یک تحلیلگر مسائل بینالملل میگوید: ترامپ باید چند موضوع را درک کند تا بتوان حرف از مذاکره و دیپلماسی آتش بس زد، یکی از مهمترین موضوعاتی که باید درک کند این است که نمیشود حرف از حمله به خارک و تصرف خارک بزند یا تهدید کند که تاسیسات برق کشور را نابود کند و توقع داشته باشد ایران سر میز مذاکره بنشیند یا ایران بدون این که هیچ امتیازی دریافت کند، به آمریکا امتیاز بدهد.
جلال ساداتیان گفت: روند جنگی که امروز بیش از ۲۳ روز از آن میگذرد به سمت و سویی رفته که ترامپ هرگز باور نداشت به این سمت برود. اما شاید علت را باید از مدتها قبل تا کنون جستوجو کنیم. رفتارهای ترامپ به ویژه در دوره دوم ریاست جمهوری، به شکلی است که همواره با نگاه از بالا به پایین و با تکبر همراه است. این نگاه باعث شد با همه دنیا به شکلی مستبدانه و فرعون وار برخورد کند. این موضوع را در ماجرای گرینلند، تحقیرهای متعدد اروپایی ها، جلسه تحقیرآمیز نسبت به زلنسکی در اتاق بیضی کاخ سفید و نمونههای متعدد دیگر دیدهایم. این نوع رفتار و نگاه در طول مذاکرات با ایران نیز ادامه پیدا کرد، اما در این مذاکرات پای نتانیاهو نیز در میان بود. درواقع اسرائیل بود که آمریکا را تحت فشار قرار داد که جنگ را جایگزین مذاکره کند و وارد چنین مهلکهای شود.
وی افزود: ایران از مدتها قبل پیش بینی شرایط موجود را کرده بود. رهبر شهید ما ماهها پیش اشاره کرده بودند که اگر جنگ مجددی آغاز شود، این جنگ، منطقهای خواهد بود و همه منافع ایالات متحده در منطقه را در بر میگیرد. این اتفاق نیز رخ داد. دقیقا در همین بخش است که ترامپ دچار یک خطای محاسباتی بزرگ شده است. ترامپ باور نمیکرد که ایران با چنین شدت و قدرتی همه پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد. این که انگیزه اولیه ترامپ چه بود و تا چه حد با انگیزههای اولیه لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو همخوانی داشت، بحث دیگری است، اما در نهایت این جنگ آغاز شد.
این تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی در خصوص تهدیدهای اخیر ترامپ گفت: از ابتدای جنگ تا کنون، بخش زیادی از آن چه ترامپ مدعی بود انجام میدهد محقق نشد و هیمنه ترامپ تا حد زیادی فرو ریخت. این هیمنه در داخل خاک ایالات متحده نیز فروریخته است. کارشناسان سیاست خارجی داخل امریکا نیز زبان به نقد ترامپ گشودهاند و میگویند او وارد جنگی شده که از ابتدا اشتباه بوده است. مسئله تنگه هرمز نیز به سرعت تبدیل به یک بحران بزرگ برای آمریکا شد، چرا که با مسدود شدن مسیر نفتکشهای تجاری فشار اقتصادی شدیدی بر کشورهای جهان وارد شده است. عدم همکاری کشورهای ناتو و اروپا برای بازگشایی تنگه هرمز نیز، بیش از پیش، ترامپ را تحت فشار قرار داد. وضعیت برای ترامپ تا حدی سخت شد که حتی راضی شد تحریمهای نفتی روسیه را موقتا لغو کند تا قیمت انرژی را در محدوده معقول نگه دارد. این موضوع را حتی درباره نفتهایی که ایران روی آب دارد، تکرار کرد.
وی افزود: ایران هیچگاه مستقیما اعلام نکرده تنگه هرمز را به روی همه بسته است بلکه صراحتا اعلام کرده تحت شرایط مشخص، تنگه هرمز به روی کشتیهایی که به قوانین ایران احترام میگذارند، باز است. مجموعه این اتفاقات، تنگه هرمز را به یک معضل برای ترامپ تبدیل کرده است. اتفاقا به دلیل همین فشارهای مداومی که روی دوش ترامپ است، وی مدام در حال ضد و نقیض گویی است. اکنون بیش از هر زمان دیگری مشخص شده که ترامپ یک بیزینس من است، اما تاریخ نمیداند، مطالعه ندارد و مشاورانی دارد که تصاویری غیرواقعی برای او ترسیم میکنند. او نه تنها مردم ایران را نمیشناسد، بلکه حتی از قدرت پیش بینی رفتارهای مردم ایران برخوردار نیست.
این کارشناس امور سیاسی در خصوص تهدیدهای ترامپ علیه کشور گفت: بخشی از این تهدیدها ناشی از ناباوریها است. باور و ارزیابی ترامپ این نبود که ایران چنین توان موشکی دارد. درواقع تصور میکرد ایران نهایتا ۱۵۰۰ موشک آماده دارد، اما تا کنون بالای ۵ هزار موشک به اهداف مختلف زده و تعداد این موشکها بیشتر هم خواهد شد. درواقع اکنون هیچ ارزیابی مشخصی مبنی بر این که دست ایران خالی شده است، وجود ندارد. اکنون ایران هم توان تولید موشک را دارد و هم ذخیرههای موشکی زیادی دارد.
وی در خصوص راه حلهای عبور از وضعیت موجود گفت: راه حلهای ایران مشخص است. ایران میخواهد تضمین دریافت کند که این نوع حملات و جنگ ناگهانی علیه کشور رخ ندهد. همچنین لغو تحریمهای بی منطق و فلجکننده از دیگر درخواستهای واضح ایران است. من معتقدم همزمان با جنگ پیغامهایی از طریق کشورهای مختلف در پشت صحنه در حال رد و بدل شدن است، اما فضای دیپلماسی مبهم و تیره است و نمیتوان گفت یک دیپلماسی مذاکره قوی وجود دارد. ترامپ باید چند موضوع را درک کند تا بتوان حرف از مذاکره و دیپلماسی آتش بس زد، یکی از مهمترین موضوعاتی که باید درک کند این است که نمیشود ترامپ حرف از حمله به خارک و تصرف خارک بزند یا تهدید کند که تاسیسات برق کشور را نابود کند و توقع داشته باشد ایران سر میز مذاکره بنشیند یا ایران بدون این که هیچ امتیازی دریافت کند، به آمریکا امتیاز بدهد. نمیتوانیم این حقیقت را نادیده بگیریم که تهدید ترامپ در خصوص تاسیسات برق ایران، به لحاظ عملی، قابلیت اجرایی شدن دارد، اما ترامپ این نکته را به خوبی میداند که اگر این اقدام را در قبال ایران انجام دهد، ایران نیز بخشهایی از حملات خود را معطوف به تاسیسات برق و انرژی کشورهای منطقه خواهد کرد. آنچه در بیانیه سپاه اشاره شده، مستقیما میگوید که تاسیسات آب شیرین کن و برق کشورهای منطقه مورد هدف خواهد بود. کشورهای عرب منطقه عملا بدون آب شیرین کن فلج میشوند. به اعتقاد من، بیش از تهدید درباره برق، باید به تهدیدها علیه اهداف هستهای کشور توجه کنیم. ترامپ در حال حاضر مستاصل است و مثل شاعری است که شعری سروده، اما قافیهای برای شعر خود ندارد.