یک تحلیلگر ارشد سیاست خارجی میگوید: همانطور که ما انتظار داریم مسئله هسته ای ما به دیگر مسائل گره زده نشود، ما هم نباید این موضوع را به دیگر موضوعات سیاست خارجی (آنطور که یکی از نمایندگان مجلس مطرح کرده) گره بزنیم. یا بگوییم ما مذاکره نمی کنیم به شرطی که در غزه صلح شود. قطعا مشارکت در صلح غزه ارزشمند است اما این که این دو موضوع را به هم گره بزنیم درست نیست و مخالف سیاست های اعلامی ما در قبال اروپا و آمریکا است و هر نماینده ای در این زمینه پافشاری کند، اشتباه می کند.
عبدالرضا فرجی راد گفت: «جنگ لفظی علیه ایران از زمانی که ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده شده وجود داشته است. بعد از بمباران مراکز هسته ای، ترامپ مغرور شده و غرور او نیز به این خاطر است که می خواهد بگوید من مراکز هسته ای ایران را نابود کردم و یک دستاورد بزرگی کسب کرده ام. بنابراین وقتی می خواهد برای خود دستاورد بسازد ناراحت می شود که هر یک از مقامات ایرانی یا حتی اروپایی، بگوید ایران می تواند غنی سازی کند. با توجه به این که مسئولان دیپلماتیک ایران بر مسئله غنی سازی به عنوان یک پیش شرط مذاکره تاکید می کنند، برای ترامپ غیرقابل تحمل است. کمتر از یک سال دیگر انتخابات سنا برگزار می شود و اگر ترامپ دستاوردهای ویژه ای نداشته باشد یا نوع مذاکرات به سمتی برود که او امتیازاتی در حوزه غنی سازی بدهد، در کارزار انتخاباتی، نمایندگان جمهوری خواه و همفکران او در برابر دموکرات ها حرف زیادی برای گفتن نخواهند داشت.»
وی افزود: «ایران مذاکرات رسمی را فعلا متوقف کرده است، هرچند پیام های پشت صحنه در رفت و آمد است. ترامپ آن دستاوردی را که می خواست در قبال ایران کسب کرده و روی آن مانور دهد، به دست نیاورده است. این دستاورد وقتی ایجاد می شود که ترامپ با ایران مذاکره کرده و توافقی را به امضا برسانند که به نفع آمریکا و شامل خواست های حداکثری ترامپ باشد. ترامپ همزمان با روسیه نیز درگیری لفظی دارد و روی غزه نیز متمرکز شده است. ترامپ نه در ایران و نه در غزه به دستاورد خاصی دست پیدا نکرده است. حماس نیز زیر بار خواست ترامپ نمی رود چرا که شروطی دارد. حالا ترامپ مدعی دخالت ایران در مسائل حماس هم شده است. ترامپ انتظار دارد با این لفاظی ها ایران را تشویق به مشارکت در صلح غزه کند اما چون غرور و تکبر دارد با ادعاهای واهی، درخواست خود را مطرح می کند. افزون بر مسئله غزه، مسئله حوثی ها نیز وجود دارد که اسرائیل و آمریکا باید حل کنند.»
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در خصوص حملات برخی نمایندگان مجلس به تیم سیاست خارجی و درخواست های برخی از آنان در خصوص توقف همکاری با آژانس انرژی اتمی گفت: «تصمیمات کلان نظام در مجلس گرفته نمی شود و با حرف این نماینده و آن نماینده نیز، تصمیم های سیاست خارجی کشور تحت تاثیر قرار نمی گیرد. این نوع رفتارها بیشتر، مصرف رسانه ای دارد. البته متاسفانه بخشی از این نوع تندروی ها، خارج کشور دیده و شنیده می شود یا حتی روی این نوع رفتارها مانور داده می شود اما حقیقت این است که مسائل مهمی مثل سیاست خارجی یا مسائل هسته ای در شورای عالی امنیت ملی بررسی می شود و درباره آن تصمیم گیری می شود. در نهایت نیز نباید نقش مهم رهبری در تعیین خط مشی های اصلی را نادیده گرفت.»
وی افزود: «فعلا آژانس امکانی ندارد که بعد از جنگ و بعد از اتفاقاتی که بین گروسی و ایران رخ داد، مثل سابق در ایران حضور داشته باشد اما آژانس موظف است به خاطر آسیب ها و حملاتی که به مراکز هسته ای ایران وارد شد، این مناطق را کنترل کند. چرا که این موضوع یک مسئله بین المللی است و آلودگی های رادیو اکتیو نیز شوخی بردار نیست. بنابراین نمی توانیم وظایف آژانس را انکار کنیم. دقیق تر بگویم ما که نمی توانیم با جان کارشناسان هسته ای کشور خودمان که در این سایت ها حضور دارند بازی کنیم. بازرسی های آژانس نیز نسبت به گذشته تغییر کرده و در شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و اگر احساس شود حضور بازرسان لازم و به صلاح است، اجازه داده می شود. همانطور که ما انتظار داریم مسئله هسته ای ما به دیگر مسائل گره زده نشود، ما هم نباید این موضوع را به دیگر موضوعات سیاست خارجی (آنطور که یکی از نمایندگان مجلس مطرح کرده) گره بزنیم. یا بگوییم ما مذاکره نمی کنیم به شرطی که در غزه صلح شود. قطعا مشارکت در صلح غزه ارزشمند است اما این که این دو موضوع را به هم گره بزنیم درست نیست و مخالف سیاست های اعلامی ما در قبال اروپا و آمریکا است و هر نماینده ای در این زمینه پافشاری کند، اشتباه می کند. »