تحلیلگر مسائل منطقه گفت: ادامه جنگ و تضعیف ایران، قطر، عربستان و دیگر کشورهای منطقه در نهایت تنها به سود اسرائیل خواهد بود و به همین دلیل کشورهای منطقه برای کاهش تنش و دستیابی به تفاهم میان تهران و واشنگتن تلاش کردند.
رویدادهای رفته بر منطقه غرب آسیا در چهار ماه گذشته، گرچه با جنگ تحمیل شده علیه ایران، تلخیهای بسیاری داشت اما واقعیات تازهای را هم در این بخش از جهان برملاکرد که میتوان آن را بیداری استراتژیک کشورهای منطقه خواند.
امیرنشینان جنوب خلیج فارس، عراق، ترکیه، مصر در غرب ایران و پاکستان در شرق کشور، هم از این رویدادها متاثر شدند و هم بر مبنای آن درحال تغییر و تثبیت سیاستهای خود هستند. جنگ رمضان، گرچه مهمترین واقعیت تحمیل شده بر این کشورها بود اما تفاهمی که در پی آن توسط ایران و آمریکا امضا شد و امکان و احتمال تبدیل آن به توافقی جامع وجود دارد، دیگر واقعیتی است که کشورهای منطقه باید نسبت خود را با آن تعریف کرده و متناظر با این واقعیت، رویکرد خود را نسبت به ایران، آمریکا و رژیم اسرائیل و حتی نسبت به همسایگان دیگر خود بازطراحی کنند و در این بازآرایی، ایران قدرتمند را به عنوان همسایه تاریخی خود پذیرفته و متناسب با این پذیرش رفتار کنند.
سیدهادی برهانی دراین خصوص اظهار کردک
تخریب و تضعیف ایران و قطر و عربستان و سایر کشورهای منطقه به نفع اسرائیل تمام خواهد شد
همزمان با پیشرفتهای صورت گرفته در مذاکرات و تفاهم ایران و آمریکا، بسیاری از کشورهای منطقه از این موضوع استقبال کردند و کشورهایی چون قطر و پاکستان هم میانجی این دور از مذارکرات بودند. درباره این رویکرد کشورها پس از جنگ علیه ایران چه تحلیلی میتوان داشت؟
بسیاری از کشورهای منطقه در جریان بحران اخیر خاورمیانه رویکرد مثبت و سازندهای نسبت به کاهش تنش در منطقه داشتند و تلاش فراوانی کردند که درگیری مخرب میان ایران و آمریکا به نحو مسالمتآمیزی حل و فصل شود. در راس این کشورها پاکستان و قطر نقش آفرینی کردند. پاکستان همسایه خوبی برای ایران بوده و مایل است شرایطی در منطقه باشد که این کشور بتواند روابط خوب و سطح بالایی را با هر دو کشور ایران و آمریکا حفظ کند و این امر با وجود جنگ میان دو کشور دشوار است.
دوحه میداند که تخریب و تضعیف ایران و قطر و عربستان و سایر کشورهای منطقه همه و همه در نهایت به نفع اسرائیل تمام خواهد شداکثریت مردم مسلمان پاکستان در این جنگ حامی جمهوری اسلامی ایران و مخالف تجاوز آمریکا به منطقه هستند اما دولتمردان پاکستانی در چارچوب ملاحظات راهبردی رقابت با هند مایل هستند بهترین رابطه را با آمریکای ترامپ برقرار نمایند. نقش آفرینی قطر شکل دیگری دارد. قطر درک راهبردی درست و عمیقی از منطقه دارد و مشکل اصلی منطقه را اسرائیل و سیاستهای اسرائیلی میداند و در این راستا حمله به تاسیسات حیاتی قطر (از سوی جمهوری اسلامی در جریان جنگ اخیر) را از چشم اسرائیل میبیند. قطر درک کرده است اسرائیل بزرگترین دشمن صلح و دوستی در منطقه و بزرگترین عامل تفرقه و جنگ میان کشورهای اسلامی بوده و حیات اسرائیل در گرو این مهم است.
بر همین اساس قطر با صبر و سکوت از کنار حملات جمهوری اسلامی به منافع آمریکا در خاک خود عبور کرد و نه تنها از ایران دور نشد بلکه نقش فعال و جدی در ایجاد تفاهم واقعی میان ایران و آمریکا بازی کرد. از چشم انداز قطر این رویکرد به خنثی شدن دسیسه صهیونیستی آتش افروزی در جهان اسلام و خلیج فارس کمک میکند.
قطر میداند اگر جنگ ادامه پیدا کند نتیجه اصلی و نهایی این خواهد بود که منطقه در برابر اسرائیل تضعیف خواهد شد. تخریب و تضعیف ایران و قطر و عربستان و سایر کشورهای منطقه همه و همه در نهایت به نفع اسرائیل تمام خواهد شد و این رژیم را در موقعیتی قرار میدهد که سیاستهای ظالمانه و ضداسلامی و ضدعربی خود را به منطقه تحمیل کند.
نقش کشورهای منطقه در تفاهم ایران و آمریکا بسیار جدی و تعیین کننده است
این تفاهم و توافق احتمالی شکل گرفته میان ایران و آمریکا برخلاف دورههای پیشین از حمایت کشورهای منطقه به ویژه اعراب هم برخودار است، آیا نگاه مثبت کشورهای منطقه به این تفاهم میتواند اجرای آن را تسهیل کند؟ نقش این کشورها چه می تواند باشد؟
در سالهای اخیر و به ویژه پس از هفت اکتبر، درک و دریافت درستی از سیاستهای اسرائیل در منطقه به وجود آمده است. کشورهای عربی برای مدتی در دهه نود فکر می کردند مشکل فلسطین از طریق پروسه صلح و راه حل دو دولت قابل حل است. یعنی اگر کشورهای عربی کوتاه بیایند و به بیست درصد از سرزمین تاریخی فلسطین بسنده کنند و حاکمیت اسرائیل بر هشتاد درصد از این سرزمین را بپذیرند و به این شکل دو کشور اسرائیل و فلسطین تشکیل شود، مشکلات منطقه و بحران خاورمیانه پایان مییابد و منطقه پس از دههها میتواند رنگ صلح و آرامش را ببیند اما تحولات و اتفاقات دو سه دهه گذشته و به ویژه دو سه سال اخیر نشان داد این افق سرابی بیش نیست.
نقش کشورهای منطقه در این تفاهم بسیار جدی و تعیین کننده است. به ویژه تاثیرگذاری بر دولت ترامپ عمدتا محصول تلاش کشورهای عربی منطقه مانند قطر، عربستان، مصر، عمان و کشورهای غیرعربی مانند ترکیه و پاکستان استاسرائیل به صلح و دوستی باور ندارد و تنها راه موجودیت و امنیت خود در منطقه را اعمال زور و قدرت و چنگ و دندان میداند و در این راه به احدی حتی به آنها که با اسرائیل صلح میکنند؛ رحم نمیکند. فهمیدهاند با یک صلح سرهم بندی شده نمیتوان موتور ضداسلامی و ضدعربی صهیونیسم را که در اعماق این ایدئولوژی نژادپرستانه لانه کرده خنثی نمود.
در گذشته اگر مخالفان اسرائیل از نیات سوء اسرائیل نسبت به کرانه باختری یا کشورهای همجوار یا منطقه سخن میگفتند این اظهارات یهودستیزانه یا اسرائیلستیزانه و یا نفرتپراکنی تلقی میشد اما الان شما تمام این ادعاها را میتوانید از زبان و عمل دولتمردان فعلی اسرائیل مستند کنید.
امروز اسرائیل نیتش برای اشغال کرانه باختری و ممانعت از تشکیل کشور فلسطین را پنهان نمیکند. نیتش برای ماندن در اراضی سوریه و لبنان پنهان را نمیکند و حتی صحبت از اسرائیل بزرگ و اسرائیلی از نیل تا فرات میزند. این را همه کشورهای منطقه درک کردهاند و میدانند اگر اسرائیل توانمند شود همه کشورهای منطقه در خطر خواهند بود. این احساس خطر موجب شده است منطقه ببیند تجاوز نظامی به ایران گامی از سوی اسرائیل برای حرکت به سوی سیطره بیشتر بر خاورمیانه و محقق کردن اهداف توسعه طلبانه خود است.
از اینرو همه کشورهای منطقه به ویژه کشورهای عربی تلاش کردند این طرح اسرائیلی را از طریق کار کردن با دولت ترامپ و قانع کردن او برای تفاهم و توافق با ایران خنثی کنند. براین اساس نقش کشورهای منطقه در این تفاهم را میتوان بسیار جدی و تعیین کننده تلقی کرد. به ویژه تاثیرگذاری بر دولت ترامپ عمدتا محصول تلاش کشورهای عربی منطقه مانند قطر، عربستان، مصر و عمان و همچنین کشورهای غیرعربی مانند ترکیه و پاکستان است. نگاه مثبت این کشورها به توافق سرمایه و نیروی بزرگی برای پیشبرد این توافق به شمار می آید.
تفاهم ایران و آمریکا فرصت تامل درباره مشکل بنیادین منطقه را ایجاد کرده است
آینده غرب آسیا پس از جنگ تحمیل شده بر ایران و تفاهم امضا شده میان تهران و واشنگتن را چگونه ارزیابی می کنید؟
پس از اتفاقات فاجعه بار گذشته در منطقه مانند حمله آمریکا به عراق و دخالت این کشور در سوریه، منطقه در جریان جنگ چهل روزه یکبار دیگر شاهد تحولی خونین و مخرب بود که منطقه را با بحرانی بزرگ و فراگیر روبرو ساخت. منطقه امروز بهتر از هر زمان دیگری درک میکند این تحولات خونبار که قربانیان اصلی آن کشورهای منطقه و برنده اصلی آن اسرائیل است در کجا و کدام سیاستها ریشه دارد. امروز کشورهای منطقه میدانند مسئله جدی است. اسرائیل دست بردار نیست و موجودیت و امنیت خود را در گرو نابودی و تضعیف منطقه میداند. منطقه دو راه بیشتر در پیش ندارد یا باید به این نابودی تدریجی تن در دهد و چون گوسفندی قربانی منتظر روز ذبح خود باشد و یا مقاومت را برگزیند و جلوی اسرائیل و سیاستهای اسرائیل بایستد و از خود دفاع کند.
منفی بافی در مورد دولتهای اسلامی و عربی در قالب شعارهای تند، پرطمطراق و دهن پرکن که تنها خاصیت آن تخریب همبستگی اسلامی است نهایتا به نفع اسرائیل تمام میشود.دولتمردان خاورمیانه پس از جنگ اخیر فرصت کم نظیری برای تامل و چاره اندیشی در مورد این مسئله یافتهاند. فکر میکنم یک دغدغه مهم کشورهای اسلامی و عربی امروز این است که چه کنیم که منطقه و خاورمیانه به بازیچه سیاستهای اسرائیلی تبدیل نشود. امروز منطقه میداند همه در خاورمیانه در خطر هستند. سیاستهای اسرائیل همه را تهدید میکند حتی آنها که با اسرائیل صلح کردهاند؛ مانند اردن و مصر.
در این شرایط عقل حکم میکند همه این کشورها (حتی اگر اختلافات و مشکلاتی با هم دارند) برای مقابله با این تهدید مشترک و خطرناک تشریک مساعی کنند. دست به دست هم دهند و راه نفوذ اسرائیل و سیاستهای خرابکارانه آن در منطقه را ببندند. تفاهم ایران و آمریکا این فرصت را ایجاد کرده که کشورهای منطقه فکری اساسی برای این مشکل بنیادی کنند.
در این مرحله اگر دولتهای اسلامی به هم اعتماد کنند و راه مصلحت، آینده نگری و تدبیر را در پیش بگیرند و از افراط، پوپولیسم و شعارزدگی فاصله بگیرند میتوانند تفاهمی کارساز در منطقه فراهم کنند که موتور ایجاد سطحی جدید از همبستگی و همکاری اسلامی است. برای این کار لازم است که کشورهای اسلامی به هم احترام بگذارند و از دخالت در امور داخلی یکدیگر پرهیز کنند. منفی بافی در مورد دولتهای اسلامی و عربی در قالب شعارهای تند، پرطمطراق و دهن پرکن که تنها خاصیت آن تخریب همبستگی اسلامی است نهایتا به نفع اسرائیل تمام میشود.
زمینه برای شکلگیری سیاست پان اسلامیستی دیگر فراهم است
آیا میتوان تفاهم صورت گرفته میان ایران و آمریکا را آغازی برای شکلگیری تفاهم منطقهای هم دانست؟
بله کاملا. زمینه امروز برای چنین تحولی کاملا مهیاست. همچنانکه عرض شد امروز دولتمردان منطقه میتوانند بهتر از هر زمان دیگری سیاستهای اسرائیل و تبعات آن در منطقه را ببینند. این امر آنها را در موقعیت جدیدی قرار داده و رویکرد تازهای را پیشنهاد میکند. رویکردی که در آن از همه فرصتها و توانائیهای منطقه برای متوقف کردن سیاستهای تجاوزکارانه اسرائیل استفاده شود. امروز عربستان درک میکند که اسرائیل نه تنها برای ایران بلکه برای این کشور نیز یک خطر جدی است. مصر و اردن هم همین درک را دارند. سایر کشورهای عربی نیز درک مشابهی دارند. امارات و بحرین که درک متفاوتی داشتند بعید است در آن درک دچار شک و تردید نشده باشند. اسرائیل شمشیر را از رو بسته است و دشمنی آن با منطقه آشکارتر از هر زمان دیگری است و جای چندانی برای شک و شبهه باقی نمی ماند.
همکاری قدرتهای اسلامی به ویژه ایران، عربستان، ترکیه و مصر در این ساز و کار بسیار مهم و تعیین کننده است.امروز منطقه بهتر از هر زمان دیگری می داند نقطه ضعف کشورهای منطقه تفرقه و اختلاف است و نقطه قوت آن در همکاری و هماهنگی است. تاریخ منطقه به خوبی این واقعیت را نشان می دهد. جنگهای داخلی در جهان اسلام مانند جنگ ایران و عراق، عراق و کویت، درگیریهای داخلی ناشی از بهار عربی و رویارویی محور شیعه و محور سنی در منطقه همه و همه به نفع اسرائیل تمام شده و اسرائیل در چنین فرصتهایی توانسته است پیشبرد سیاستهای خود در منطقه را تسریع و تقویت نماید.
برعکس زمانی که کشورهای منطقه راه همبستگی و همکاری را در پیش گرفتند مانند نمونه اخیر امضای تفاهم میان ایران و آمریکا راه اسرائیل برای توسعه سیاستهای خود در منطقه بسته شده است. یک نمونه ممتاز این واقعیت تاریخی را میتوان در سیاست پان اسلامیستی ملک فیصل پادشاه فقید عربستان دید. این سیاست موفق موجب شد منطقه و جهان اسلام بالاترین درجه از همبستگی و قوت را تجربه نماید و برای یک دوره اسرائیل را در منطقه و جهان به عقب براند.
تفاهم و تحولات اخیر زمینه را برای شکلگیری یک سیاست پان اسلامیستی دیگر فراهم کرده است. سیاستی که براساس آن کشورهای اسلامی در مشترکات و در زمینه مقابله با تجاوزات اسرائیل به منطقه با هم همکاری کنند. چنین تحولی میتواند منطقه را توانمند و اسرائیل را مجبور به عقبنشینی کند. همکاری قدرتهای اسلامی به ویژه ایران، عربستان، ترکیه و مصر در این ساز و کار بسیار مهم و تعیین کننده است.