کد خبر : ۱۱۰۴۲۲
۱۱:۱۵

۱۴۰۴/۱۱/۲۹
مجلسی:

هدف دیرینه آمریکا تسلیم بلاشرط ایران است

هدف دیرینه آمریکا تسلیم بلاشرط ایران است

یک کارشناس ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: آمریکا تلاش دارند برنامه های خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که هدف اصلی خود را پیش ببرد. این هدف، تحمیل نوعی «تسلیم بلاشرط» به ایران است. مدل رفتاری که یادآور رفتارهای آمریکا در قبال برخی دیگر از کشورها طی دهه‌های گذشته است.

فریدون مجلسی گفت: در جریان جنگ ۱۲روزه، آمریکا و اسرائیل با این طرز فکر وارد میدان شدند که تصور می‌کردند نتیجه درگیری از پیش مشخص است و آنها پیروز خواهند شد. این نگاه به نوعی متاثر از اعتماد به قدرت نظامی و توان بازدارندگی این کشور‌ها بود؛ آن‌ها گمان می‌کردند ساختار دفاعی ایران و واکنش تهران، محدودتر از آن است که هزینه‌های جنگ را تغییر دهد. اما روند وقایع خیلی سریع این تصور را از میان برد. واکنش ایران، الگوی درگیری را تغییر داد. تل آویو متوجه شد جنگ با ایران نه تنها ساده نیست، بلکه می‌تواند تمام محاسبات را باتغییر دهد. همین موضوع نیز در ذهن بخشی از سیاستمداران آمریکایی شکل گرفت و باعث شد آنها در موقعیتی قرار گیرند که احساس کنند می‌توانند از طریق فشار‌های امنیتی بیش از فشار‌های نظامی، امتیاز بگیرند.

وی افزود: یکی از کارت‌های مهم ایران در شرایط فعلی همین است که آمریکا به‌خوبی می‌داند آغاز یک جنگ بزرگ با ایران پرهزینه و حتی تا حدودی غیرقابل پیشبیتی لست. اما ایران نیز باید دقت کند که اعتبار این کارت ۱۰۰ درصدی نیست و تصمیم گیری‌های ترامپ نیز معمولا ناگهانی و بی مقدمه است. درست است که از دیدگاه واشنگتن، ایران در موضع ضعف کامل قرار ندارد ولی ایران نیز باید واقع بینانه به شرایط موجود نگاه کند.

این کارشناس ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: آمریکا تلاش دارند برنامه‌های خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که هدف اصلی خود را پیش ببرد. این هدف، تحمیل نوعی «تسلیم بلاشرط» به ایران است. مدل رفتاری که یادآور رفتار‌های آمریکا در قبال برخی دیگر از کشور‌ها طی دهه‌های گذشته است. اما آن الگو در قبال ایران کارآمد نخواهد بود. اکنون حضور نیرو‌های نظامی ارتش آمریکا در منطقه، بخشی از یک اهرم فشار را می‌سازد که هدف آن القای شرایط اضطرار و افزایش فشار‌های سیاسی است. هم‌زمان رسانه‌های وابسته به واشنگتن و تل‌آویو دائماً درباره شروط آمریکا و اسرائیل صحبت می‌کنند، اما باید توجه داشته باشیم که ایران نیز شروطی دارد.

وی افزود: در خصوص شبه‌نظامیان و محور‌های مقاومت منطقه، حساسیت‌های آمریکا و اسرائیل بسیار بالاست. آنها این موضوع را یکی از محور‌های اصلی فشار بر تهران می‌دانند. با این حال مشخص نیست ایران در این زمینه چه تصمیمی میگیرد، زیرا این شبکه از گروه‌ها بخشی از معادلات امنیت کشور است و نقش آنها در بازدارندگی منطقه‌ای قابل چشم پوشی نیست. اینجاست که شکاف دیدگاه میان طرفین پررنگ می‌شود و می‌تواند رسیدن به تفاهم را محدود کند.

این دیپلمات باسابقه ایرانی گفت: در حوزه موشکی، طرف مقابل تا حدودی عقب‌نشینی کرده است. آنها اکنون اعلام می‌کنند که برد موشکی ایران تا ۳۰۰ کیلومتر قابل پذیرش است. این عدد، محدودکننده و برخاسته از تلاش برای ایجاد مرز امنیت برای اسرائیل است، اما قابل چانه زنی است. زیرا نشان می‌دهد طرف مقابل به‌رغم ادعا‌های تند اولیه، سطحی از واقعیت‌های موجود را می‌پذیرد. ایران می‌تواند در مذاکرات، این سقف را افزایش دهد تا ضمن حفظ توان دفاعی و حاشیه امنیت ملی، فضای تعامل نیز باقی بماند. در عرصه هسته‌ای نیز وضعیت پیچیده‌تر نیست. لاریجانی به درستی به فعالیت رآکتور تهران اشاره کرده و جالب است که این رآکتور، سال‌ها پیش توسط خود آمریکا در ایران فعال شده است. اکنون توان فنی کشور در حوزه غنی‌سازی به سطحی رسیده است که حتی بدون اتکا به خارج، می‌تواند نیازهایش را براورده کند.

وی درخصوص راهکار‌های موجود در حوزه مناقشه هسته‌ای گفت: برای کاهش فشار‌های سیاسی و ایجاد اطمینان در جامعه بین‌المللی، ایده ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای مطرح است. ایده‌ای که از نظر فنی و سیاسی می‌تواند بسیار مفید باشد. بسیاری از کشور‌های منطقه از جمله عمان، قطر و امارات علاقه مندند در این مسیر مشارکت کنند یا مدیریت و اجرای طرح کنسرسیوم را بپذیرند. حضور کنسرسیومی باعث می‌شود فعالیت‌های هسته‌ای ایران کاملاً شفاف باشد و هیچ گونه‌ای بهانه‌ای برای طرف مقابل باقی نماند. صحبت‌های علی لاریجانی منطقی و مهم بود، اما باید دید در ادامه این صحبت‌ها روی میز مذاکره تا چه حد قدرت چانه زنی دارند.

منبع: فرارو

گزارش خطا

ارسال نظر