وزیر امور خارجه سابق ایران گفت: باید نگاه تهدید محور را به نگاه فرصت محور تبدیل کنیم؛ یعنی باید مسائل داخلی از حجاب گرفته تا اینترنت، زنان، بخش خصوصی، شرکت ها، ایرانیان خارج از کشور، جوانان نسل z و... را فرصت ببینیم و نه تهدید. روش برخورد با فرصت این است که بارورش کنیم.
دکتر محمدجواد ظریف از مهمترین حوادث و رخدادهای سال ۱۴۰۳ از جمله وفاق و چالشهای پیش روی ایران در سال ۱۴۰۴ ازجمله روی کارآمدن دولت تندرو در آمریکا میگوید.
ظریف، مهمترین رویکرد ایران را در سال جدید، امکان تغییر پارادایم از تهدید محوری به فرصت محوری در دو حوزه داخلی و خارجی ذکر میکند. او به حادثه غم انگیز شهادت رئیس جمهوری و انتخابات ۱۴۰۳ اشاره و در تحلیل مفهوم وفاق در دولت پزشکیان و ضرورت تقویت آن در سطح جامعه تاکید میکند که وفاق باید از حوزه حاکمیت به حوزه ملت و مردم سرایت یابد تا سطح انسجام ملی و سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد افزایش یابد. او تحلیل جدی نامه را به عنوان دستور کار برای مسئولان ذکر میکند و تاکید دارد در حوزه خارجی ایران باید با تدوین سیاستهای درست تندروها را در آمریکا به انزوا بکشاند.
او معتقد است ترامپ در نامه بسیار تند برخورد کرده و در صحبت هایش آن لحن تند مشاهده نمیشود، معتقد است در یک رویکرد کارشناسی باید مشخص شود کدامیک از این دو رویکرد در مذاکره با ایران واقعی هستند. از نظر تحلیل حقوقی ظریف، اسنپ بک از نظر قانونی با خروج آمریکا از برجام منتفی است ولی در صورتی که ترامپ موفق به ایران هراسی و امنیتی سازی جهان براساس تهدید ایران شود، احتمال بازگشت اسنپ محتمل است. او براهمیت روابط ایران با روسیه و چین به عنوان شرکای اصلی تهران تاکید میکند و یکی از راههای قدرتمند شدن ایران را ارتباط همه جانبه با همسایگان میداند.
ظریف در باره سال ۱۴۰۴ معتقد است: «به نظرم سال آینده سال (سال جاری) بسیار پرتلاش و پرچالشی خواهد بود. ولی مهمترین موضوع سرمایه اجتماعی است. اگر بتوانیم در جهت تقویت سرمایه اجتماعی و وفاق بین حاکمیت و مردم و در نظر گرفتن مردم به عنوان فرصت، پیش برویم، موفق میشویم. اگر این تغییر ذهنیت ایجاد شود، اعضای خانواده، جامعه، کوچه، محله، شهر و کشورمان همه برای ما فرصت خواهند بود. اگر اول از همه دولت و بعد بقیه فرصتها را دریابیم به نظر من سال پرچالش ولی هم زمان پرتلاشی پیش رو خواهیم داشت و ان شاء الله این تلاشها در بعد داخلی و خارجی موفق خواهد بود.»
این گفتوگو در زیر از نظرتان میگذرد:
****
نیاز قدرت جهانی و داخلی ایران؛ بردن وفاق به سطح مردم
آقای دکتر بیایید سال ۱۴۰۳ را با هم مرور کنیم. بدون اغراق یکی از تاثیر گذارترین چهرههای سال ۱۴۰۳ شما بودید و تاثیری که بر روند اتفاقات سیاسی در سال ۱۴۰۳ داشتید، بر همه آشکار است؛ سالی که سرشار از اتفاقات عجیب و غریب بود و نمیدانم جامعه ما چطور این حجم از اتفاقات را تاب آورد. ارزیابی تان از ۱۴۰۳ چیست؟
سال ۱۴۰۳ سال بسیار پرچالشی بود با واقعه بسیار تلخ شهادت رئیس جمهور و همکار و دوست قدیمیام وزیر شهید امور خارجه و بزرگان دیگری شروع شد.
انتخابات ریاست جمهوری فرصتی برای بازسازی مشارکت مردم بود. همان طور که میدانید، در دو سه انتخابات قبلی، مشارکت بسیار ضعیف بود و برای کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران که مردم بزرگترین پشتوانه آن هستند، چنین وضعیتی قابل قبول نیست و توانمندی کشور و مخصوصا بازدارندگی کشور در شرایط حساس را کاهش میدهد.
هنوز معتقدیم تعداد درخور توجهی از هموطنان ما احساس کردند که به هر دلیلی نمیتوانند حضور داشته باشند، ولی حضوری که بین دور اول و دوم انتخابات ثبت کردیم، نشان دهنده آن بود که این امکان هست که با تنوع بخشیدن به نامزدها و برگزار کردن یک رقابت سالم و پرنشاط انتخاباتی، مردم به آینده امیدوارتر شوند و بتوانند با مشارکت بیشتری وارد شوند. شعار آقای دکتر پزشکیان که وفاق بوده و هست، با وفاق در سطح حاکمیت شروع شد.
اینکه تمام وزرای پیشنهادی ایشان از مجلس رای اعتماد گرفتند، نشانه خوبی بود، ولی نیاز است این وفاق از دو جهت تقویت شود، یکی پاسخ وفاق که به صورت کامل دیده نمیشود و مهمتر از آن کشاندن وفاق به سطح مردم. بالاخره مردم ملاحظاتی دارند. بخش شایان توجهی از مردم در انتخاب شرکت نکردند و لازم است این موضوع مورد توجه قرار گیرد.
تحولات منطقه هم بحث در خور توجهی بود اگرچه بعضیها از این تحولات تفسیر غلط کردند و فکر کردند مقاومت پایان گرفته است. اما به نظر میرسد تا زمانی که اشغال ادامه داشته باشد، مقاومت هم ادامه دارد. بعضیها گفتند ایران ضعیف شده که حرف درستی نیست و بیشتر برای هدف دیگری گفته میشود.
این امر هم باید مورد توجه و ارزیابی جدی تری قرار بگیرد. در نهایت انتخاب ترامپ را داشتیم که فعلا دنیا را در یک بهت فرو برده است. به رغم این که ایشان یک دوره رئیس جمهور آمریکا بوده، ولی این بار هم توانسته دنیا را با اتفاقات پیش بینی نشدهای از کانادا، مکزیک، خلیج مکزیک و گرینلند، تا بحث اوکراین و پیشنهاد نامتعادلی که برای غزه داده. روبه رو کند. در مجموع اینها تحولات جالب و درخور توجهی است که باید با دقت در سال آینده پیگیری شود.
درباره ایران هم ظرایفی در تحرک این بار ترامپ بوده است؛ ضمن این که متنی که منتشر کردند به هیچ وجه قابل قبول نبود و رهبری هم واکنش تندی نشان دادند، با این حال تفاوتی هم در بین متن و لحن ترامب هست که باید مورد تحلیل قرار بگیرد که چرا این اتفاق افتاده؛ آیا بخشی از سناریو است، یا اختلاف در داخل آمریکاست؟ اینها بحثهای جالبی است که باید به آنها توجه کرد و در سال جدید رخ داده است.
معنای وفاق؛ نگاه فرصت محور به نسل z، زنان و حجاب، بخش خصوصی و ایرانیان خارج از کشور
یکی از نکاتی که در سخنان خود به آن اشاره کردید بحث وفاق در دولت آقای پزشکیان است. میدانیم که وقتی از وفاق صحبت میکنیم، بیشتر یک شیوه و ابزار است. در دولت وفاق چه استراتژیای داریم؟ راهکار برون رفت ما از بحرانها چه چیزی میتواند باشد؟ وفاق داشتن با کسانی که با دولت نگاه متفاوتی دارند یک بحث است و این که چطور بتوانید از این اختلاف راهکار و حل مسئله بیرون بیاورید، بحثی دیگر. کما این که در بحث مذاکره با آمریکا و موضوع حجاب با این مسئله برخورد کردهایم. رویکرد استراتژیک برای حل بحرانها با توجه به الگوی وفاقی که دولت مطرح میکند چیست و چه میتواند باشد؟
البته بحث وفاق یک معنی ظاهری دارد که دعوا نکنیم، این قضیه همیشه خواست رهبران جمهوری اسلامی بوده است؛ هم حضرت امام بحث وحدت کلمه را مطرح میکردند و هم مقام معظم رهبری همیشه تاکید داشتند. این بحث ابتدایی چارچوب وفاق است. بحث دوم اینکه از همه ظرفیتها استفاده کنیم.
وفاق به این معنا نیست که یک شرکت سهامی ایجاد کنیم، اما به این معنی است که اگر جایی ظرفیتی هست، استفاده کنیم. قسمت سوم وفاق این است که بیش از این که بخواهیم موعظه کنیم، گوش کنیم، به مردم احترام بگذاریم و اگر به دنبال مسئله پژوهی و حل مسئله هستیم، ببینیم مسئله و مشکلات مردم چیست و چه چالشها و مشکلاتی برایشان اهمیت دارد. بخش آخر وفاق که در صحبتهای دکتر پزشکیان در انتخابات هم بود ولی هنوز تبدیل به راهکار نشده، فرصت محوری است.
باید نگاه تهدید محور را به نگاه فرصت محور تبدیل کنیم؛ یعنی باید مسائل داخلی از حجاب گرفته تا اینترنت، زنان، بخش خصوصی، شرکت ها، ایرانیان خارج از کشور، جوانان نسل z و... را فرصت ببینیم و نه تهدید. روش برخورد با فرصت این است که بارورش کنیم و روش برخورد با تهدید، محدود کردن آن است؛ بنابراین باید در این بخش از وفاق نگاه فرصت محور به داخل کشور، مردم ایران، منطقه و جهان داشته باشیم. یقین دارم در نگرش جناب آقای رئیس جمهور این نگرش هست ولی هنوز عملیاتی نشده و باید در سال آینده به سمت عملیاتی کردن و نگاه فرصت محور به موضوعات برویم.
نیاز ایران به تغییر پارادایم از نگاه تهدید محور به نگاه فرصت محور
چطور میشود به گونهای عمل کرد که مخالفان، این فرصت را به تهدید تبدیل نکرده یا کاری نکنند که دولت از حرکت به سمت آن پشیمان نشود یا لااقل اجرای آن را مسکوت نگذارد؟
شکی نیست که گروهی در داخل هستند که نگرش آقای دکتر پزشکیان را فقط تا جایی که به نفع خودشان باشد، میپذیرند و بعد از آن آمادگی همراهی ندارند. اما قرار شد تمرکزمان بر تهدیدها نباشد و بر فرصتها تمرکز کنیم. ما اینها را میبینیم، ولی بر روی آنها متمرکز نمیشویم. تمرکز باید بر مردم باشد.
در مبارزات انتخاباتی هم گفتم، رقیب ما کسانی هستند که در خانه مینشینند، نه کسانی که آن طرف مبارزات انتخابی هستند. اینها را هم مثل تهدیدهای منطقهای و بین المللی میبینیم، اما تمرکز ما باید بر فرصتها باشد، خیلی وقت خود را برای پرداختن به این موضوعات تلف نکنیم. اتفاقا آقای پزشکیان در این زمینه بسیار خوب عمل میکند و خیلی وقتش را تلف نمیکند که به این موضوعات بپردازد. بر کارهایی که میخواهد انجام دهد، تمرکز میکند و روی همان کارها ان شاء الله پیش میرویم و باید بیشتر هم پیش برویم. جمهوری اسلامی به درجهای از بلوغ و خودباوری رسیده که بتواند این تغییر پارادایم را داشته باشد.
باید نگاه تهدید محور را به نگاه فرصت محور تبدیل کنیم؛ یعنی باید مسائل داخلی از حجاب گرفته تا اینترنت، زنان، بخش خصوصی، شرکت ها، ایرانیان خارج از کشور، جوانان نسل z و... را فرصت ببینیم و نه تهدید. روش برخورد با فرصت این است که بارورش کنیم و روش برخورد با تهدید، محدود کردن آن است؛ بنابراین باید در این بخش از وفاق نگاه فرصت محور به داخل کشور، مردم ایران، منطقه و جهان داشته باشیم.
نباید این نکته را از نظر دور بداریم که امروز ایران در شرایطی است که هرکس هر ادعایی میکند، ولی کسی نمیتواند به ایران نگاه چپ داشته باشد. کسی فکر نمیکند بتواند به ایران حمله کند یا ایران را تهدید کند و کارش بی پاسخ بماند. ایران در دو قرن گذشته چنین وضعیتی را نداشته که میتواند سکویی برای پرش ما به آینده و جلو باشد. اتفاقا کسانی که خیلی شعار میدهند، نمیخواهند این دستاورد را بپذیرند و هنوز نگاه تهدید محور دارند و این نگاه ناشی از آن است که هنوز باور نکردهاند ما به حدی از قدرت و بلوغ رسیدهایم که میتوانیم نگاه فرصت محور داشته باشیم.
تفاوت نامه و لحن ترامپ/ نامه باید جدیتر مورد بررسی واقع شود
در صحبتهای خود از ترامپ آمریکا و مذاکره گفتید. در مقطعی بحث مذاکره با آمریکا در جامعه داغ شده بود، ولی بعد از فرمایشات رهبری و انتشار متنی که از طرف ترامپ بود، شاهد تغییر رویکرد بودیم و انگار مذاکره به سمت اروپا روسیه و چین شیفت شد. متن محتوایی که نوشته شده بود چقدر تهدید آمیز بود؟ چقدر تهدیدها به عملیاتی شدن نزدیک شده بود؟ و این که آیا قرار است صد درصد گفتوگو با آمریکا را کنار بگذاریم با بر اساس همان شعار که اگر آمریکا رویکردش را تغییر بدهد ما هم گفتوگو خواهیم کرد پیش میرویم؟
سخنگوی دولت در این موضوع آقای رئیس جمهور و وزیر خارجه هستند و من بیشتر تحلیل شخصیام را خدمت شما تقدیم میکنم. به نظرم تفاوتی جدی بین یادداشت ریاستی یعنی متنی که ترامپ امضا کرد و صحبتهای آقای ترامپ بود. قبلا این طور نبود. در دور اول آقای ترامپ همه حرفها بسیار تند بود، اما این بار میبینیم که صحبتهای آقای ترامپ، نرمتر و یادداشت ریاستی خیلی تند است. باید ببینیم چرا این اتفاق افتاده و چه سناریویی پشت این قضیه است.
آیا یادداشت ریاستی سیاست واقعی است و صحبتهای ترامپ ظاهر سازی برای فریب افکار عمومی است؟ یا اختلاف داخلی در آمریکا پشت این قضیه است؟ به نظرم این امر نیاز به تحلیل دارد. نکته دوم اینکه محتوای یادداشت ریاستی را باید جدیتر بررسی کنیم. خیلی از حرفهایی که زده شد واقعیت ندارد. در کشور صحبتهایی کردند که ترامپ گفته ایران باید خلع سلاح شود که درست نیست و جرئت گفتن این حرفها را هم ندارند.
در دوره اول ترامپ، تجربه او کمتر بود و آقای پمپئو در یک سخنرانی که داشت ۱۲ شرط گذاشت که بسیار غیر منطقیتر از شرطهای غیر منطقی الان بودند، هر دو غیر منطقی هستند، ولی اگر بخواهیم غیر منطقی و غیر منطقیتر در نظر بگیریم، دوره اول ترامپ غیر منطقیتر بود. بنابر این تحلیل جدی تری باید داشته باشیم که آن متن چه بود، باید تاکید کرد که متن بسیار بد، غیر قابل قبول و مداخله جویانهای بود، اما باید ببینیم واقعا چه بوده است.
البته صحبت مقام معظم رهبری هرگونه شائبهای را که ایران در حوزههایی که اینها ادعا میکنند حاضر به گفتوگو است، منتفی کرد. ما نبودیم که از پشت میز مذاکره رفتیم، آمریکا بود که مذاکره را ترک و برجام را پاره کرد و تعهداتش را زیر پا گذاشت. این وضعیت باید تغییر کند؛ یعنی آمریکا باید نشان دهد که میخواهد تعهداتش را اجرا کند نه این که فقط ادعا و خواسته مطرح کند و حاضر نباشد تعهداتش را اجرا کند. هنوز نشانهای ندیدهایم. ضمن این که مذاکره فقط منحصر به گفت وگوی مستقیم با آمریکا نیست.
البته از دیدگاه بسیاری بخش عمدهای از مشکلات از آمریکا ناشی میشود و لااقل آمریکا مانع روابط ما با دیگران است. ممکن است کسی چندان دنبال این نباشد که با آمریکا رابطه داشته باشد ولی ضرورت دارد که این مانع برداشته شود. برای رابطه با روسیه، چین، همسایگان و آفریقا باید این مانع را که مثل یک زنجیر نه به پای ما بلکه به پای همکاران و شرکای ما بسته شده و آنها نمیتوانند جلو بیایند، برداریم. ما در ۴۵ سال گذشته، مقاومت نشان دادیم و تقریبا نسبت به این فشارها مصونیت پیدا کردهایم. اما دیگران که این وضعیت و مصونیت را ندارند و خیلی راحت تسلیم این فشارها میشوند باید کاری کنیم که شرکای ما با فشار روبه رو نباشند.
ضرورتش هم این است که با روسیه و چین به صورت جدی روابط و گفتوگوهای خود را ادامه بدهیم و سعی کنیم راههایی را برای گفتوگو با اروپا پیدا کنیم. البته اروپا امروز گرفتار مشکلات اساسی خودش است. دیدیم که متاسفانه عدم مقاومت اروپاییها در برابر فشارهایی که در دور اول ریاست جمهوری آقای ترامپ وارد شد، همان طور که پیش بینی میکردیم (و من در صحبتی در کنفرانس امنیتی مونیخ گفتم، اگر شما امروز در برابر این فشارها مقاومت نکنید، فردا مجبور خواهید شد فشارهایی را که مربوط به خودتان است، تحمل کنید) امروز اروپا را در برابر مشکل جدی قرار داده است.
با این حال باید با اروپا گفتوگو کرد. مهمتر از همه این که باید با همسایگان گفتوگو کنیم. الان شرایط بهتری داریم و روابطمان با عربستان و همین طور با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس بهبود پیدا کرده است. من به تازگی مقالهای در مجله اکونومیست درباره مجمع گفتوگو بین کشورهای مسلمان آسیای غربی نوشتم که خلاصه اول کلمات انگلیسی، مودت میشود. اگر دنبال مودث بین همسایگانمان برویم، لازمه اش این است که همسایگان خود را به جای تهدید، فرصت ببینیم و آنها نیز باید ما را فرصت ببینند. به این صورت میتوانیم رابطه خوبی برقرار کرده و مشکلات اصلیتر خود را هم بررسی کنیم.
تندروهای نظام آمریکا را منزوی کنیم
میخواهم به عنوان یک دیپلمات پر سابقه که مذاکرات برجام را به ثمر رسانده است بدانم تحلیل شما از نامه ریاستی آقای ترامپ چیست؟ آیا واقعا بیرون آن گفته ها، ظاهر ترمی بوده برای این که رسانهها را همراه کند؟
دو سناریو ممکن است؛ یکی همین موردی که شما اشاره کردید که این دو، دو قسمت یک سیاست هستند؛ آن سیاست واقعی است که آمریکا میخواهد دنبال کند و این برای افکار عمومی است. به عبارت دیگر آن موضع مذاکراتی و این موضع تبلیغاتی اش است. معلوم است که آمریکاییها میدانند به آن موضع نخواهد رسید. ولی موضع مذاکراتی شان است که غیر قابل قبول هم هست. چون نمیتوانند این موضع غیر قابل قبول را به افکار عمومی ایران و جهان بفروشند. پس موضع تبلیغاتی آبرومندانه تری را مطرح میکنند که خودشان را صلح طلب جلوه دهند.
سناریوی دیگر این است که بالاخره در داخل آمریکا گرایشهای مختلفی وجود دارد. آقای ترامپ یک گرایشی دارد. در دور اول هم دیدیم. اگر کتاب خاطرات آقای بولتون و پمپئو از دوره اول ریاست جمهوری آقای ترامپ بخوانید متوجه میشوید که ترامپ یک گرایشی داشته ولی بولتون و پمپئو گرایشهای دیگری را در بسیاری موارد به آقای ترامپ را تحمیل کردهاند.
در هر دو صورت باید تندروها را منزوی کنیم؛ چه کل سیستم آمریکا تندرو باشد. یعنی آن متن هم بیانگر موضع رسمی آقای ترامپ باشد و آن حرف ها، فقط تبلیغاتی باشد، چه اختلاف داخلشان باشد. در هر دو صورت باید تندروها را منزوی کرد و ابزار در اختیارشان قرار نداد. موضع ما کاملا مشخص است. رهبری گفتهاند خواستههای شما و سابقه شما (آمریکا) عهد شکنی است. ما هم این را بیان کردهایم، الان زمان خلع سلاح کردن تندروهای آمریکاست که اجازه ندهیم آنها سیاست را تعیین کنند. نتانیاهو هم در کنار تندروهای آمریکاست.
حرفهای اخیرش، دیدارش با ترامپ و حرفهایی را که بعد از دیدار با آقای روبیو وزیر امور خارجه آمریکا گفته همه نشان دهنده این است که سعی میکند خط تندروی را تشویق و تقویت کند.
هنوز این ضرورت وجود دارد که روسیه در مجموعه معادله حضور داشته باشد
در صحبتهای گذشته تان از غیر قابل اعتماد بودن روسیه گفتهاید. در عمل هم دیدهایم که کارشکنیهایی داشته است. الان یک سری افراد معتقدند ایران رویکردش را در گفتوگوهای ملی و بین المللی تغییر میدهد. چقدر با این نظر موافق هستید و نظرتان درباره مذاکراتی که با عربستان انجام میدهد، چیست؟
من هیچ وقت درباره غیر قابل اعتماد بودن کسی صحبت نکردهام. اصل عرض بنده این است که روابط بین المللی صحنه اعتماد نیست، صحنه پیگیری منافع ملی است؛ و روسیه هم منافع ملی خود را دنبال میکند و ما هم نباید دلخور باشیم. اتفاقا از نظر من روسیه و چین دو شریک اصلی ایران هستند و خواهند بود. روسیه همسایه ماست.
در دوران وزارت خارجه من ۲۸ سفر به روسیه داشتم که شاید کم سابقه باشد. ۲۸ سفر در هشت سال. یعنی سالی بیشتر از سه و نیم سفر. این امر نشان میدهد بنده اعتقاد داشتم و کماکان اعتقاد دارم که باید روابط بسیار مستحکمی با روسیه و چین داشته باشیم. اصلا صحبت اعتماد نباید داشته باشیم. روابط بین المللی جای اعتماد نیست. اگر هم چیزی عرض کردم این بوده که با فرضی وارد میدان شدهایم و بعد به نوعی دلزده شدهایم، فکر کردهایم چرا این طور رفتار میکنند. اصلا نباید فکر کنیم چرا این طور رفتار میکنند.
توقع همین است و همه این طور رفتار میکنند. این طور نیست که روسیه یک ویژگی خاص داشته باشد و نوع دیگری رفتار کند. بعد از برخی اتفاقات که در منطقه افتاد، سعودیها توقع داشتند آمریکا کنارشان باشد که این طور نشد. این که شما توقع داشته باشید کشوری منافع شما را به منافع خودش ترجیح بدهد، اشتباه است.
موظف هستیم منافع خودمان را خودمان دنبال کنیم. در مورد مذاکرات در عربستان نیز همین طور است. باید اطمینان حاصل کنیم که روی میز نیستیم؛ چون اگر پشت میز نباشید احتمال اینکه کنشگران، شما را روی میز بگذارند، زیاد است. ما نباید روی میز باشیم ما یک کشور مستقل و قدرتمند هستیم و خودمان از منافع مان دفاع میکنیم.
ما با روسیه تعامل داریم. در کتاب «پایاب شکیبایی» اشاره کردهام که حتی در پایان دولت اول آقای ترامپ به روسیه پیشنهادی درباره کاهش اختلافات بین ایران و آمریکا و بازگشت آمریکا به برجام دادهایم. به نظرم هنوز همین ضرورت وجود دارد که روسیه در مجموعه معادله و نه تنها محور معادله، حضور داشته باشد. چون کشور قدرتمندی است. اما این به آن معنا نیست که منافع مان را واسپاری و برون سپاری کنیم. باید منافع مان را خودمان دنبال کنیم؛ خودمان حضور داشته باشیم و از منافعمان حفاظت کنیم.
همین موضوع را سال گذشته در مورد مقاومت و غزه گفتم که نباید واسپاری و پرون سپاری کنیم. حتی نباید به قطریها و عمانیها که دوستان مان هستند برون سپاری کنیم. ما یک کشور بالغ، عاقل، قدرتمند و توانمند هستیم و میتوانیم از منافع خودمان و دوستانمان دفاع کنیم.
دست ایران برای مذاکره با آمریکا پر است
شما پرچمدار مذاکرات برجام با آمریکا و غرب بودید و بهتر از هر کسی میدانید که مذاکره نیازمند یک سری ابزار و اندوخته است و در ازای آن امتیازاتی داده و امتیازانی هم گرفته میشود. مقام رهبری نیز در پیام نوروزی ۱۴۰۰ با اشاره به ضرورت تغییر شرایط برای گفتوگو با غرب بیان کردند که جمهوری اسلامی با توجه به اندوختههای استراتژیکی که دارد این مسیر را تغییر بدهد. شما هم در صحبتهای تان به نوعی به این موضوع اشاره کردید. با این حال به نظر میآید اندوختهها و داشتههای استراتژیک ما به تهدید، یا شرایط حداقلی رسیده است. ترامب هم که تندتر و دیوانهتر از گذشته عمل میکند. اگر شرایط احتمالی برای مذاکره ایران و غرب فراهم شود، این بار با کدام ابزار و اندوخته استراتژیک قرار است با غرب روبه رو شده و وارد چالش و گفتوگو شویم؟
معتقدم ایران کشور قدرتمند و مؤثری است. الحمدالله من دیگر مسئول مذاکره نیستم، ولی اگر هم بودم پشت تلویزیون مذاکره نمیکردم. اما به شما اطمینان میدهم که ایران اگر پشت میز مذاکره با هر کسی بنشیند به اندازه کافی منابع و ابزارهای قدرت دارد که بتواند مذاکره کند و اصلا دست ما خالی نیست
با توجه به شنیدهها آیا ایران در حال حاضر مسیر مذاکره را پشت پرده و فارغ از تلویزیون دنبال میکند؟
اطلاعی ندارم، ولی آنچه میدانم و اعلام شده در حال حاضر مذاکرهای نداریم.
برای بازگشت اسنپ بک مبنای قانونی وجود ندارد؛ صحبت از اسنپ بک صحبت از مرده است
با توجه به اتفاقاتی که افتاده، سال ۱۴۰۴ را برای ایران سال تنش زایی پیش بینی میکنند و گفته میشود بحرانها بیشتر خواهد شد؛ مخصوصا با وجود اسنپ بک که ممکن است از اواسط سال آینده اجرائی شود. رویکرد ایران چطور باید باشد تا جلوی این اتفاق را بگیرد؟ آیا دولت برنامهای دارد که جلوی این مسیر را بگیرد؟ چون در بازار کار، بین سرمایه گذاران فعالان اقتصادی و اجتماعی و بقیه نگرانی وجود دارد که ایران شرایط تحمل اسنپ یک را ندارد، نظرتان چیست؟
نکته اول این است که ما باید خودمان کنشگر باشیم و نباید منتظر تحولات باشیم که دیگران بخواهند اسنپ بک بکنند یا کسی به ما فشار تحمیل کند. ما کشور بزرگی هستیم و میتوانیم کنشگر و تعیین کننده باشیم؛ بنابراین پیشنهاد اول من این است که بیش از این که خودمان را به عنوان یک پَر در باد احساس کنیم که باد میتواند ما را به هر طرف نبرد، به عنوان درخت تنومندی احساس کنیم که در برابر باد مقاومت میکند و خودش هم میتواند از خودش حتی بیش از یک درخت دفاع کند.
نکته دوم این که اسنپ بک از زمان خروج آمریکا، غیر قانونی شد؛ یعنی برای استپ بک هیچ مفهوم و مبنای قانونیای وجود ندارد. در زمان وزارت، نامههای متعددی نوشتم و در بیستم تیرماه ۱۴۰۰، نامه ۲۰۰ صفحهای به دبیرکل ملل متحد نوشتم و ثابت کردم از نظر حقوقی اسنپ بکی وجود ندارد و اعتقاد دارم کسانی که درباره اسنپ بک صحبت میکنند، در مورد یک مرده صحبت میکنند. برجام مورد تخلف قرار گرفته و کسی که حق داشته از اسنپ بک استفاده کند، ایران بوده و تا حد زیادی هم این استفاده را کردهایم. همیشه هم گفتهایم اگر طرف مقابل به تعهداتش برگردد، ما هم به تعهدات خود بر میگردیم. آن چه ما انجام دادهایم، بر اساس ماده ۳۶ برجام، حق ایران بوده و در قالب حقوقش انجام داده است.
یقین دارم وزارت امور خارجه با دو عضو دائم دیگر - روسیه و چین و اعضای غیردانم میتواند به صورت گسترده رایزنی کند. حتما باید مذاکره کنیم. ولی اروپاییها هم باید بدانند که اسنپ بک به عنوان ابزار محکمی در اختیارشان نیست. یک ابزار پلاسیده و از بین رفته است که خودشان هم در از بین بردن آن نقش فعالی داشتهاند و اگر روزی قرار باشد استدلال هایمان را مطرح کنیم که یک بار هم این کار را کردهایم و دوباره هم تکرار خواهیم کرد، حتما برنده بازی نخواهند بود.
آمریکا نه براساس قانون که براساس خطرناک جلوه دادن ایران میتواند از اسنپ بک استفاده کند
اینکه باور داریم اسنپ بک پوشالی است. کافی است که طرف مقابلمان را منصرف کند؟
مهم این است که تصور در جهان چه باشد. آمریکا قبلا هم تلاش کرده از اسنپ یک استفاده کند و ۱۳ رای منفی آورد. تلاش کرد از مسیرهای دیگر برود و در مجمع عمومی این کار را بکند که ۱۱۰ رأی منفی آورد. بستگی دارد چقدر اجازه داده باشید آمریکا بتواند از شما یک تصویر امنیتی خطرناک در دنیا بسازد یا بتوانید این تصویر را به هم بزنید و به نظر من این بازی بسیار مهم است. اگر آمریکاییها و اروپاییها احساس کنند حرکت شان مشکل دارد خیلی روی این عامل به عنوان ابزار تعیین کننده حساب نخواهند کرد باید هرچه میتوانیم انجام دهیم که اسنپ بک صورت نگیرد ولی حتما هم باید به اروپاییها نشان دهیم که اسنپ بک از نظر مشروعیت بینالمللی و مقبولیت قانونی هیچ جایگاهی ندارد.
به عنوان سؤال پایانی، اشاره کردید که نباید احساس کنیم پری در باد هستیم و باد ما را حرکت میدهد. شرایط کشور ما به ویژه سرمایه اجتماعی مان رو به کاهش است. وضعیت اقتصادی هم چندان مناسب نیست و مردم ناراضی هستند. بعد بین المللی و تلاشهایی را که صورت میگیرد، کنار میگذاریم. شخصی مثل ترامپ هم رئیس جمهور آمریکا شده که رویکردهایش مشخص است و کلا به نظر میرسد شرایط مناسبی برای ایران وجود ندارد. سال آینده را با توجه به این شرایط و حضور ترامپ چطور ارزیابی میکنید؟ آیا دولت آقای پزشکیان توان حل مشکلات یا حداقل کاهش آلام را دارد؟
به نظرم سال آینده (سال جاری) سال بسیار پرتلاش و پرچالشی خواهد بود. ولی مهمترین موضوع سرمایه اجتماعی است. اگر بتوانیم در جهت تقویت سرمایه اجتماعی و وفاق بین حاکمیت و مردم و در نظر گرفتن مردم به عنوان فرصت، پیش برویم، موفق میشویم. اگر این تغییر ذهنیت ایجاد شود، اعضای خانواده، جامعه، کوچه، محله، شهر و کشورمان همه برای ما فرصت خواهند بود. اگر اول از همه دولت و بعد بقیه فرصتها را دریابیم به نظر من سال پرچالش ولی هم زمان پرتلاشی پیش رو خواهیم داشت و ان شاء الله این تلاشها در بعد داخلی و خارجی موفق خواهد بود.