یک فعال سیاسی اصلاحطلب «اعتماد»، «همترازی»، «شفافیت»، «صداقت» و «نتیجهبخش بودن» را از شاخصهای «گفتوگو» بر شمرد و گفت: اکنون ما با نوعی انسداد جدی در گفتوگو روبهرو هستیم. دولتها تمرین گفتوگوی درست و سازنده با مردم را انجام ندادهاند. همچنان نوع ارتباط با مردم، بیش از آنکه مبتنی بر گفتوگو باشد، محدود به تبلیغات و سخنرانیهایی است که در آن مردم نقش شنونده را دارند. این تصور نیز وجود داشته که «ما میگوییم و مردم میشنوند»، مردمی که یا اعتماد دارند یا باید اعتماد داشته باشند. ایرانیان موفق خارج از کشور که همچنان جامعه به آنها علاقه و اعتماد دارد میتوانند میانجیهای این گفتوگو باشند.
غلامرضا ظریفیان در گفتوگو با خبرنگار ما، با اشاره به طرح موضوع «گفتوگو با جامعه» که پس از نا آرامیهای اخیر عنوان شده است، اظهار کرد: گفتوگو شاخصهایی دارد که براساس آنها، نخبگان با یکدیگر، جامعه با نخبگان، نخبگان با حکومت و مردم با دولت ارتباط برقرار میکنند. اگر این شاخصها یا عوامل فراهم نشود، ممکن است گفتوگویی رخ دهد، اما بیشتر شبیه دو نفر است که با هم حرف میزنند. این افراد در حقیقت در حال به رخ کشیدن افراد خود به طرف مقابل هستند و وقتی طرف مقابل صحبت میکند، هیچ توجهی به او ندارند و فقط منتظر هستند که حرف خود را بزنند. بنابراین حتی اگر گفتوگویی شکل بگیرد، ممکن است آثار واقعی آن، یعنی تعامل و تأثیر متقابل، مشاهده نشود.
اعتماد؛ شرط نخست شکلگیری گفتوگوی مؤثر
وی با بیان اینکه مهمترین عامل در گفتوگو چه میان فرد با فرد، فرد با جامعه، فرد با حاکمیت، فرد با نخبگان و حاکمیت با فرد «اعتماد» است، ادامه داد: اما اعتماد چگونه حاصل میشود؛ اعتماد امری نیست که صرفا با رد و بدل شدن چند حرف، به عنوان مثال در اتوبوس بین دو نفر، به وجود آید. اعتماد یک فرآیند طولانی است و طی آن چند ویژگی باید محقق شود. یکی از مهمترین این ویژگیها، صداقت است. یعنی افراد باید احساس کنند کسی که حرف میزند، صادق است. ممکن است محتوای حرف با نظر آنها تطابق نداشته باشد، اما مسئله صداقت بسیار حیاتی است. بدون صداقت، گفتوگوی مؤثر شکل نمیگیرد.
گفتوگو باید مبتنی بر همترازی باشد
ظریفیان با اشاره به اینکه دومین عامل «همسطحی» است، تصریح کرد: گفتوگو معمولا از بالا به پایین یا از پایین به بالا شکل نمیگیرد، مگر در شرایط خاصی که اعتماد بسیار ویژهای وجود داشته باشد، مانند رابطه دانشآموز با معلم یا دانشجو با استاد. در این موارد، گفتوگو ناشی از صداقت و یک فرآیند طولانی است. اما بهطور کلی، گفتوگو باید مبتنی بر نوعی همترازی باشد؛ یعنی نباید یکجانبه یا از بالا به پایین باشد. دو طرف باید احساس کنند موقعیتشان به گونهای است که کسی که در حال گفتوگوست، آنها را به رسمیت میشناسد و برایشان اعتبار قائل است. در غیر این صورت، گفتوگو شکل نمیگیرد.
شفافیت؛ لازمه گفتوگوی مؤثر/ وقتی گفتوگو مبهم باشد، اثر معکوس دارد
معاون وزیرعلوم در دولت اصلاحات سومین نکته در گفتوگو را «عدم ابهام»، نام برد و عنوان کرد: هر گفتوگویی که در ابهام شکل گیرد، به جای آنکه مؤثر باشد، اثر عکس دارد و به جای معلومات، مجهولات را افزایش میدهد. بنابراین، شفافیت در گفتوگو بسیار مهم است و تحقق آن به عوامل مختلفی بستگی دارد. واقعیت این است که ما ایرانیها به دلایلی از مدتی به این سو، کمتر با هم گفتوگو میکنیم و سازوکار آموزش ما نیز مبتنی بر گفتوگو نیست؛ یعنی آموزش نمیبینیم که چگونه گفتوگو کنیم. معمولاً کسی وجود دارد که ایده، نظر یا حرفی ارائه میدهد و دیگران تنها میشنوند، بنابراین گفتوگو کمتر معنا پیدا میکند. حتی در آموزش و پرورش، آموزش عالی و حتی در خانوادهها، این مسئله کمتر به معنای جدی تمرین میشود و با مکانیزم گفتوگو آشنا نمیشویم.
ضعف در ارائه روایت صادقانه و شفاف در عصر فناوری
وی اضافه کرد: به هر حال، در مورد وضعیت فعلی، یک نکته دیگر هم که باید به آن توجه کرد، بخش فناوری است. در عصر جدید، فناوریهای نو و پلتفرمهای رسانهای نقش بسیار مؤثری در روایتسازی دارند. یکی از مشکلاتی که به نظر من، هم جامعه و هم حکومت ما با آن مواجه هستند، عدم توانایی مناسب در ارائه روایتی است که صادقانه، شفاف و بدون ابهام باشد. این موضوع یکی از ضعفهای اساسی محسوب میشود.
رسانه ملی، باید نقش بیطرف و صادقانهای ایفا کنند
ظریفیان ضمن بیان این مطلب که «حکومت نقش بسیار مهمی مانند یک پدر و مادر در ارتباط با فرزندان در این اتفاق بر عهده دارد» بیان کرد: مسئولان باید آموزش ببینند که چگونه گفتوگو کنند و روایت ارائه دهند؛ به گونهای که برای جامعه اطمینانبخش و پذیرفتنی باشد. همچنین رسانههای ما، بهویژه رسانه ملی، باید نقش بیطرف و صادقانهای ایفا کنند. هرگونه احساس سوگیری یا جانبداری در جامعه نسبت به رسانهها یا گفتوگوی حکمرانی، گفتوگو را آسیبپذیر کرده و اثر آن را از بین میبرد.
دولتها تمرین گفتوگوی درست و سازنده با مردم را انجام ندادهاند / مردم در نقش شنونده
این فعال سیاسی اصلاحطلب خاطرنشان کرد: متأسفانه در سالهای اخیر، به دلیل اعتماد جدی که جامعه در گذشته به حکومت و دولتهایش داشته است، دولتها تمرین گفتوگوی درست و سازنده با مردم را انجام ندادهاند. همچنان نوع ارتباط با مردم، بیش از آنکه مبتنی بر گفتوگو باشد، محدود به تبلیغات و سخنرانیهایی است که در آن مردم نقش شنونده را دارند. این تصور نیز وجود داشته که «ما میگوییم و مردم میشنوند»، مردمی که یا اعتماد دارند یا باید اعتماد داشته باشند.
وی با بیان اینکه اما ما از این مرحله عبور کردهایم و امروز با انواع و اقسام روایتهای گسترده در جامعهای مانند ایران روبهرو هستیم، جامعهای رنگینکمانی با تنوع اقشار، قومیتها، نسل جوان و سلایق مختلف، اظهار کرد: در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان صرفا با یک روایت آن هم نه روایتی مبتنی بر اصول درست روایتگری و با همان نگاه و الگوهای گذشته با مردم سخن گفت. اگر برای این وضعیت فکری نشود، شاید مسئولان حرف بزنند و جامعه هم در ظاهر شنونده باشد، اما در اصل جامعه نشنیده است.
با انسداد جدی در گفتوگو روبهرو هستیم
ظریفیان با تاکید بر اینکه اکنون ما با نوعی انسداد جدی در گفتوگو روبهرو هستیم، گفت: یکی از مبرمترین کارها این است که با وجود این همه دانشگاه و رشتههای متنوع در حوزههایی مانند جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی و رسانه، بهصورت صریح هم آموزش ببینیم و هم نظام آموزشی و نظام حکمرانی خود را به سمتی سوق دهیم که بیاموزد چگونه در این جهان جدید، با این حجم از رسانهها و روایتها، میتوان روایتی مناسب و مؤثر ارائه کرد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب خاطرنشان کرد: اگر این مسائل حل نشود، این «نشنیدنها» نهتنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه در عمل افزایش مییابد. در چنین شرایطی، جامعه در برابر روایتهای متعددی قرار میگیرد که ممکن است بخشی از آنها نیز درست نباشد، اما جامعه براساس سلیقه، ذائقه و برداشت خود یکی از این روایتها را انتخاب میکند. نتیجه این روند، تشدید شکافها و مواجهه با نوعی تشدد و انسداد در گفتوگو خواهد بود.
اقشار مختلف جامعه، نارضایتیهایی دارند
این استاد دانشگاه با اشاره به شکاف میان حاکمیت و مردم، اظهار کرد: چه شکاف وجود داشته باشد و چه نداشته باشد، گفتوگو یک اصل بنیادین است؛ اصلی که میان حاکمیت، نخبگان و مردم جریان دارد و انسانها از طریق آن با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و نیازها و خواستهای خود را بیان میکنند. گفتوگو از این جهت یک اصل است. اما در عین حال، به دلیل عوامل متعدد، بحث درباره شکلگیری یک شکاف جدی میان نظام حکمرانی و جامعه بهطور گسترده مطرح شده است. به نظر میرسد کمتر کسی در وجود این شکاف تردید داشته باشد؛ هر فردی با هر نگاه و سلیقهای میتواند این وضعیت را بهصورت جدی و ملموس درک کند. پیمایشها نیز حاکی از حجم بالای نارضایتی در میان اقشار مختلف جامعه است.
گفتوگو باید منجر به نتیجه شود
ظریفیان با اشاره به اینکه گفتوگو آغازی برای تفاهم و تبادل است، بیان کرد: اگر گفتوگو صرفا به گفتوگو ختم شود و به کنش بالاتری نینجامد، بهگونهای که جامعه احساس کند این گفتوگو مؤثر است، آنگاه تداوم نخواهد یافت. گفتوگو زمانی میتواند ادامه پیدا کند که حاصل آن تغییراتی متناسب با نیازها، چالشها و بحرانها باشد. در غیر این صورت، خود گفتوگو نیز دچار ابهام و انسداد میشود.
این فعال سیاسی اصلاحطلب عنوان کرد: در حال حاضر، این بخش دچار آسیب شده است. میانجیها باید نقش اصلی را در گفتوگو ایفا کنند و لازم است به سراغ مرجعیتهایی برویم که از اعتبار اجتماعی برخوردارند؛ مانند معلمان، اساتید دانشگاه، هنرمندان و دیگر گروههای اثرگذار. جامعه ما متکثر است و این مرجعیتها میتوانند شامل ورزشکاران، نخبگان علمی جوان، کارآفرینان و حتی ایرانیان موفق خارج از کشور باشند که همچنان جامعه به آنها علاقه و اعتماد دارد.
نقش میانجیها و مرجعیتها در گسترش گفتوگو در جامعه متکثر
وی در شرایط کنونی، نقش میانجیها و مرجعیتها در شکلگیری و پیشبرد گفتوگو را از هر چیز دیگری مهمتر دانست و خاطرنشان کرد: میانجیها و مرجعیتها میتوانند گفتوگو را تشخیص دهند، آن را وارد میدان کنند و دامنه آن را گسترش دهند. شرایط سختی است و عبور از آن نیازمند صبوری، شکیبایی و دقت است. در عین حال باید پذیرفت که راهها و الگوهای گذشته پاسخگوی مسائل امروز ما نیست و برای حل بخشی از مشکلات، ناگزیر باید به سراغ مسیرهای تازه رفت.