یک فعال سیاسی اصلاح طلب، «گفت وگو» را یک شرط اساسی و اجتناب ناپذیر برای فضای سیاسی و حاکمیتی دانست و بیان کرد: در کشور هر کسی که تفکر رسمی را حمایت، همراهی و تقویت می کند به نوعی ستایش می شود و مورد حمایت قرار می گیرد.
اصلاحات نیوز؛ علی تاجرنیا فعال سیاسی اصلاح طلب، «گفت وگو» را یک شرط اساسی و اجتناب ناپذیر برای فضای سیاسی و حاکمیتی دانست و بیان کرد: در کشور هر کسی که تفکر رسمی را حمایت، همراهی و تقویت می کند به نوعی ستایش می شود و مورد حمایت قرار می گیرد. در سوی دیگر با هر کسی که نقطه نظر مخالفی دارد، برخورد می شود. طبیعتاً چنین فضایی شکل گیری «گفت و گو» را به نوعی منتفی می کند.
وی معتقد است که جامعه ما با کوچک ترین پیش آمدی، کمترین اختلاف نظر به بحران تبدیل می شود و دلیل آن این است که عادت نکردیم اصول حاکم بر یک گفت وگوی سالم و سازنده را بپذیریم. تا زمانی که حرف ها شنیده نمی شود و جای آن را خشونت می گیرد، این خشونت ها، نفرت پراکنی و خشونت تولید می کند و همین امر فضای گفت وگو و مفاهمه را خواهد بست.
تاجرنیا درباره مفهوم و ضرورت های گفت و گو در سطوح ملی و سیاسی و حاکمیتی، اظهار کرد: یکی از نشانه های عظمت خداوند، خلقت متفاوت انسان هاست. انسان ها براساس آیه شریفه «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»؛ در مسیر حرکت خود، باورها و اعتقادات مختلفی پیدا می کنند و در این مسیر بالاترین نعمتی که خداوند به انسان داده «تفکر» و «آزادی فکر و اندیشه» است بر همین مبنا افراد براساس نوع تفکر خود و با توجه به معیارهای مختلفی که وجود دارد، دارای اندیشه های متفاوتی هستند.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم یک جامعه آرمانی داشته باشیم یعنی جامعه ای که در حوزه های مختلف بتواند به ایده آل های یک جامعه سالم و درست و به نوعی مورد رضایت مردم، تبدیل شود، این امر نیازمند این است که بتوانیم این تفکرات و دیدگاه ها را به هم نزدیک کنیم.
«گفت وگو» یک شرط اساسی و اجتناب ناپذیر برای فضای سیاسی و حاکمیتی است
وی بیان کرد: وقتی انسان از حوزه زندگی شخصی خود بیرون می آید و در فضای اجتماعی قرار می گیرد، طبیعتاً نیازمند به یک «گفت وگو» است و وقتی این مساله در مراتب حاکمیتی و سیاسی خود قرار می گیرد، لزوم این گفت وگو بسیار بیشتر می شود چون حوزه حاکمیت، حوزه تصمیم سازی و تصمیم گیری و سپس اجراست. تصمیم گیری و اجرایی که به نوعی به سعادت همه مردم آن جامعه و کشور بستگی دارد بنابراین من فکر می کنم که موضوع گفت وگو کردن، یک شرط اساسی و اجتناب ناپذیر برای فضای سیاسی و حاکمیتی است؛ طبیعتاً عقل سلیم و آموزه های دینی و فرهنگی نیز بر این مساله مهم تأکید دارند.
جامعه «آزاد» و «گفت وگو محور» پیشرفت های بسیاری خواهد داشت
آقای تاجرنیا تأکید کرد که شکل گیری گفت وگو جزء بدیهیات است و اگر بخواهیم اختلافات یک جامعه و تفاوت دیدگاه ها را به نقاط مشترک برسانیم، جزء از مسیر گفت وگو ممکن نیست. حتی در اندیشه های رهبران انقلاب مثل شهید مطهری می بینیم که این مساله مهم وجود دارد که اگر جامعه آزاد باشد و حرکت های آن حاصل گفت وگو باشد، پیشرفت آن بسیار بیشتر از جامعه ای است که حتی بخواهند حرف درست را به آن تحکم کنند.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا تاکنون گفت و گو در کشور ما مورد اهتمام نبوده و ریشه ندوانده است؟ گفت: متأسفانه یک تفکر متصلب و جزم اندیشانه ای عمدتاً در سطوح حاکمیتی و مدیریتی در کشور وجود داشته که فکر می کنند تصمیم هایی که توسط حاکمان گرفته می شود، لایتغیر هستند و نباید تغییری کنند و در واقع امکان اصلاح در آنها وجود ندارد؛ در این رویکرد متأسفانه در بسیاری از زمان ها سعی می کنند به تصمیماتی که عمدتاً جنبه فردی دارد به نوعی رنگ و بوی الهی داده شود و بعضا این نگاه وجود داشته که اگر کسی بخواهد با نظری که حاکمان عرضه می کنند، مخالفت کند گویا با باورها و اعتقادات مذهبی مخالفت کرده است!
در جامعه ای که هر قرائت رسمی را به دین انتساب می دهند، فضایی برای گفت وگو باز نیست
آقای تاجرنیا ادامه داد: وقتی شما به نوعی سعی کردید که هر قرائت رسمی را به دین انتساب دهید، طبیعتاً فضایی برای گفت وگو باز نمی شود. به خاطر همین در این جامعه آنچه بیشتر تقویت می شود و روی آن تأکید می گردد به نوعی تقلید سیاسی و امر بردن از افراد و نهادهای حاکم است. در چنین فضایی امکان گفت وگو وجود ندارد.
وی به عمده ترین ریشه عدم گفت وگو در کشور اشاره و عنوان کرد: در کشور ما هر کسی که تفکر رسمی را حمایت، همراهی و تقویت می کند به نوعی ستایش می شود و مورد حمایت قرار می گیرد. در سوی دیگر با هر کسی که نقطه نظر مخالفی دارد، برخورد می شود. طبیعتاً چنین فضایی موضوع گفت و گو را به نوعی منتفی می کند. به گمانم این نگاه، به عدم شکل گیری گفت وگو در کشور بسیار دامن زده، به نوعی که به یک فرهنگ تبدیل شده است.
نماینده دوره ششم مجلس، اظهار داشت: در روایتی آمده است: «اَلنّاسُ عَلى دینِ مُلُوکِهِمْ؛ مردم به دین حاکمان خود هستند.» در طی دهه های گذشته شاهد بودیم که این نگاه میان اقشار مختلف جامعه ترویج داده می شود و حاصل این نوع نگاه این شد که نه تنها در سطوح حاکمیت بلکه در عرصه سیاسی نیز میان احزاب و گروه های سیاسی و اجتماعی گفت وگو صورت نمی گیرد و همه سعی می کنند نقطه نظرات خود را مطرح کنند و عمدتاً آنها را به نوعی غیر قابل تغییر می دانند. در حال حاضر در کشور ما با کوچک ترین پیش آمدی، کمترین اختلاف نظر تبدیل به بحران می شود و دلیل آن این است که عادت نکردیم اصول حاکم بر یک گفت وگوی سالم و سازنده را بپذیریم.
در جامعه داعیه دار حکومت دینی، نباید راه را برای بیان انتقادات بست
وی به پیش نیازهای مهم و ضروری یک گفت و گوی ملی مستمر، هدف دار، موثر و بالنده اشاره و خاطرنشان کرد: اولاً باید توجه داشته باشیم در جامعه ما که داعیه دار یک حکومت دینی است، به هیچ وجه نمی توان یک قرائت خاص و برداشت شخصی یا طبقه ای از اقشار جامعه را به عنوان نگاه قطعی دین تلقی کرد و به این وسیله راه را برای بسیاری از انتقادات بست. قانون اساسی و حتی قرآن مجید نسبت به این مساله تأکید دارند و معتقدند که از گفت وگو و شنیدن نقطه نظرات مختلف به نوعی کلام و مسیر صحیح به دست می آید. این مساله مهم بیشتر متوجه حاکمان و کسانی است که سعی می کنند با قرائت خود راه را بر قرائت های دیگر ببندند.
باید هزینه های «نقد» و «گفت وگوی آزاد» کاهش پیدا کند
آقای تاجرنیا عنوان کرد: بایستی بدانیم بخشی از قوانینی که در کشور جاری و ساری می شود، الزاماً قوانینی نیست که بایستی حتماً از دین و فقه استنباط کنیم بلکه بسیاری از این مسایل عرفی است. پس از اینکه پذیرفتیم بخشی از این قوانین و مقررات و برخی از این مسایل عرفی است و براساس نقطه نظرات مردم تغییر می کند، طبیعتاً این رویکرد مسیر را برای گفت وگو باز می کند. نکته دیگر اینکه بایستی هزینه های نظرات دگراندیشانه در جامعه ما به شدت کاهش پیدا کند، تا زمانی که نقطه نظرات و سخن ها در قالب بیان و ارایه نظرات مطرح می شود، به هیچ عنوان نبایستی برای افراد هزینه داشته باشد.
حتی نظرات در مورد شیوه اداره حکومت را بر نمی تابیم
وی گفت: سیره معصومین و برخوردی که حضرت علی(ع) با خوارج داشتند، گویای این اصل مهم است که تا زمانی که نظرات و سخنان افراد در قالب ارایه نظراتشان درباره مسایل مختلف است، از سوی جامعه تحمل می شدند، اما چگونه است که ما در جامعه خودمان به نوعی ادعای حکومت علوی می کنیم، حتی نقطه نظراتی که در مورد شیوه اداره حکومت مطرح می شود را بر نمی تابیم!
وی به وظیفه سیاسیون، مطبوعات و مجموعه های مختلف در شکل گیری «گفت وگوی» ملی، موثر و مستمر اشاره و بیان کرد: متأسفانه شاهدیم که موضوع گفت وگوی بین نهادها، احزاب و جریان های مختلف هنوز به یک مطالبه عمومی تبدیل نشده است. در جامعه ای که تعداد افراد اندکی سخن منتقدانه طرح می کنند و سعی دارند این انتقادات را در سکوت رسانه ای مطرح کنند و با عافیت طلبی همیشه به نوعی در کنار گود بایستند، نمی توان باب گفت وگو، نقد، انتقاد و پرسشگری را ایجاد کرد.
باید حاکمیت را به شنیدن رهنمون باشیم
وی افزود: وظیفه آحاد جامعه و تمامی نخبگان، احزاب و گروه های سیاسی و اجتماعی این است که موضوع گفت وگو و مطالبات را به صورت جدی بیان کنند. معتقدم که ما بایستی حاکمیت را به شنیدن رهنمون باشیم. همچنین باید بر حقوق اساسی پافشاری کنیم و طبق آنچه قانون اساسی تصریح کرده و همچنین براساس آموزه های دینی که خداوند انسان را حاکم بر سرنوشت خود کرده، مطالبات خود را مطرح کنیم و خواهان عملیاتی شدن این مطالبات باشیم.
آقای تاجرنیا معتقد است کسانی که امروز در رأس حاکمیت هستند، باید نگاهی به 43 سال قبل بیاندازند و شعارهای اولیه انقلاب را مرور کنند؛ زمانی که انقلاب در آستانه پیروزی بود، آنچه وعده داده می شد، وجود یک جامعه آزاد همراه با دموکراسی و گفت وگوهای نقادانه بود. رهبران انقلاب حتی در ابتدای پیروزی انقلاب سخن از وجود کرسی های تدریس مارکسیست در دانشگاه ها می کردند، اما امروز حتی کسانی که فرزندان این انقلاب بودند و به مبانی این نظام معتقد بودند، از سخن های کوچک انتقادی در امان نیستند و با آنها رفتارها و مواجهه های بسیار سختی صورت می گیرد.
وی گفت: عمده مردم ما، ایران را دوست دارند، سربلندی و آبادانی این کشور را می خواهند و همه آنها دلشان می خواهد که شهروندان ایران در کمال آرامش و امنیت همراه با توسعه و آرامش زندگی کنند، اما طبیعتاً وقتی فضا به لحاظ سیاسی و اجتماعی در کشور دچار انسداد می شود، می خواهند نقطه نظرات و خواسته های خودشان را مطرح کنند. اگر نوع مواجهه، ارزش دادن به گفت وگو باشد و سخن گفتن حاکمیت حتی از موضع برابر باشد، لازمه آن این است که گفت وگو کردن را بپذیریم و در این گفت وگوها به اشتباهات خودمان اقرار کنیم و در مواردی از مردم عذرخواهی کنیم و حتی در برخی از بخش ها به دلیل کم کاری هایی که وجود داشته، از قدرت کناره گیری کنیم.
وی به آسیب های عدم شکل گیری گفت وگوی ملی اشاره و اظهار داشت: اگر برخورد با انتقاد و مطالبه مردم، متناسب نباشد، اگر با مردم که صاحبان اصلی انقلاب هستند و جوانانی که امروز پرورش یافته همین جمهوری اسلامی هستند، نتوانیم صحبت کنیم و گفت وگویی صورت نگیرد، به نوعی این درخواست ها و مطالبات تند می شوند. مقابله کردن با این مردم در برخورد با آنان، نه تنها دردی را دوا می کند بلکه به طور مقطعی شاید صورت مساله را پاک کند، اما در نهاد جامعه یک نوع مطالبه و خواسته های انباشته ای را ایجاد خواهد کرد که طبیعتا در شرایط سخت و دشوار فوران می کنند.
آنچه در جامعه امروز ایران مشهود است، عدم پذیرش گفت وگو است
وی معتقد است آنچه در جامعه امروز ایران مشهود است، عدم پذیرش گفت وگو است و بیان کرد: گفت گو کردن با شعار، قابل انجام نیست. تا زمانی که بسیاری از نخبگان این کشور در زندان و در سختی به سر می برند، تا زمانی که حرف ها شنیده نمی شود و جای آن را خشونت می گیرد، این خشونت ها، نفرت پراکنی و خشونت تولید می کند و همین امر فضای گفت وگو و مفاهمه را خواهد بست.
آقای تاجرنیا گفت: خواسته های امروز جوانان کشور، خواسته های حداقلی است. بسیاری از آنها برای رسیدن به حداقل ها در معیشت و زندگی تلاش می کنند، بسیاری از آنها برای آزاد بودن سبک زندگی تلاش می کنند، در این میان باید به خواسته های مردم و نسل جوان توجه کنیم و مطالبات آنها را رسمیت بشناسیم و بدانیم که اگر پاسخ این نوع درخواست ها، رفتارهای همراه با خشونت باشد، بدون شک با گذر زمان حتی اگر اعتراضات به صورت مقطعی خاموش شوند، در مقاطع بعدی و در آینده، مجدداً به شکل بزرگتر و تندتری زمینه بروز و ظهور پیدا خواهد کرد و این مساله برای برای کشوری که ادعا دارد می خواهد یک نوع حکمرانی خوبی را در سطح دنیا به نمایش بگذارد، بسیار ضربه زننده خواهد بود لذا فکر می کنم که با توجه به شرایط فعلی کشور، اگر دلسوزی و تدبیری وجود دارد، بهتر است که این خواسته ها به درستی شنیده شوند و اگر قرار است در سیاست های کلان و ساختارها تغییراتی صورت بگیرد، متناسب با خواست افکار عمومی باشد. قطعاً همگی برای اعتلای ایران تلاش می کنیم و خواهان این هستیم که ایران همیشه سربلند، آباد و توأم با آرامش باشد.
/شفقنا