تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به طرح پیشین ایران برای همکاری امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس، گفت: برخی کشورهای عربی در سطح اعلامی از این طرح استقبال کردند، اما به دلیل قرار داشتن زیر چتر امنیتی آمریکا و اتکا به سیاست ایرانهراسی، مسیر دیگری را برای تأمین امنیت و توسعه اقتصادی خود دنبال کردند.
مرتضی مکی درباره ارزیابیاش از روند مذاکرات ایران و آمریکا و ادعای ترامپ مبنی بر ادامه مذاکرات در قطر گفت: مذاکرات ایران و آمریکا با چالشها و موانع پیچیدهای مواجه است. روند آتشبس بیش از دو ماه به طول انجامید تا طرفین توانستند به یک توافقنامه مشترک در چارچوبِ یادداشت تفاهم اسلامآباد برسند و مبنایی شد برای اینکه تلاش کنند مذاکرات در یک دوره ۶۰ روزه به نتیجه برسد.
وی ادامه داد: یادداشت تفاهمنامه یکونیم صفحهای که میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا به صورت مجازی امضا شد، فقط شامل یک سری کلیات بود و هر یک از طرفین برداشتهای خاص خود را از تفاهم داشتند. آمریکاییها که همواره به دنبال عهدشکنی و بهرهبرداری سیاسی از دستور کار در مذاکرات هستند، در این زمینه هم عملکرد مشابهی داشتهاند. موضوع تنگه هرمز و جبهه لبنان، پاشنه آشیل بزرگی در روند مذاکرات ایران و آمریکا است که میتواند به هر حال این مذاکرات را به انحراف بکشاند.
تلاش آمریکا برای ایجاد کریدور خارج از کنترل ایران در تنگه هرمز
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: در عین حال، هر دو طرف نسبت به ضرورت تداوم مذاکرات واقف هستند؛ اما طرف آمریکایی تلاش میکند همچنان مطالبات خاص خودش را در این روند مذاکرات پیگیری کند و در چارچوبی فراتر از یادداشت تفاهم اسلامآباد پیش ببرد. اینکه کریدورهای خاصی را در تنگه هرمز باز کنند که خارج از کنترل ایران باشد و کشتیها را از این کریدورها انتقال دهند، برخلاف توافقات و تغییراتی بود که در تنگه هرمز بعد از جنگ ۴۰ روزه ایجاد شد.
وی گفت: آمریکاییها تلاش کردند به نوعی کنترل و نظارت ایران بر تنگه هرمز را با ایجاد کریدورهای خاص به چالش بکشند؛ ولی واکنش ایران به این ابتکار عملِ آمریکاییها و واکنش آمریکاییها در هدف قرار دادن تأسیساتی در سواحل جنوبی ایران، باعث یک رفتوبرگشت از ضربات متقابل شد که حالا اگر بخواهیم به صحبت آقای غریبآبادی، معاون وزیر خارجه، استناد کنیم، این مذاکرات به تعویق افتاده است.
روایتهای متناقض درباره سفر ویتکاف به دوحه را باید با احتیاط دنبال کرد
آزادسازی ۶ میلیارد دلار، سیگنال تداوم مذاکرات ایران و آمریکا است
مکی درباره ادعای ترامپ و سفر ویتکاف و کوشنر به قطر برای ادامه مذاکرات گفت: حالا آمریکاییها روایت دیگری را مطرح میکنند و اعلام کردهاند که کوشنر در مسیر دوحه برای مذاکره با نمایندگان ایرانی است. باید دید کدام روایت صحیح است. اما معمولاً واکنشهای ترامپ با حقیقت فاصله بیشتری دارد. البته شاید در این فاصله، هیئت میانجی قطری تلاش کند هیئتهای نمایندگی آمریکا را به مواضع ایران نزدیکتر کند و این دیدار انجام شود.
وی درباره آزاد سازی ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده گفت: با آزادسازی بخشی از منابع مالی و با توجه به اینکه آمریکاییها بهخوبی از دو مرحلهای بودن مطالبات ایران در روند مذاکرات آگاه هستند، موضوع سازوکار انتقال وجوه بلوکه شده کشور، یکی از موضوعات اصلی در ادامه مذاکرات خواهد بود. سفری هم که آقای قالیباف به همراه آقای عراقچی به عمان داشتند در همین چارچوب انجام شد. همچنین، آقای پزشکیان در دیدار با مراجع قم مطرح کرد که بخشی از داراییها در حال انتقال به ایران است که نشان میدهد موضوع آزادسازی منابع در حال عملیاتی شدن است. این امر سیگنالی هم از سوی آمریکا و هم از سوی ایران است که طرفین با وجود موانعی که در روند مذاکرات ایجاد شده است، تصمیمی برای برهم زدن مذاکرات ندارند.
این کارشناس حوزه سیاست خارجی ادامه داد:، اما موضوع تنگه هرمز و جبهه لبنان همچنان یک مانع بزرگ در این روند است. رژیم صهیونیستی که همواره هرگونه توافق میان ایران و آمریکا را به زیان سیاستهای خود در منطقه میداند، در این مسیر تلاش میکند با ایجاد تنشهای امنیتی در جنوب لبنان، دست به اقداماتی بزند که برخلافِ روند تثبیت، مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد. به نظر من، با وجود حملات متقابل یعنی واکنشهایی که ایران به حملات آمریکاییها داشته است، طرف آمریکایی میداند که حملات محدود به ایران نمیتواند ابزار فشاری برای تحمیل خواستههایشان باشد. شاید این اقدامات در آینده هم تکرار شود، اما بعید به نظر میرسد آمریکاییها بخواهند دست به اقدام گستردهتری بزنند که اصل مذاکرات را به چالش بکشد. با این حال باید منتظر وقایع غیرقابل پیشبینی بود؛ چرا که دو کشور خصومتی ۴۷ ساله را پشت سر دارند و نمیتوان انتظار داشت که این مسیر بهراحتی و در جادهای هموار پیش برود.
مذاکرات ایران و عمان برای تدوین چارچوب جدید مدیریت تنگه هرمز
وی درباره نشست کمیته مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز گفت: باید گفت پس از جنگ ۴۰ روزه، تغییراتی در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه، بهویژه در تنگه هرمز رخ داده که غیرقابل بازگشت است. دکترین امنیتی ایران در منطقه پس از این جنگ تغییر کرده و ملاحظات پیشین در چارچوب «صبر استراتژیک» در برابر دولتهای عربی و آمریکا دیگر وجود ندارد. واکنش منطقهای ایران به تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد که امنیت ایران بر یک اصل مهم استوار است؛ «امنیت یا برای همه خواهد بود یا برای هیچکس» و تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت.
مکی تاکید کرد: در یادداشت تفاهم اسلامآباد تأکید شده که در بازه زمانی ۶۰ روزه مذاکرات، تنگه باز خواهد بود بدون اینکه عوارضی دریافت شود و ایران تلاش میکند در این دوره، با طرف عمانی چارچوب و پروتکلی تدوین کند تا رفتوآمد در تنگه هرمز براساس آن پروتکل سامان یابد. مذاکرات فعلی ایران و عمان در همین چارچوب صورت میگیرد و اگرچه آمریکاییها تلاش میکنند با اقداماتی که انجام میدهند این تفاهم و میز مذاکرات ایران و عمان را برهم بزنند و در روند دستیابی به یک توافق و چارچوب درخصوص چگونگی رفت و آمد کشتیها در تنگه هرمز، مانعتراشی کنند؛ اما ایران قطعاً کنترل تنگه هرمز را به هیچ وجه از دست نخواهد داد. این کنترل و نظام تنظیمگری، ابزار ژئوپلیتیک قدرتمندی برای ایران است تا از منافع، امنیت ملی و رشد و توسعه اقتصادی خود دفاع کند.
وی درباره گمانهزنیهایی که برای برگزاری نشست میان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس با ایران و عراق مطرح میشود، گفت: پیش از این و در دوران ریاستجمهوری آقای حسن روحانی، ما «طرح هرمز» را مطرح کرده بودیم تا کشورهای حاشیه خلیج فارس بتوانند همکاری امنیتی و سیاسی پایداری را در منطقه برقرار کنند. در سطح لفظی و سیاست اعلامی، برخی از این کشورهای عربی استقبال کردند، اما تمامی آنها تحت چتر امنیتی آمریکا بودند و تصور میکردند در سایه آن چتر امنیتی و سیاست ایرانهراسی و انزوای ایران میتوانند مسیر رشد و توسعه اقتصادی خود را پیش ببرند.
مکی ادامه داد:، اما جنگ ۴۰ روزه، معادلات را تغییر داد و نشان داد که پیش از آنکه آمریکاییها امنیت کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس را تأمین کنند، خودِ این کشورها بودند که چتر امنیتی برای پایگاهها و نیروهای آمریکایی بودند و دچار ضربات شدیدی شدند. این امر بهشدت به الگوی توسعه این کشورها در عرصه جهانی آسیب وارد کرد؛ بهگونهای که دیگر نمیتوان با آن امنیت عاریتی به رشد و توسعه اقتصادی دست یافت. این کشورها اکنون در وضعیت جدیدی قرار دارند و دیگر نمیتوانند مانند گذشته فکر کنند.
این تحلیلگر مسائل منطقه تصریح کرد: اگر آنها بخواهند در مسیر رشد و توسعه حرکت کنند، بدون همکاری و بدون ایجاد چارچوب امنیتی با عراق و جمهوری اسلامی ایران، نمیتوانند امنیت پایدارِ مورد انتظار را برای رشد اقتصادی خود فراهم کنند. این تغییرات باعث شده است که کشورهای حوزه خلیج فارس با تأمل و تفکر بیشتری به این همکاری بیندیشند. البته به نظر من زمان میبرد. استقبال ایران از این طرح، نشان میدهد که ما هم به این نکته واقف هستیم که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس اگر بهدنبال امنیت پایدار هستند، این امنیت تنها در سایه همکاریهای همهجانبه ایجاد میشود و حضور نیروهای خارجی در این منطقه نمیتواند امنیت پایدار برای آنها تأمین کند. تجربه جنگ ۴۰ روزه این را ثابت کرد. این رایزنیها و تحرکات میتواند به روند همکاریهای منطقهای پس از یک دوره پرتنش کمک کند.