یک جامعهشناس اظهار کرد: ما وارد وضعیتی شدهایم که هر گونه اشاره به اصلاحات یا تغییرات مسالمتآمیز، بهسرعت مورد رد و طرد قرار میگیرد.رسانهها نیز دیگر فرصتی برای بیان نظرات معتدل و سازنده ندارند؛ تنها صدای خشونت و تنش در فضای عمومی به گوش میرسد.
سعید معیدفر، در تحلیل خود از اعتراضات اخیر مردم گفت: ما مسیر دشواری را پشت سر گذاشتیم. کشور که پیش از این در دوره اصلاحات وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشت، بهتدریج به سوی تجمع بحرانها در تمامی حوزهها پیش رفت. شرایطی که در اواخر دوره اصلاحات، به ویژه در دولت هشتم، کشور را به سمت تکامل و پیشرفت میکشاند؛ بهطوریکه اگر همان روند ادامه مییافت، امروز میتوانستیم جزو بیست اقتصاد برتر جهان باشیم، ما را به حل مشکلات در سطح بینالمللی و تشویق به رشد و توسعه داخلی سوق داد. در این مسیر، جوانان نیز امید خود را به دست میآوردند. اما در نهایت آن مسیر حفظ نشد و از دوره احمدینژاد فقر، بدبختی، بنبست و بحران تجربه کردیم و مسیر پیشرو بهجای بازی برد‑برد، به بازی باخت‑باخت تبدیل شد.
آرمانهای طبقه متوسط بهتدریج ذوب شد
وی ادامه داد: در این شرایط پیشبینی میشد که طبقه متوسط، که پیشگام توسعه و تغییرات اجتماعی از دوره قبل بود، بهتدریج نقش خود را از دست بدهد. میتوان گفت که در سال ۱۳۸۸، حتی برای به دست آوردن آراء خود، راهپیماییهای بزرگی در چند شهر کلان، از جمله تهران، برگزار شد، اما بهنتیجه نرسید. در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نیز تلاشهایی صورت گرفت تا وضعیت موجود بهبود یابد، اما این امکان فراهم نشد و عملاً طبقه متوسط از کارایی خارج شد؛ در واقع آرمانهای آنها بهتدریج ذوب شد. علاوه بر این، شرایط اقتصادی باعث تضعیف روزافزون این طبقه شد.
معیدفر یادآور شد: از سال ۱۳۹۸ پیشبینی میکردم که ما دیر یا زود با اعتراضات جامعهای از نیازمندان، بیکاران و محزونان مواجه خواهیم شد که در صورت وقوع اینچنین اتفاقی، جامعه ما از یک جامعه جنبشی به یک جامعه شورشی بدل میشود.
او در ادامه به اعتراضات اخیر اشاره کرد و افزود: در این دوره، بهویژه اوایل دی ماه، بهدلیل نوسانات شدید ارز و طلا، محافظهکارترین بخش جامعه—بازاریان—متوجه شدند که شرایط زندگی دیگر قابل تحمل نیست. تلاشهای آنان برای حفظ وضعیت موجود بهتدریج از بین میرود و در پی این امر، اقدامات اعتراضی آغاز میشود. با توجه به بسترهای فراگیر فقر که در سراسر کشور، به ویژه در حاشیه شهرهای بزرگ و جنوب تهران، به شدت مشهود است، پیشبینی میشد که این جرقه اعتراضات بهسرعت به آتشی بزرگ تبدیل شود؛ بهطوریکه دیگر هیچ نیروی کنترلکنندهای نخواهد یافت. علاوه بر این، بهنظر میرسید که این خیزش بهصورت گستردهای در سراسر کشور رخ میدهد؛ از مناطق محروم ایلام تا نقاطی که بیکاری بسیار هست و قطع برق بهطور مداوم در آنها مانند کرمانشاه رخ میدهد، جرقهها به تدریج شعلهور میشوند.
اعتراضات از کنترل خارج شد
به گفته وی در اوایل برخی اعتراضات خشونتبار رخ داد و متأسفانه وضعیت از کنترل خارج شد. در واقع، هنگامی که «گروهی بهکنار رفته» که بهصورت کنایهای «پهلوی» نامیده میشود، به میانه صحنه آمد و با وجود اینکه این خاندان جز تخریب در تاریخ ایران کاری نکردهاند، نقش پیشروِ یک خیزش مردمی را بر عهده گرفت! در ادامه حاکمیت نیز به دلیل اعمال قهری و عدم وجود راهحلهای جایگزین، دیگر توان گفتوگو با مردم را نداشت. این امر منجر به وضعیتی شد که ما اکنون با تودههای عظیم و ناتوان در جستجوی تغییر، اما در شرایطی درماندگی مواجه هستیم. طبقه متوسط نیز که آرمانهایش بهتدریج تضعیف شده و درگیر روزمرگی شده است، اگرچه هنوز علاقهمند به تحول است، اما صدای او شنیده نمیشود.
رسانهها دیگر فرصتی برای بیان نظرات معتدل و سازنده ندارند
این جامعهشناس اظهار کرد: ما وارد وضعیتی شدهایم که هر گونه اشاره به اصلاحات یا تغییرات مسالمتآمیز، بهسرعت مورد رد و طرد قرار میگیرد. در این شرایط، اگر شخصی از اقشار محروم یا طبقات پاییندست که بهطور شدید در وضعیت بحرانی قرار گرفتهاند، نظراتی را درباره اعتراضات مسالمتآمیز مطرح کند، بلافاصله مورد انتقاد قرار میگیرد. رسانهها نیز دیگر فرصتی برای بیان نظرات معتدل و سازنده ندارند؛ تنها صدای خشونت و تنش در فضای عمومی به گوش میرسد. حتی افرادی که در نگاه عموم بهعنوان شخصیتهای روشنفکر و مشهود شناخته میشوند، هنگامی که درباره اصلاحات یا تغییرات مسالمتآمیز سخن میگویند، با واکنشهای تند مواجه میشوند.
چرا کسی نمیگوید به چه دلیل تروریستها در اعتراضات، نقشآفرینی کردهاند؟!
به گفته معیدفر مسئولان فعلی نه میتوانند مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند و نه میتوانند مصادیق و ادعاهای مطرحشده توسط رئیسجمهور را برآورده سازند. با توجه به وضعیت پیشآمده، میدانیم که پتانسیل خشونت در برخی از مناطق وجود دارد که این مسأله میتواند آیندهای بسیار نگرانکننده برای ملت به همراه داشته باشد. بحرانهای کنونی ناشی از عملکردهای اشتباه آن است. برخی تفسیرها میگویند تروریستها وارد عمل شدهاند، یا میگویند آمریکا یا اسرائیل مداخله کردهاند؛ اما هیچیک نمیگویند که چه اقداماتی انجام دادهایم که این عوامل توانستهاند امکان نقشآفرینی در کشور داشته باشند.
چرا اعتراف نمیکنیم حوادث اخیر ناشی از عملکردمان است
وی گفت: به راستی نباید اعتراف کنند که حوادث اخیر ناشی از عملکرد ناقصمان و مسیر نامناسبی است که اتخاذ کردهایم، از طرفی ما از سوی جامعه بینالمللی تقریباً بهمرور زمان حذف شدهایم؛ تنها چند کشور باقی ماندهاند که آنها نیز همچنان ما را در چارچوب استراتژیکی، محدود کردهاند.
این جامعهشناس در ادامه اظهار کرد: در داخل کشور، مردمی وجود دارند که روزانه از این وضعیت رنج میبرند و با فشارهای مستمر مواجهاند. بر اساس نظرسنجیای که دولت در سال ۱۴۰۲ انجام داده بود، بیش از نود درصد مردم بر این باورند که شرایط موجود نیاز به اصلاحات بنیادی و اساسی دارد. در مقابل، کمتر از ده درصد از مردم گفته بودند، وضعیت فعلی مطلوب است.
نقش مؤثری در حل و فصل بحرانهای داخلی نداریم
وی تاکید کرد: در این میان، ما خود بهعنوان نیرویی که بهطور مستقیم در صحنه حضور دارد، نقش مؤثری در حل و فصل بحرانهای داخلی نداریم. بهخصوص وقتیکه گفته میشود آمریکا، اسرائیل و گروههای تروریستی در این کشور نقشپذیری دارند، نقش واقعی ما محدود به برخوردهای قهری میشود. بهدلیل این وضعیت، پیشبینی میشود که شرایط اقتصادی کشور بهمراتب دشوارتر شود و در صورت تداوم این وضعیت، مردم، دیگر امیدی به بهبود نخواهند داشت.
معیدفر با بیان اینکه در این شرایط، بسیاری از مردم به دلیل عدم توانایی در تحمل فشارها و ناآرامیها، ناگزیر میشوند تا به گونهای سر و صدای خود را بلند کنند، گفت: برخی ممکن است حتی شعاری در حمایت از پهلوی بکار برند؛ هرچند این واژه تاکنون نقش خاصی در تاریخ کشور نداشته و پیشینیان آن نیز جز تخریب و بیحاصلی کاری در این سرزمین نکردهاند. ما با عملکردمان در داخل کشور مسیر اصلاحات را مسدود کردیم. اگر مسئولان با درایت عمل میکردند اتفاقات اخیر رخ نمیداد و فردی مانند پهلوی با آن نقش مُخربی که این خاندان در تاریخ ایران داشتهاند، رهبر و پرچمدار جریان مخالف نمیشد!