یک تحلیلگر ارشد سیاست خارجی می گوید: تغییر رویکرد ترامپ، تشدید تهدیدهایی که مستقیما مردم ایران را تحت فشار قرار خواهد داد و تند شدن لحن او، طی روزهای گذشته، همگی، نشانه هایی از استیصال ترامپ برای پاسخگویی به افکار عمومی مردم آمریکا و به طور مشخص منتقدان دولت است. بسته شدن تنگه هرمز برای ترامپ تبدیل به یک کابوس سرزنش آور شده است.
علی بیگدلی گفت: «جنگ به نقطه ابهام رسیده است. به طور مشخص ترامپ تحت فشارهای داخلی نیز قرار دارد و از تحلیلگران و رسانهها تا مقامات مختلف، عملکرد ایالات متحده در جنگ را نقد میکنند. برخی سناتورهای کنگره نیز، ترامپ را تحت فشار قرار دادهاند. این مسئله از آن جهت حائز اهمیت است که به زودی انتخابات میان دورهای آمریکا برگزار میشود. افزون بر مسائل سیاست خارجی، مسئله اقتصاد سیاسی نیز مورد توجه قرار دارد. گران شدن بنزین در آمریکا، موردی نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. تورمی که به وجود آمده نیز، سطح اشتغال را تحت تاثیر خود قرار داده و کاهش خواهد داد. شرایط در اروپا نیز به همین شکل است و در اسرائیل هم نتانیاهو تحت فشار گروههایی قرار دارد که با ادامه جنگ مخالف هستند.»
وی افزود: «اگر به گفتههای اخیر ترامپ دقت کنیم، وی طی روزهای اخیر، چندین بار گفته ما آن چه میخواستیم در طول جنگ به دست بیاوریم، به دست آوردهایم. این صحبتها از دید برخی تحلیلگران سیاسی به منزله نشانهای از خاتمه جنگ در نظر گرفته شد. اما یک موضوع حاشیهای و مهم نیز وجود دارد. ترامپ باید پاسخگوی هزینه ۳۰ میلیارد دلاری که در جنگ داشته باشد. درواقع او باید یک دستاورد در قبال این جنگ ثبت کند. او نمیتواند دست خالی از جنگ برگردد. او با شعار خاتمه فعالیت هستهای ایران، تسلیم بی قید و شرط ایران و برخی شعارهای مشابه دیگر وارد این جنگ شد. تا این لحظه از جنگ (هفته نخست فروردین ماه ۱۴۰۵)، ترامپ به نتیجه مورد ادعای خود نرسیده است. اسرائیل نیز شرایطی مشابه دارد.»
اگر مشکل تنگه هرمز حل نشود، برنده جنگ ایران است
این استاد دانشگاه درخصوص اولتیماتوم ۴۸ ساعته ترامپ برای هدف قرار دادن نیروگاههای بزرگ برق کشور و سپس ادعای ثانویه او در خصوص توقف موقت این حمله گفت: «این تهدید نشان میدهد ترامپ از سوی سیاستمداران داخل کشور با فشار و عدم استقبال نسبت به جنگ با ایران رو به رو است و ناچار است مسئله حل مشکل تنگه هرمز را پررنگ جلوه دهد. از طرف دیگر، باید دقت کنیم که تنگه هرمز تا کنون، هیچگاه تا این مدت طولانی مسدود نبوده است و اگر جنگ در چنین شرایطی خاتمه پیدا کند، همه چیز به نفع ایران تمام میشود و برنده این جنگ ایران خواهد بود. این موضوع روشن خواهد کرد که مسئله تنگه هرمز بسیار مهمتر از چیزی بوده که تا کنون تصور میشده است. در حال حاضر تنگه هرمز باعث فشار بر اهالی آسیای جنوب شرقی، اروپاییها و حتی شخص ترامپ شده است؛ بنابراین اگر ترامپ جنگ را در این وضعیت تمام کند، جامعه آمریکا او را رها نخواهد کرد و حزب جمهوریخواه به شدت تضعیف خواهد شد.»
وی افزود: «تغییر رویکرد ترامپ، تشدید تهدیدهایی که مستقیما مردم ایران را تحت فشار قرار خواهد داد و تند شدن لحن او، طی روزهای گذشته، همگی، نشانههایی از استیصال ترامپ برای پاسخگویی به افکار عمومی مردم آمریکا و به طور مشخص منتقدان دولت است. بسته شدن تنگه هرمز برای ترامپ تبدیل به یک کابوس سرزنش آور شده است.»
این تحلیلگر سیاست خارجی در خصوص پیچیدگیهای مسئله تنگه هرمز و راه حل عبور از این مرحله گفت: «طبیعی است که مسئله تنگه هرمز به سادگی حل نخواهد شد و نیاز به دیپلماسی بسیار حرفهای دارد. اما هنوز هم راههایی برای ورود به گفتوگو، دریافت تضمین از ایالات متحده و باز کردن تنگه در صورت متعهد شدن آمریکا به برخی شروط ایران وجود دارد. البته مسئله فقط آمریکا نیست. بلکه اسرائیل هم باید متعهد شود که حملات را ادامه نخواهد داد. شاید بتوان گفت وضعیت موجود به یک دیپلماسی فعال شجاعانه نیاز دارد.»
وی در خصوص ترورهای اسرائیل و به ویژه ترور دبیر شورای عالی امنیت گفت: «اسرائیل تلاش کرده بعد از شهادت رهبری، چهرههای اثرگذار را ترور کند. در این میان علی لاریجانی یک چهره نسبتا محافظه کار و اهل گفتوگو بود. ترور علی لاریجانی توسط اسرائیل کاملا هدفمند و با رویکرد تشدید آتش جنگ رخ داده است. حقیقت این است که دیپلماسی در فضای فعلی در تاریکترین شرایط خود قرار دارد. هنوز دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی کشور مشخص نشده است و در نتیجه، همانطور که اشاره کردم مسیر دیپلماسی بسیار ناهموار است و قدم گذاشتن در این مسیر نیز به تبحر بالایی نیاز دارد، چون مسیر خطرناک است. با این وجود راه حل نهایی در هر جنگ بازگشت به مسیر دیپلماسی است.»