یک تحلیلگر مسائل سیاست خارجی می گوید: سیاست خارجی مدرن بر یک اصل کلیدی استوار است: «تا وقتی مسیر دیپلماسی باز است، بحران قابل مدیریت است.» حتی اگر گفتگو به نتیجه نهایی نرسد، یک سپر روانی و سیاسی ایجاد میکند که برای حفظ وضعیت داخلی موثر است. از سوی دیگر، هیچکس نمیتواند پیشبینی کند که این مذاکرات باید بینتیجه باشد. ممکن است گفتگوها به توافقی محدود، موقت یا حتی غیرمستقیم منتهی که خود به خود احتمال اشتباه محاسباتی و بروز درگیری را کاهش دهد.
حسن بهشتیپور گفت: یک تفکر رایج که در بخشهایی از افکار یک طیف سیاسی خاص دیده میشود این است که گویی کشور در یک «خواب خرگوشی» فرو رفته و صرفاً، چون روندی از مذاکره میان ایران و آمریکا جریان دارد، فعالیتهای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی کشور کلا کنار گذاشته شده است. این برداشت، نه تنها با نشانههای میدانی و تصمیمسازی در امنیت ملی ایران همخوانی ندارد، بلکه از اساس بر یک سوءفهم تاریخی استوار است. در عمل، ایران هیچگاه و در هیچ دورهای، میان مبارزه و تدابیر امنیتی و نظامی دوگانگی تعریف نکرده و نمیکند. سیاست رسمی کشور در سالهای اخیر بر این مبنا بوده که درب گفتوگو و دیپلماسی همیشه باز است، اما در همان حال ایران به لحاظ نظامی حاضر ودر آمادهباش دفاعی در بالاترین وضعیت ممکن است تا اگر دشمن تصمیم خطایی اتخاذ کرد، پاسخ ایران قاطع، بازدارنده و فوری باشد.
وی افزود: همان طور که مقامات عالی کشور بارها تاکید کردهاند، مذاکره به معنای تعطیلی سازوکارهای دفاعی نیست. بخشی از تحلیلگران این نکته را نادیده میگیرند که مذاکره، ذاتاً یکی از ابزارهای مدیریت بحران است، نه جایگزینی برای قدرت بازدارندگی. به همین دلیل است که دستگاههای سیاست خارجی و دستگاههای امنیتی در ایران دو مسیر را دنبال میکنند: از یک سو با گفتوگو، فشارهای سیاسی و روانی را کاهش میدهند، و از سوی دیگر، با تقویت زیرساختهای دفاعی و اطلاعاتی، امکان تهدید غافلگیرکننده را از بین میبرند. این «دوگانه مکمل» یکی از ویژگیهای سیاست خارجی کشور در چهار دهه گذشته بوده است.
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: هدف اصلی مذاکره در چنین شرایطی، قبل از هر چیز مدیریت بحران و ایجاد آرامش در جامعه است. وقتی فضای منطقه متشنج است، تحرکات نظامی آمریکا و متحدانش افزایش یافته و احتمال اشتباه محاسباتی افزایش پیدا میکند. در نتیجه، نقش مذاکره بهعنوان ابزاری برای کاهش تنش پررنگتر میشود. ایران با ورود به گفتوگو، هم برای جامعه داخلی این پیام را مخابره میکند که کشور در پی یافتن راههای مسالمتآمیز و کمهزینه است و هم برای جامعه بینالمللی این سیگنال را ارسال میکند که تهران در محیطهای شناخته شده دیپلماسی جهانی آماده است. این دو پیام، هر دو نقش تعیین کنندهای در کنترل وضعیت روانی جامعه و کاستن از هزینههای سیاسی و اقتصادی دارند.
وی افزود: در حال حاضر باید توجه داشت که سناریوی جنگ، کاملاً منتفی نیست. ایران نیز با همین منطق عمل میکند: بحث میکند، اما فرض میکند که ممکن است در معرض حمله نظامی قرار گیرد. بدین ترتیب با مسیر دیپلماسی، تقویت آمادگی دفاعی، گسترش توان بازدارندگی و آمادهسازی همه ظرفیتهای کشور، مسیر مذاکره نیز دنبال میشود. این سیاست نه از سر بدبینی، بلکه تجربههای مکرر و رفتارشناسی طرف مقابل است. تاریخ روابط ایران و آمریکا از نمونههایی است که در آن حتی در اوج گفتوگو، مسیر فشار یا تهدید رها نشده است.
این کارشناس سیاست خارجی در ادامه گفت: عدهای معتقدند مذاکره صرفاً برای رفع حاجتهای دیپلماتیک است. یعنی ایران فقط گفتوگو میکند که بعدها نگویند ایران مذاکره نکرد. این تحلیل، بسیار سادهانگارانه به نظر میرسد، اما بر زمینههای تجربه تاریخی ساخته شده است. آمریکا در مواردی حتی در شرایط مذاکره فعال، اقدام نظامی انجام داده و همین امر باعث شده است که برخی از تحلیلگران اینطور استنباط کنند بنابراین نمیگفت این طرز فکر کاملاً اشتباه است. با این حال، این که بخواهیم صرفاً بر اساس همین نگاه محتاطانه، اصل هدف مذاکره را نفی کنیم، اشتباه استراتژیک بزرگی خواهد بود. کنار گذاشتن دیپلماسی در شرایطی که منطقه روی خط بحران میکند، نه تنها معقول نیست، بلکه میتواند کشور را به سمتی سوق دهد که هزینههای غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، انتخاب عقلانی همان است که ایران دنبال میکند: حفظ آمادگی دفاعی در بالاترین سطح، همراه با باز نگه داشتن درهای مذاکره و استفاده از فرصتهایی که ایجاد میشود.
وی افزود: سیاست خارجی مدرن بر یک اصل کلیدی استوار است: «تا وقتی مسیر دیپلماسی باز است، بحران قابل مدیریت است.» حتی اگر گفتوگو به نتیجه نهایی نرسد، یک سپر روانی و سیاسی ایجاد میکند که برای حفظ وضعیت داخلی موثر است. از سوی دیگر، هیچکس نمیتواند پیشبینی کند که این مذاکرات باید بینتیجه باشد. ممکن است گفتوگوها به توافقی محدود، موقت یا حتی غیرمستقیم منتهی که خود به خود احتمال اشتباه محاسباتی و بروز درگیری را کاهش دهد. حتی اگر بهترین سناریو رخ ندهد، زیان دیگری متوجه کشور نمیشود؛ چرا که در نهایت ایران به همان شرایطی که در حال حاضر دارد بازمیگردد، بدون آن که فرصتهای موجود و احتمالی را از دست داده باشد.