کد خبر : ۱۱۲۶۷۵
۰۹:۴۸

۱۴۰۵/۰۲/۰۷
بهزادی:

دستِ روزنامه‌نگارهای ما بسته است

دستِ روزنامه‌نگارهای ما بسته است

یک روزنامه‌نگار اصلاح طلب می گوید: متاسفانه درآمد بچه‌های مطبوعات با درآمدهای جامعه یکسان نیست، به یاد دارم زمانی که در آمریکا تحصیل می‌کردم به ما می‌گفتند که درآمد یک روزنامه‌نگارِ خوب به اندازه وکیلِ خوب است، وکلا درآمدهای خوبی در جامعه آمریکا دارند و کسی هم که روزنامه‌نگار می‌شود باید همان‌قدر درآمد داشته باشد، این ناشی از دستِ بازی است که روزنامه‌نگار دارد، روزنامه‌نگار می‌تواند به قول آنها «چلنج»(روشنگری) کند، خبر را داغ کند، اما دستِ روزنامه‌نگارهای ما در این‌جا بسته است.

بهروز بهزادی یکی از پیشکسوت‌های حوزه مطبوعات است که جمع بزرگی از خبرنگاران فعالیت حرفه‌ای را از او آموختند و نتایج روشنگری آنها در جامعه مشاهده می‌شود. او در طول چند دهه همواره اصول کار حرفه‌ای را به زبان‌های مختلف بیان کرده است.

به گفته او، در این روز‌ها رسانه‌ها باید وارد دنیای صنعتی شود و برای رسانه سودآور باشند، از طرفی مدیران مسئول هم می‌توانند با سرمایه‌گذاری روی روزنامه‌نگاران و معرفی آنها به جامعه، در کسب اعتماد جمعی نقش داشته باشند. در گفت‌وگویی با بهزادی به مسائل کار و معیشت روزنامه‌نگاران هم پرداخته شد، قسمت نخست این گفت‌و‌گو را می‌توانید اینجا بخوانید و قسمت دوم و پایانی آن در ادامه منتشر شده است.

فارغ از قصه جنگ و مواردی که گفتید و باید فکری به حال آن و از تعدیل و مهاجرت نیرو‌ها جلوگیری شود، فکر می‌کنید در حقیقت برای تامین معیشت اهالی رسانه چه باید کرد تا افرادی که وارد این حوزه می‌شوند، بدانند که دارای حداقل‌هایی هستند و بتوانند کار خود را بدون دغدغه انجام بدهند؟

متاسفانه درآمد بچه‌های مطبوعات با درآمد‌های جامعه یکسان نیست، به یاد دارم زمانی که در آمریکا تحصیل می‌کردم به ما می‌گفتند که درآمد یک روزنامه‌نگارِ خوب به اندازه وکیلِ خوب است، وکلا درآمد‌های خوبی در جامعه آمریکا دارند و کسی هم که روزنامه‌نگار می‌شود باید همان‌قدر درآمد داشته باشد، این ناشی از دستِ بازی است که روزنامه‌نگار دارد، روزنامه‌نگار می‌تواند به قول آنها «چلنج» (روشنگری) کند، خبر را داغ کند، اما دستِ روزنامه‌نگار‌های ما در این‌جا بسته است، از مسائل فیزیکی کار، از حداقل حقوق برای اینکه یک زندگی راحت داشته باشند، همه مشکلات این حرفه هستند. مساله این است که این شغل باید به عنوان یکی از شغل‌هایی شناخته شود که از نظر حقوقی و دریافتی به حداقل‌ها برسد، با وجود تمام مشکلات و سختی‌هایی که برای این حرفه متصور هستیم.

یک روزنامه‌نگار وقتی که شب به خانه می‌رود، ذهنش پُر است، فشار‌هایی که در طول روز دیده، شوخی نیست، باید تصمیم بگیرد که چه چیز را بنویسد و چه چیز را ننویسد تا با مشکل مواجه نشود.

لِوِل این شغل باید شناخته شده باشد، متاسفانه، متاسفانه بیشتر تصمیم‌گیران ما در این زمینه مسئولان دولتی هستند. وقتی که فرد دولتی باشند عواقب پول دادن یا ندادن و در این پست برای آنها زیاد مهم نیست، اما سود برای بخش خصوصی مهم است تا برای رسیدن به آن، روی یک روزنامه‌نگار کار کند. بار‌ها گفتم باید یک روزنامه‌نگار را به جامعه معرفی کنیم، توانایی‌های او را مانند یک هنرپیشه بیان کنیم. روی هنرپیشه‌ها کار می‌شود و آنها از ابتدا هنرپیشه نیستند. اگر روزنامه‌نگاران به جامعه معرفی شوند، ملت هم به حرف آنها اعتماد پیدا می‌کنند، درآمد او خوب می‌شود و می‌تواند قرارداد‌های خوب ببندد تا مشخص شود در هفته چه مقدار خوراک ویدئویی و مطلب از او می‌خواهند، باید وارد دنیایِ صنعتی روزنامه‌نگاری شویم، اما امروز توان آن نیست. چرا نیست؟ برای اینکه وقتی بخواهید شروع کنید، مشکلات شروع خواهد شد، باید مجوز بگیرید، برای اینکه با شخصیت‌ها شروع کنید، اگر آدم توانا نداشته شخصیت‌ها اجازه مصاحبه نمی‌دهند. یکسری از وزرا را می‌شناسم که به راحتی می‌توانم با آنها مصاحبه کنم، اما یک جوان توانا برای این‌که بتواند به خوبی مصاحبه کند، باید تجربه و شناخت داشته باید. برای مثال اگر خبرنگار بخواهد با محمدجواد ظریف گفت‌و‌گو کند، ظریف می‌گوید تو چه کسی هستی؟ خودت را معرفی کن تا برای مصاحبه بیایم.

این بستگی دارد که به بخش خصوصی اعتبار بدهیم و به او اعتماد کنیم، بخش خصوصی برای درآمد بالا هم که شده همه اعمال را انجام می‌دهد. اگر من مدیر بخش خصوصی باشم و متوجه شوم که خبرنگارم باعث شده که درآمد من بالاتر باشد، او را تامین می‌کنم و نگرانم که آن خبرنگار از این‌جا بروید. این اتفاق باید در کشور ما بیفتد، ما همواره همه کارهایمان دولتی بوده است، خُب بیاییم و آن را در بخش خصوصی انجام بدهیم.

رسانه باید یک شرکت تجاری سودآور باشد

اعتماد به بخش خصوصی چقدر باعث می‌شود که مرجعیت رسانه‌ای در اختیار ما باشد؟ زیرا معمولا وقتی رسانه چیزی را منتشر می‌کند، می‌گویند که این رسانه دولتی است و ساختار دولتی دارد و محتوای عملکرد دولتی و حاکمیتی را منتشر می‌کند. آیا ورود به بخش خصوصی و بال و پر دادن به آن می‌تواند باعث شود که مرجعیت رسانه‌ای ما در داخل حفظ شود؟

اول چیزی را برای خودمان روشن کنیم، آن هم این‌که اگر تمام دنیا را بگردید (با کره شمالی و جا‌های خاص کار ندارم)، می‌بینید که فقط یک یا دو رسانه بخش دولتی دارند. برای نمونه آمریکا سرزمین بزرگی است و دو خبرگزاری یونایتدپرس و آسوشیتدپرس دارد، این دو خبرگزاری را سال‌ها قبل خبرنگاران راه انداختند. یک رادیو ریاست جمهوری هم هست که معمولا روسای جمهور آمریکا در زمانی که رادیو رسانه مرجع بود، با آن با مردم صحبت می‌کردند که امروز آن هم خوابیده است، زیرا هر آن اراده کنند در تلویزیون حرف می‌زنند یا توییت می‌کنند. باقی رسانه در بخش خصوصی است.

در ایران می‌بینید که شمال (بخش آذربایجان، روسیه مقداری متفاوت است) بیش‌ترین رسانه را در بخش خصوصی دارند و جنوب و حتی کردستان مجوز تلویزیون و رسانه‌های مختلف داریم، بدون این‌که کسی درخواست بدهد و بخواهد مجوز دریافت کند، همین‌طور در اطراف ایران بگردید. آن بحث قانون مطبوعاتی که در جلسه‌ای با حضور مسئولان گفتم که شاکله آن برای ۱۰۰ سال پیش است، آن بحث در دنیا کهنه شده است.

به هر رسانه، نگاه شرکتی و سودآور وجود دارد، زیرا آن را کمک نمی‌کنند و به آن یارانه نمی‌دهند باید روی پای خودش باشد، بنابراین رسانه باید یک شرکت تجاری سودآور باشد، و اگر خوب کار کند، گل می‌کند و اگر خوب کار نکند ورشکست می‌شود باید کارش را جمع کند. این اتفاق باید بیفتد. مانند اصل داروین، باید آنهایی که توانا هستند بمانند و آنهایی که ناتوان‌اند، بروند این خودش را در رقابت نشان می‌دهد. حتی در مسائل دیگر هم اگر دست مردم باشد، خیلی مسائل حل می‌شود و خوشبختانه دولت و حاکمیت شروع به این کار کرده بودند.

مدیران مطبوعات ما نباید نگاه سیاسی داشته باشند

در روز‌های جنگ گروهی از روزنامه‌نگاران با مشکلات متعددی مواجه بودند. یک روزنامه قبل از جنگ توقیف شده و روزنامه‌نگاران آن دچار مشکل هستند، با توجه به اینکه آن روزنامه ظرفیت بزرگی در ارتباط با مخاطب در این شرایط داشت، توصیه شما چیست؟

به عقیده من باید مساله را این‌طور نگاه کنیم که بعد از جنگ، باید مساله اختلاف‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا در این مملکت برچیده شود.

روزنامه اعتماد را از «الف» تا «ی» من راه انداختم، کارم حرفه‌ای است و بار‌ها گفتم وقتی مساله حرفه‌ای رسانه‌ای پیش می‌آید یادداشت می‌نویسم، اما یادداشت سیاسی را با این‌که بلدم، هیچ‌وقت نمی‌نویسم، برای این‌که در این قضیه بمانم. در نتیجه بچه‌های حرفه‌ای باید این رفتار را یاد بگیرند. همچنین برخی از مدیران مطبوعات ما نباید نگاه سیاسی داشته باشند، اگر هم نگاه آنها سیاسی است (سه بار تکرار می‌کند) روی پیشانی روزنامه بنویسند، سخنگوی حزب فلان و بعد همه حرف‌ها را بگویند، زیرا در آن زمان مشخص است که سخنگوی آن حزب هستند و اشکال ندارد؛ اما وقتی‌که روزنامه را عمومی کردید و می‌خواهید برای همه منتشر کنید، حق ندارید منادی یک سیاست خاص باشید، این دیدگاه مساله را حتی در رادیو و تلویزیون حل می‌کند، اما من ناامید هستم که بتوانیم وارد این قضیه شویم که وزارتخانه از خبرگزاری‌هایی که درست کردند دست بردارند و بگویند یک «ایرنا» هست و می‌تواند به ما سرویس بدهد و خبر‌ها را منتشر کند. این در حالی است که برخی از وزارتخانه‌ها روزنامه دارند و حتی بالاتر از آن، اینها باید حل شود، وقتی کار دست کاردان بیفتد، می‌بینم که همه چیز روی ریل قطار می‌افتد.

در تمام موارد به دادن یارانه به رسانه مخالف بودم

یعنی شما قائل به این هستند که باید از تعداد رسانه‌های دولتی کم و رسانه‌های مستقل و خصوصی را تقویت کنیم؟

در یک رقابت شدید، رسانه‌های خوب متولد می‌شوند؛ زیرا ناچارند خود را نگه دارند، تا چند وقت پیش به همه رسانه‌ها یارانه می‌دادیم، افراد می‌گفتند این رسانه هست، یک یارانه هم در جیب می‌گذارم و زندگی خود را می‌گذرانم. این یارانه برای کار رسانه نبود، برای گذران زندگی یک فرد بود، به همین دلیل هم اگر به نوشته‌های من توجه کنید، در تمام موارد به دادن یارانه به رسانه مخالف بودم.

چرا یارانه می‌دهید؟ غذا را مانند شیشه شیر بر دهان آنها می‌گذارید؟ و بعد در آخر ماه چقدر یارانه می‌آید، در نتیجه اعطای یارانه افراد کار نمی‌کنند، در حالی که باید زحمت بکشند و پول دربیاورند.

ما یک مساله دیگر هم داریم که خبر و تحلیل قیمت دارند. شما اگر بخواهید تحلیل خوب را از موسسه‌ای که تولید تحلیل می‌کند، بگیرید و پیشنهاد بدهید، باید هزینه را پرداخت کنید، چنین تحلیلی در مطبوعات هم منتشر می‌شود. یک فرد یک مساله را بررسی می‌کند و کل بروکراسی کشور یک تحلیل را می‌خواند. اما این چه تاثیری در کار ما دارد؟

این می‌شود کار حرفه‌ای، کاری که بعد از جمهوری اسلامی همواره برای آن داد زدیم، اما کسی به آن عمل نکرد. پیش از آن هم که در این کشور یک رادیو داشتیم که دولتی بود و تلویزیون داشتیم که خصوصی بود، در دوران قبل از انقلاب، هنوز در دوران صنعتی شدن مطبوعات وارد نشده بودیم، اما امروز باید به آن ورود کنیم. صنعتی شدن رسانه اگر اتفاق نیفتد و اگر ملزومات صنعتی شدن را نپذیریم، با همان مشکلات مواجه خواهیم بود.

گاهی از بچه‌هایی که سردبیر آنها هستم، خجالت می‌کشم، می‌دانم که به این آدم حقوقی می‌دهم که هنوز به خانه نبرده، تمام می‌شود. گاهی به خود آنها هم می‌گویم و خجالت می‌کشم از آنها بخواهم کاری را انجام بدهند، (باز این خیلی بد است، اما می‌گویم)، زیرا فردی که کار سبک‌تری می‌کند، حقوق بیش‌تری نسبت به او می‌گیرد. در نتیجه باید تفاوتی بین فردی که تحصیل کرده و اهل اندیشه است و می‌داند و در جامعه تاثیرگذار است، باشد.

منبع: ایرنا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha