کد خبر : ۱۱۵۱۷۳
۰۸:۵۹

۱۴۰۵/۰۴/۲۸
روزنامه جمهوری اسلامی:

تخریب هیئت مذاکره‌کننده، پشتوانه داخلی دیپلماسی را تضعیف می‌کند

.

روزنامه جمهوری اسلامی با تأکید بر اینکه انسجام ملی مهم‌ترین سرمایه ایران در مذاکرات است، نوشت: حمله به دولت و هیئت مذاکره‌کننده و دامن زدن به دوگانه‌های کاذبی مانند «مذاکره یا مقاومت» و «توافق یا عزت»، قدرت چانه‌زنی کشور را کاهش داده و به نفع طرف مقابل تمام می‌شود.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:، اما در کنار این رگبار بیرونی، رگبار دیگری نیز از درون متوجه دولت و هیئت مذاکره‌کننده است، رگباری که گاه از مرز نقد فراتر می‌رود و به برچسب‌زنی، تهمت، سوءظن و تخریب می‌انجامد.

شعار‌هایی مانند «مرگ بر سازشکار» یا نسبت دادن عناوینی، چون «وادادگی» و «تسلیم» به مذاکره‌کنندگان، صرف‌نظر از نیت گویندگان، این پیام را به دشمن منتقل می‌کند که پشتوانه داخلی هیئت مذاکره‌کننده متزلزل است.

حال آنکه در هر مذاکره‌ای، نخستین سرمایه یک کشور، انسجام ملی و اعتماد داخلی است. هر اندازه این پشتوانه مستحکم‌تر باشد، قدرت چانه‌زنی نیز افزایش می‌یابد. از این منظر، دولت و هیئت مذاکره‌کننده امروز در دو جبهه هم‌زمان می‌جنگند، از یک سو با آمریکای کودک کُش و رژیم صهیونیستی غاصب فلسطین، با سابقه‌ای روشن از تحریم، تهدید، فشار و بدعهدی و ازسوی دیگر با فضایی که هر اقدام دیپلماتیک را در قالب دوگانه‌هایی کاذب مانند «یا مذاکره یا مقاومت»، «یا توافق یا عزت» و «یا مذاکره یا جنگ» تفسیر می‌کند.

فروش ویژه tooca plus با قیمت قطعی و تحویل فوری

این دوگانه‌ها، هرچند در فضای سیاسی جذاب به نظر می‌رسند، اما نه با تجربه تاریخی سازگارند و نه با منطق سیاست خارجی. مذاکره و جنگ، هر دو ابزار سیاست هستند، نه هدف سیاست. همان‌گونه که جنگ الزاماً به پیروزی یا عزت منتهی نمی‌شود، مذاکره نیز مترادف تسلیم یا دوستی نیست. دولت‌ها بار‌ها با دشمنان خود مذاکره کرده‌اند، بی‌آنکه خصومت پایان یافته باشد و بار‌ها نیز پس از جنگ، دوباره بر سر میز مذاکره نشسته‌اند.

سیاست خارجی عرصه احساسات نیست، عرصه محاسبه، انتخاب و به‌کارگیری کارآمدترین ابزار برای تأمین منافع ملی است. واقعیت تلخ آن است که روابط بین‌الملل، بیش از آنکه بر آرمان‌های اخلاقی استوار باشد، بر توازن قدرت بنا شده است.

تاریخ معاصر نیز کم شاهد آن نبوده است که قدرت‌های بزرگ، آنچه را به سود خود بوده «حق» نامیده‌اند و آنچه را به زیان خود دیده‌اند، نادیده گرفته‌اند. این واقعیت ممکن است خوشایند نباشد، اما چشم بستن بر آن، واقعیت جهان را تغییر نمی‌دهد. از همین رو، نه جنگ فی‌نفسه فضیلت است و نه مذاکره نشانه ضعف. هر دو زمانی ارزشمندند که در خدمت حفظ منافع ملی، افزایش قدرت کشور و تأمین امنیت مردم باشند.

اگر قدرت، زبان رایج سیاست جهانی است، انسجام داخلی نیز یکی از مهم‌ترین منابع تولید قدرت ملی است. در چنین شرایطی، آنچه بیش از تیر دشمن، توان یک ملت را می‌فرساید،


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha