مجله آمریکایی نیویورکر در تحلیلی با انتقاد از سیاستهای «دونالد ترامپ» در قبال ایران، نوشت که راهبرد مبتنی بر فشار نظامی و تغییر محاسبات تهران نهتنها به اهداف واشنگتن نرسیده، بلکه با تشدید تنشها، تنگه هرمز را به کانون اصلی بحران تبدیل کرده و اهرمهای فشار آمریکا بر ایران را به میزان قابل توجهی تضعیف کرده است.
رابین رایت، تحلیلگر باسابقه مسائل خاورمیانه، در گزارشی در نیویورکر نوشت که در حالی که تلاشهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا جریان داشت، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا که با مقامهای ارشد ایرانی در پاکستان و سوئیس مذاکره کرده بود، در گفتوگو با شبکه سیانان از پیشرفت مذاکرات ابراز رضایت کرده بود.
اما به نوشته این نشریه، با فروپاشی این روند دیپلماتیک، ترامپ رویکرد خود را تغییر داد و مقامهای ایرانی را با عباراتی مانند «اوباش»، «دیوانه»، «بیمار»، «افرادی خشن و خطرناک» و «دروغگو» توصیف کرد؛ ادبیاتی که به اعتقاد نویسنده، او را به همان سطح شعارهای خصمانهای رسانده که طی دهههای گذشته از سوی برخی مقامهای ایرانی علیه آمریکا مطرح میشد.
کاهش اهرمهای آمریکا
فیلیپ گوردون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا در دولتهای باراک اوباما و جو بایدن، معتقد است سرعت و گستره از دست رفتن قدرت بازدارندگی و اهرمهای فشار آمریکا علیه ایران بیسابقه بوده است.
به گفته وی، حملات محدود آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در نطنز، فردو و اصفهان در سال گذشته اگرچه خساراتی به این مراکز وارد کرد، اما توازن راهبردی را تغییر نداد.
گوردون تأکید کرد تصمیم ترامپ برای حرکت به سمت تغییر نظام سیاسی ایران، تهران را که خود را در تنگنا میدید، به سمت حمله به همسایگان و کنترل تنگه هرمز سوق داد؛ اقدامی که اکنون اقتصاد جهانی را با مخاطره روبهرو کرده است. وی هشدار داد که پیامدهای این تصمیم دیگر قابل بازگشت نیست.
نگرانی از مدیریت بحران
در ادامه این گزارش، دیوید اکسلراد، مشاور پیشین باراک اوباما، در شبکه اجتماعی ایکس، مدیریت ترامپ را به هدایت هواپیمایی توسط یک کودک شش ساله تشبیه کرد و نوشت که تنها میتوان امیدوار بود این هواپیما سرانجام سالم بر زمین بنشیند.
تنگه هرمز؛ محور اصلی اختلاف
به نوشته نیویورکر، اکنون موضوع اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن، کنترل تنگه هرمز است؛ موضوعی که در ابتدای جنگ نیز جزو اهداف اعلامی آمریکا نبود. این گزارش میافزاید ایران به دلیل ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی، خواهان ایفای نقش در مدیریت این آبراه راهبردی است؛ مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. در مقابل، آمریکا بر آزادی کشتیرانی تأکید دارد، اما مهمتر از آن، نمیخواهد ایران در اداره این آبراه نقشی داشته باشد.
به نوشته نیویورکر، هر دو کشور در مقاطع مختلف تهدید کردهاند که از کشتیهای عبوری عوارض دریافت خواهند کرد. رابرت مالی، مذاکرهکننده پیشین توافق هستهای ایران، نیز معتقد است اختلاف کنونی نتیجه ابهامهای جدی در متن یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن است؛ به گونهای که هر یک از طرفین با استناد به بندهای مختلف، برداشت کاملاً متفاوتی از نحوه اداره تنگه هرمز ارائه میکنند.
گزینههای نظامی روی میز
نیویورکر در ادامه نوشت ترامپ در نشست اخیر با تیم امنیت ملی خود، گزینههای جدیدی از جمله حمله به پلها، نیروگاههای برق و تأسیسات تصفیه آب ایران را بررسی کرده است؛ در صورتی که تهران به میز مذاکره بازنگردد.
این در حالی است که پیشتر نیز رسانه آمریکایی آکسیوس گزارش داده بود پنتاگون طرحهایی برای حملات گستردهتر، از جمله تصرف جزیره خارگ، مهمترین پایانه صادرات نفت ایران، تهیه کرده است. با این حال، گوردون تأکید کرد نه تهدیدهای ترامپ و نه حملات نظامی، این بار نیز نتیجه متفاوتی در پی نخواهد داشت.
وی افزود: «حکومت ایران نشان داده است که بیش از آمریکا آمادگی تحمل هزینههای ناشی از این بحران را دارد.»
درسهای تاریخ
در پایان این گزارش، جان لیمبرت، دیپلمات پیشین آمریکایی و از دیپلماتهای حاضر در سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸، یادآور شد که ترامپ نخستین رهبر خارجی نیست که به دلیل «غرور و ناآگاهی» وارد جنگی پرهزینه با ایران شده است. وی با اشاره به شکست چهار فرمانده برجسته امپراتوری روم در لشکرکشی به ایران، تأکید کرد که بیتوجهی به جغرافیا، دستکم گرفتن تواناییهای ایران و اعتماد بیش از حد به قدرت نظامی، بارها در تاریخ به شکست انجامیده و این تجربهها میتواند برای سیاستمداران امروز نیز آموزنده باشد.