یک تحلیلگر مسائل خارجی می گوید: مجموعه اقداماتی که لازم است ایران انجام دهد، اول شامل اتخاذ استراتژی درست و بسیج کننده است. باید استراتژی که به کار میبندیم به شکلی باشد که افکار عمومی داخل و خارج را بسیج کند. به عقیده من بهترین استراتژی در این زمینه، حفظ زمین دیپلماسی برای فعالیت های ایران و یارگیری و اجماع سازی است.
نصرت الله تاجیک درخصوص مکانیسم ماشه گفت: باید سیاست ترکیبی به کار ببندیم و نگوییم اروپاییها مشروعیت ندارند. ما باید کار علمی، حقوقی و تهیه لایحهای که کاربردی باشد را در دستور کار قرار دهیم.
مشروح گفتوگو با این تحلیلگر مسائل خارجی را در ادامه میخوانید:
با فعال شدن مکانیسم ماشه، ایران چه اقدامات یا ساز و کارهایی را میتواند در پیش بگیرد؟
برای فعال شدن مکانیسم ماشه، حداقل بیش از یک ماه باقی مانده است. اکنون در ابتدای مسیر حل اختلافات برجام قرار داریم. اگر چه اروپا از مسیر بند ۱۱ قطعنامه ۲۲۳۱ اقدام کرده، اما موضوع مواد ۳۶ و ۳۷ برجام هم مطرحه و بنابراین، هنوز بحثهای حقوقی و البته سیاسی طی سازوکار حل اختلافات، چند مرحله، تا فعال شدن مکانیسم ماشه باقی مانده است.
اکنون سه کشور اروپایی درخواست فعال شدن مکانیسم ماشه را به شورای امنیت دادهاند. این مورد ابتدا در جلسه غیرعلنی شورا مورد بررسی قرار میگیرد. همزمان با این اقدام اروپا، چین و روسیه، یک قطعنامه را برای تمدید مهلت ارائه کردهاند که احتمالا با موافقت ضمنی ایران همراه بوده تا به دیپلماسی فرصت بیشتری داده شود و نیازی به اعمال مکانیسم ماشه نباشد.
بعد از این مرحله، شورا باید درخواست جلسه کارشناسان را داشته باشد که اروپا به اضافه روسیه، چین و ایران، نظرات کارشناسی خود را ارائه کنند. ایران معتقد است اروپا به دلیل نقض تعهدات خود در برجام بعد از خروج امریکا، مشارکت کننده نیست. ایران به دلیل همراهی اروپا با امریکا برای غنی سازی صفر درصدی (برجام بخشی از غنی سازی برای ایران را به رسمیت میشناسد) و همراهی و تایید یا عدم محکومیت اقدام امریکا و اسرائیل در حمله به تاسیسات قانونی ایران نسبت به اروپا نقد جدی دارد و در این سه محور اروپا را ناقض برجام میداند.
اگر جلسه کارشناسی، به نتیجه نرسد و اروپا قانع نشود که ناقض بوده، باز هم ۱۵ روز بعد جلسه وزرا برگزار میشود و سپس یک هیئت مشورتی خواهیم داشت که ماهیت و شمایل این هیئت مشورتی سه نفره متشکل از دو نماینده از سوی ایران و اروپا و یک فرد مستقل است چگونگی امر را بررسی میکنند؛ و سپس نظر این هیئت مشورتی وارد شورای امنیت میشود که همین موضوع نیز بیش از یک ماه طول خواهد کشید. در جلسه شورای امنیت مسائل زیادی مطرح است که برخی، مسائل فنی و برخی دیگر مسائل رویهای هستند. اگر برخی از مشکلات و مواردی که اعلام شده، نیاز به آئین نامه اجرایی داشته، چرا تهیه نشده و اگر شده اکنون چگونه باید با آن برخورد شود؟! همه اینها مباحثی است که اکنون در مجامع داخلی و بین المللی مطرح میشود که میتواند چالشهایی را فراروی شورای امنیت بگذارد و چالشی را بوجود آورد.
طبیعتا از منظر ایران بازگشت تحریمها و رفتن زیر بند ۷ منشور ملل متحد، شرایط را دشوارتر خواهد کرد.
در این موضوع شکی نیست. این موضوع فقط جنبه هستهای و اقتصادی هم ندارد. همین که ایران به عنوان مخل امنیت بین المللی تبلیغ شود، اثرات بدی برای نه تنها اقتصاد بلکه زیست طبیعی و سیاسی و اجتماعی جامعه امروز ایران دارد و مردم و کشور با معضلات زیادی رو به رو میشوند.
نکتهای که باید مورد تاکید قرار گیرد این است که به دلیل اهمیت این شرایط باید تلاش بیشتری خواه در بخش دیپلماسی و خواه در بخش استراتژی و رویکرد منسجمتر در پیش میگرفتیم که بتوانیم به نتیجه برسیم.
باید توجه کنیم که در دور قبل که تحریمها اعمال میشد ما دارای اهرمها و قدرت بازدارندگی قوی تری بودیم و الان تضعیف شدهاند؛ لذا به میزان مخاطرات این وضعیت باید منابع مادی و معنوی خویش را بسیج کنیم!
اکنون به دلیل آسیب دیدن سیاست خاورمیانهای ایران، تحولات شکل گرفته در سوریه، لبنان، غزه و تا حدی عراق، بازدارندگی سیاست خارجی ما متاثر شده است. از طرفی حمله آمریکا به سه سایت هستهای کشورمان و حمله اسرائیل به مناطق مختلف نظامی، مسکونی و هستهای به نوعی، بازدارندگی کلی ما را تحت تاثیر قرار داده است.
اکنون ما باید مسئله را به حدی جدی بگیریم که تمامی هم و غم و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری کشور را در این ماجرا استفاده کنیم و هر منابعی را که برای گرفتن مشورتهای حقوقی و بسیج افکار عمومی و مذاکرات دیپلماتیک لازم داریم به کار بسته و هیچ فرصتی را از دست ندهیم.
این موضوع زمینه ساز، یافتن ساز و کارهای مفید، تاثیر گذار و سازنده خواهد شد. مجموعه اقداماتی که لازم است ایران انجام دهد، اول شامل اتخاذ استراتژی درست و بسیج کننده است. باید استراتژی که به کار میبندیم به شکلی باشد که افکار عمومی داخل و خارج را بسیج کند. به عقیده من بهترین استراتژی در این زمینه، حفظ زمین دیپلماسی برای فعالیتهای ایران و یارگیری و اجماع سازی است. همچنین باید سیاست ترکیبی به کار ببندیم و نگوییم اروپاییها مشروعیت ندارند. ما باید کار علمی، حقوقی و تهیه لایحهای که کاربردی باشد را در دستور کار قرار دهیم؛ بنابراین اتخاذ سیاست ترکیبی از راهکار عملی مبارزه با فعالسازی مکانیسم ماشه، ضروری است.
به اعتقاد من همکاری با آژانس در این مرحله ضروری است و باید علیرغم انتقادی که به مدیرکل آژانس داریم، با نهاد آژانس همکاری مطلوبی داشته باشیم. این که آژانس را از سیاسی کاری و ورود به مسائل سیاسی دور کنیم نیز مهم است. باید بیشتر آژانس را به سمت امور فنی و تکنیکی سوق دهیم. باید سلسله ابتکار عمل داشته باشیم نه این که فقط مشروعیت نداشتن اقدام اروپا را پررنگ کنیم. حتی در این زمینه هم باید روی تهیه لوایح و گزارشات متمرکز شویم. بخشی از فعالیت ما نیز در همکاری با چین و روسیه خواهد بود که در اردوگاه برجامی ما قرار دارند و استفاده از نقش و قدرت آنها در شورای امنیت. به ویژه روسیه که یک سابقه طولانی در مسائل رویهای سازمان ملل دارد و آشنا است و قدرت بازیگری دارد.
ایران برای خنثی سازی یا تلاش برای عدم بازگشت تحریمها چه مدت زمان دارد؟
ایران برای خنثی سازی مکانیسم ماشه حداقل یک ماه زمان دارد. اما شاید اگر شورای امنیت به چالش کشیده شود زمان بیشتری صرف این موضوع شود. اما لازم است تاکید کنم در هر مرحلهای تا نهایی شدن موضوع، فضا و فرصت برای مصالحه و رسیدن به یک توافق مرضی الطرفین، خواه موقت و خواه دائم، وجود دارد.
در این زمان، ایدههای متعدد و متفاوتی مطرح میشود. یکی از این ایده ها، شش ماه تعویق موقت است، برای این که به دیپلماسی فضای بیشتری داده شود. به اعتقاد من اگر ظرفیت وجود داشته باشد و بتوانیم در اثر نوآوری، ابتکار عمل و خلاقیت، خطوط قرمزی را که پس از حمله امریکا به سه سایت هستهای در میانه مذاکرات ایجاد شد و به واقع اعتماد ما را به مذاکره با آمریکا به چالش کشید، از حالت تابو خارج کرده و سعی کنیم شرایط را تغییر دهیم. کشورها در حالت جنگ هم با هم مذاکره میکنند.
ما با مقداری سعه صدر و با تکیه بر منافع ملی و به ویژه منافع بلندمدت، باید اصلاحاتی در رویکردهای خودمان و در دیدگاههایمان و خطوط قرمز خود داشته باشیم. اگر بتوانیم همان مذاکرات نیم بند را ادامه داده و تبدیل به یک مذاکره مستقیم کنیم شاید بتوانیم به جای پس گشت (Snapback)، به بازگشت به برجام بیندیشیم و این ایده را مطرح کنیم. البته ترامپ نسبت به برجام حساسیت ویژهای دارد چرا که برجام را حاصل کار دموکراتها میداند. اما به اعتقاد من، چون برجام تمام توان دیپلماتیک دنیا بوده، علیرغم همه اشکالات، تنها چیزی است که میشود در فرصت کمتری با رفع اشکالات، به آن برگشت و مبنایی باشد برای حل مشکلاتی که در موضوع برنامه هستهای با اروپا و آمریکا و کلا غرب داریم. البته یکی از فواید تمدید موقت شش ماه میتواند این باشد که زمینه برای بحث و تحقق این ایدهها و سایر ایدهها فراهم گردد.
اعضای دائم و غیر دائم شورای امنیت تا چه میزان در فرایند فعال سازی نقش دارند و نقش چین و روسیه را چطور ارزیابی میکنید؟
به جز ایالات متحده، با سایر اعضای دائم شورای امنیت، دیالوگ فعال و مذاکرات فعال در سطوح مختلف داریم که سطح وزیری آن باید ساماندهی بهتری شود. به اعتقاد من، این که بیشتر تلفنی و آنلاین در تماس باشیم که بعضا به تنش هم منتهی شود نیاز به تقویت دارد.
اما اعضای غیردائم نیز به اعتقاد من نقش مهمی دارند و کار با آنها و توجیه آنان در خصوص روندی که طی شده و موقعیتی که وجود دارد میتواند کمک کننده باشد. بیش از یک سال است که هماهنگی بین ایران، روسیه و چین در زمینه برنامه هستهای ایران در سطح مدیران کل و معاونین وزرای خارجه وجود دارد و اکنون نیز، سلسله اقداماتی بین سه کشور و به ویژه ایران و روسیه محقق شده است.
امیدوارم مخالفتهایی که چین و روسیه با اعمال مکانیسم ماشه داشتند در حد حرف نباشد و در جلسههای شورای امنیت، مطرح شود و به طور عملی نیز روی این موضوع واکنشهایی از این دو کشور و به ویژه روسیه ببینیم.
ممکن است چینیها تا یک مقطع مشخص ورود کنند و خود را با امریکا درگیر نکنند! اما روسها تجربه و دانش و قدرت اجماع سازی بیشتری در این زمینه دارند و شاید بتوان از این توانمندی استفاده کرد. اگر چه نخبگان ایرانی چندان به این همراهی خوشبین نیستند! و این اتفاقا یک فرصت برای روسیه است که یک همراهی صد در صدی و همه جانبه عملی با ایران داشته باشد! روسها هیچ منافعی در ضعیف شدن ایران ندارند! بلکه کمک در حل دیپلماتیک این موضوع در یک حالت برد برد کمک به ایجاد ثبات و آرامش منطقه است.
با توجه به مسائل موجود بین ایران، آمریکا و اسرائیل واکنش این دو کشور را چگونه پیش بینی میکنید؟
امریکا و اسرائیل از نامه درخواست فعال سازی مکانیسم ماشه استقبال کردهاند. طبعا آنها بسیار علاقه مندند این روند طی شود. هرچند به اعتقاد من، اصرار بر اجرای مکانیسم ماشه، میتواند یک بن بست دیپلماتیک را ایجاد و شورای امنیت را دچار بحث و چالش کند. به اعتقاد من یک ماه آتی دورانی نفسگیر نه تنها برای سیاست خارجی و دیپلماسی ایران بلکه بین المللی است که در شرایط حساس کنونی بسیار تعیین کننده خواهد بود.
آیا این اتفاق تاثیری در افزایش احتمال جنگ دارد؟
به اعتقاد من در کوتاه مدت نه. درست است که دیدهایم آمریکا حین مذاکرات هم به ایران حمله کرده است، اما اکنون بحث ما در سطح بین المللی است و بعید میدانم تا زمانی که نتیجه این روند مشخص شود، جنگ یا حملهای رخ دهد. اینها بیشتر در تلاشند که با اعمال فشار، امتیازگیری کنند. در واقع طرفین تلاش دارند امتیاز کمتری داده و امتیاز بیشتری بگیرند. مصاحبههایی که سه وزیر خارجه اروپایی و حتی وزیر خارجه امریکا انجام دادهاند، مشخص است که اینها حتی در همین مدت یک ماه، زمینه را برای مصالحه دیپلماتیک، مذاکره و حل و فصل این بخش نمیخواهند از دست بدهند.
خبری در محافل داخلی وجود دارد که اروپاییها به تیم مذاکره کننده اعلام کردهاند که ما راضی به اجرای مکانیسم ماشه نیستیم، اما تحت فشار آمریکاییها ناچاریم و اگر شما مذاکره با آمریکا را ادامه دهید، شاید از شدت فشار بر ما نیز کاسته شود. البته نمیدانیم اصل این روایت با چه هدفی مطرح میشود، اما میشود تحلیل کرد، اروپا نمیخواهد رابطه اش با ایران مانند رابطه امریکا و ایران خصمانه شود!
از طرف دیگر نمیخواهد این فرصت مکانیسم ماشه و نقش آفرینی در سیاست جهانی را هم از دست بدهد! البته احتمال هماهنگ کردن با امریکا در این زمینه نیز منتفی نیست! اما همه این تحرکات نشان میدهد که این مکانیسم ماشه اهرمی شده برای امتیاز گیری در شرایط آسیب دیدگی بازدارندگی خارجی ایران! اما ما هم میتوانیم برای منافع دراز مدت با تغییر بعضی رویکردها و خطوط قرمز به دیپلماسی فرصت ابتکار عمل دهیم. مرغ زیرک، چون به دام افتد! تحمل (صبوری) بایدش!