریکا به شمار میرود. هدف از تشدید تحریمها و اعمال محدودیتهای دریایی، افزایش فشار اقتصادی بر ایران و جلوگیری از دسترسی آزاد به مسیرهای تجاری و صادراتی است تا نه صادرات نفت ایران بتواند بهصورت عادی انجام شود و نه تجارت خارجی کشور از طریق بنادر بهراحتی صورت گیرد؛ یعنی صادرات و واردات ایران با محدودیت مواجه شود.
این کارشناس مسائل منطقه گفت: همانگونه که در ابتدای بحث هم اشاره کردم، تهدیدهایی که آمریکا مطرح میکند، اعم از تهدیدهای نظامی، هستهای یا ادعاهایی مانند بمباران تأسیسات و زیرساختهای ایران یا حتی استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی، موضوع تازهای نیست. طی چهار یا پنج ماه گذشته بارها چنین اظهاراتی مطرح شده است؛ از نابودی کامل زیرساختهای ایران گرفته تا ادعاهایی درباره از بین بردن توان اقتصادی و عمرانی کشور. بنابراین، همواره این احتمال وجود دارد که این مواضع تغییر کند و در عمل به شکل دیگری دنبال شود.
زرگر گفت: در مورد محاصره دریایی هم باید گفت که این اقدام بدون تردید برای ایران خسارتبار است. در مقابل، یکی از ابزارهای مهم ایران، موضوع تنگه هرمز است. ایران بر این باور است که تا زمانی که امکان صادرات آزاد نفت و تجارت عادی برای کشور وجود نداشته باشد، سایر کشورهای منطقه هم نباید بدون محدودیت از این مسیر استفاده کنند.
وی با اشاره به تفاهم نامه اسلام آباد گفت: در گذشته هم، زمانی که مذاکرات به تفاهم منجر شد، آمریکا اعلام کرد که محاصره دریایی را کاهش خواهد داد و در مقابل، ایران نیز عبور کشتیها از تنگه هرمز را بدون دریافت عوارض و محدودیت تسهیل خواهد کرد. به همین دلیل، اگر در آینده هم توافقی حاصل شود، احتمالاً سازوکار مشابهی دنبال خواهد شد؛ یعنی آمریکا محدودیتهای دریایی را برخواهد داشت و در مقابل، تنگه هرمز هم تحت مدیریت ایران امکان عبور و مرور آزاد کشتیها را خواهد داشت.
آمریکا قصد دارد مسیرهای زمینی تجارت ایران را هم با محدودیت روبهرو کند
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: البته اکنون موضوع فراتر از این مباحث مطرح شده است. گزارشها و شایعاتی منتشر شده مبنی بر اینکه آمریکا قصد دارد به کشورهای همسایه ایران، از جمله ترکیه، عراق، افغانستان، ترکمنستان و پاکستان، فشار وارد کند تا مسیرهای زمینی تجارت ایران هم با محدودیت روبهرو شود و ایران نتواند کالاهای اساسی خود را از این مسیرها تأمین کند. این موضوع هنوز در حد گزارشها و گمانهزنیهاست، اما گفته میشود چنین فشارهایی در حال اعمال است. به نظر من، این سیاست در نهایت موفق نخواهد شد، اما باید منتظر ماند و دید که تحولات به چه سمتی پیش خواهد رفت. سیاستگذاران کنونی آمریکا بر این باورند که باید تا حد امکان ایران را تضعیف کنند، زیرساختهای آن را هدف قرار دهند و توان اقتصادی و صنعتی کشور را کاهش دهند تا در نهایت ایران را وادار به پذیرش خواستههای خود کنند.
زرگر گفت: با این حال، تحقق چنین هدفی آسان نخواهد بود؛ زیرا ایران هم ابزارهای متقابل در اختیار دارد. اگر چنین سناریویی رخ دهد، این احتمال وجود دارد که منابع انرژی منطقه برای سالها از دسترس کشورهای غربی خارج شود و پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.