تحلیلگر برجسته جهان عرب نوشت: اسرائیل، به عنوان یکی از بازیگران اصلی بحران ایران و آمریکا، نقش مهمی در شکست مذاکرات و تسریع جنگ دارد. این کشور با مطرح کردن شروط غیرمنطقی و فوری، از جمله درخواست برای توقف کامل غنیسازی اورانیوم، انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از ایران، کاهش تعداد و برد موشکهای بالستیک، و قطع حمایت از گروههای مقاومت، فشار زیادی به ترامپ وارد کرده تا حمله نظامی به ایران را هرچه سریعتر آغاز کند.
عبدالباری عطوان، در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: اگر به سخنان برخی از مقامات آمریکایی و ایرانی که در دور دوم مذاکرات در سفارت عمان در ژنو شرکت کردهاند و از پیشرفتهای ملموس در این مذاکرات سخن گفتهاند، توجه کنیم، به نظر میرسد که این پیشرفتها بسیار ناچیز و کماثر بودهاند. این مسأله به ویژه از آنجا که مدت زمان مذاکرات تنها چند ساعت طول کشیده، قابل توجه است. این نشان میدهد که احتمال رویارویی نظامی به شدت افزایش یافته و فاصلهاش از ما کمتر شده است. هدف پنهان آمریکا از این مذاکرات، تأخیر در آغاز جنگ و آمادهسازی بیشتر برای تجمع نیروهای نظامی در دریاها و مناطق اطراف ایران است، از جمله در دریای عرب، دریای سرخ، اقیانوس هند و پایگاههای نظامی آمریکایی در کشورهای همسایه همچون قطر، امارات، کویت و بحرین.
اسرائیل، به عنوان یکی از بازیگران اصلی این بحران، نقش مهمی در شکست مذاکرات و تسریع جنگ دارد. این کشور با مطرح کردن شروط غیرمنطقی و فوری، از جمله درخواست برای توقف کامل غنیسازی اورانیوم، انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از ایران، کاهش تعداد و برد موشکهای بالستیک، و قطع حمایت از گروههای مقاومت، فشار زیادی به ترامپ وارد کرده تا حمله نظامی به ایران را هرچه سریعتر آغاز کند.
اسرائیل بزرگترین بازنده در صورت دستیابی به توافق آمریکا-ایران خواهد بود، چرا که این توافق به معنای لغو تحریمها و بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی است، که نتیجه آن بهبود وضعیت اقتصادی ایران، افزایش صادرات نفت، و تقویت صنعت نظامی این کشور خواهد بود. علاوه بر این، چنین توافقی تهدیدات مربوط به تغییر نظام جمهوری اسلامی را از بین خواهد برد و فرصت جدیدی برای تقویت زیرساختها و خدمات عمومی در ایران فراهم میآورد.
ایران در برابر فشارهای خارجی و تهدیدات نظامی ایالات متحده، با حفظ مواضع خود و تأکید بر حق غنیسازی اورانیوم و بهویژه حفظ برنامه موشکی خود به عنوان یک اصل از اصول حاکمیت ملی، در هر دور از مذاکرات نه تنها از مواضع خود عقبنشینی نکرده، بلکه به تحکیم جایگاه خود در برابر فشارها پرداخته است. این مقاومت ایران، که بر اساس اصول دفاعی و تکیه بر ظرفیتهای نظامی خود در منطقه استوار است، موجبات نگرانی و اضطراب رژیم اسرائیل و دولت ترامپ را فراهم کرده است.
جبهه مقاومت به سرعت توانسته خود را بازسازی کرده و ظرفیتهای نظامی و انسانی خود را در لبنان، یمن، عراق و غزه تقویت کند. عملیاتهای نظامی اسرائیل علیه این گروهها در طول یک سال گذشته نه تنها موفقیتآمیز نبوده، بلکه تنها باعث تقویت آنها و شکوفایی مجدد نیروهای مقاومت شده است. این نشان از شکست سیاستهای اسرائیل و آمریکا در منطقه دارد.
در حال حاضر، ایران با تقویت قدرت دفاعی خود و برگزاری مانورهای نظامی مشترک با روسیه در تنگه هرمز و دریای عرب، آماده مقابله با هرگونه حمله احتمالی است. یکی از اهداف این مانورها، ایجاد آمادگی برای بستن تنگه هرمز است، که میتواند به طور بالقوه تأثیرات عمدهای بر بازار نفت جهانی بگذارد و قیمت هر بشکه نفت را به ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار برساند.
آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، در یکی از سخنان اخیر خود به شدت از قدرت نظامی ایران دفاع کرده و عبارتی بیان کردهاند که وارد دایره لغات نظامی جهانی شده است: "ناوهای هواپیمابر یک قدرت نظامی قابل توجه هستند، اما آنچه که خطرناکتر از آنها است، موشکهای ایرانی هستند که قادرند آنها را نابود کرده و در اعماق دریا غرق کنند. " این سخنان نه تنها نشان از آمادگی و قدرت نظامی ایران دارد، بلکه تاکید میکند که ایران در صورت بروز جنگ، با استفاده از توان موشکی خود قادر به مقابله با هر تهدیدی خواهد بود.
این سخنان، برخلاف تهدیدات آمریکا که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند، نشاندهنده قدرت واقعی ایران در برابر هرگونه تجاوز احتمالی است. در نهایت، نتانیاهو و رژیم اسرائیل به عنوان کسانی که بزرگترین تهدید را برای ایران ایجاد کردهاند، ممکن است به قیمت از دست دادن تمام قدرتهای منطقهای خود، عامل سقوط هیمنه آمریکا و پایان سلطه آن در خاورمیانه شوند.