جنگ، کودک را از کودکیاش میگیرد/بچهها باید با رنگها بزرگ شوند، نه با خاکستر
داریوش فرضیایی مجری و برنامهساز شناختهشده تلویزیون که سالها با نام «عمو پورنگ» در میان مخاطبان شناخته میشود، در غم از دست دادن مادر خود عزادار شد.
داریوش فرضیایی به عنوان یک شخصیت رسانهای تلاش کرد تصویری از رابطه صمیمانه با مادرش را برای کودکانی به اشتراک بگذارد که رفتار او را در مقام یک سلبریتی دنبال میکنند.
مادر عموپورنگ برای همیشه رفت، اما تصویر او در قاب برنامههایی که با پسرش حاضر شد، باقی ماند. او در آن برنامهها نه فقط یک مادر که روایتی بود از یک رابطه عمیق و صمیمانه که در میان شلوغی کار رسانهای، همچنان اصالت خود را حفظ کرده بود.
داریوش فرضیایی، چهره آشنای برنامههای کودک که نسلهای مختلف با نام عموپورنگ او را به خاطر دارند، این روزها با درگذشت مادرش وداع میکند؛ مادری که در سالهای اخیر نهتنها پشت صحنه، بلکه جلوی دوربین هم همراه پسرش بود و حضور او در چند برنامه تلویزیونی، خاطرات ماندگاری را رقم زد.
نخستین حضور در «دوستت دارم مادر»
نخستین باری که مادر عموپورنگ پای تلویزیون آمد، به برنامه «دوستت دارم مادر» با اجرای احمد کاظمزاده بازمیگردد. او در آن برنامه که به مناسبت روز مادر روی آنتن رفت، برای اولین بار جلوی دوربین نشست و از زوایای کمتر دیدهشده زندگی پسرش گفت؛ از روزهای سختی که پشت موفقیتهایش بود تا دلنگرانیهای مادرانهای که هیچوقت تمام نشد. آن شب، مخاطبان با مادری آشنا شدند که پسرش را خوب میشناخت و با همان لحن ساده و صمیمیاش، تصویری انسانیتر از چهره محبوب کودکانه ارائه داد.
مهمان ویژه برنامه عموپورنگ
اما این تنها حضور او نبود. مادر فرضیایی در برنامهای که خودش اجرا میکرد نیز به عنوان مهمان حاضر شد. این بار نه در جایگاه یک مادر نگران که در قامت یک حامی همیشگی، کنار پسرش نشست و بار دیگر نشان داد رابطهشان فراتر از یک نسبت خانوادگی ساده است. حضور او در برنامهای که متعلق به خود داریوش بود، وجهه دیگری از اعتماد و صمیمیت میان آنها را به تصویر کشید.
خندوانه و بوسهای که ماندگار شد
یکی دیگر از حضورهای بهیادماندنی مادر عموپورنگ، به برنامه «خندوانه» با اجرای رامبد جوان مربوط میشود. در آن شب، داریوش فرضیایی در برابر دوربین، دستهای مادر را بوسید و از او به عنوان محور زندگیاش یاد کرد. این صحنه، بدون حاشیه و غلو، یکی از صمیمیترین لحظات تلویزیونی در سالهای اخیر بود؛ لحظهای که نشان میداد یک مجری کودک، در دل کار خود، همچنان یک فرزند دلبسته است.