کد خبر : ۶۹۳۳
۱۸:۱۵

۱۴۰۱/۰۵/۲۳

ماجرای قتل مادر بر سر ارثیه

کیفرخواست پرونده مردی که نامادری اش را به خاطر اختلاف بر سر ارثیه به قتل رسانده بود، با تایید نماینده دادستان مشهد تایید و به دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد.

شب بیستم اسفند سال ۹۹ بود که مرد ۵۸ ساله وارد خیابان امامیه ۱۳ شد. او نگاهی به اطرافش انداخت و سپس به آرامی از روی دیوار همسایه به پشت بام منزل ویلایی رفت که «زن پدرش» در آن زندگی می کرد. او به درون حیاط پرید و سپس پاورچین پاورچین به داخل زیرزمین رفت که به صورت انباری استفاده می شد. «جواد» مقداری موادمخدر صنعتی از جیبش بیرون آورد و مشغول استعمال شد.

او سال ها قبل به جرم حمل موادمخدر به حبس ابد محکوم شده بود اما در سال ۹۷ بعد از تحمل ۱۲ سال زندان عفو شد و از زندان بیرون آمد ولی باز هم به سراغ موادمخدر صنعتی رفت و روزگار سیاه خود را باز هم روی تکرار گذاشت. حالا دیگر چیزی نداشت و همسرش نیز طلاق گرفته بود. «جواد» با زنی که او را «مادر» صدا می زد در گلبهار به زندگی ادامه داد ولی مخارج اعتیادش روز به روز بالا می رفت تا جایی که به جمع آوری ضایعات پرداخت. او روزهای تلخی را پشت سر می گذاشت تا این که در آذر سال ۹۹ پدرش به دلیل ابتلا به کرونا از دنیا رفت و او به فکر فروش منزل ارثیه ای پدرش افتاد که اکنون نامادری اش در آن خانه زندگی می کرد. همین موضوع موجب بروز اختلافاتی بین ورثه شده بود و کار به شکایت کشید و… . حالا «جواد» در حالی که همچنان موادمخدر مصرف می کرد و درون زیرزمین بیدارخوابی می کشید، به روزهای تلخ گذشته خود نیز می اندیشید تا این که هوا روشن شد.
هیچ صدایی از طبقه اول ساختمان نمی آمد و مرد ۵۸ ساله چشمانش را باز نگه داشته بود تا خوابش نبرد. صبح بود که بساطش را جمع کرد و به آرامی از زیر زمین خارج شد و به طبقه بالا رفت. او از طریق پنجره رو به بالکن که یکی از میله های فلزی آن را خارج کرده بود وارد منزل «مهری» (نامادری) شد. در این هنگام «مهری» با ایجاد سروصدای «جواد» در حالی از خواب پرید که کنار بخاری منزل به خواب رفته بود.


مرد ۵۸ ساله بلافاصله دهان نامادری اش را با دستمال بست تا سروصدا نکند اما در میان همین درگیری بود که «جواد» تیغه چاقو را بر گردن «زن پدرش» فرود آورد و سپس پیکر خون آلود او را به داخل حمام منزل کشاند تا از شر جسد رها شود اما در این هنگام صدایی ظریف از بیرون منزل شنید که نام «مهری» را بر زبان می راند! «جواد» بلافاصله از داخل اتاق و در حالی که سعی می کرد صدایش را نازک کند، پاسخ داد: «من حمام هستم!» وقتی آن زن از محل رفت، «جواد» هم سراسیمه از منزل خارج شد و به گلبهار گریخت.


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha